چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
کتابخانه سیار؛ راهی باریک میان جنگ و زندگی

کتابخانه‌های سیار در بسیاری از کشورها تبدیل شده‌اند به خط باریکی از انسانیت که میان مردم و جهان بیرون در رفت‌وآمد است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): در میانه‌ بحران‌ها، زمانی که دود و غبار هنوز از خیابان‌ها بلند است و زیرساخت‌ها تهدید می‌شوند، کتابخانه‌ها اغلب آخرین چیزهایی‌اند که کسی انتظار دارد پا برجا بمانند. اما در بسیاری از نقاط جهان، درست در چنین لحظاتی، یک شکل متفاوت از کتابخانه جان می‌گیرد؛ کتابخانه‌ای که نه به سقف ثابت نیاز دارد و نه به خیابان‌های بی‌خطر: کتابخانه سیار.

وسایل نقلیه‌ای که روزی اتوبوس، وانت یا حتی حیوانات چهارپا بوده‌اند، در دل خطوط بحران حرکت می‌کنند، کتاب می‌برند و چیزی فراتر از کتاب را منتقل می‌کنند؛ امید، ثبات.

کتابخانه‌های سیار، سابقه‌ای طولانی در شرایط ناامن دارند. اگرچه مفهوم کتابخانه سیار قدمتی بیش از یک قرن دارد، اما نقش آن‌ها در دوره‌های جنگ و بحران، داستانی کمتر گفته ‌شده است.

در دهه ۱۹۳۰ در ایالات متحده، زمانی که رکود اقتصادی بسیاری از خانواده‌ها را از آموزش محروم کرده بود، کتابخانه‌های سیار در قالب پروژه‌های امدادی به کوهستان‌های کنتاکی ارسال شدند. زنان کتابدار با حیوانات چهارپا از میان جنگل‌های ناهموار عبور می‌کردند تا به روستاهایی برسند که حتی جاده نداشت.

کتابخانه سیار؛ راهی باریک میان جنگ و زندگی

آن‌ها تنها کتاب نمی‌بردند؛ نامه‌رسان، آموزگار و گاهی تنها چهره امیدبخش بیرون از جهان کوچک و بسته مردم بودند. هرچند آن دوران جنگ نبود، اما بحران اقتصادی و اجتماعی به شکلی ملموس زندگی میلیون‌ها نفر را مختل کرده بود و کتابداران سیار نشان دادند در شرایط سخت، آموزش سیار تا چه حد حیاتی است.

این تجربه در جنگ جهانی دوم با شکل‌گیری پروژه‌های مشابه ادامه پیدا کرد. در بریتانیا، زمانی که بمباران‌ها بسیاری از کتابخانه‌ها را ویران کرد، کامیون‌های کوچک با بدنه‌های مقاوم، کتاب‌ها را در میان محله‌های آسیب‌دیده لندن توزیع می‌کردند. برخی از این کامیون‌ها حتی شب‌ها پناهگاهی موقت برای کودکان بی‌سرپناه بودند. روایت‌های تاریخی از آن دوران نشان می‌دهد که بچه‌هایی که دارایی‌شان را در آتش بمباران از دست داده بودند، با دیدن اتوبوس کتابخانه سیار لبخند می‌زدند؛ انگار که بخشی از زندگی عادی‌شان دوباره برگشته باشد.

اما شاید یکی از معروف‌ترین روایت‌های مربوط به کتابخانه‌های سیار در شرایط جنگی، داستان «کتابدار بوسنی» باشد. در جریان محاصره سارایوو در دهه ۱۹۹۰، کتابدارانی که ساختمان کتابخانه ملی‌شان در آتش سوخت، تصمیم گرفتند کتابخانه را از میان خرابه‌ها به خیابان‌ها ببرند.

آن‌ها با خودروهای شخصی یا وانت‌های کوچک، کتاب‌ها را بین محله‌ها می‌چرخاندند تا مردم بتوانند در دل محاصره، به چیزی فراتر از اخبار مرگ و خشونت فکر کنند. بسیاری از شرکت‌کنندگان در این فعالیت بعدها گفتند آنچه دریافت کردند فقط کتاب نبود؛ حس آن بود که هنوز انسانیت زنده است.

