پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۸
تکاپو میان دفتر عقل و آیت عشق؛ روایت رندی که از فرهنگ ایران می‌گفت

اصغر دادبه در زمره اندک صاحب نظرانی بود که به زبان و فرهنگ ایران می اندیشید. او آوردگاه شعر و فلسفه بود و درست تر اینکه در میانه شعر و فلسفه می زیست.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-علی مرادخانی: راقم این سطور این بخت خوش را داشته است که قریب بیست سال از محضر استاد دکتر اصغر دادبه استفاده کرده است. بخش قابل توجهی از این سال ها تا همین سال های اخیر در کارهای اموزشی - پژوهشی در دانشگاه سپری شده است. در مسائلی که با ایشان رایزنی می شد همواره با وسعت نظر و دستگیری در حل مسائل آن هم بی مزد و منت با سماحتی خاص معین کارها بودند. به دور از تنگ چشمی های معمول در کارهایی از این دست با گشاده رویی و گشاده دستی با مسائل مواجه می شدند. هرگز به یاد ندارم کارها را دست کم در مواقعی که خدمتشان شرفیاب می شدم با رقم سود و زیان بسنجند. با بزرگی و رندی ،که خود قلمرو معنای آن را در شعر شاعران این مرز و بوم خواجه شیراز روشن کرده اند ، به ما آموختند که پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست. اما در کنار کارهای اداری آموزشی – پژوهشی در حوزه نظر هم از ایشان بسیار آموختم. مگر چند صاحب نظر کنونی در وضع فعلی ،که مسائل ایران یا فراموش شده اند یا ذیل مسائل حوزه های فرهنگی دیگر دیده می شوند ، از فرهنگ و زبان ایران زمین از سر صدق در عمل و دقت در نظر با حمیت و غیرت سخن می گویند. ایشان در زمره اندک صاحب نظرانی هستندکه به زبان و فرهنگ ایران می اندیشند . استاد دکتر دادبه آوردگاه شعر و فلسفه اند و درست تر اینکه در میانه شعر و فلسفه زیسته اند. شاعر اهل فلسفه و فیلسوف اهل شعر بوده اند. در نگاه ارسطویی-یونانی اهل فلسفه اند و با نگاه افلاطونی-ایرانی اهل تفکر شعری. چنین صورت بندی از مسئله آیینه دو وضع تاریخی و قائمه دو عالم قدیم و جدید است . در وضع کنونی تاریخ ، انسان در نظمی برآمده از فلسفه و استوار به زبان عقل زندگی می کند . اما این وضع سراسر شیرینی نیست و تلخی تعارضات آن نیز امروز آشکار است . این تعارضات را جز با زبان افلاطونی-ایرانی یا زبان تفکر شعری و هنری نمی توان رفع کرد. در دوره جدید تاریخ و در سایه عقل و خرد فلسفی تفکر شعری و هنری پوشیده شده است. در وضع تاریخی ما نیز که کم و بیش تحت تاثیر تاریخ دوره جدید قرار گرفته است تعادل و پیوستگی شئون زندگی انسان ایرانی در تلاقی این دو نگاه به هم خورده است. وضع مطلوب آن است که زبان افلاطونی-ایرانی یا زبان شعر و هنر بتواند دگرباره افقی نو پیش روی انسان بگذارد. توازنی و تعادلی بین دفتر عقل و آیت عشق برقرار کند. استاد دکتر دادبه به این تعادل و توازن اندیشیده اند.
باری به ایران وفادار و در مسایل حق گو بودند .
"وفاداری و حق گویی نه کار هر کسی باشد"
یاد و راهشان در حوزه فکر وفرهنگ به هر انجمن زنده باد .

علی مرادخانی
گروه فلسفه . دانشگاه آزاد تهران شمال

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یونس واحدیاریجان IR ۲۲:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۶
    احسنت آقای دکتر مرادخانی که عالمانه حق مطلب را در مورد اندیشمندی فرهییخته و استادی فرزانه ادا فرمودید،دکتر دادبه براستی از احرار روزگاری بودند که چند دهه توفیق هم عصری و معاشرت با ایشان نصیبمان شده بود. خدایش بیامرزد و دعای خیرش پشت سر این ملک و ملت باشد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها