یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۷
«تولد در میدان» و روایت صریح و شاعرانه دفاع مقدس

حسین اسرافیلی در اولین مجموعه شعر خود به نام «تولد در میدان» با زبانی ساده و صریح به موضوع جنگ و انقلاب پرداخته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا حسین اسرافیلی از شاعران مطرح حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که چه در این غزل و چه در شعرهای دیگر توانست اوج معرفت و دلدادگی خود را به ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس در پای نهال نوپای خون شهیدان بریزد.

نخستین کتاب او با عنوان «تولد در میدان»، در میانه جنگ تحمیلی منتشر شد. این مجموعه چهار بخش را دربردارد که شامل اشعار پس از انقلاب، عاشورایی‌ها، از سال‌های سکوت و اشعار ترکی است.

۲۹ شعر در بخش سروده‌های پس از انقلاب گنجانده شده که مضامین آنها به انقلاب و جنگ تحمیلی اختصاص دارد. از این میان چهار قطعه با نام‌های «کاروانی همه بارش خورشید»، «از صحابه باستانی عشق»، «قامت بلند ایثار» و «خطابه سبز» در قالب شعر نو سروده شده و مابقی در قالب شعر کلاسیک قرار دارند. بیشتر اشعار دفاع مقدس این مجموعه نیز در همین بخش اول اثر جای دارند.

در این کتاب با بسامد بالای واژه‌ها و تعابیر حوزه جنگ از جمله سنگر، برادر، پاسدار، خون، امت، فجر و تفنگ روبه‌رو هستیم:

با قطار فشنگ بر شانه

دست‌هایت تفنگ را ماند

از اصطلاحات جنگی قدیم مانند تیغ، شمشیر، باره و کارزار هم استفاده زیادی شده است:

ماند خالی از طپش گهواره‌ها

بی سوار و غرقه در خون باره‌ها

یکی از نکات قابل توجه در اشعار دفاع مقدس اسرافیلی تلفیق حماسه و عرفان است که لطافت خاصی به لحن اشعارش داده و در جذابیت و گیرایی آنها موثر بوده است:

چون به نام عشق ما دفتر زدند

از شهادت مهر خونش برزدند

«تولد در میدان» با اینکه از نخستین آثار حوزه دفاع مقدس است که در میانه جنگ سروده شده توانسته با تکیه بر عاطفه روایت‌گر صریح و حماسی شرایط جنگ و ستایش فداکاری‌های شهیدان و رزمندگان باشد.

«تولد در میدان» و روایت صریح و شاعرانه دفاع مقدس

زخم‌های بی‌قرار

اسرافیلی که حدود ۱۰ کتاب شعر دارد در عرصه پژوهش و گردآوری آثار حوزه مقاومت و دفاع مقدس نیز فعالیت‌های قابل تحسینی کرده که از این میان می‌توان به مجموعه شعر «زخم‌های بی‌قرار» دربردارنده ۴۷ شعر از شاعران مقاومت به کوشش وی اشاره کرد.

این اثر دربردارنده ۴۷ شعر از شاعران مقاومت از جمله عباس باقری، قنبرعلی تابش، سیداحمد استوار، مجید سعدآبادی، زهرا شعبانی، عبدالرضا شهبازی، علی صارمی، احمدرضا قدیریان، مصطفی محدثی خراسانی، حسنا محمدزاده و سیدمهدی نژادهاشمی را دربردارد:

به کدامین گناه خنجر زد؟

شرک بود این کفتری پر زد؟!

چه غریبانه یا رضا می‌گفت

آخرین لحظه‌ای که پرپر زد

پر کشیدن در این جهان جرم است

هر که آمد پرنده را سر زد

رافضی و هزاره و شیعه!

حکم تکفیر بر کبوتر زد

بوی ضحاک می‌دهد

این تیغ کیست این اژدری که چنبر زد؟

سال‌ها پیش‌تر همین خنجر

سجده رفت و به فرق حیدر زد

شمر شد یک زمان به شط فرات

تیر را بر گلوی اصغر زد

روز دیگر کنار بند امیر

شعله در گیسوی صنوبر زد

خون ما راز سرخ رویی ماست

کربلا را چقدر خنجر زد؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها