سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اگر جامعه را در قامتِ یک «پیکرِ واحد» به تصویر بکشیم، که در آن تمامی ارگانها و نهادها همچون اعضای بدن، در هماهنگیِ ارگانیک برای حیاتِ کل تلاش میکنند، آنگاه جایگاهِ اهالی فرهنگ و بهویژه فعالانِ عرصه نشر و کتابفروشی، فراتر از یک نقشِ صنفی یا خدماتی، به مثابهیِ «روح» و «ضمیرِ آگاه» این پیکر تعریف میشود.
در شرایطی که پیکرِ جامعه از سوی تهدیداتِ بیرونی مورد هجوم قرار میگیرد، واکنشِ طبیعیِ دستگاهِ ایمنیِ بدن (نیروهای نظامی و امنیتی) برای دفاعِ فیزیکی ضروری است؛ اما به نظر میرسد، این دفاعِ صرف، بدونِ هماهنگی با ضمیرِ جمعی و هوشِ فرهنگی، نمیتواند تضمینکنندهی بقایِ «هویت» و «معنا» باشد. بنابراین فعالان فرهنگی، نمیتوانند در کُنجِ عافیت بنشینند، چراکه سکوتِ آنها به معنای فلجِ شدنِ روحِ جامعه در اوجِ نیاز به کنشگری آنها است.
دیالکتیکِ قدرتِ نرم و سخت؛ پاسداری از مرزهایِ نامرئی
مسئولیتِ فعالان صنعت نشر در زمان جنگ و تنش، در دو بُعدِ «مسئولیتِ اجتماعیِ فوری» و «نگاهِ تمدنی و آرمانگرایانه» قابل واکاوی است؛ درحالی که نیروهای نظامی پاسدارِ «سرزمین» و مرزهایِ جغرافیایی هستند، کنشگران فرهنگی پاسدارِ «سرزمینِ هویت» و مرزهایِ نامرئیِ یک ملتاند.
تاریخِ گواه میدهد که اشغالِ جغرافیایی، همواره موقتی بوده است، اما اشغالِ فرهنگی و سقوطِ هویت، فاجعهای جبرانناپذیر است. در این دیالکتیکِ تاریخی، اهالی فرهنگ با ابزارهایی چون ادبیات، تاریخ و اندیشه، دیوارهای دفاعیِ روانی و معنویِ جامعه را مستحکم میکنند. آنها با بازتولیدِ مفاهیمِ مقاومت، ایثار و همبستگی، مانع از آن میشوند که جنگ، تنها به یک رویدادِ فیزیکی تقلیل یابد و به جایِ آن، آن را به یک پدیدهی معنادارِ تاریخی تبدیل میکنند که در آن ملت، فاعلِ تاریخ است.
فردوسی بهمثابهی الگویِ کنشگریِ تاریخی؛ شاهنامه بهمثابهی سپرِ دفاعی
بررسیِ عمیقِ تاریخِ ادبیات ایران، نشان میدهد که بسیاری از شاهکارهایِ این سرزمین، نه در دورهی آرامش و رفاه، بلکه در اوجِ بحرانها و تهاجمهای خارجی متولد شدهاند. فردوسی، در مقامِ یک کنشگرِ اجتماعیِ بزرگ، در زمانهای که هویتِ ایرانی در معرضِ انحلال در فرهنگِ بیگانه قرار داشت، با خلقِ «شاهنامه» عملیاتی انجام داد که فراتر از شاعرانگی بود.
او با زبانِ حماسه، «حافظه تاریخی» و «زبانِ فارسی» را از نابودی نجات داد. فردوسی ثابت کرد که یک اندیشمند میتواند با سلاحِ واژه، قرنها پس از مرگش نیز همچون یک سربازِ زنده، در خطِ مقدمِ دفاع از میهن بایستد. این الگوی تاریخی به نسلِ کنونی یادآوری میکند که در برابرِ تهاجمهای دشمن، قلم و کتاب میتوانند کارکردی استراتژیک و پایدار داشته باشند.
معجزه فرهنگ؛ هضمِ مهاجم در کوره تمدنِ ایران
یکی از عمیقترین تحلیلهای ارائهشده درباره مقاومتِ فرهنگی، به بازتابِ حمله مغول و واکنشِ اهالی فرهنگ ایران برمیگردد. اگرچه لشکرکشیِ مغولان، فاجعهای در ابعادِ انسانی و شهری بود، اما پیروزیِ نهاییِ فرهنگِ ایرانی بر بربریتِ مهاجم، یکی از شاهکارهای تاریخ ایران است. اهالی فرهنگ و هنرِ ایران، با وجودِ ویرانیهایِ گسترده، دست از کنشگری برنداشتند.
آنها با تداومِ تولیدِ علم و هنر، تعادلِ روانی و اجتماعیِ جامعه را بازگرداندند و در فرآیندی شگفتانگیز، مهاجمانِ مغول را در «هاضمهی فرهنگیِ ایران» ذوب کردند. امرایِ مغولی که روزی آتش میکشیدند، به تدریج به حامیانِ هنرِ ایرانی تبدیل شدند و تفکرِ ایرانی را پذیرفتند. این درسِ تاریخیِ حیاتی به ما میآموزد که تداومِ حیاتِ فرهنگی، قدرتمندترین سلاح برای بیاثر کردنِ تهاجمِ نظامی است. دشمنِ امروز، اگرچه از نظرِ نظامی قدرتمند است، اما در برابرِ پایداریِ فرهنگیِ ملتی که ریشه در چند هزار سالِ تاریخ دارد، در نهایت مجبور به تسلیم در برابرِ زیباییشناسی و عمقِ اندیشهی آن خواهد شد.
کتابفروشی؛ جزیره ثبات در اقیانوسِ اضطرابِ اجتماعی
کتابفروشیها تنها محلی برای خرید و فروشِ کالا نیستند؛ آنها «کانونهایِ تمرکزِ معنا» و «پناهگاههایِ روانی» در شرایطِ بحراناند. در شرایطی که جامعه درگیرِ جنگِ روانی و بمبارانِ اطلاعاتی است، حضورِ مردم در کتابفروشیها و تداومِ فعالیت این مراکز، نوعی «مقاومتِ مدنیِ آرام» محسوب میشود. باز ماندن درِ کتابفروشیها، پیامی نمادین و قدرتمند به جامعه میدهد: «ما زندهایم، زندگی ادامه دارد و ما بر فرهنگ خود مسلطیم.»
ویترینِ کتابفروشیها در این شرایط، به یک بیلبوردِ فرهنگی تبدیل میشود که با نمایشِ نمادهایِ همبستگی ملی و پرچمهایِ کشور، حسِ «همبستگی» و «ارزشمندی» را به شهروندان تزریق میکند. این اقداماتِ ساده اما عمیق، در کاهشِ اضطرابِ اجتماعی و جلوگیری از رخوتِ جمعی نقشی اساسی ایفا میکند. کتابفروشان در واقعِ امر، با حفظِ شورِ زندگی در جامعه، از فروپاشیِ روانیِ شهروندان در برابرِ ترسِ جنگ جلوگیری میکنند.
بیداریِ هویتیِ نسلِ نو؛ از شاهنامهخوانی تا پرسشِ وجودی
بحرانهایِ بزرگ، همواره بیدارکننده پرسشهایِ بنیادین در نسلهایِ جوان هستند. مشابهِ دورانِ همهگیریِ کرونا که مردم برای درکِ پدیده مرگ و زندگی به سمتِ فلسفه و ادبیات رفتند، اکنون نیز به نظر میرسد، در سایه تهدیداتِ رژیم صهیونیستی، موجی از اشتیاق برای مطالعه تاریخ و هویتِ ایرانی در میانِ نوجوانان و جوانان به راه خواهد افتاد. این نسل، درک کرده است که نزاعِ فعلی، یک دعوای سیاسیِ معمولی نیست، بلکه تداومِ یک نزاعِ تاریخی و تمدنی است که ریشه در عمقِ تاریخ دارد.
صلحِ پایدار در سایهی قدرتِ فرهنگ
در نهایت، آنچه از تحلیلِ کنشگریِ اهالی کتاب در شرایطِ بحران برمیآید، این است که «صلح» و «آرامشِ اجتماعی»، محصولِ بیتفاوتی نیست، بلکه نتیجهی تلاشِ آگاهانه و مستمرِ کنشگران فرهنگی است. کتابفروشان و ناشران با ایستادگی در خطِ مقدمِ فرهنگی، در واقعِ امر، زیرساختهایِ روانیِ جامعه را برای عبورِ امن از بحران و دستیابی به یک صلحِ عادلانه و پایدار فراهم میکنند. آنها با تزریقِ روحیه امید و تقویتِ هویتِ ملی، مانع از شکستِ جامعه از درون میشوند. این کنشگریِ فرهنگی، اگرچه شاید در نگاهِ اول کمرنگ و بیصدا باشد، اما در درازمدت، همان سدی است که دشمن را ناامید میکند و تمدن را جاودانه میسازد.
نظر شما