جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۱
بحث از قطع‌نامه و اختلاف‌نظر در بندهای آن پس از جنگ ۳۳ روزه

درباره جنگ تحمیلی ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان با چگونگی انتقال پیام‌های سرّی میان سید مقاومت و رئیس مجلس لبنان، همچنین درگیرهای پشت پرده‌ سیاسی میان بازیگران منطقه‌ای آشنا می‌شویم که شناخت آنها بسی حائز اهمیت است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «ناگفته‌های جنگ ۳۳ روزه» به قلم علی حسن خلیل، وزیر اسبق دارایی لبنان و عضو هیئت رئیسه جنبش امل نوشته شده و صفاءالدین تبرائیان در انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را به فارسی ترجمه کرده است. یکی از نکات برجسته این کتاب، گفتار اختصاصی نبیه برّی، رئیس مجلس لبنان در مقدمه ترجمه فارسی آن است.

درباره جنگ تحمیلی ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان با چگونگی انتقال پیام‌های سرّی میان سید مقاومت و رئیس مجلس لبنان، همچنین درگیرهای پشت پرده‌ سیاسی میان بازیگران منطقه‌ای آشنا می‌شویم که شناخت آنها بسی حائز اهمیت است. در خلال این جنگ مقاومت اسلامی لبنان با اتخاذ استراتژی، تاکتیک و حربه‌های نوین و غافلگیرکننده، دشمن تا بن دندان مسلح را مات و مبهوت کرد و پس از سال‌های متمادی احساس حقارت را از دل و دیده‌ جهان اسلام زدود و طرح خاورمیانه نو آمریکایی را از بین برد.

سرفصل‌های کتاب «ناگفته‌های جنگ ۳۳ روزه» واکاوی تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان عبارتند از: مطالبی شامل «برگ‌های ناشناخته جنگ سی و سه روزه»، «در راه مرگ بی‌حسود نبودیم»، «سایه بازمانده از قطع‌نامه ۱۵۵۹»، «حضرت آقا به شما سلام رساند»، «سید» به «بری» اختیار می‌دهد، «چکمه تاریخ‌ساز رزمندگان»، «بازی دادن بیگانه و ناروی خودی»، «سینوره زیر بار «سید» نمی‌رود»، «افتضاح چای در مرجعیون»، «پیش‌درآمد قطع‌نامه ۱۷۰۱م»، «نخستین طعنه دولت به سلاح»، «انتقال اسلحه به سوی شمال نهر»، «روزی که رئیس معتکف شد»، «همچون نمک زمین به زمین بازگشتند»، «دیدار «سید» با «رئیس»، «روزشمار جنگ ۳۳ روزه».

جنگ ۳۳ روزه، یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های نظامی برای اسرائیل پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ بود. برخلاف تصور اولیه فرماندهان صهیونیستی، نه‌تنها هدف‌های تعیین‌شده نظیر نابودی حزب‌الله و آزادسازی اسرای اسرائیلی محقق نشد، بلکه مقاومت سرسخت حزب‌الله و عدم موفقیت ارتش در پیشروی زمینی، موجی از انتقادات را در درون جامعه اسرائیلی به‌وجود آورد.

«این نبرد حکایت آوردگاه مرگ است؛ همان که اراده ملت ما آن را به آوردگاه امیدی دیگر مبدل ساخت و افق پیروزی را از دل آن پدیدار کرد که امنیت و آرامش و قدرت، ارمغان جاودان آن بود. این صفحات چینش واژگان و عبارات را در پی هم نیاورد؛ بلکه خون و آتش، اضطراب و پایداری و تسلیم‌ناپذیری را به تصویر کشیده است؛ و پژواک آوای لبنانیان دردمندی است که از یغمای بی‌امان ماشین کشتار پنهان در پس نقاب تروریسم دولتی صهیونیست‌ها به تنگ آمده بودند. حکایت روزها و ساعت‌ها و لحظاتی است که لبنانیان، با زبان و قلم و قدم، به یاری برادران خود شتافتند و بار سنگین را از روی یکدیگر بر گرفتند.» این سطور به قلم نبیه بری، رئیس مجلس لبنان است که به عنوان مقدمه کتاب ناگفته‌های جنگ سی و سه روزه جای گرفته است. او در بخش دیگری از مقدمه می‌نویسد: «موضع‌گیری‌های داخلی همچون خوشه‌های خشم و بعد از تصویب قطع‌نامه در برابرمان را به رقص درآمدند و مرحله دندان قروچه و تصفیه‌حساب‌ها آغاز شد. آنچه در قطع‌نامه ۱۷۰۱ به صورت مشروح به آن اشاره نشد، این است که دولت عملاً آن را اجرا خواهد کرد و از ما کاری ساخته نخواهد بود، مگر مجرد ملاحظاتی در مورد برخی بندهای جائرانه در حق لبنان... نخست‌وزیری که از یک لحظه بهره‌برداری می‌کند.» این تعبیری بود که آقای نبیه بری برای نشان دادن ناخرسندی‌اش از مواضع سینوره به کار برد و تلخی تحریف را در سخنانش چشید و متوجه شد که خطر در جای دیگر کمین کرده است. لذا در حرکتی اعتکاف‌گونه گوشه‌نشینی اختیار کرد.»

