به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در شیراز، محمدرضا مریدی، استادیار دانشگاه هنر تهران با کالبدشکافی رویکرد عملگرایانه سعدی در دوران پرآشوب قرن هفتم هجری، وی را طراحی هوشمند توصیف کرد که بهجای پناه بردن به گوشهنشینی، مسیر واقعگرایی شجاعانه را برگزید و افزود: سعدی در زمانهای که ویرانی و ناامیدی بر ایران سایه افکنده بود، با تمرکز بر مفاهیمی چون صلح، رفاه و اخلاق اجتماعی، عملاً به جامعهشناسی تبدیل شد.
همایش «منظر جامعهشناسی به سعدی در زمانه جنگ» در تالار شیراز با گرامیداشت یاد پیشگامان جامعهشناسی ادبیات در ایران، به تمایز نگاه سعدی با معاصرانش پرداخت و اظهار کرد: در حالی که تهاجم مغول بسیاری از اندیشمندان را به سمت تصوفِ محض و گریز از متن جامعه سوق داد، سعدی راه دشوارِ رویارویی با واقعیت را انتخاب کرد. او جامعه را نه یک پدیده ایستا، بلکه میدانی از روایتهای گوناگون میدید و تلاش کرد از دل این آشوب، نظمی نوین
این استاد دانشگاه با رد نگاه تکبعدی به اشعار سعدی، او را شاعر تمامعیار «زندگی» نامید و تصریح کرد: اگرچه بسیاری بر جنبههای عاشقانه آثار او تأکید دارند، اما سعدی با جسارتی مثالزدنی از جزئیترین مسائل معیشتی، از تجارت و ثروت گرفته تا فقر و مناسبات بازار سخن گفته است. او در اوج بحرانهای سیاسی قرن هفتم، بر ضرورت آبادانی و رفاه تأکید میکرد و نشان داد که هنر میتواند ابزاری برای بازگشت به زندگی باشد.
مریدی در بخش دیگری از سخنان خود به هوش سیاسی شیخ اجل اشاره کرد و گفت: سعدی پس از بازگشت به شیراز، آگاهانه با حکمرانان وقت وارد تعامل شد. او زبانی را برگزید که در عینِ پندآموزی، انتقادی و اصلاحگر بود. این رفتار سیاسی، نه از سرِ سازش، بلکه تلاشی مصلحتآمیز برای صیانت از میراث فرهنگی شیراز در برابر قدرت ایلخانان و اتابکان بود؛ تا جایی که حتی باصلابتترین حاکمان مغول را نیز به دادگری و شفقت دعوت میکرد.
سعدی قلمرو فرهنگی و وطنی معنوی بنا کرد
این پژوهشگر در جمعبندی سخنان خود، سعدی را معمار هویت ملی ایران برشمرد و بیان کرد: در سدهای که ایران فاقد یک اقتدار مرکزی واحد بود و مرزها دستخوش تزلزل شده بودند، سعدی با سرودههایش یک قلمرو فرهنگی و وطنی معنوی بنا کرد. او شیراز را به کانون اعتبار ایران در جهان تبدیل کرد. امروز بر ماست که به عنوان هنرمند و جامعهشناس، این نگاه واقعبینانه و حیاتبخش را برای حل مسائل معاصر بازخوانی کنیم.
مدیر مرکز سعدیشناسی نیز در این همایش با تبیین نقش تمدنساز شیخ اجل در معرفی ایران به جهانیان، معتقد است که اگر امروزه شیراز به عنوان یک برند فرهنگی در سطح بینالمللی شناخته میشود، این جایگاه مرهون نام و آوازه سعدی است.
کوروش کمالی سروستانی به تشریح رابطه دوسویه این شاعر و زادگاهش پرداخت و اظهار کرد: شواهد تاریخی گواهی میدهند که هویت جهانی شیراز با حضور سعدی و حافظ گره خورده است. در واقع، این سعدی بود که به جغرافیای شیراز اعتبار بخشید و آن را از یک شهر معمولی به مرکزی برای تبادل فرهنگی و قطب شناختهشده در دنیای ادب تبدیل کرد.
مدیر مرکز سعدیشناسی با اشاره به جایگاه ویژه مزار سعدی در نگاه ناظران خارجی، بیان کرد: گزارشهای مستندی همچون نوشتههای ابنبطوطه در سده هشتم هجری، نشاندهنده ارادت دیرینه مردم و اهمیت بنای آرامگاه و حوضچه ماهی آن است. آمارها نشان میدهد از میان دو هزار سفرنامهای که در بازه زمانی قرن ۱۳ تا ۲۰ میلادی نگاشته شده، در بیش از ۱۳۰ اثر برجسته، توصیفهای مفصلی از شخصیت سعدی و فضای آرامگاه او وجود دارد.
نفوذ اندیشه سعدی در میان متفکران غربی
وی افزود: سیاحان بزرگی همچون ویلبر و فرانکلین با تعابیری همچون افلاطون ایران، سعدی را ستودهاند که این امر نشاندهنده نفوذ اندیشه او در میان متفکران غربی است.
کمالی سروستانی با مقایسه نگاه سعدی با دیگر مشاهیر ادب فارسی، تصریح کرد: در روزگاری که ایران تحت تأثیر تهاجم بیگانگان دچار تشتت شده بود، سعدی با محوریت بخشیدن به شیراز، نوعی انسجام ملی و فرهنگی ایجاد کرد. برای او، شیراز فراتر از یک سکونتگاه، نمادی از تمامیت وطن بود و همین نگاه باعث شد نام این شهر در کنار نام او جهانی شود.
مدیر مرکز سعدیشناسی در پایان، بر لزوم ارتقای زیرساختهای این منطقه فرهنگی تأکید کرد و گفت: سعدی حق بزرگی بر گردن هویت تاریخی و گردشگری شیراز دارد. وظیفه امروز ما این است که با ساماندهی حرفهای و استانداردسازی حریم آرامگاه، فضایی شایسته برای میزبانی از مشتاقان و فرهنگدوستان سراسر جهان فراهم کنیم؛ چرا که سعدیه همچنان قلب تپنده فرهنگ ایرانزمین است.
نظر شما