سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: کودکان امروز در جهانی رشد میکنند که تجربههای نخستین آنان نه از دل کوچه، طبیعت یا کتاب، بلکه از صفحههای نورانی ابزارهای دیجیتال آغاز میشود. این تغییر بنیادین، صرفاً دگرگونی در ابزار سرگرمی نیست، بلکه تحول عمیقی در شیوه شکلگیری ذهن، تمرکز، هویت فرهنگی و روابط اجتماعی نسل جدید به شمار میآید. جهان دیجیتال بیتردید فرصتهای گستردهای برای یادگیری، خلاقیت و دسترسی به دانش فراهم کرده است؛ با این حال، اگر این فضا بدون هدایت و تعادل وارد زندگی کودکان شود، میتواند به کاهش تمرکز، افزایش اضطراب، ضعف مهارتهای ارتباطی و گسست فرهنگی منجر شود. از این رو، مسئله اصلی نه حذف فناوری، بلکه مدیریت هوشمندانه آن و تقویت عناصر تربیتی جایگزین، بهویژه فرهنگ مطالعه و پیوند با میراث فرهنگی است. پژوهشهای علوم شناختی نشان میدهد مواجهه طولانیمدت با محتوای سریع و محرکهای پیدرپی دیجیتال، میتواند الگوی توجه کودکان را تغییر دهد. مغز در حال رشد کودک بهتدریج به دریافتهای سریع و کوتاه عادت میکند و در نتیجه، توانایی تمرکز عمیق و صبوری ذهنی کاهش مییابد. این در حالی است که خواندن کتاب، بهویژه متون داستانی، فرایندی کند، عمیق و تخیلمحور است که مسیرهای عصبی مرتبط با تمرکز، همدلی و تفکر تحلیلی را تقویت میکند. کودک هنگام مطالعه، جهان را در ذهن خود میسازد، شخصیتها را تصور میکند و با موقعیتهای اخلاقی پیچیده مواجه میشود؛ تجربهای که هیچ محتوای تصویری آمادهای نمیتواند جایگزین آن شود. از منظر روانشناختی، قرار گرفتن بیوقفه در معرض جریان اطلاعات و مقایسههای اجتماعی فضای مجازی، میتواند احساس ناکافیبودن، اضطراب و بیقراری را در کودکان و نوجوانان تقویت کند. در مقابل، مطالعه و تعامل با کتاب فضایی امن و آرام فراهم میآورد که کودک میتواند در آن بدون فشار بیرونی، هویت شخصی خود را شکل دهد. کتاب نهتنها ابزار یادگیری، بلکه پناهگاهی ذهنی است که به کودک فرصت میدهد احساسات خود را بشناسد و تنظیم کند. در سطح فرهنگی نیز، تربیت نسلی که ارتباط عمیقی با ادبیات، تاریخ و روایتهای بومی نداشته باشد، خطر گسست هویتی را افزایش میدهد. کودکی که داستانهای سرزمین خود را میشناسد، با قهرمانان فرهنگی و ارزشهای اجتماعی آشنا میشود و حس تعلق و مسئولیتپذیری در او شکل میگیرد. این پیوند فرهنگی، بنیان شکلگیری شهروندانی آگاه و مسئول را فراهم میکند. باوجود این چالشها، راهحل در تقابل با فناوری نیست، بلکه در ایجاد تعادل هوشمندانه میان استفاده از ابزارهای دیجیتال و تقویت عادتهای شناختی عمیقتر نهفته است. والدین در این مسیر نقش محوری دارند و میتوانند با راهکارهای عملی، محیطی متعادل و رشددهنده برای فرزندان خود فراهم کنند.
نخستین گام، الگوسازی است. کودک بیش از آنکه به توصیهها توجه کند، رفتار والدین را تقلید میکند. خانهای که در آن کتاب حضور فعال دارد و والدین زمانی مشخص را به مطالعه اختصاص میدهند، ناخودآگاه ارزش کتابخوانی را به کودک منتقل میکند. گام دوم، ایجاد «آیین مطالعه» در زندگی روزمره است. اختصاص زمانی ثابت در روز برای خواندن کتاب، حتی اگر کوتاه باشد، به شکلگیری عادت پایدار کمک میکند. خواندن مشترک والد و کودک، علاوه بر تقویت مهارت زبانی، پیوند عاطفی را نیز تقویت میکند. سوم، انتخاب کتابهای متناسب با سن و علایق کودک اهمیت فراوان دارد. کتاب باید برای کودک جذاب و قابل درک باشد تا تجربه مطالعه با احساس لذت همراه شود، نه اجبار. چهارم، مدیریت زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال ضروری است. تعیین زمان مشخص و محدود برای استفاده از صفحهنمایشها و جایگزین کردن آن با فعالیتهای خلاقانه مانند مطالعه، نقاشی یا بازیهای فکری، به تعادل شناختی کمک میکند.
پنجم، گفتوگو درباره آنچه کودک میخواند یا میبیند، به تقویت تفکر انتقادی کمک میکند. پرسیدن نظر کودک درباره داستانها، شخصیتها و پیامها، ذهن تحلیلگر او را فعال میسازد. ششم، فراهم کردن دسترسی آسان به کتاب است. وجود کتاب در فضای خانه، کتابخانههای محلی و حضور در نمایشگاههای کتاب، تجربه مطالعه را ملموس و جذاب میکند.
در نهایت، تربیت کودک در عصر دیجیتال به معنای حذف فناوری نیست، بلکه به معنای ایجاد توازن میان سرعت جهان دیجیتال و عمق جهان مطالعه است. کودکانی که هم مهارتهای فناوری را میآموزند و هم با کتاب و فرهنگ مطالعه رشد میکنند، از توانایی تمرکز، خلاقیت، هویت فرهنگی و سلامت روانی بیشتری برخوردار خواهند بود. آینده جامعه در گرو ذهنهایی است که بتوانند در میان انبوه اطلاعات، عمیق بیندیشند، همدلانه احساس کنند و آگاهانه انتخاب نمایند؛ و این مسیر از خانه، از کتاب و از تصمیمهای آگاهانه والدین آغاز میشود.
نظر شما