خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مسعود خاموشی: کتاب «جنگ نفتکشها»، حمله به کشتیرانی تجاری در جنگ ایران و عراق تالیف مارتین اس ناویلس ای آر هوتن ترجمه مشترک پژمان پورجباری و رحمت قره در انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس منتشر شده است.
صدها جزیره با شکلها و اندازههای محتلف در خلیج فارس قرار دارد. برخی از آنها کمی بزرگتر از مجموعه مرجانها هستند و برخی دیگر به اندازهای بزرگ هستند که ساکنانی برای خود دارند و به دلیل استقرار تاسیسات نفتی و یا پایگاههای نظامی در آنها، نقش مهمی در توسعه اقتصادی و امنیت منطقه ایفا کردهاند. مهمترین آنها عبارتند از؛ جزیره خارک به فاصله حدود ۲۰ مایل دریایی (حدود ۳۷ کیلومتر) از ایران، جزیره فارسی به فاصله ۷۵ مایل دریایی (حدود ۱۳۹ کیلومتر) از جنوب، جزیره لاوان در نزدیکی ساحل مرکزی ایران و جزایر سیری، ابوموسی، قشم، لارک و هرمز که به تنگه هرمز منتهی میشوند.
گذرگاه نفتکشها در تنگه هرمز
از نظر راهبردی، مناطق کلیدی خلیج فارس در جنوب و شمال آن قرار دارند و تنگه هرمز در دهانه ورودی آن همچون نقطه انسداد خلیج عمل کرده و آن را به دریای عمان متصل میکند. همه تردها دریایی خلیج فارس باید از کانال کم عرض از غرب به شبه جزیره مسندام عمان و از شرق به ایران محدود میشود، عبور کند. عمق آبهای این گذرگاه طولانی اما کم عرض (۱۵۵ در ۲۱ مایل دریایی) صد متر است و آبهای عمیقتر در طرف عمان قرار دارد. بنابراین گذرگاه نفتکشها در این سمت است.
کشتیها هنگام عبور از تنگه هرمز فقط مجاز به استفاده از دو آبراه هستند که تا ۷۷ متر عمق دارد و عرض هر کدام ۲ مایل دریایی است. این دو آبراه را کانالی به عرض سه مایل دریایی از هم جدا کرده است. کشتیها از راه کانال شمالی وارد خلیج فارس و از طریق کانال جنوبی از آن خارج میشوند. در دهه ۱۹۷۰ [۱۳۵۰ش]، نیروی دریایی شاه در این تنگه گشت میزد، اما این گشتزنیها در کشاکشهای بعد از انقلاب ۱۹۷۹ [۱۳۵۷ش] متوقف شد و مسئولیت آن بر دوش عمان افتاد. اما نیروی دریایی کوچک این کشور (متشکل از ۱۰ فروند شناور گشت زنی دریایی) فقط میتوانست بر این تنگه نظارت کند...
گسیل شدن ۹۰ درصد نفت خلیج فارس از هرمز
به دنبال جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳.م [۵۲- ۱۳۵۱] و در اولین بحران نفت، اوپک قدرت خود را به رخ همگان کشید و قیمت نفت را به طور شگفتانگیزی افزایش داد. در نتیجه، قیمتها و هزینهها افزایش چشمگیری پیدا کرد. در حالی که در دهه ۱۹۷۰ [۱۳۵۰.ش] دهه رونق و شکوفایی دولتهای حاشیه خلیج فارس بود، اما کشورهای صنعتی شده غرب که منابع انرژی جایگزینی نداشتند به همان میزان نگران بودند تا سال ۱۹۷۹ [۱۳۵۷-۵۸] تقاضای نفت بلوک غرب به طور متوسط بیش از پنجاه میلیون بشکه در روز بود که بخش اعظمی از آن توسط کشورهای عضو اوپک تامین و ۸۸ درصد آن از خلیج فارس به سمت جهان سرازیر میشد.
در جنگ عراق و ایران، کم کم جنگ به آبهای خلیج فارس هم کشیده شد و عراقیها برای مقابله با برتری ایرانیها در دریا نمیتوانستند کار خاصی انجام دهند، اما به هر حال مانع از آن نشد که عراق در روز ۷ اکتبر [۱۵ مهر] آبهای خلیج فارس در طول ساحل ایران (۰۳/۲۹درجه شمالی) را منطقه ممنوعه جنگی اعلام نکند. آنان احتمالا در پی آن بودند که با توسل به قدرت هوایی خود بر این آبها تسلط پیدا کنند و به طور مشخص، بغداد نسبت به نیاز تمییز کشتیهای ایرانی از خارجی به سرعت از خود حساسیت نشان داد. با این حال، این ایرانیها بودند که در این دوره موثرترین ضربات را وارد کردند. حملات هوایی آنان به میدانهای نفتی صدمه زد و در یورشهای دریایی و تکاوری خود سکوهای نفتی البکر و الامیه و همچنین تاسیسات بندری فاو، بصره و امالقصر را هدف قرار دادند. در نتیجه این حملات، تاسیسات بارگیری نفت از کار افتاد و بارگیری نفتکشها از عراق تقریبا به طور کامل متوقف شد. برخوردهای دریایی در روزهای ۲۱، ۲۴ و ۲۵ سپتامبر [۳۰ شهریور، ۲و ۳ مهر] در اروندرود گزارش شد و نیز درگیری مهمی نیز در البکر در روزهای ۲۹ و ۳۰ نوامبر [۸ و ۹ آذر] اتفاق افتاد. نیروی دریایی عراق در این عملیات تلفات جنگی شدیدی از خود بر جای گذاشت؛ از جمله نابودی پنج فروند شناور تهاجمی تندرو...
برتری نیروی دریایی ایران باعث شد زمانی که با آغاز جنگ، اعلام محاصره دریایی کردند، این محاصره اثربخشتر شود. با تصمیم عراقیها در روز ۲۳ سپتامبر[۱ مهر] برای جلوگیری از ورود و خروج کشتیهای تجاری بنادرشان، این محاصره تکمیل شد. این تصمیم به صورت یک اقدام موقت برای کنترل تردد در اطراف بنادرشان بود تا نیروی دریایی این کشور بتواند کنترل بیشتری بر منطقه داشته باشد و با رزمناوهای ایرانی اشتباه گرفته نشود. همچون بسیاری دیگر از تصورات واهی عراق، این تصمیم نیز به صورت مرگباری پوچ و بیمعنی بود.
نظر شما