سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - علی چراغی، پژوهشگر، منتقد و استاد دانشگاه: استان قم، با جایگاه فرهنگی و دینی ویژه در ایران، همواره مرکز آموزشهای حوزوی و فعالیتهای مذهبی بوده است. این ویژگی باعث شده که فضای ادبی و داستانی استان شرایط متفاوتی نسبت به دیگر شهرهای ایران داشته باشد. ضعف ادبیات داستانی در قم، نه ناشی از فقدان استعدادهای فردی، بلکه معلول مجموعهای از عوامل ساختاری، نهادی و اجتماعی است. در ادامه پنج عامل کلیدی که خاص قم هستند، مورد تحلیل قرار میگیرند.
غلبه گفتمان آموزشی - حوزوی بر گفتمان خلاق ادبی
قم از دیرباز مرکز روحانیت و آموزش دینی است و اکثر نهادهای فرهنگی و آموزشی آن حول محور علوم دینی و فقهی سازماندهی شدهاند. در چنین فضایی، تولید ادبی کمتر به عنوان یک کنش مستقل فرهنگی دیده میشود و معمولاً در خدمت اهداف آموزشی، تبلیغی یا تربیتی قرار میگیرد. نویسندگان جوانی که علاقهمند به داستاننویسی هستند، با یک دوگانگی مواجه میشوند: یا باید در چارچوب محدود و ایدئولوژیک فعالیت کنند یا با ریسک اجتماعی و نقد مواجه شوند. این وضعیت به طور سیستماتیک باعث کاهش خلاقیت و تولید متنهای داستانی آزاد و نوآورانه میشود. فضای حاکم بر ادبیات قم باعث شده که تخیل نویسنده، که عنصر اصلی خلق داستان است، محدود شود. به نظر میرسد شهرهایی با تمرکز شدید بر آموزش دینی و فعالیتهای مذهبی، گرایش کمتری به توسعه ادبیات خلاق دارند زیرا تولید ادبی خلاق مستلزم پرسشگری و تجربه فردی مستقل است. در چنین محیطی، داستاننویسی به جای کشف زیباییهای انسانی و اجتماعی، بیشتر ابزاری برای انتقال پیامهای ازپیشتعیینشده است.
بستهبودن فضای آموزشی و فرهنگی و تفکیک جنسیتی نهادها
یکی از ویژگیهای خاص قم، محدودیتهای فیزیکی و اجتماعی نهادهای آموزشی و فرهنگی است. دانشگاهها، آموزشگاهها و برخی مراکز فرهنگی دارای تفکیک جنسیتی هستند که تبادل آزاد ایدهها و گفتوگوی بین افراد را محدود میکند. در نتیجه، نویسندگان جوان فرصت مشارکت در کارگاههای مشترک، نقد و بحث آزاد و مواجهه با دیدگاههای متفاوت را از دست میدهند. این محدودیتها به ویژه برای زنان نویسنده ملموس است؛ آنها اغلب دسترسی کمتری به شبکههای حرفهای و جمعهای ادبی دارند و در نتیجه امکان رشد ادبی مستقل برای آنها کاهش مییابد. محیطهای آموزشی باز و تعاملمحور، تأثیر مستقیم بر خلاقیت ادبی و توانایی روایت داستانهای پیچیده دارند. بسته بودن فضا، علاوه بر محدود کردن تبادل فرهنگی، باعث کاهش تجربههای اجتماعی نویسنده و کمبود مواد خام برای خلق روایت میشود.
ایدئولوژیکشدن تولید متن و تحدید تخیل نویسنده
در کنار محدودیتهای نهادی، فشارهای ایدئولوژیک و اجتماعی نیز نویسندگان قمی را محدود میکند. حساسیتهای مذهبی، اجتماعی و فرهنگی به شکلی عمیق اعمال میشود که خودسانسوری گسترده ایجاد میکند. نویسندگان غالباً از پرداختن به موضوعات حساس یا بحثبرانگیز پرهیز میکنند، حتی اگر توانایی فنی و خلاقیت لازم را داشته باشند. این خودسانسوری باعث میشود ادبیات داستانی در قم کمتر به مسائل انسانی، اجتماعی و ر وانشناختی بپردازد و عمدتاً در چارچوب کلیشهها و پیامهای محافظهکارانه باقی بماند. در نتیجه، متنهای تولیدشده کمتر توانایی برقراری ارتباط با مخاطب گسترده و جریانهای ادبی ملی را دارند. بنابراین تخیل نویسنده در محیطهای بسته و کنترلشده، به شدت آسیب میبیند و خلاقیت وی کاهش مییابد.
مهاجرت استعدادهای ادبی به مراکز فرهنگی بازتر
یکی از پیامدهای فضای محدود قم، مهاجرت نویسندگان و استعدادهای ادبی به شهرهای دیگر، بهویژه تهران، است. تهران به دلیل وجود ناشران مستقل، مجلات ادبی، کارگاههای داستاننویسی و امکان تعامل آزاد، فضایی مناسب برای رشد نویسنده فراهم میکند. این مهاجرت باعث میشود قم به جای تولید ادبی اثرگذار، صرفاً به محلی برای پرورش استعدادهای اولیه تبدیل شود و سهم آن در ادبیات ملی کاهش یابد. این روند مشابه «فرار مغزها» در حوزههای علمی است، با این تفاوت که در حوزه ادبیات، فقدان حضور نویسندگان خلاق در محیط بومی، باعث ضعف جریان ادبی و نبود نقد و بازخورد حرفهای میشود. شهرهایی که جریانهای ادبی مستقل و باز دارند، تولید داستانی متنوع و نوآورانه بیشتری دارند. مهاجرت مستمر نویسندگان، خلأ شبکههای نقد، آموزش و نشر محلی را تشدید میکند و بازتولید ادبیات محلی را مختل میسازد.

ناهمخوانی زیستجهان شهری قم با الزامات روایت مدرن
زندگی روزمره در قم، به دلیل محدودیتهای اجتماعی، تفکیک جنسیتی و تأکید بر فعالیتهای دینی، تجربه زیسته محدودی برای نویسنده فراهم میآورد. ادبیات داستانی مدرن نیازمند مواجهه با پیچیدگیهای انسانی، تنوع اجتماعی و تجربههای بینافرهنگی است. در قم، فقدان تعامل گسترده با جامعه شهری و تجربههای متنوع، امکان خلق روایتهای چندلایه و جذاب را کاهش میدهد. به عبارت دیگر، نویسنده قمی با دسترسی محدود به موقعیتها و شخصیتهای متنوع، مواد خام روایت داستانی را از دست میدهد. مبرهن است که کیفیت داستانهای خلاق به میزان تجربه نویسنده با واقعیتهای اجتماعی بستگی مستقیم دارد. بنابراین زیستجهان محدود، نه تنها تخیل نویسنده را تحدید میکند، بلکه توان او برای خلق شخصیتهای پیچیده و موقعیتهای داستانی باورپذیر را کاهش میدهد.
جمعبندی
ضعف ادبیات داستانی در اس تان قم، حاصل ترکیب چند عامل ساختاری و فرهنگی است: غلبه گفتمان حوزوی، بسته بودن فضای آموزشی و تفکیک جنسیتی نهادها، فشارهای ایدئولوژیک، مهاجرت استعدادها و محدودیت زیستجهان شهری. این عوامل بهصورت همزمان عمل میکنند و مانع رشد ادبیات داستانی مستقل، خلاق و مدرن در قم میشوند. با توجه به این تحلیل، بهبود وضعیت ادبیات داستانی در قم نیازمند باز شدن فضای آموزشی و فرهنگی، ایجاد نهادهای مستقل ادبی، تقویت شبکههای نقد و انتشار و افزایش تعامل با جریانهای ادبی ملی و بینالمللی است.
در آخر
با وجود محدودیتهای ساختاری و فرهنگی یادشده، نمیتوان از تحرک و پویایی بخشی از جامعه ادبی قم در سالهای اخیر چشم پوشید. شماری از نویسندگان قمی توانستهاند با فاصله گرفتن از کلیشههای مسلط، مسیر خلاقانهتری در پیش گیرند و آثار خود را در سطح ملی عرضه کنند. حضور و موفقیت برخی داستاننویسان قمی در جشنوارههای معتبر کشوری از جمله جایزه جلال آلاحمد، جایزه ادبی شهید حبیب غنیپور و جایزه داستان انقلاب نشان میدهد که جریان داستانی قم، هرچند محدود، اما ایستا و منفعل نبوده است. همچنین برگزاری کارگاههای تخصصی داستاننویسی با دعوت از مدرسان و نویسندگان برجسته کشور، ایجاد انجمنهای ادبی فعال، و تعامل با ناشران و منتقدان بیرون از استان، به تدریج شبکهای حرفهایتر برای رشد نویسندگان فراهم کرده است. این تحرکات سبب شده در سالهای اخیر، آثار داستانی قابل توجهی از قم منتشر شود که از نظر ساختار روایی، پرداخت شخصیت و تکنیکهای داستاننویسی، فاصلهای محسوس با تولیدات صرفاً ایدئولوژیک گذشته دارند. بنابراین، هرچند موانع ساختاری همچنان پابرجاست، اما نمیتوان از شکلگیری یک هسته فعال و رو به رشد در ادبیات داستانی قم غافل ماند.
نظر شما