سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در تقویم فرهنگی ایران، روز معمار نه صرفاً یادآور بزرگداشت یک صنف، بلکه فرصتی برای بازخوانی نقش معماری بهعنوان یکی از بنیانهای تمدنی و هویتی این سرزمین است. امسال، این روز در حالی فرا میرسد که ایران نزدیک به دو ماه درگیر سومین جنگ تحمیلی شد و شهرها، زیرساختها، شبکههای زیستی و حتی تصور ما از امنیت و پایداری در معرض آزمونی کمسابقه قرار گرفت.
در چنین شرایطی، معماری فراتر از مفهوم رایج آن در ساختوساز بار دیگر بهعنوان یک «کارکرد راهبردی» و یک «مسئولیت اجتماعی» مطرح میشود؛ مسئولیتی که با بقا، سامان، امید و آیندهسازی جامعه گره خورده است.
تجربه تاریخی نشان داده که معماری در ایران نه یک فعالیت صرفاً فنی، بلکه پرسشی تمدنی بوده است: چگونه باید زندگی را در این سرزمین سامان داد؟ چگونه باید میان امنیت، معنا، زیبایی، عدالت فضایی و تابآوری تعادل برقرار کرد؟ و چگونه میتوان پس از هر بحران، شهر را نه فقط «ترمیم»، بلکه «احیا» کرد؟ اکنون در شرایطی که جنگ اخیر بخشهایی از زیرساختها و حیات شهری را تحت تأثیر قرار داده و نگاه ملی را به ضرورت تابآوری معطوف کرده، اهمیت این پرسشها دوچندان شده است.
روز معمار امسال از معماران میخواهد نه به گذشته، که به وظایف آینده بیندیشند؛ آیندهای که نیازمند ساختن دوباره ایران بر مبنای دانش، اخلاق، فهم اجتماعی و تجربه تاریخی است.
در این میان، گفتوگو با چهرههایی که معماری را در معنای عمیق، انسانی و تمدنی آن میشناسند، ضرورتی انکارناپذیر است. مهدی حجت، معمار، نویسنده، استاد پیشکسوت و رئیس مؤسسه فرهنگی ایکوموس ایران، ازجمله صاحبنظرانی است که معماری را رسالتی فراتر از کالبد میداند و بر نقش آن در تابآوری، هویت و آینده جامعه تأکید میکند. آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگوی ایبنا با وی درباره «معماری، تابآوری شهری و مسئولیت معماران در دوران پساجنگ» است؛ گفتوگویی که تلاش میکند تصویری روشن از جایگاه امروز معماری در ایران و مسیر پیشِرو ارائه دهد.
از نگاه شما «معمار» چه نسبتی با «شهر» دارد و این نسبت در دوران جنگ تحمیلی سوم چه معنایی پیدا میکند؟
روز معمار تنها مناسبتی برای تبریکگفتن، ارسال گل و پیام و تبادل احترام میان معماران نیست. اگر قرار باشد این روز معنا و کارکرد واقعی خود را پیدا کند، آن معنا چیزی جز یادآوری مسئولیت سنگین معماران در برابر جامعه نیست. این روز باید ما را متوجه کند که معمار در برابر آینده شهر و زندگی مردم چه مسئولیتی دارد، مخصوصاً امروز که کشور درگیر جنگ تحمیلی جدیدی است و پرسش از تابآوری شهرها اهمیت دوچندان یافته است.
ارتباط معمار با شهر محدود به مفهوم تابآوری نیست؛ تابآوری پیششرط ادامه حیات شهر است. یعنی اگر شهری نتواند بایستد، دوام بیاورد و زیستپذیر بماند، اساساً دیگر موضوعی به نام توسعه، فرهنگ، اقتصاد یا حیات اجتماعی باقی نمیماند. در این میان، معماران باید وظایف خود را در شرایط دشوار فعلی و دوران پساجنگ بشناسند و درک کنند که «قرار گرفتن روز معمار در چنین مقطعی» حامل پیامی عمیق برای آنهاست.
اما پیش از ورود به بحث تابآوری، لازم است بر یک موضوع تأکید کنم: مفهوم معماری در طول زمان بهشدت بدفهمی شده است. معماری را اغلب با «ساختمان»، «کالبد»، «فرم» و «زیباییشناسی صرف» محدود کردهاند، در حالی که در سنت فکری ما «معماری» یعنی به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه هر چیز. معمار کسی است که استعداد پنهان یک موضوع را آشکار میکند، آن را به منصه بروز میرساند و فعلیت میبخشد. بر این مبنا سعدی معمار زبان فارسی است، چنانکه ممکن است فرماندهای که نیروهایش را سازمان میدهد نیز معمار آن مجموعه باشد. بنابراین معماری تنها یک فعالیت کالبدی نیست؛ یک رسالت تمدنی است.
این معنا در متون دینی نیز تأیید شده است. قرآن کریم میفرماید:«هو أنشأکم من الأرض واستعمَرکم فیها.»
علامه طباطبایی میگوید: خدا انسان را «منحصراً» برای آبادانی زمین خلق کرده است. آیتالله جوادی آملی نیز «استعمرکم» را بهمعنای «درخواستِ اکید برای معماری» تفسیر میکنند. این یعنی معماری یک وظیفه الهی است و ما باید با چنین فهمی به معماری و به شهر نگاه کنیم.
امروز اما در میانه جنگی که نهایتاً به تأکید امام شهیدمان با پیروزی ایران پایان خواهد یافت، پرسش اصلی این است که پس از جنگ چه باید کرد؟ ما با حجم بزرگی از خسارتها مواجهیم؛ خسارتهایی که تنها به جنگ اخیر محدود نمیشوند. پس از هر انقلاب در دنیا معمولاً اشتیاقی عمومی برای ترمیم و سامانبخشی به زندگی مردم ایجاد میشود، اما تجربه جهانی نشان میدهد که دشمنان چنین کشورهایی با ایجاد یک جنگ، این ظرفیت را از بین میبرند؛ همانطور که کنار انقلاب روسیه جنگ کره را رقم زدند، کنار انقلاب چین جنگ ویتنام را و کنار انقلاب ایران نیز جنگ هشتساله را.
امروز مردم ایران بار دیگر در صحنهاند؛ یک «بعثت عمومی» در کشور رخ داده، و این حضور گسترده مردم، نیروهای نظامی و دیپلماتها نشاندهنده شکلگیری ارادهای ملی برای ترمیم همه خسارتهای تاریخی و ساختن ایرانِ شایسته است. بنابراین روز معمار در چنین شرایطی یک پیام جدی دارد:«معماران باید آماده باشند؛ دوران پساجنگ، رسالت بزرگی بر دوش آنها میگذارد.»
ما باید از هماکنون بدانیم چه برنامهای برای بازسازی داریم، مسیرهای غلط گذشته را چگونه اصلاح خواهیم کرد و چگونه شرایط را برای احیای دوباره ایران فراهم میکنیم. اینها وظایف حقیقی معماران است.
شما همواره منتقد جدی وضعیت آموزش معماری در ایران بودهاید. آیا نظام آموزش عالی ما معمارانی تربیت کرده که بتوانند چنین رسالتی را در دوره پساجنگ بر دوش بکشند؟
مشکل آموزش معماری در ایران پدیدهای داخلی نیست؛ بلکه مانند «یک بیماری واگیردار» از خارج به ما منتقل شده است. ۱۵۰ سال پیش در غرب نوعی انحراف در معماری رخ داد. معماری از یک فعالیت مسئولانه برای سامانبخشی به زندگی مردم، تبدیل شد به نوعی هنر فانتزی که معمار در آن احساسات و برداشتهای شخصی خود را بیان میکند. این تغییر نگرش منشأ شکلگیری مکتبهایی مثل «اِکُلدِبوزار» در فرانسه بود و سپس با واکنشهایی مانند باوهاوس روبهرو شد، اما بههرحال این بیماری به ایران هم سرایت کرد.
نتیجه این شد که معماری برای برخی تبدیل به «بازی» شد؛ بازی با فرمها، حجمهای عجیبوغریب و نمایشهای بصری که معمولاً از شبکههای اجتماعی و جریانهای سطحی تغذیه میشود. در این میان، رسالت معماری یعنی حل مسئله و ایجاد شرایط مناسب زیست برای مردم به حاشیه رفت.
البته باید تأکید کنم که در همه صنوف، از پزشکی گرفته تا مهندسی و هنر، همواره هم افراد مسئول وجود دارند هم افراد بیاعتنا. معماری هم از این قاعده مستثنی نیست. ما امروز تعداد قابل توجهی جوانان مستعد داریم که میخواهند معماران مسئول باشند. در کلاسها بهوضوح میبینم که دانشجویان تفاوت «معماری حقیقی» و «ژیگولبازی فضایی» را درک میکنند. آنها دغدغه جامعه دارند و این بسیار امیدبخش است.
با این حال آموزش معماری در ایران به یک بازنگری جدی نیاز دارد. ما باید این «بختک» را از سر معماری برداریم و دانشکدهها باید فضایی برای تربیت معماران مسئول باشند، نه معمارانی که صرفاً هیجان شکلی و هوس فضایی دارند. خوشبختانه جریان عمومی جامعه، این میل کج را در آینده نزدیک اصلاح خواهد کرد. من مطمئنم معماری ایران در یکیدو دهه آینده دوباره به مسیر دههزارساله خود بازخواهد گشت.
یکی از چالشهای مهم معماری و شهرسازی در ایران، قوانین و مقررات است. آیا قوانین فعلی اجازه میدهند معماران در دوران پساجنگ وظیفه خود را بهدرستی انجام دهند؟
قطعاً خیر. قوانین معماری و شهرسازی ایران نیاز به بازنگری جدی، اساسی و همهجانبه دارند. قوانین مدنی و مقرراتی که توسط مجلس یا شوراها تصویب میشود متناسب با شرایط زمانه است و با تغییر شرایط باید تغییر کند. قانون الهی ثابت است، اما قانون بشری همواره باید اصلاح و تطبیق یابد.
پس از انقلاب اسلامی، جامعه ایران تحولات بسیار سریع و شدیدی را تجربه کرده و در هر مقطع زمانی بنا به ضرورتهای لحظهای، قوانینی وضع شده که طبیعتاً «موضعی» بوده و امروز پاسخگوی نیازهای عمیق کشور نیست. بهویژه در حوزه معماری، ما به یک «بازنگری بنیادین» نیازمندیم؛ بازنگریای که باید ابتدا در محیطهای آکادمیک و پژوهشی شکل بگیرد و پس از تدوین نظریهها و مدلهای بومی، بهصورت لایحه به مجالس تصمیمگیر پیشنهاد شود.
اما واقعیت این است که هنوز مقدمات نظری بهطور کامل فراهم نشده. برای اصلاح قوانین معماری، ابتدا باید روشن کنیم که «معماری در ایران چیست؟» و سپس قوانین متناسب با این تعریف تدوین کنیم. این کاری زمانبر اما بسیار ضروری است.
ایران در چند دهه اخیر سه جنگ تحمیلی را تجربه کرده است. از نگاه شما جامعه معماری ما از این جنگها چه درسهایی باید بگیرد تا به سمت معماری و شهرهای تابآور حرکت کند؟
موضوع تابآوری دو بُعد دارد:یکی تابآوری اجتماعی و دیگری تابآوری کالبدی و محیطی، این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
تابآوری اجتماعی به رفتار مردم، به سبک زندگی، به اخلاق، به مصرف انرژی، به نحوه مواجهه مردم با بحرانها برمیگردد. جامعهای که سبک زندگیاش بر مصرفگرایی، مدهای گذرا و وابستگیهای سطحی استوار باشد، در برابر بحرانها خودبهخود تابآور نیست. اما جامعهای که ریشهدار باشد، باورهای عمیق داشته باشد، اقتصاد خانوادهمحور را بشناسد و رفتار پایدار داشته باشد، به شکل طبیعی تابآور میشود.
در کنار آن تابآوری کالبدی قرار دارد؛ یعنی طراحی ساختمانها، زیرساختها، شبکههای شهری و سازوکارهای فنی برای مقاومت در برابر جنگ، زلزله و سایر سوانح. خوشبختانه امروز نهادهای دانشبنیان در ایران ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد کردهاند. مصالح مقاوم، فناوریهای نوین ساختوساز و الگوهای جدید برنامهریزی شهری در حال توسعه است. اما این روند نیازمند زمان، تجربه، بودجه و حمایت قانونی است.
اگر اراده ملی برای «آبادانی آینده ایران» وجود داشته باشد، تمام این عناصر بهتدریج شکل خواهد گرفت. اصل قضیه اراده است. وقتی اراده باشد، مصالح، قوانین، فناوری و منابع انسانی همه فراهم میشود.
و به عنوان سخن پایانی بر چه موضوعی تاکید دارید؟
روز معمار در سال جاری با تمام سالهای گذشته متفاوت است. امروز کشور در شرایط خطیری است، اما همین شرایط فرصتی تاریخی پدید آورده تا معماران مسئولیت خود را دوباره بشناسند. معماران باید بدانند دوران پساجنگ فرصت بینظیری برای بازسازی ایران است؛ بازسازی نه فقط کالبد شهرها، بلکه بازسازی امید، اخلاق، روابط اجتماعی و کیفیت زیست مردم.
رسالت امروز معماران این است که خود را برای احیای دوباره ایران آماده کنند؛ ایرانی که شایسته جایگاه تاریخی خویش است. این مسئولیتی است که روز معمار امسال به ما یادآوری میکند و انشاءالله در عمل نیز محقق خواهد شد.
نظر شما