مولف و مترجم در صفحات نخست کتاب اشاره می‌کنند که جنگ سی و سه روزه تنها نبردی است که لبنانی‌ها لشکر مغرور اسرائیلی را پس می‌زنند و این را در جملاتی از عمق جنگ می‌بینیم: «ما زمانی که در «عین التنبه» حاضر شدیم، شاهد صحنه‌هایی از سوختن تانک‌های اسرائیلی میرکاوا در منطقه سهل الخیام و اوتوسترداد مرجعیون بودیم که از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شد. در تماس‌هایی که با جوانان رزمنده حاضر در صحنه نبرد داشتیم اخباری مبنی بر فروپاشی تجمعات نظامیان اسرائیلی دریافت کردیم که بعد از ورود به خاک لبنان با دستپاچگی به سمت پادگان مرجعیون عقب‌نشینی کردند.»

«هیئت دولت جلسه فوق‌العاده‌ خود در خصوص قطع‌نامه ۱۷۰۱ و موضع لبنان در قبال آن را برگزار کرد. روشن بود که از قبل تذکراتی در خصوص ثبت مواضع درباره بندهای از پیش ذکر شده به وزرا داده شده بود. این حقی بود که رای‌دهندگان در در شورای امنیت به آن عمل کردند، چه رسد به کسانی که زیر باران آتش به سر می‌برند. این قطع‌نامه نهایی است حتی اگر همه چیز را خراب کند.» در این جلسه میشل سلیمان، فرمانده ارتش و جورج خوری، مدیر امنیت اطلاعات، اشرف ریفی، مدیر امنیت داخلی حضور داشتند. بحث و گفت‌وگوهای پیچیده و زیادی صورت گرفت. اختلاف‌نظرهایی درباره نزدیک کردن بندهای قطع‌نامه ایجاد شد که به مخالفت رسید. کسانی که بر پذیرش کامل آن اصرار داشتند، اذعان کردند بندهایی در قطع‌نامه وجود دارد که در حق لبنان ظالمانه است با واین جود سینوره بر مخالفت با هر گونه انتقاد اصرار داشت حتی اگر به پذیرش قطع‌نامه منجر شود.» بحث از قطع‌نامه و اختلاف‌نظر در بندهای آن در چند جا مورد توجه قرار گرفته است که یکی از آن موارد بندهای ظالمانه علیه لبنان است.

از منظر راهبردی، جنگ ۳۳ روزه نه تنها باعث تثبیت موقعیت حزب‌الله در لبنان و منطقه شد، بلکه موجب تغییر پارادایم نظامی و امنیتی در خاورمیانه گردید. شکست رژیم صهیونیستی در این جنگ و انهدام بخش وسیعی از تجهیزات نظامی و امکانات لجستیکی آن، افسانه شکست‌ناپذیری این ارتش را در هم شکست و باعث شد قدرت‌های جهانی، به‌ویژه ایالات متحده، بازنگری جدی در استراتژی‌های منطقه‌ای خود داشته باشند.

جنگ ۳۳ روزه میان حزب‌الله و رژیم صهیونیستی با بازتاب گسترده‌ای در سطح بین‌الملل همراه بود و نگاه‌ها را متوجه تحولات امنیتی و سیاسی منطقه خاورمیانه کرد. از همان روزهای نخست، بسیاری از دولت‌های عربی از جمله مصر، اردن و عربستان سعودی، با اتخاذ مواضعی محتاطانه، جنگ را ناشی از ماجراجویی‌های حزب‌الله دانستند و از اعلام حمایت علنی خودداری کردند؛ موضعی که با انتقاد افکار عمومی عرب روبه‌رو شد. در مقابل، سوریه و ایران حمایت خود را از مقاومت لبنان اعلام کردند و بر حق دفاع در برابر تجاوز تأکید کردند. در سطح جهانی، موضع ایالات متحده و کشورهای غربی عمدتاً در حمایت از اسرائیل بود. آمریکا، به‌ویژه در دوران دولت جورج بوش، از اقدامات نظامی اسرائیل دفاع کرد و آن را بخشی از «جنگ علیه تروریسم» خواند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها