سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مهدی ماحوزی در ابتدای واکاوی خود، به پیوند اساطیری گندم با خلقت انسان اشاره میکند. در باورهای کهن و متون اسلامی، گندم همان «شجره ممنوعه» یا دانهای است که آدم و حوا با تناول آن، از بهشت رانده شدند. این هبوط، اگرچه در ابتدا یک هجران به نظر میرسید، اما سرآغاز تکوین تمدن بشری شد. گندم، انسان را با مفهوم «رنج مقدس» آشنا کرد.
گندم در ادبیات ما نماد «رزق مقسوم» و برکتی است که برای به دست آوردنش باید عرق ریخت. این دانه، پیونددهنده انسان با خاک است و در عین حال، به دلیل ریشه بهشتیاش، همواره بویی از قدسیت با خود دارد. از همین روست که ایرانیان قدیم، گندم را «ایزدداده» مینامیدند و کشت آن را عبادتی بزرگ میشمردند.
نان در ترازوی شرع و اخلاق اسلامی
ماحوزی به حدیث مشهور نبوی «اکرموا الخبز» (نان را گرامی بدارید) استناد میکند و توضیح میدهد که چرا نان در اسلام از چنان حرمتی برخوردار است که حتی نباید زیر پای قرار گیرد. در فرهنگ اسلامی-ایرانی، نان تجلی اسم «رزاق» خداوند است.
این نگاه باعث شده است که در زندگی روزمره ما، نان به عنوان مرز میان شکر و کفران شناخته شود.تقدس نان در فرهنگ ما، یک «وجدان جمعی» ایجاد کرده است؛ وجدانی که اسراف نان را نه یک خطای اقتصادی، بلکه یک گناه اخلاقی و معنوی میبیند. نان در این ساحت، میثاقی است میان خالق و مخلوق که ضامن بقای حیات و استمرار رحمت الهی بر روی زمین است.
نان جو؛ آینه زهد و استغنای عارفانه
در پهنه ادبیات عرفانی که مهدی ماحوزی به تفصیل به آن پرداخته، «نان جو» جایگاهی نمادین و شگرف دارد. نان در اینجا به دو دسته تقسیم میشود: نانی که برای تفاخر و دنیاطلبی است و نانی که برای بقای جان و تقرب به جانان. عارفان بزرگ ما همچون عطار و مولانا، بارها به نان جو به عنوان نماد پارسایی و بریدن از تعلقات دنیوی اشاره کردهاند.
در اندیشه عرفانی، نان وسیلهای است برای «جوع» (گرسنگی) اختیاری. اما شگفت اینجاست که همین نان اندک، در سفره عارفان به مائدهای بدل میشود که هزاران نفر را سیر میکند. ماحوزی با نقل حکایاتی از ابوسعید ابوالخیر و ابوالحسن خرقانی، نشان میدهد که در فرهنگ صوفیه، «نان دادن» به خلق، بدون پرسش از مذهب و آیین، برترین مرتبه انسانیت است. آنجا که بر سر در خانقاه خرقانی نوشته بود: «هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید»، نان به نماد عشق بیمرز تبدیل میشود.
نان و نمک؛ میثاق وفاداری و فتوت
یکی از زیباترین تحلیلهای مهدی ماحوزی، بررسی اصطلاح «نان و نمک» در فرهنگ و ادب فارسی است. نان در تاریخ ایران، پایه و اساس نظام «عیاری» و «فتوت» بوده است. وقتی دو نفر با هم نان و نمک میخورند، میان آنها پیمانی نانوشته اما مستحکم شکل میگیرد که شکستن آن، لکه ننگی ابدی بر دامن فرد مینشاند.
این موضوع در ادبیات داستانی و حماسی ما نیز بازتاب گستردهای دارد. نان در اینجا دیگر تنها یک ماده غذایی نیست، بلکه یک «رسانه اخلاقی» است. «حرمت نان و نمک» نگاهبان پیوندهای اجتماعی بوده و مانع از خیانت و بیوفایی میشده است. مهدی ماحوزی تأکید میکند که این مفهوم، نشاندهنده هوش فرهنگی ایرانیان در تبدیل کردن ضرورتهای زیستی به ارزشهای والای اخلاقی است.
تجلی تنور و آسیاب در آیینه شعر پارسی
مقاله مهدی ماحوزی سرشار از شواهد شعری است. او نشان میدهد که چگونه عناصر وابسته به نان، وارد زبان استعاری ما شدهاند. «تنور» در شعر فارسی گاهی نماد دل پرشور عارف است و گاهی نماد دنیای سوزانی که باید در آن پخته شد. «آسیاب» نماد گردش روزگار است که استخوانهای آدمی را آرد میکند.
شاعرانی نظیر ناصرخسرو با نگاهی حکیمانه، نان را حاصل عدل و تدبیر میدانند. در حالی که حافظ، با نگاهی رندانه، استغنای خود را در گروی نانی میبیند که آلوده به منت دونان نباشد. ماحوزی با بررسی این اشعار، نتیجه میگیرد که نان در زبان فارسی، کلیدیترین واژه برای سنجش عیار آدمیان است؛ از «نانکور» و «نانبهنرخروزخور» تا «نانبده» و «سفرهدار».
نان به مثابه فرهنگ؛ ضرورت پاسداشت برکت
در بخش پایانی یادداشت، با تکیه بر دیدگاههای مهدی ماحوزی، باید بر این نکته پای فشرد که روز «گندم و نان» فراتر از بحثهای تکنولوژیک نانوایی و کیفیت آرد، روز بازگشت به «اخلاق سفره» است. در روزگاری که مصرفگرایی ممکن است معنای عمیق برکت را از ذهن ما بزداید، بازخوانی این پیوندهای ادبی و فرهنگی ضرورتی حیاتی دارد.
مهدی ماحوزی در پژوهش خود به ما یادآوری میکند که نان، فشرده رنج دهقان، گردش آسیاب، سوز تنور و در نهایت رحمت پروردگار است. تکریم نان، تکریم کل زنجیره هستی است. سی و یکم فروردین، مجالی است تا دوباره به یاد آوریم که چرا در فرهنگ ما، نان را نباید با کارد برید (تا برکتش نرود) و چرا تکه نانی افتاده بر زمین را باید برداشت و در جایی بلند نهاد.
نان، پیوند دیروز و امروز ما
مقاله «گندم و نان و متعلقات آنها» به قلم مهدی ماحوزی، آینهای است که در آن میتوانیم بازتاب روح پاک و حقشناس ایرانی را ببینیم. نان، نقطه تلاقی فقر و غنا، و زمین و آسمان است. در این روز عزیز، شایسته است که نان را نه به عنوان یک خوراکی ساده، بلکه به عنوان «جان جامعه» و میراثی فرهنگی ارج نهیم. همانگونه که بزرگان ادب ما فرمودهاند، سفرهای که بر آن نان باشد و پیرامونش همدلی، قطعهای از بهشت بر روی زمین است. بیایید برکت را با احترام به نان، به خانههایمان دعوت کنیم.
نظر شما