سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با وقوع جنگ تحمیلی دیگری بر خاک پهناور ایران، زمزمههای انفجار و غرش جنگندهها نهتنها بر آسمان کشور سایه افکنده، بلکه بر سکوت سنگین کتابفروشیها و ناشران نیز نشسته است. در شرایطی که دغدغه اصلی هموطنان، حفظ جان و امنیت خویشاوندان است، صنعت فرهنگ و نشر به عنوان یکی از حساسترین بخشهای نرمافزاری کشور، در وضعیتی بیسابقه قرار گرفته است. گزارشهای میدانی از چاپخانهها و ناشران حاکی از آن است که چرخه تولید و توزیع کالاهای غیراساسی، و در رأس آنها کتاب، تقریباً متوقف شده است.
شکست زنجیره ارزش؛ از کاغذ تا قفسه
صنعت نشر اکوسیستمی پیچیده و درهمتنیده است که از مولف و مترجم آغاز شده و به چاپخانه، صحاف، لیتوگراف، مرکز پخش، کتابفروش و در نهایت مخاطب ختم میشود. در روزهای اخیر، این زنجیره حیاتی دچار پارگیهای عمیقی شده است. گفتوگو با فعالان این عرصه نشان میدهد که تقریباً هیچ بازیگری در این میدان، برونرفت کوتاهمدت یا حتی میانمدت را متصور نیست. حتی پس از پایان آتشبس و ایام جنگ، زخمهای وارده بر پیکر این صنعت عمیق و بهدرمانی خواهد بود.
ریشه اصلی این بحران را باید در تغییر اولویتهای جامعه جستجو کرد. در شرایط جنگی، انسانها به غریزه بقا بازمیگردند؛ اولویت مردم تأمین امنیت و معیشت است، نه خرید کتاب. این «بینیازی عوام» از کتاب، ضربهای مهلک به انگیزه تولیدکنندگان زده است. وقتی مخاطب خرید نمیکند، کتابفروش نقدینگی ندارد.
وقتی کتابفروش نقدینگی ندارد، مرکز پخش نمیتواند بدهی خود به ناشر را تسویه کند. این سلسلهمراتب ورشکستگی، مانند سیلابی خروشان، از پایین دست به بالا دست حرکت میکند و ناشران را از پرداخت دیون به چاپخانهداران و صحافان ناتوان میسازد. در چنین شرایطی، زنجیره وجوه و اسناد مالی که خون در رگهای این صنعت است، قطع میشود و بازیگران اصلی و کارمندان این صنوف با بیکاری و فروپاشی مواجه میشوند.
هزینههای سربار و تهدید ورشکستگی
یکی از چالشهای بزرگ پیش روی ناشران و کتابفروشان در دوران توقف تولید، هزینههای سربار است. اجاره مغازه، حقوق کارکنان، مالیات و بیمه هزینههایی هستند که حتی در صورت توقف کسبوکار نیز متوقف نمیشوند. تجمع این هزینهها در طی چند ماه، عملاً به معنای ورشکستگی قطعی واحدهای کسبوکاری است.
بسیاری از ناشران و چاپخانهداران معتقدند که بدون حمایت مستقیم و قاطع دولت، این صنعت قادر به سرپا ایستادن نخواهد بود و شاهد تعطیلی گسترده ناشران کوچک و متوسط خواهیم بود که ستون فقرات نشر کشور محسوب میشوند.
ضرورت مداخله دولت؛ راهکارهای نجات
در این میان، نقش انجمنها، اتحادیهها و دولت حیاتی است. هماندیشیهای فوری و جلسات حضوری و غیرحضوری میتواند بخشی از زهر این روزها را کاهش دهد، اما راهکارهای اساسی نیازمند تصمیمات کلان و حمایتی است. بر اساس دیدگاههای کارشناسان و فعالان این عرصه، بستهای از حمایتها باید به سرعت اجرایی شود:
حمایتهای بیمهای و مالیاتی: بخشش تمام جرائم مربوط به بیمه کارمندان و معافیت ۱۰۰ درصدی فهرست بیمهها تا اتمام ایام جنگ، میتواند ناشران را از فشار هزینههای نیروی انسانی رهایی کند. همچنین، بخشش جرائم مالیاتی اصناف مربوط به نشر، فرصتی برای تنفس مجدد این صنعت است.
تسهیلات بانکی: اعطای انواع وامهای کمبهره در قالب تبصره ۱۷ بند «و» به منظور حمایت از واحدهای آسیبدیده، میتواند نقدینگی لازم برای احیای چرخه تولید را فراهم آورد. همچنین، بخشودگی جرائم اقساط و معوقات بانکی یکی از راههای پیشگیری از ورشکستگی است.
رونقزایی از طریق بن خرید کمک به رونق زنجیره از طریق پرداخت بن در سامانههای نمایشگاه کتاب مجازی و کتابفروشان، میتواند تقاضای مصنوعی ایجاد کرده و ناشران را قادر به نقد کردن سرمایه و چاپ مجدد آثار نماید.
اصلاحات ساختاری: اجرایی کامل و بیدرنگ آییننامه بند «ج» ماده ۹۲ قانون برنامه پنج ساله توسعه ششم اقتصادی، همراهی ارگانهای دولتی همچون وزارت نیرو و شهرداریها برای تسهیل استقرار چند واحد کوچک در یک ملک یا ارائه چند کد پستی برای یک ملک، از هزینههای جاری میکاهد.
چالشهای حقوقی و توزیع
علاوه بر مسائل مالی، چالشهای حقوقی و ساختاری نیز وجود دارد. جلوگیری از جعل کتاب از طریق افزایش مجازات جاعلان و کاهش هزینههای پیگیری ناشر اصلی، نیازمند رایزنی با مجلس و قوه قضائیه است. همچنین، بازگرداندن توزیع کتابهای درسی به کتابفروشان میتواند جریان نقدینگی پایداری را برای این واحدها ایجاد کند.
کارشناسان بر این باورند که اصلاح زنجیره معیوب توزیع کتاب و حذف تخفیفهای بیمعنی از طریق ایجاد مرکز پخش تخصصی و بهروز، یکی از راهکارهای اساسی برای اصلاح ساختار این صنعت است. ساختار فعلی توزیع، هزینههای بسیاری را بر دوش ناشران و کتابفروشان میگذارد که در شرایط بحران، غیرقابل تحمل است.
همدلی، شرط بقا
با تمام این اوصاف، بعید است همکاری و همدلی در این شرایط، جایگزین نیاز مبرم به امرار معاش و نقد کردن سرمایه در صنعت نشر شود. اما در این روزهای سخت، وفاق و همدلی بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. صنعت نشر حافظ هویت فرهنگی و تاریخی ماست و در آتش جنگ نباید اجازه دهیم این حافظه سوخته شود.
دولت، نهادهای فرهنگی و مردم باید دست در دست هم دهند تا از این طوفان عبور کنند و دوباره نور دانش را در سراسر ایران بتابانند. سرنوشت بازیگران این صنعت به تصمیمات امروز ما بستگی دارد؛ تصمیماتی که باید مبتنی بر درک عمیق از بحران و ارادهای راسخ برای عبور از آن باشد.
نظر شما