سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: منوچهر شیخصراف، نینواز پیشکسوت و پژوهشگر برجسته موسیقی سنتی ایران، با سالها تجربه در اجرا، آموزش و پژوهش، سهم بسزایی در مستندسازی تاریخ موسیقی اصفهان و حفظ میراث هنری این شهر داشت. آثار مکتوب وی، بهویژه کتاب «نامآوران هنر اصفهان؛ جلد موسیقی»، نمونهای ارزشمند از تلفیق پژوهش میدانی، مستندسازی تصویری و تحلیل تاریخی است که جای خالی آن در ادبیات موسیقی ایرانی محسوس بود.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به مناسبت درگذشت این استاد فقید، گفتوگویی با شادی شیخصراف، فرزند ارشد وی، انجام داده تا ابعاد پژوهشی، فرهنگی و آموزشی فعالیتهای استاد، چشماندازهای شخصی او و میراثی که برای موسیقی ایران برجای گذاشته، به تصویر کشیده شود.
کتاب «نامآوران هنر اصفهان؛ جلد موسیقی» یکی از مهمترین آثار پژوهشی پدرتان است. به نظر شما ایشان در تدوین این اثر، چه خلأهایی در تاریخنگاری موسیقی اصفهان شناسایی کرده بودند و این اثر دقیقاً چه افزودهای به ادبیات موسیقی ایران ارائه داد؟
پدرم معتقد بود که تاریخ موسیقی اصفهان، با وجود پیشینه غنی، به شکل نظاممند ثبت نشده است. بسیاری از نامها و دستاوردهای هنرمندان اصفهان در خاطرهها و منابع پراکنده باقی مانده بودند و تصاویر و اسناد کافی از آنها موجود نبود.
در «نامآوران هنر اصفهان؛ جلد موسیقی»، وجه تمایز اصلی کار ایشان، مستندسازی میدانی و تصویری هنرمندان بود. پدرم بیش از ۲۰ سال، شخصاً به دیدار هنرمندان رفت، با آنها مصاحبه کرد، عکس جمعآوری و پشتنویسی نمود، و اطلاعات مربوط به زمان و مکان فعالیت آنان را ثبت کرد. این روش، هم اعتبار علمی و هم ارزش تاریخی اثر را افزایش داد. او همواره میگفت: «نامها بدون تصویر، بیهویت میشوند.»
بنابراین این کتاب نه تنها یک فهرست اسامی، بلکه بازسازی حافظه فرهنگی اصفهان و مستندسازی هویت هنرمندان موسیقی است.
با توجه به اینکه استاد هم نوازنده برجسته و هم پژوهشگر بودند، چه شد که پژوهش و مستندسازی برای ایشان اهمیت ویژهای پیدا کرد؟
پدرم از شاگردان نزدیک استادان بزرگ موسیقی بود و این ارتباط عمیق، نگاه پژوهشی او را شکل داد. او به هنر به عنوان یک فرآیند زنده نگاه میکرد و معتقد بود بدون شناخت ریشهها، هنر ناقص میماند. علاقهاش به اصفهان هم به این انگیزه اضافه شد؛ همواره میگفت اگر خودمان کاری نکنیم، چه کسی این میراث را ثبت خواهد کرد؟
پدرم پروژههای پژوهشی را با وسواس و دقت فراوان دنبال میکرد. اتاق کارش پر از پوشهها، عکسها و یادداشتهای پشتنویسیشده بود. او این کار را عاشقانه و با سرمایه شخصی انجام میداد.

آیا در مسیر انتشار کتاب، پدر شما با چالشهایی مواجه شدند؟
بله، عمده هزینههای انتشار کتاب را خودشان تأمین کردند و در سالهای پایانی عمر به دلیل کهولت سن و بیماری، دیگر توان پیگیری گسترده نداشتند. متأسفانه حمایت معنوی و مادی سیستماتیک از این اثر صورت نگرفت. این کتاب میتوانست بهعنوان منبع مرجع در دانشگاهها، شهرداری و نهادهای فرهنگی شهر مورد استفاده قرار گیرد، اما این حمایت شکل نگرفت و پدرم همیشه حسرت آن را داشت.
جلد دوم «نامآوران هنر اصفهان» که مربوط به سایر هنرهاست، به چه مرحلهای رسیده است؟
جلد دوم شامل هنرمندان رشتههای مختلف مانند صنایعدستی، هنرهای تجسمی و نمایشی است. بخش زیادی از اطلاعات، جمعآوری شده، اما هنوز به مرحله ویرایش نهایی و انتشار نرسیده است. این پروژه برای پدرم بسیار مهم بود و سالها بخشی از سلامت و انرژی خود را صرف آن کرد. امیدوارم نهادی فرهنگی یا دانشگاهی برای تکمیل و انتشار این جلد پیشقدم شود.
وجه تمایز پژوهشی کار پدرتان نسبت به دیگر پژوهشهای موسیقی اصفهان چه بود؟
مهمترین ویژگی کار ایشان، تأکید بر مستندسازی میدانی و تصویری بود. بسیاری از پژوهشهای مشابه، به منابع ثانویه و نقل قول متکیاند، اما پدرم تا حد امکان به منبع اصلی مراجعه میکرد؛ با هنرمندان زنده مصاحبه میکرد، خانواده هنرمندان فوتشده را پیگیری میکرد، عکسها و اسناد را تطبیق میداد و اطلاعات دقیق ثبت میکرد.
او معتقد بود ثبتنام هنرمندان، نوعی ادای دین است؛ نسلهای بعد باید بدانند چه کسانی مسیر هنر را ساختهاند و چه ممارستها و تلاشهایی پشت خلق اثر هنری بوده است. این هویتبخشی، وجه تمایز اساسی کار پدرم بود.

استاد در سالهای پایانی عمر نسبت به وضعیت موسیقی دستگاهی ایران و مکتب اصفهان چه دیدگاهی داشتند؟
ایشان از وضعیت کلی موسیقی سنتی ایران راضی نبودند. بیشترین دغدغهشان، شتابزدگی هنرجویان بود که میخواستند راه صدساله را یکشبه طی کنند. تأکید داشتند موسیقی، ممارست، صبر و عشق میخواهد و بدون این سه، هنر پویا نخواهد بود.
پدرم معتقد بود اجرای موسیقی صرفاً تکنیک نیست؛ اخلاق هنری، سواد موسیقایی و رفتار حرفهای نیز بخشی از هنر است. در مکتب اصفهان، او ارزش تأمل و تمرین عمیق را بر هر شتابزدگی ترجیح میداد و همواره از روند آموزش و اجراهای سطحی انتقاد میکرد.
درباره حمایت از موسیقی در اصفهان چه نظری داشتند؟
ایشان بارها تأکید داشتند که موسیقی در اصفهان آغاز میشود، اما حمایت کافی از هنرمندان نمیشود و بسیاری مجبور به مهاجرت به تهران میشوند، جایی که مسیر اجرا و آموزش آنان تغییر میکند. پدرم همیشه معتقد بود حمایت و فرصت اجرای درست باید در اصفهان فراهم باشد تا نام شهر و هنرمندانش حفظ شود.
آیا برنامهای برای حفظ و دیجیتالسازی آرشیو شخصی استاد وجود دارد؟
کتابخانه شخصی ایشان، آرشیو صوتی و نوارهای کاست اجراهای قدیمی، و ضبطهای زنده موجود است. برخی از این نوارها نیاز به احیا و بازسازی دارند. هدف ما انتشار این اجراها به صورت مجموعه صوتی است تا در دسترس پژوهشگران و علاقهمندان قرار گیرد. همچنین، موافقیم بخشی از آثار و اسناد ایشان به مراکز دانشگاهی و موزهای سپرده شود تا بهصورت علمی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.

در ماههای پایانی عمر، مهمترین دغدغه فرهنگی و هنری پدر شما چه بود؟
حدود یک سال پایانی، بیماری و کاهش حافظه و قدرت تکلم، مانع فعالیتهایشان بود. اما پیش از آن، همواره تأکید داشتند که اجراهای موسیقی باید صحیح و حرفهای باشد. ایشان معتقد بودند هنرمند باید تا پایان عمر شاگرد بماند و عشق به موسیقی باید با دانش، اخلاق و تمرین همراه باشد. این باور، اساس نگاهشان به آموزش، پژوهش و اجرا بود.
استاد شیخ صراف از چهرههای شاخص موسیقی سنتی و پژوهشگران فرهنگ ایران ۲۸ بهمن دار فانی را وداع گفت و پیکر وی در قطعه نامآوران باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد، جایی که نام و یاد هنرمندان بزرگ موسیقی این دیار در آرامش ابدی است.
نظر شما