کتابخانه‌های سیار همیشه به شکل خودرو نبوده‌اند. در افغانستان و بعضی کشورهای آفریقایی، سازمان‌های محلی و بین‌المللی برای عبور از مسیرهای ناامن یا غیرقابل‌دسترس، از حیوانات چهارپا یا دوچرخه استفاده کرده‌اند. در یکی از پروژه‌های معروف کنیا، دوچرخه‌سوارانی که «کتاب‌رسان» نامیده می‌شدند، کتاب‌ها را در جعبه‌هایی فلزی حمل می‌کردند و به روستاهایی می‌رفتند که مدارس به دلیل ناامنی تعطیل شده بود. این کتابگران‌ها اغلب آموزش‌های ساده‌ای هم ارائه می‌دادند؛ از خواندن و نوشتن تا اطلاعات بهداشتی ضروری.

برخی تجربه‌های دیگر نشان داده‌اند که کتابخانه‌های سیار فقط برای کودکان کاربرد ندارند. در زلزله ۲۰۱۱ ژاپن، کتابخانه‌های سیار به عنوان بخشی از خدمات روانی اجتماعی وارد مناطق تخریب‌شده شدند. اتوبوسی سفیدرنگ که اهالی آن را «اتوبوس امید» صدا می‌زدند، به پناهگاه‌هایی می‌رفت که مردم خانه‌هایشان را از دست داده بودند.

این کتاب‌ها، فضایی برای تنفس ذهنی و کاهش اضطراب فراهم کردند. بسیاری از کاربران بزرگسال می‌گفتند که مطالعه دوباره بخشی از روزمرگی‌شان را احیا کرده است.

با وجود این پیشینه، کتابخانه‌های سیار در بحران‌های جنگی امروز دنیا، نقش مهم‌تری پیدا کرده‌اند؛ نقشی که از یک سرویس فرهنگی فراتر می‌رود و به بخشی از ساختار تاب‌آوری جامعه تبدیل می‌شود. در بسیاری کشورها، این کتابخانه‌ها درواقع میانجی ارتباطی بین مردم و خدمات ضروری‌اند.

مثلا در جنگ سوریه، گروه‌هایی از داوطلبان جوان، کتابخانه‌های کوچک سیاری راه‌اندازی کردند که علاوه بر کتاب، اطلاعات بهداشتی، دفترچه‌های آموزشی و حتی بسته‌های روان‌درمانی مختصر ارائه می‌دادند. در برخی مناطق، همین کتابخانه‌ها کلاس‌های کوچک آموزش زبان و سواد رسانه‌ای برگزار می‌کردند تا مردم بتوانند اخبار را از منابع مختلف ارزیابی کنند و کمتر در معرض شایعات قرار بگیرند.

گزارش‌های میدانی از این تجربه‌ها نشان می‌دهد که کتابخانه‌های سیار، یک کارکرد کلیدی دیگر هم دارند: ایجاد حس اجتماع. در شرایطی که مردم پراکنده، جابه‌جا یا منزوی شده‌اند، حضور دوره‌ای یک کتابخانه سیار مثل چراغی است که به محله‌ها بازمی‌گردد و به مردم یادآوری می‌کند که هنوز بخشی از یک جامعه بزرگ‌تر هستند.

در بسیاری روستاهای بحران‌زده، توقف یک وانت کتابخانه بهانه‌ای برای جمع شدن مردم، گپ زدن، ثبت‌نام کودکان در فعالیت‌ها و تبادل اطلاعات شده است.

کتابخانه سیار؛ راهی باریک میان جنگ و زندگی

در کنار همه این‌ها، کتابخانه‌های سیار نقش مهمی در حفاظت از سواد و آموزش رسمی دارند. ثبت‌ها و روایت‌های بین‌المللی نشان می‌دهد در کشورهایی که مدارس در اثر جنگ تعطیل شده‌اند، کتابخانه‌های سیار موجب شده‌اند چرخه یادگیری کودکان کاملا متوقف نشود. داوطلبان کتابدار اغلب به‌جای مسئولان آموزشی غایب ظاهر می‌شوند و حلقه‌های کوچک مطالعه یا کلاس‌های ساده ریاضی و خواندن برگزار می‌کنند. همین حلقه‌ها بعدها بنیان بازگشت کودکان به مدرسه را شکل داده‌اند.

وقتی از بحران و جنگ حرف می‌زنیم، معمولا تصویر ما از امدادرسانی شامل آب، غذا و پناهگاه است. اما تجربه‌های تاریخی و نمونه‌های میدانی در کشورهای مختلف نشان داده‌اند که کتاب نیز شکلی از امدادرسانی است؛ امدادی که نه جسم، بلکه روح را زنده نگه می‌دارد. کتابخانه سیار، حامل ایده‌ای ساده اما حیاتی است: حتی در تاریک‌ترین شرایط، مردم حق دارند یاد بگیرند، بخوانند، رؤیا داشته باشند و به جهان بزرگ‌تری فکر کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها