پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۴
کمپنی و هنر نجات عکاسی از سردرگمیِ انبوه تصاویر

اهمیت دیوید کمپنی در این است که او واسط میان نظریه آکادمیک و عمل بصری است. آثارش خسته‌کننده و خشک نیستند، بلکه مانند یک جست‌وجوی پلیسی برای یافتن معنای گمشده در میان انبوه تصاویر امروزی عمل می‌کنند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنادیوید کمپنی یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان، پژوهشگران و کیوریتورهای عکاسی در حال حاضر است. آثار او در شرایطی اهمیت پیدا می‌کنند که رسانه عکس بیش از هر زمان‌دیگری فراگیر شده، اما درک نظری و تاریخی ما از آن همچنان دچار روزمرگی و کلیشه است.

کمپنی در مسیری گام برمی‌دارد که از سوزان سونتاگ آغاز شد. او در مصاحبه‌ای اشاره کرده که در دوران دانشجویی به سونتاگ گفت کتاب «درباره عکاسی» او علی‌رغم عمقش، تقریبا هیچ عکسی را در متن وارد نکرده بود. سونتاگ پاسخ داد که شاید روزی خودش کتابی بنویسد به نام «درباره عکس‌ها.»

این حکایت نشان‌دهنده رویکرد اصلی کمپنی است، امتناع از نظریه‌پردازی محض. او عکاسی را جدا از تصاویر واقعی بررسی نمی‌کند. او معتقد است عکس‌ها «پیام‌رسان‌های غیرقابل پیش‌بینی» هستند که در بسترهای فرهنگی حرکت می‌کنند، معنا از دست می‌دهند و معنا پیدا می‌کنند.

تحلیل مهم‌ترین آثار و کتاب‌ها

درباره عکس‌ها

این کتاب را می‌توان مانیفست روشنفکرانه کمپنی دانست. او به جای روایت خطی تاریخ عکاسی، ۱۲۰ عکس را بدون رعایت ترتیب زمانی و بر اساس منطق شخصی خودش کنار هم چیده است؛ از هنری کارتیه-برسون و ویلیام اگلستون تا ویویان مایر و عکس‌های تبلیغاتی گمنام.

اهمیت این کتاب در تمرکز بر مواجهه با عکس است، نه تاریخچه پشت آن. کمپنی نشان می‌دهد که کلمات چگونه عکس‌ها را هدایت می‌کنند و گاهی آن‌ها را محدود می‌کنند. او می‌گوید: «عکس‌ها کمتر از واکنش‌های ما به آن‌ها نیاز به توضیح دارند.»

عکاسی و سینما

کتاب «عکاسی و سینما» که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و یکی از آثار بنیادین دیوید کمپنی است. کمپنی کتاب خود را با سه پرسش اساسی مثل ورود سینما چه تأثیری بر عکاسی گذاشت، تصویر متحرک چگونه رابطه ما با تصویر ساکن را تغییر داد و چرا سینما و عکاسی این‌چنان به یکدیگر جذب شده‌اند آغاز می‌کند.

این سوالات نشان می‌دهد که کمپنی برخلاف بسیاری از نظریه‌پردازان که بر رقابت یا «مرگ عکاسی» پس از اختراع سینما تأکید داشتند، به دنبال روایتی متفاوت است، روایت هم‌زیستی و الهام متقابل.

کمپنی کتاب را در چهار فصل اصلی سازماندهی کرده است که هر یک به جنبه‌ای از رابطه عکاسی و سینما می‌پردازد.

کمپنی نشان می‌دهد که کتاب‌های مصور، داستان‌های تصویری و جدول‌های ثابت، شکل خاص خود را از «سینما» بر روی کاغذ پیاده می‌کنند. او بررسی می‌کند که چگونه عکاسان پیش از سینما و هم‌زمان با آن، راه‌هایی برای روایت زمان از طریق تصاویر متوالی یافته‌اند.

کمپنی به حضور عکس‌ها درون فیلم‌ها و همچنین تصویر عکاسان به عنوان قهرمانان داستان‌های سینمایی می‌پردازد. او فیلم‌سازانی چون هیچکاک، آنتونیونی، گدار، کریس مارکر، آنیس واردا و کریستوفر نولان را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که چرا سینما این‌قدر شیفته عکاسی و عکاسان است.

کمپنی نشان می‌دهد که چگونه هنرمندانی چون سندی شرم، جف وال و ویکتور برگین از فرم عکس فیلم برای خلق آثار هنری مستقل استفاده کرده‌اند.

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های این کتاب، روش تولید آن است. کمپنی ۱۴۷ تصویر کتاب را پیش از نوشتن متن انتخاب کرد و سپس ساختار کتاب را حول این تصاویر سازماندهی نمود. این روش که خود بازتابی از استدلال اصلی کتاب است نشان می‌دهد که یک استدلال فکری معتبر می‌تواند بر اساس نظم بصری ساخته شود، نه فقط بر اساس استدلال خطی کلامی.

کمپنی به چالش با این ایده می‌پردازد که ذات عکاسی در سکون و ذات سینما در حرکت است. هر دو رسانه همواره به دیگری چشم داشته‌اند.

به عبارت دیگر، این کتاب تنها یک اثر مجزا نیست، بلکه قلب پروژه تحقیقاتی کمپنی در مورد تلاقی عکاسی و تصویر متحرک را تشکیل می‌دهد.

برای هر کسی که به رابطه میان تصاویر ساکن و متحرک علاقه دارد، این کتاب نقطه شروعی ضروری و در عین حال مقصدی عمیق برای سال‌ها تحقیق و تفکر است.

هنر و عکاسی

کمپنی در این کتاب عمداً عنوان اثر استاندارد آرون شارف را تکرار کرده است. اما در حالی که شارف بر قرن نوزدهم و مدرنیسم کلاسیک تا جنگ جهانی دوم متمرکز بود، کمپنی نقطه آغاز خود را دهه ۱۹۶۰ قرار می‌دهد و بر خلاف شارف که صرفاً بر پاراگونه یا رقابت نقاشی و عکاسی تأکید داشت، کارکردهای پیچیده عکس را در گفتمان هنری مد نظر قرار می‌دهد.

همان‌گونه که در «درباره عکس‌ها» نیز دیده می‌شود، کمپنی در این کتاب نیز به جای تحمیل یک روایت تاریخی از پیش تعیین‌شده، به گزینش و چیدمان هوشمندانه تصاویر می‌پردازد. این روش به خواننده امکان می‌دهد تا خود در معرض تصاویر قرار گیرد و ارتباطات را کشف کند.

کمپنی در مقدمه بر پراکندگی و ناهمگونی مواد عکاسی تأکید می‌کند و معتقد است که هر تلاشی برای نظم‌دهی قطعی به این مواد، محکوم به نسبی‌گرایی است.

گنجاندن بخش اسناد، شامل نوشته‌های خود هنرمندان و نظریه‌پردازان نشان می‌دهد که کمپنی به دنبال نمایش دیالکتیک میان نظریه و عمل هنری است، نه فقط ارائه یک گلچین تصویری.

به عبارت دیگر، این کتاب به پرسش «چگونه و چرا عکاسی به رسانه مسلط هنر معاصر تبدیل شد؟» پاسخ می‌دهد.

کتاب «هنر و عکاسی» دیوید کمپنی با وجود نقدهایی که بر آن وارد شده، یک اثر بنیادین در مطالعات عکاسی معاصر است.

برای هر دانشجو، پژوهشگر یا هنرمندی که می‌خواهد بفهمد چرا عکاسی امروز در مرکز هنر معاصر قرار دارد، این کتاب نقطه شروعی ایدئال است. همان‌طور که یکی از منتقدان نوشت: «مجموعه‌ای زیبا که به دنبال آن است به سند رسمی هیجان‌انگیزترین، جهانی‌ترین و دسترس‌پذیرترین فرم هنری تبدیل شود.»

جاده باز

این کتاب که برنده جایزه معتبر آلیس شد، یکی از جامع‌ترین تحلیل‌ها از رابطه عکاسی و فرهنگ جاده در آمریکاست. کمپنی که خود غیرآمریکایی است، با دقت نشان می‌دهد که چرا سفر جاده‌ای به یک ژانر اصلی در عکاسی آمریکا تبدیل شد.

نکته ظریف این کتاب این است که کمپنی نشان می‌دهد بهترین عکاسی‌های جاده‌ای (از رابرت فرانک تا استیون شور) در واقع نقدی بر مصرف‌گرایی و ماتریالیسم آمریکایی بوده‌اند، نه تاییدی بر رویای آمریکایی. این کتاب در زمره آثار مرجع مطالعات فرهنگی و عکاسی مستند قرار دارد.

واکر ایوانز: آثار مجله‌ای

این کتاب از جهاتی نوآورانه‌ترین اثر کمپنی است. در حالی که بسیاری واکر ایوانز را به خاطر کتاب «آمریکن فتوگرافز» می‌شناسند، کمپنی نشان می‌دهد که ایوانز سال‌ها به عنوان یک عکاس ژورنالیستی و مجله‌ای کار می‌کرده است.

اهمیت این کتاب در احیای «ژانر فراموش‌شده» است. کمپنی ثابت می‌کند که صفحات مجلات فورچون، ووگ و هارپرز بازار نه فقط یک شغل، بلکه بستری برای نوآوری فرمال و نقد اجتماعی بوده‌اند. این کتاب استاندارد جدیدی برای مطالعه عکاسی چاپی و رابطه متن و تصویر تعیین کرد.

عدم قطعیت

این کتاب که به صورت مکاتبه با استنلی ولوکو-وانامبا نوشته شده، نشان‌دهنده رویکرد سیاسی و معاصر کمپنی است. آن‌ها بررسی می‌کنند که چگونه عکاسی می‌تواند در برابر «نژادپرستی سرمایه‌دارانه» و فرهنگ نئولیبرالی مقاومت کند.

اهمیت این اثر در فرم آن است، کمپنی نشان می‌دهد نظریه عکاسی می‌تواند به جای مونولوگ‌های آکادمیک خشک، در قالب گفت‌وگو و دیالکتیک زنده شود.

اهمیت دیوید کمپنی در این است که او واسط میان نظریه آکادمیک و عمل بصری است. آثارش خسته‌کننده و خشک نیستند، بلکه مانند یک جست‌وجوی پلیسی برای یافتن معنای گمشده در میان انبوه تصاویر امروزی عمل می‌کنند.

او ثابت کرده که عکاسی بدون تفکر انتقادی، صرفا انباشتی از داده‌های بصری است و کتاب‌هایش نقشه راهی برای خروج از این سردرگمی فراهم می‌کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها