سرویس دین و اندیشه سیدمحمدتقی موحد ابطحی، عضو هیئت علمی پژوهششگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ کتب تاریخی آن دسته از فضایلی را که شیعه و سنی برای حضرت خدیجه(س) برشمردهاند، درباره دیگر زنان ییامبر نقل نکردهاند. همچنین باید اعتراف کرد که با توجه به آنچه از پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت ایشان(ع) در ارتباط با عظمت حضرت خدیجه(س) به دست ما رسیده، میتوان دریافت که شخصیت ایشان بسیار والاتر از آن است که در کتب تاریخی منعکس شده و شایسته است برای معرفی ابعاد مختلف شخصیت ایشان تلاشهای تحقیقی و تبلیغی بیشتری انجام گیرد.

با مروری بر کتب منتشرشده در پایگاه کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران میتوان گفت که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی کتاب مستقلی درباره حضرت خدیجه نگاشته نشده است. پس از انقلاب نیز علیرغم تأکیدهای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و دیگر مراجع، علما و مصلحان اجتماعی نسبت به جایگاه شایسته زن در عرصه اجتماع، انتظار میرفت که توجه به حضرت خدیجه (س) در عرصه کتاب افزایش یابد. با وجود این، طبق برآورد اولیه از پایگاه کتابخانه ملی، اولین کتاب فارسی با عنوان مستقل حضرت خدیجه در سال 1373 در 28 صفحه منتشر شده است.
تا پایان سال 1379 تعداد کتابهای فارسی منتشرشده درباره حضرت خدیجه به 5 میرسد، اما از سال 1380-1389 بیش از 30 کتاب و از سال 1390-1399 بیش از 80 کتاب درباره حضرت خدیجه تألیف یا بازنشر شده است و این بهخوبی نشان میدهد که توجه به شخصیت حضرت خدیجه دهه به دهه در حال افزایش است.
در سالهای اخیر همچنین همایشهای علمی متعددی در ارتباط با شخصیت حضرت خدیجه در شهرهای مختلف، مانند تهران، قم، بندرعباس و بجنورد برگزار، و مقالات علمی بسیاری در آن ارائه شد که برخی از این مقالات در قالب مجموعه مقالات همایش منتشر گردیده است.
با وجود این میتوان گفت این آثار چندان نتوانسته شخصیت حضرت خدیجه را به مثابه الگوی زن مسلمان، متعهد و فعال در عرصه اجتماعی و اقتصادی، برای طیف گستردهای از افراد جامعه به نمایش گذارد و برای معرفی بهتر حضرت خدیجه به جامعه باید از ابزارهای کارآمدتری همچون زبان هنر بهره جست. در این میان به نظر میرسد اگر با رعایت ملاحظات فرهنگی و دینی، از تمامی ظرفیتهای هنر هفتم (سینما) برای معرفی حضرت خدیجه(س) بهره گرفته شود، شاهد بالاترین سطح تأثیرگذاری در میان توده مردم خواهیم بود و امید است در سالهای آینده شاهد ساخت سریالی در ارتباط با زندگی حضرت خدیجه باشیم. اما تا آن زمان شایسته است از دیگر هنرها، از جمله موسیقی، نقاشی و نویسندگی برای معرفی بهتر حضرت خدیجه بهره گرفته شود.
در میان حدود 150 کتابی که به زبان فارسی درباره حضرت خدیجه نوشته یا ترجمه شده است، تعداد انگشتشماری از آنها سعی داشتهاند به قلمی روان و در قالبی داستانی زندگی حضرت خدیجه را برای عموم خوانندگان به تصویر کشند. اما نگاهی به نوبت چاپ و مجموع شمارگان این کتابها نشان میدهد، قلم، سبک و محتوای این کتابها نتوانسته خواستههای مخاطبان را برآورده سازد.
از سوی دیگر وقتی مشاهده میکنیم کتابی مانند کشتی پهلو گرفته، اثر استاد سید مهدی شجاعی، از سال 1368 تاکنون توسط چندین ناشر، و در مجموع بیش از پنجاه بار منتشر شده و مجموع شمارگان آن تاکنون به هفتصد هزار نسخه رسیده است درمییابیم که جامعه اسلامی، شیعی و متعهد و فرهنگی ایران علاقهمند آشنایی با چهرههای برجسته دین، مذهب و فرهنگ خود است. باز هم امیدوارم که استاد شجاعی و دیگر نویسندگان زبردست، هنرمند و متعهد کشورمان برای ادای سهم کوچکی از وظیفه خود نسبت به مادرشان حضرت خدیجه(س) به این عرصه ورود پیدا کنند.
نویسنده این سطور نیز پس از چندین سال مطالعه غیرمتمرکز و یکسال تحقیق متمرکز درباره زندگانی حضرت خدیجه، درصدد برآمد تا هر چند با تأخیر بسیار، گامی بسیار کوچک و در حد توان اندک خود، در راه ادای دین به مادرش حضرت خدیجه بردارد. باید اعتراف کنم که قدم برداشتن در چنین عرصهای بسیار دشوار بود؛ زیرا از یکسو تاریخ در بسیاری از موارد ساکت بود، و در مواردی گزارشهای تاریخی در تعارض با هم قرار داشتند. از سوی دیگر انتظار مخاطبان از روان بودن متن از پیش چشم دور نمیشد و از همه مهمتر عظمت شخصیت حضرت خدیجه بود که نوشتن درباره ایشان برای همچو منی دشوار میکرد.
سبک نگارش کتاب
با توجه به نکات فوق و از آنجا که کتب تحقیقی در ارتباط با حضرت خدیجه(س) بسیار بود، شایسته دیدم کتابی به سبک داستانی- تاریخی به رشته تحریر درآورم. در این کتاب کوشیدهام تا جایی که مستندات تاریخی وجود دارد، از آنها استفاده کنم و در جایی که متون تاریخی سکوت اختیار کردهاند، با استفاده از قرائن موجود، از خلاقیت خود بهره بگیرم و جایی که اختلاف نظر شدیدی بین مورخان وجود داشت (برای مثال در ارتباط با تاریخ تولد حضرت خدیجه(س))، از آن موضوع بگذرم و در مجموع تاریخی یکپارچه و جذابی از زندگانی حضرت خدیجه(س) برای مخاطبان مشتاق مباحث تاریخی از یکسو و علاقهمند به داستان از سوی دیگر ارائه کنم.
مروری کلی بر کتاب
نام این کتاب را بانوی اول گذاشتم، از آن جهت که حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر(ص) به لحاظ موقعیت اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی بانوی اول مکه بودند. همچنین ایشان اولین همسر پیامبر(ص) بودند که بیستوپنج سال با ایشان زندگی کردند و در این مدت پیامبر(ص) هیچ همسر دیگری اختیار ننمودند. همچنین با توجه به روایات موجود که به برخی از آنها در بند آغازین پیشگفتار اشاره شد، حضرت خدیجه(س) به لحاظ قدر و منزلت نیز اولین همسر پیامبر به حساب میآمدند.
علاوه بر این، حضرت خدیجه اولین زنی بود که اسلام اختیار کرد و با پیامبر به نماز ایستاد و در راه گسترش اسلام در سالهای سخت مکه بیش از هر زن دیگری نقشآفرینی کرد و به دلیل ثروتی که داشت، فرد اول در عرصه جهاد مالی در راه خدا محسوب میشود. بنابراین بهحق ایشان را باید بانوی اول نامید.
کتاب حاضر در قالب پانزده فصل تدوین شده و هر فصل از زبان یکی از نزدیکان حضرت خدیجه، مقطع و ابعادی از زندگی و شخصیت آن حضرت را در قالب داستانی کوتاه روایت میکند. طبیعی است از آنجا که زندگی و شخصیت حضرت خدیجه در فصلهای مختلف از زبان شخصیتهای متفاوت روایت میگردد، برخی موضوعات در فصلهای مختلف به گونههای متفاوت تکرار شود.
در فصل آغازین، موقعیت تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و دینی مکه از زبان جبرئیل امین بیان میشود تا ضمن اشاره به موقعیت ممتاز مکه، پیوستگی تاریخی نبرد دو جبهه حق و باطل از زمان حضرت آدم و حوا، تا حضرت ابراهیم و هاجر و اسماعیل تا حضرت محمد و خدیجه و علی و فاطمه و فرزندان آنها نشان داده شود. وجه ارتباط جبرئیل با حضرت خدیجه آن است که جبرئیل چندین بار حامل پیام سلام خداوند برای حضرت خدیجه بوده است.
در فصل دوم خانواده حضرت خدیجه(س) از زبان یکی از خواهران ایشان به اختصار معرفی میشود.
در فصل سوم نشان داده میشود که آشناییهای شخصی و خانوادگی حضرت خدیجه (س) با حضرت محمد (ص) به پیش از ارتباط تجاریشان باز میگردد. این داستان از زبان یکی از فرزندخواندههای حضرت خدیجه روایت میشود.
فصل چهارم به همکاری تجاری حضرت خدیجه و حضرت محمد در حدود بیست تا بیستوپنج سالگی اختصاص یافته است. این داستان از زبان یکی از دوستان حضرت محمد بیان میگردد که در روایتی از پیامبر آمده است وقتی با دوستم از بازار برمیگشتیم، خدیجه با غذایی لذیذ به گرمی از ما پذیرایی میکرد.
سفر تجاری پیامبر به شام، به عنوان وکیل و نماینده حضرت خدیجه نقطه عطفی در زندگی آنهاست که به ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه منتهی میشود. این مقطع از تاریخ، از زبان میسره (غلام و کارگزار حضرت خدیجه (س) که در سفر به شام پیامبر را همراهی کرد)، در فصل پنجم روایت شده است.
نفیسه یکی از دوستان حضرت خدیجه(س) است که در قضیه ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر، از ایشان در کتب تاریخی یاد شده است. داستان دل بستن حضرت خدیجه(س) به حضرت محمد(ص) از زبان ایشان در فصل ششم بیان شده است.
در میان خواهران حضرت خدیجه(س) هاله از همه مشهورتر است. او در ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر نقش داشته، پسر او (ابوالعاص) با زینب (دختر پیامبر و خدیجه) ازدواج کرده و پس از درگذشت حضرت خدیجه (س)، پیامبر اکرم(ص) به یاد همسر مرحومشان بسیار به هاله احترام میگذاشتند. داستان ازدواج حضرت محمد و حضرت خدیجه در فصل هفتم از زبان هاله روایت شده است.
در فصل هشتم مروری مختصر بر خاطراتی از دوران پس از ازدواج حضرت خدیجه و حضرت محمد تا زمان بعثت، از زبان زید (پسرخوانده پیامبر و بزرگشده در خانه حضرت خدیجه (س)) خواهیم داشت.
با اینکه پیامبر قبل از بعثت نشانههای بسیاری از الهام الهی را دریافت کرده بود، اما با اولین مواجهه آشکار و مستقیم ایشان با روح الامین و دریافت وحی، مسئولیت بسیار سنگین هدایت مردم و جامعه جاهلی برعهده پیامبر گذاشته شد. حضرت خدیجه و حضرت علی اولین کسانی بودند که اسلام آوردند و با ایشان نماز گذاردند. این بخش از تاریخ در فصل نهم از زبان پیامبر (ص) روایت شده است.
با توجه به اینکه کتاب حاضر حول شخصیت حضرت خدیجه تدوین شده است، در فصل دهم نقش حضرت خدیجه در دعوت زنان مکه و سختیهایی که زنان تازهمسلمان در راه اسلام به جان خریدند، از نگاه اسما (همسر جعفر بن ابیطالب) به نمایش درآمده است.
تولد حضرت فاطمه(س) یکی از نقاط عطف در زندگی مشترک پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (س) است که این مقطع از زبان حضرت خدیجه(س) در فصل یازدهم تقریر شده است.
محاصره شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب نیز یکی از سختترین مقاطع زندگی مسلمانها در مکه بود که در فصل دوازدهم از زبان ابوالعاص (خواهرزاده و داماد حضرت خدیجه (س)) شیوه مدیریت اقتصادی حضرت خدیجه در دوران تحریم ترسیم شده است.
حضرت علی از کودکی تحت تربیت پیامبر(ص) و خدیجه(س) قرار داشت و پس از رسالت پیامبر کلام وحی را به همراه معانی دقیق و عمیق آن در خانه وحی فراگرفت. در این فصل خاطرات حضرت علی از روزی که به خانه پیامبر و خدیجه آمدند تا زمانی که پیامبر، پیکر خدیجه را به خانه ابدی این دنیایی سپردند، مرور خواهد شد.
سختیهایی که حضرت خدیجه(س) در راه گسترش اسلام به جان خریدند، بهخصوص سه سال زندگی سخت در شعب ابوطالب و همچنین آزارهای مشرکان مکه پس از درگذشت حضرت ابوطالب نسبت به خانواده پیامبر، طاقت حضرت خدیجه را طاق کرد و به شهادت ایشان منتهی شد. این مقطع از زندگانی حضرت خدیجه، از زبان حضرت فاطمه (س) روایت شده است.
در واپسین فصل کتاب، یعنی فصل پانزدهم روح همیشه شاهد و ناظر حضرت خدیجه (س) مشاهدات خود را پس از شهادت بازگو میکنند و از انتظار خود برای ظهور منجی موعود و سر مستودع الهی سخن میگویند تا آرزوی دیرینهشان (گسترش عدل و ایمان در کل عالم) به دست فرزندشان امام زمان (عج) تحقق یابد.
برای اینکه نگاه و ذهن خوانندگان عزیز کتاب مغشوش نگردد، ارجاعات و توضیحات مربوط به مطالب هر یک از فصلهای کتاب به صورت جداگانه در پایان کتاب آمده است.
در پایان از آنجا که به حول و قوه الهی و با استعانت از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) مطالعات و تحقیقات نویسنده درباره حضرت خدیجه (س) ادامه خواهد داشت.
در پایان به استناد این آیه شریفه از قرآن کریم، یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَه مُزْجَاه فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ، حضرت خدیجه(س) را خطاب قرار داده و به ایشان میگویم: ای مادر عزیز! ما و اجتماعی که در آن زندگی میکنیم به انواع و اقسام گرفتاری فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مبتلا شدهایم. اکنون متاعی بسیار ناچیز تقدیم حضور شما میکنیم و از شما تقاضا داریم، همان طور که در زمان حیاتتان به مستمندان میبخشیدید، حال که در بارگاه الهی بسط ید یافتهاید، احسان بیحدتان را شامل حال ما کنید؛ دست ما را بگیرید و از جاهلیت و زندگانی سختی که در آن گرفتاریم، نجاتمان دهید و به ما بصیرت و حیات طیبه مرحمت فرمایید.
نظر شما