سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایینا)- کتاب «نامههای منوچهر ستوده و ایرج افشار» مجموعهای از مکاتبات میان این دوتن است. این کتاب به کوشش محمد افشینوفایی از سوی بنیاد موقوفات دکتر افشار با همکاری انتشارات سخن منتشر شده است.

هزار سال بیشتر است که جمعآوری مراسلات فارسی یکی از فعالیتهای پسندیده ادبی بوده است. با وجود این، گردآوردن مکاتبات میان دو تن سابقهای ندارد و با تغییراتی که دنیا در همین چند دهه اخیر به خود دیده و رسم نامهنویسی تقریبا برافتاده است گمان نمیرود نشر چنین مکاتباتی دوام داشته باشد.
ایرج افشار که خود از پیشگامان نشر مراسلات رجال تاریخی،فرهنگی و ادبی ایران بود و با رویه منظمی که در زندگی داشت، هم هزاران نامه به اقصی نقاط جهان نوشت و هم گنجینه کمنظیری از نامههای دیگران به خود برجای گذاشت.
این کتاب دربرگیرنده مجموعه نامههایی است که زندهیادان منوچهر ستوده و ایرج افشار این مردان فرهنگ و ادب به یکدیگر نوشتهاند. نامههای افشار و ستوده اغلب از دهه سی و چهل قرن گذشته است و شمّهای از فعالیتهای علمی و فرهنگی دو تن از ایراندوستان نامدار در عرصه زبان و ادب فارسی را باز مینماید. جز اینکه سبک انشای نامهها آموزنده است، با خواندن آنها فضای فرهنگی حاکم برآن زمان را نیز بهتر میتوان شناخت.
رشته دوستی محکم که تا پایان عمر افشار از هم نگسست
منوچهر ستوده (۲۸ تیر ۱۲۹۲ ـ ۲۰ فروردین ۱۳۹۵) موافقترین یار کهن ایرج افشار (۱۶ مهر ۱۳۰۴ ـ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹) بود. با هم در کوه آشنایی گرفتند و خیلی زود این رشته دوستی چنان محکم شد که تا پایان عمر افشار از هم نگسست. عشق به وطن، کتاب و تحقیقات ایرانشناسی و علاقه بیحدوحصر به درنوردیدن کوه و دشت و سفرهای بیپیرایه، رشتههایی بود که ستوده و افشار را به هم پیوند میداد. در دهه سی این دو همدل و همفکر جوان در کوشکک لورا کنار هم منزل ییلاقی گرفتند و بارها با دوستان و خانواده به آنجا رفتند و به تحقیق و گلگشت و تفرج مشغول شدند.
هر دو کتابها و مقالات پرشماری نشر دادند که موضوع هر کدام به گونهای مربوط به ایران بود. به تاریخ و جغرافیای ایران، زبان فارسی، آثار نیاکان و گردآوری مواد گویشی و آداب و رسوم محلی سخت دلبسته بودند و هرچه کردند، در راه تقویت اینها بود. از سال ۱۳۳۲ با مشورت و همکاری یکدیگر مجله «فرهنگ ایرانزمین» را برای نشر رسالات کهن فارسی و مقالات تحقیقی و به منظور بلندکردن نام ایران تأسیس کردند و با همه مشکلاتی که پیش آمد، تا سال ۱۳۸۴ سی مجلد از آن به انتشار رساندند. سه کتاب هم با همکاری یکدیگر تصحیح و منتشر کردند: «ترجمه فارسی صیدنه» از ابوریحان بیرونی، «آثار و احیاء رشیدالدین فضلالله همدانی» و «اسناد پادریان کرملی».
ستوده و افشار به سبب دلبستگی عمیق به تاریخ و جغرافیای سرزمین مادری با هم سفرهای متعددی به گوشهکنارهای ایران کردند. گاه نیز در قالب فرصتهای مطالعاتی یا پژوهشهای میدانی سفرهایی جداگانه به نقاط مختلف دنیا برای هر کدام پیش آمد و موجب شد رنج فراق و دوری از وطن را با نامهنگاری جبران کنند. متأسفانه بخشی از مکاتباتی که با هم داشتند بهویژه نامههای افشار به ستوده باقی نمانده و در گذر ایام نابود شده است؛ اما افشار که برای اسناد و نامهها اهمیتی بیشتر قائل بود، اغلب آنها را حفظ کرده بود که اصل این نامهها در گنجینه پژوهشی ایرج افشار نگهداری میشود.
افشار برای گذراندن دوره کتابداری یونسکو به اروپا رفت
۱۱۳ نامهای که از ستوده به افشار در آن گنجینه محفوظ است عمده مربوط به دورههای معینی از زندگی ایشان است و به همین جهت خیلی مواقع دارای موضوعاتی مشخص است. ظاهراً باب مکاتبه میان این دو دوست در حدود هفتاد و سه سال پیش از اولین سفر ستوده به آمریکا و دوری از ایران مفتوح شده است. ۹ نامه در حد فاصل شهریور تا دی ماه ۱۳۳۰ نوشته شده و مربوط به زمانی است که ستوده بعد از دفاع از رساله دکتریش به منظور گذراندن دورههای آموزشی مربوط به نظام تعلیم و تربیت آمریکا به آنجا سفر کرد و مدتی از افشار که آن ایام در تهران بود دور افتاد. ۲۲ نامه از اسفند ۱۳۳۵ تا آذرماه سال بعد، یعنی موقعی که افشار برای گذراندن دوره کتابداری یونسکو به اروپا رفت و ستوده در تهران بود باقی مانده است و ۱۵ نامه از دی ۱۳۳۶ تا تیرماه سال بعد که ستوده برای تکمیل معلومات یعنی آنچه امروز از آن به «فرصت مطالعاتی» تعبیر میکنیم در مدرسه السنه شرقیه در انگلستان به سر میبرد.
۶ نامه از آذر تا اسفند ۱۳۴۲ در دست است که افشار در آمریکا و اروپا بوده و ستوده در تهران به کار تدریس اشتغال داشته است ۲ نامه دیگر هم از پیش از انقلاب از ستوده در دست است که در زمستان ۱۳۵۰ وقتی افشار در ژاپن و ستوده در تهران بوده نوشته شده است. حدود دو ماه پیش از انقلاب ستوده وقت شناس خود را از دانشگاه تهران بازنشسته کرد آذر ۱۳۵۷ و زندگی خود را میان خانه اش در تهران برای تکمیل کارهای پژوهشی و کلبهاش در کوشکک (برای فرار از گرمای تابستان و بیشتر باغ چالوس (گلور) گذراند. ۲ موضع اخیر در حقیقت زمینی ده هکتاری است که در سال ۱۳۴۹ بعد از اصلاحات ارضی با قیمتی مناسب به تقسیط نه ساله به شرط آباد کردن خریده بود و از محل درآمد حقالتألیف کتابها و فروش بخشی از کتابخانهاش و با رنج و زحمت بسیار توانست آنجا را به باغی خرم بدل کند این همان باغی است که سرانجام چنانکه یاد کردیم وقف بنیاد موقوفات افشار کرد بخش عمده ۵۹ نامهای که ستوده بعد از انقلاب به افشار نوشته مربوط به زمانی است که در همین باغ گلور در متل قو یا به نام قدیمش ساقی کلایه، سکونت داشته است.
اولین نامه افشار به ستوده از سوئیس روی کارت پستال
۳۳ نامهای که از افشار به ستوده در دست است همه به ادواری تعلق دارد که افشار سفر دوست برای تکمیل تحقیقاتش در خارج از ایران به سر میبرده است. اولین نامهای که از افشار به ستوده در اختیار داریم قریب به شصت و هفت سال پیش از این یعنی در فروردین ۱۳۳۶ از زرمات سوئیس روی کارت پستالی نوشته شده و این موقعی است که افشار اول بار از ایران خارج شده بود تا دوره کتابداری یونسکو را در اروپا بگذراند. متأسفانه بسیاری از نامههای افشار از میان رفته و به دست ما نرسیده است؛ مثلاً افشار در نامه مورخ ۲۲ مهر ۱۳۳۶ از مکتوبی یاد میکند که پنج شش ماه قبل از پاریس برای ستوده نوشته ولی در میان این نامهها نیست.
موضوع نامههای ستوده و افشار اغلب مسائل فرهنگی است. سخن از کتاب است و مقاله و گاه رفتار برخی بزرگان و دوستان گلایههای دوستانه کاری و شخصی ایام جوانی مشکلات و اختلاف نظرها بر سر اداره مجله فرهنگ ایران زمین و توقعاتی که گاه پیش می آمده و سوء تفاهمهایی که رخ میداده برخی مباحث مندرج در نامههای نخستین است هر چه دوستی میان افشار و ستوده با گذر روزگاران قوت گرفت صمیمیت و یکدلی افزون شد. رنجشهای گاهگاه جوانی در عوالم دوستی و همکاری و در گشت ایام جای خود را به انس بیشتر داد. فرهنگ ایران زمین سی سال نشر یافت و با اینکه در هنگام نشر بعضی از مجلدات آن برخی از این همکاران در گذشته بودند افشار و ستوده نام همه را بر پیشانی مجله به همان ترتیب که بود تا آخر کار حفظ کردند و آخرین مجلد آن را در سال ۱۳۸۴ با یاد سه همکار و همراه در گذشته شان زریاب و دانش پژوه و مقربی، انتشار دادند.

خلقیات شخصی و روحیات فرهنگی دو رفیق قدیمی
ستوده و افشار هر دو از رجال بزرگ فرهنگی روزگار خود بودند که با سایر رجال هم اغلب رابطهای نزدیک داشتند پس فایده اصلی این نامهها در درجه اول تصویر روشنی است که از قلب اوضاع و مسائل فرهنگی ایران به دست میدهند و چون شمار نامههای حوالی دهههای سی شصت و هفتاد بیشتر است، طبعاً آگاهیهای مفصلتر مربوط به همین ایام است. این مکاتبات، جز آنکه نمایانگر بسیاری از خلقیات شخصی و روحیات فرهنگی این دو رفیق قدیمی است به روابط هر یک با بعضی ناموران فرهنگی معاصر هم اشاراتی جالب توجه دارد. همچنین از برخی نامهها تأثیراتی که این دو بر یکدیگر داشتهاند به خوبی معلوم میشود انتقادهای ستوده از افشار بعضاً خالی از نکتهای نیست و برای شناخت روحیه و تفکر این دو دوست پرتکاپو مؤثر تواند بود هر چند به نظر میرسد بسیاری از این انتقادها در مسلک فکری افشار جایی نداشته و گویی افشار یک گوشش در بوده و گوش دیگرش دروازه تا به کارهای بزرگ و متعددش، چنانکه پسندش بود برسد اگر هم گاهی انتقادی را تا حدی وارد میدانسته اعتباری برای این قسم جزئیات قائل نبوده و از کنار آنها میگذشته اما باز مراقب بوده تا دوست خود را نرنجاند. گاه گاه هم در نامههای این کتاب افشار متعادل را در حال آرام کردن دوست زودرنجش میبینیم.
بعضی جنبههای خصوصی زندگی این دو دوست و دوستان صمیمیشان به خوبی در این مکتوبات نمود یافته است اگر کسی بخواهد از جزئیات احوال این مردان فرهنگی باخبر شود لازم است از اطلاعات گاه منحصر در این نامهها بهره گیرد جوانهای پندپذیر هم از خلال این نامهها با شناخت بیشتر روحیات پیران راه درسها خواهند گرفت.
نظر شما