جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۴
اقتباس از «ستاره شیطان» چگونه رویای «یو نسبو» را برآورده کرد؟

«یو نسبو» از جمله محبوب‌ترین نویسندگان «نوآر نوردیک» است که با انتشار سری رمان‌های کارآگاه «هری هوله» توانسته آتش اشتیاق به این نوع از قصه‌های جنایی را زنده نگه دارد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): سریال جدید نتفلیکس با عنوان «کارآگاه هوله» که از ۲۶ مارس ۲۰۲۶ پخش خود را آغاز کرده، یکی از موردانتظارترین اقتباس‌های ادبی سال است. این سریال ۹ ‌قسمتی که با همکاری مستقیم «یو نسبو»، نویسنده نروژی، ساخته شده، بر اساس رمان «ستاره شیطان» شکل گرفته است.

نسبو در این سریال به عنوان نویسنده اصلی فیلمنامه حضور دارد و برای اولین بار کنترل کامل یک اقتباس سینمایی را در دست گرفته است. او در مصاحبه‌ای گفته بود پس از تجربه ناموفق فیلم «آدم‌برفی» که خودش نقشی در ساخت آن نداشت، تصمیم گرفت «اگر قرار است هَری هوله دوباره به پرده بیاید، این بار خودم پشت فرمان بنشینم.»

بهترین جنایی‌نویس حال حاضر

یو نسبو برای مخاطبان ایرانی نام آشنایی نیست و کتاب‌هایش در بازار نشر ایران همانند برخی از نویسندگان خارجی، پرفروش نشده است. اما قطعا نام او برای علاقه‌مندان به ادبیات جنایی و پلیسی آشناست و به باور خیلی خوانندگان و منتقدان در حال حاضر نسبو بهترین پلیسی‌ و جنایی‌نویس جهان است.

یو نسبو ۶۶ ساله، برای نویسنده شدن، مسیر نامتعارف و عجیب و غریبی را طی کرده است. او در جوانی فوتبالیست حرفه‌ای باشگاه مولده بود اما مصدومیت از ناحیه زانو به این رویا پایان داد.

پس از آن وارد دانشکده افسری شد، سپس اقتصاد خواند، کارگزار بورس شد و بعدها خواننده و ترانه‌سرای یکی از گروه موفق موسیقی راک در نروژ شد. اما نقطه عطف زندگی او در یک پرواز سی‌ساعته به استرالیا رقم خورد و ایده اولین رمانش، «خفاش»، در همین سفر به ذهنش رسید.

اقتباس از «ستاره شیطان» چگونه رویای «یو نسبو» را برآورده کرد؟
یو نسبو

شباهت‌های نسبو و هوله

اولین کتاب او در سال ۱۹۹۷ منتشر شد و هری هوله را معرفی کرد. کارآگاهی که نسبو اعتراف می‌کند «بخشی از شخصیت خودش» را در او ریخته است: «من بدبین به دنیا آمده‌ام. به همین دلیل در زندگی خوشحالم، چون همیشه بدترین سناریو را پیش‌بینی کرده‌ام و هر چیز بهتر از آن، خبر خوشی است.»

نسبو ادبیات جنایی را «پانک راکِ داستان‌نویسی» می‌نامد، چون «همه چیزهای غیرضروری را کنار می‌زند تا اسکلت داستان دیده شود.» اما تفاوت مهم او با بسیاری از هم‌سبکانش در این است که ادعا نمی‌کند پیام خاصی به خواننده منتقل کند. او می‌گوید: «کتاب‌های من بیانیه نیستند، سؤال هستند. من به شخصیت‌هایم معضلات اخلاقی می‌دهم و آنها را مجبور به انتخاب می‌کنم، اما قضاوت نمی‌کنم.»

این رویکرد نتیجه تجربه زیسته خاصی است که نسبو از سر گذرانده است. پدرش در جنگ جهانی دوم به نیروهای آلمانی پیوسته بود تا با کمونیسم بجنگد، در حالی که خانواده مادرش از مبارزان مقاومت نروژی بودند. نسبو این «شوکِ ۱۵سالگی» را یکی از ریشه‌های اصلی دغدغه‌های اخلاقی در آثارش می‌داند.

نویسنده محبوب نوآر نوردیک

یو نسبو از جمله محبوب‌ترین نویسندگان «نوآر نوردیک» است که با انتشار سری رمان‌های کارآگاه «هری هوله» توانسته آتش اشتیاق به این نوع از قصه‌های جنایی را زنده نگه دارد.

تا سال ۲۰۱۴ بیش از سه میلیون نسخه از رمان‌های او در نروژ به فروش رفت و کتاب‌های او به بیش از ۵۰ زبان ترجمه‌شده و تا سال ۲۰۱۲ میلادی حدود ۵۰ میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته شده ‌است. همین رقم‌های فروش، پرمخاطب‌ بودن این نویسنده نروژی را نشان می‌دهد.

همچنین بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سبک «نوردیک‌نوآر» که به نوآر اسکاندیناوی هم شناخته می‌شود ژانری در ادبیات جنایی است که مشخصات فرمی مشخصی دارد و به واسطه‌ی محل وقوع قصه‌ها که در شمال اروپا می‌گذرند قابل تشخیص است.

ویژگی‌های شخصیتی کارگاه هوله

اما مهمترین ویژگی شخصیت هری هوله در رمان‌های نسبو چیست که او را تا این اندازه محبوب کرده و پلتفرم نتفلیکس را جهت اقتباس متقاعد کرده است.

هوله قراردادهای ژانر پلیسی را می‌شکند. او خوش‌تیپ، جوان یا جذاب نیست. خود نسبو ظاهر او را «زشت-خدایی» توصیف می‌کند.

او الکلی است، روابط شخصی‌اش را خراب می‌کند و در بخش‌های ابتدایی «ستاره شیطان» در یک پرخوری یک‌ ماهه کاملاً از هم پاشیده است.

اما همین شخصیتِ «گرگ تنها» دقیقاً همان چیزی است که نسبو برای روایت قصه‌هایش به آن نیاز دارد، کسی که در حاشیه جامعه ایستاده و از همان حاشیه می‌تواند به اعماق تاریک آن نفوذ کند.

اقتباس از «ستاره شیطان» چگونه رویای «یو نسبو» را برآورده کرد؟

«ستاره شیطان» با یک موج گرما در اسلو آغاز می‌شود. تعطیلات تابستانی، شهر خلوت، و اداره پلیس با کمبود نیرو مواجه است. اولین جسد زنی با انگشت قطع‌شده و یک الماس قرمز پنج‌پر (ستاره شیطان) زیر پلک کشف می‌شود.

داستان در دو سطح موازی پیش می‌رود. تعقیب قاتل زنجیره‌ای، یک قاتل که قربانیانش را بر اساس الگویی پنهان انتخاب می‌کند و سرنخ‌هایی معمایی بر جای می‌گذارد. دیگری دوئل با تام والر است. هری متقاعد شده است که همکارش تام والر یک پلیس فاسد و قاتل دوست صمیمی‌اش الن است، اما هیچکس حرفش را باور نمی‌کند.

این دو خط روایت در پایان به شکلی درخشان به هم گره می‌خورند. نیویورک تایمز این کتاب را «داستانی که مانند قطار تندرو پیش می‌رود» توصیف کرده است.

هوله در این کتاب در بحرانی‌ترین وضعیت ممکن قرار دارد. او از معشوقه‌اش، رکل جدا شده، به قول‌هایش برای ترک الکل پشت پا زده و یک قدم تا اخراج از نیروی پلیس فاصله دارد. با این حال، همین شکست‌خوردگی است که به او اجازه می‌دهد جایی را ببیند که دیگران نمی‌بینند.

تام والر در مقابل، شخصیتی است با جذابیت ظاهری و عملکرد حرفه‌ای بی‌نقص، اما درونش تهی از هرگونه وجدان است. او در این کتاب به نماد «شر سیستمی» تبدیل می‌شود؛ شری که در درون نهادهای به ظاهر درست جا خوش کرده است.

رکل و پسرش اولگ نیز در این کتاب حضوری حیاتی دارند. نسبو خودش گفته: «اگر از من بپرسید این داستان درباره چیست، با وجود همه قتل‌ها و تعقیب‌وگریزها، در هسته مرکزی یک داستان عاشقانه است.»

داستانی ساده اما جذاب

«ستاره شیطان» سومین کتابی بود که از مجموعه هری هوله در آمریکا منتشر شد پس از «سینه‌سرخ» و «نمسیس». نیویورک تایمز در نقد خود اشاره کرد که این کتاب برخلاف دو جلد قبلی، «مسائل سیاسی یا اخلاقی جدی» را دنبال نمی‌کند و بیشتر یک داستان تعقیب‌وگریز کلاسیک است.

اما این سادگی نسبی، نقطه قوت کتاب برای اقتباس تلویزیونی است. نسبو خودش انتخاب این کتاب را این‌گونه توجیه می‌کند: «این اولین کتاب در مجموعه است که در آن شهر اسلو به یک شخصیت مستقل تبدیل می‌شود». در واقع، «ستاره شیطان» شهری را نشان می‌دهد که تعطیلات و گرمای تابستان چهره‌ای فریبنده به آن بخشیده، اما زیر این سطح، جنایت و فساد در جریان است.

اقتباس از «ستاره شیطان» چگونه رویای «یو نسبو» را برآورده کرد؟

نسبو توضیح می‌دهد که چرا این جلد خاص از مجموعه برای اقتباس تلویزیونی انتخاب شده است: «دلیل اصلی این است که در این کتاب، اسلو به شخصیتی مستقل تبدیل می‌شود. ما نسخه‌ای از اسلو ساختیم که ۱۵ درصد جذاب‌تر، یا شاید تاریک‌تر از خودِ واقعی‌اش است؛ اسلوی گاتام‌سیتی [شهر گاتام از بتمن]. موزه مونک را زشت‌تر کردیم، چند آسمان‌خراش اضافه کردیم... این اسلوی واقعی است، اما ۱۵ درصد بیشتر.»

سریال نیز به خوبی به کتاب وفادار مانده و توانسته پیچ و خم‌های داستانی و شخصیت‌پردازی خاصِ نویسنده را بازتاب دهد. دقت در همین موارد باعث شده تا سریال «کارگاه هوله» به یکی از سریال‌های مخاطب در چند ماه اخیر تبدیل شود.

نسبو در پاسخ به نگرانی طرفداران کتاب می‌گوید: «می‌دانم هزاران هری هوله در ذهن خواننده‌های من وجود دارد. ما قصد نداریم با آن تصویرها رقابت کنیم. مردم می‌توانند هری خودشان را نگه دارند. ما هری جدیدی می‌سازیم.»

جسارت شروع دوباره

«ستاره شیطان» نقطه عطفی در مجموعه هری هوله است. این کتاب جایی است که نسبو نشان می‌دهد می‌تواند یک داستان کلاسیک «قاتل زنجیره‌ای» را بدون تکیه بر مسائل سیاسی یا تاریخیِ پیچیده کتاب‌های قبلی روایت کند، بدون آنکه از عمق شخصیت‌پردازی یا تعلیق بکاهد. این ویژگی، آن را به بستری ایده‌آل برای اقتباس تلویزیونی تبدیل کرده است.

اما ارزش اصلی این اقتباس، فراتر از خود کتاب است. برای اولین بار، یو نسبو ـ نویسنده‌ای که خود را «نویسنده به‌دردنخور کتاب‌های جناییِ متوسط» توصیف می‌کند و در همان حال می‌گوید «وقتی می‌نویسم حس می‌کنم بهترین نویسنده جهانم» ـ فرصت یافته تا جهانِ خلق‌شده توسط خودش را بر پرده نمایش بازآفرینی کند.

او که زمانی با شهامت شکستِ اقتباس قبلی‌اش یعنی «آدم‌برفی» را پذیرفت و سه سال از عمرش را صرف یادگیری «چگونه یک سریال تلویزیونی می‌سازند» کرد. این همان روحیه‌ای است که او را از یک فوتبالیست مصدوم به یک پاپ‌استار، و از یک کارگزار بورس به یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان جنایی جهان تبدیل کرد، جسارت شروع دوباره.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها