سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: سالی ریپین سالش را با خبری خوش آغاز کرده است: یکی از کتابهایش در نظرسنجی خوانندگان گاردین، در فهرست بهترین کتابهای تصویری استرالیاییِ تمام دوران قرار گرفته. او این اتفاق را نه فقط موفقیتی شخصی، بلکه نشانهای از ماندگاری ژانری میداند که اغلب دستکم گرفته میشود.
کتاب مورد نظر، Come Over to My House (بیا به خانه ما)، با همکاری الیزا هال موسیقیدان نوشته شده و تصویرگری آن را دنیل گری-بارنت بر عهده داشته است. کتابی آهنگین که به زندگی روزمره کودکانی و والدینی میپردازد که ناشنوا (d/Deaf) یا دارای معلولیت هستند. ریپین از حضور این اثر در کنار دهها عنوان برجسته دیگر ابراز غرور میکند؛ کتابهایی که بسیاریشان یا حاصل کار دوستان و همکاران نزدیک او هستند، یا همانهاییاند که سالها پیش برای فرزندانش با صدای بلند خوانده است.
به باور او، دلیل ماندگاری کتابهای تصویری روشن است: این کتابها حامل خاطرهاند. خاطره نشستن روی زانوی یک بزرگسال، چهارزانو روی قالی، و گوش سپردن به صدایی که با لحنها و صداهای بامزه جان میگیرد. کتابهای تصویری، بیش از آنکه فقط متن باشند، تجربهاند؛ تجربهای که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
ریپین یادآوری میکند که کتاب تصویری، برخلاف اغلب قالبهای دیگر، اساساً برای بلندخوانی ساخته شده است. همین عمل ساده، نخستین و حیاتیترین گام در مسیر سوادآموزی است: گسترش دایره واژگان، تقویت رشد مغز و شکلگیری «آگاهی واجشناختی»؛ یعنی درک ریتمها و الگوهای زبان. پژوهشها بارها نشان دادهاند کودکانی که از سالهای ابتدایی زندگی، مرتب برایشان با صدای بلند کتاب خوانده میشود، هنگام ورود به مدرسه از مزیتی آشکار برخوردارند.
با این حال، بسیاری از والدین درست در زمانی که کودک قادر به خواندن مستقل میشود، کتاب تصویری را کنار میگذارند. گاهی هم خود کودک با این جمله آشنا مقاومت میکند: «اینها مال بچههاست». ریپین تأکید میکند این تصور، کاملاً نادرست است. در عمل، بسیاری از نویسندگان کودک در کتابهای تصویری از واژگان غنیتر و روایتهای پیچیدهتری استفاده میکنند تا در کتابهای فصلبندیشدهی مخصوص نوخوانها؛ کتابهایی که عمداً با دایره لغات محدود و داستانهای ساده طراحی میشوند تا کودک بتواند بهتنهایی آنها را رمزگشایی کند.
نکته مهم دیگر، نقش تصویر است. متن، تنها نیمی از ماجراست. تصویرگران صرفاً آنچه نوشته شده را بازنمایی نمیکنند؛ آنها لایهای تازه از معنا میسازند و اغلب بار عاطفی داستان را به دوش میکشند. در میان ۵۰ کتاب برتر فهرست گاردین، کودک میتواند تصور کند وامبت بودن یا روباه بودن چه حسی دارد؛ میتواند با تفاوتهایش آشتی کند یا شباهتش را با کسی کشف کند که در نگاه اول «متفاوت» به نظر میرسد. بعضی کتابها آینهاند، بعضی پنجره. و خواندن، همانجاست که همدلی شکل میگیرد.
الیزا هال، همنویسنده این کتاب، تجربه شخصیاش را چنین توصیف میکند: «وقتی با معلولیت بزرگ میشدم، خودم را در هیچیک از کتابهای تصویری نمیدیدم. کاش کتابهایی که امروز وجود دارند، آن زمان هم بودند؛ آنوقت احساس تنهایی خیلی کمتری میکردم.»
دنیل گری-بارنت، تصویرگر کتاب، نیز میگوید کار روی این اثر به کشفی مهم در زندگیاش انجامیده: او در این مسیر فهمید در طیف اوتیسم قرار دارد. «این شناخت، توضیح داد چرا مغزم اینگونه کار میکند. این کتاب زندگیام را تغییر داد و خوشحالم که درست در زمان مناسب به من رسید.»
ریپین در پایان، یادآوری سادهای دارد: هیچکس نمیداند کدام کتاب، چه زمانی، زندگی چه کسی را تغییر میدهد. شاید زندگی فرزندتان. شاید هم زندگی خودتان.
سالی ریپین نویسنده برنده جوایز متعدد ادبیات کودک و ملکالشعرای کودکان استرالیا در سالهای ۲۰۲۴–۲۰۲۵ است. ملکالشعرای بعدی در ۱۰ فوریه معرفی خواهد شد.
منبع: گاردین، Mon 26 Jan 2026
نظر شما