به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ساسان والیزاده در هشتمین نشست فرهنگی «ایوار» که با حضور جمعی از شاعران، نویسندگان و پژوهشگران به تجلیل از شخصیت ادبی و فرهنگی «غزل تاجبخش» شاعر و نویسنده نامدار معاصر اختصاص داشت با مروری تاریخی و تحلیلی، جایگاه ریشهدار انجمنهای ادبی در استان لرستان و نقش محوری برخی چهرهها و محافل اثرگذار در تاریخ ادبی ایران را تبیین کرد.
نویسنده «کتابشناخت» با اشاره به اینکه انجمنهای ادبی در لرستان از گذشتههای دور دارای شأن و اعتباری ویژه بودهاند؛ گفت: قدیمیترین انجمن شناختهشده در این جغرافیا به محفل ادبی علامه بحرالعلوم برمیگردد؛ عالمی که بهعنوان صدر علمای لرستان و بروجرد، همواره در منزل خود میزبان انجمن ادبی معتبری بود. شاعران گذشته بروجرد که دیوانهای خطی آنان امروز نیز موجود است، در این محفل ادبی حضور فعال داشتند.
این نویسنده و پژوهشگر تاریخ لرستان ادامه داد: در همان دوره، برخی شاهزادگان قاجار مقیم بروجرد نیز در این محافل حضور داشتند. محمود میرزای قاجار حاکم لرستان در ۱۲۴۲ قمری که کتاب «مقصود جهان» او نخستین اثر مکتوب درباره لرستان به شمار میرود و بنده نیز تصحیحی از آن را منتشر کردهام. او در نهاوند و خرمآباد محفل ادبی با حضور شاعران لرستانی برگزار میکرد.
والیزاده گفت: شاعرانی چون اسماعیل سرباز کاکاوند از شاعران بزرگ آیینی که مجموعه اشعارش در سالهای اخیر تصحیح و منتشر شده، از حاضران این محافل ادبی بودند.
تداوم انجمنهای ادبی لرستان در دوره قاجار
این پژوهشگر لرستانی با اشاره به تداوم این سنت در دورههای بعد افزود: در دورههای حکومت محمدشاه قاجار و ناصرالدینشاه قاجار نیز در شهر الشتر انجمن ادبی فعالی وجود داشت. شاعرانی مانند ملا منوچهر کولیوند و بعدها چهرههایی چون بنان، در این محفل ها نقشآفرین بودند.
فعالیتهای ادامهدار انجمنهای ادبی لرستان در دوره پهلوی اول
وی افزود: با ورود به دوره پهلوی اول، در خرمآباد شیخ عبدالرحمان لرستانی صاحب انجمن ادبی بود؛ شخصیتی که نماینده دوره سوم مجلس و عضو مجلس مؤسسان نیز محسوب میشد. همزمان در بروجرد، انجمنهای ادبی متعددی از جمله انجمن دانشوران بروجرد فعالیت داشتند که توسط چهرههایی چون کوروش حائری و استاد حزین اداره میشد.
گسترش جغرافیایی و کانونهای ادبی پس از انقلاب در لرستان
والیزاده با اشاره به گستردگی جغرافیایی این جریان گفت: در الیگودرز، آقای رضوی از پیشکسوتان انجمن شعر بود و در خرمآباد، در دهههای بعد، استاد غضنفری امرایی که اصالتاً کوهدشتی اما مقیم خرمآباد بود، انجمن ادبی معتبری را در کتابخانه قدیمی شهر برگزار میکرد. بسیاری از شاعران شاخص امروز لرستان، مانند زندهیاد نسرین جافری از پیش از انقلاب تا سالهای نخست پس از آن، در محفل ادبی او پرورش یافتند. در سالهای نخستین بعد از انقلاب نیز عزتالله چنگایی نقش مهمی در اداره انجمنهای ادبی داشت که بعدها توسط شاعران جوانتر حرکتهای متفاوتی مانند کنگره و نشریه ایوار شکل گرفت.
شکلگیری «انجمن غزل» در اواخر ۱۳۵۹
وی افزود: برخی از لرستانیها نیز همزمان خارج از استان، انجمنهای ادبی اثرگذار داشتند مانند حسن رفاهی معتضدالدوله در قبل از انقلاب و انجمن غزل که معتبرترین و قدیمیترین انجمن ادبی بعد از انقلاب است؛ انجمنی که از اواخر سال ۱۳۵۹ شکل گرفت و به پاتوق ادبی بسیاری از شاعران بزرگ ایران بدل شد. شاعرانی چون سیمین بهبهانی، طاهره صفارزاده، کیومرث منشیزاده، سیدعلی صالحی، ابوالقاسم حالت، بیژن جلالی ، مشفق کاشانی و حتی شهریار در این خانه حضور داشتهاند.
والیزاده تأکید کرد: اغراق نیست اگر منزل بانو تاجبخش را «خانه شعر ایران» یا «خانه مهر ایران» بنامیم؛ جایی که نبض شعر معاصر در آن میتپید و نسلهای دوم و سوم شاعران تجربیات اولیه خود را در کنار بزرگان کسب کردند. شاعرانی چون پگاه احمدی، سینا بهمنش و رسول یونان از جمله این چهرهها هستند. به باور والیزاده، این خانه بخشی از میراث معنوی و ادبی کشور به شمار میرود.
برخی از آثار «غزل تاجبخش»
در ادامه این نشست، آثار بانو تاجبخش مرور شد؛ والیزاده آثار او را در چند دسته دانست: مجموعههای شعر از جمله «دلخواستهها و دلخاستهها»، «قلمها و سایهها»، «مامون و غزل بارانهای سنگی»، «شبدرهای چهارپر» و «لحظههای قالیچه».
همچنین وی به فعالیت داستانی و رماننویسی تاجبخش اشاره کرد و گفت: دستکم چهار رمان و داستان بلند از ایشان منتشر شده که از جمله آنها میتوان به «آزادی در قلمرو سبز فنجهای سفید» و «بر بالهای پرواز» اشاره کرد. کتابهای اندیشهمحور مانند «زن، شعر، اندیشه» نیز بخشی دیگر از کارنامه اوست.
والیزاده با یادآوری کنگره شعر ایوار در دهه ۸۰ گفت: در آن رویداد، بانو تاجبخش به دعوت برگزارکنندگان به خرمآباد آمد و بههمراه محمدرضا روزبه از برگزیدگان کنگره بود.
زن باید «بالنده» باشد
وی بر جایگاه آیینی شعر تاجبخش تأکید کرد و افزود: ارادت و پیوند معنوی او با حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) در اشعار و گفتوگوهایش آشکار است. جمله مشهور او که «من زن نالنده را دوست ندارم، زن باید بالنده باشد»، ناظر بر الگوبرداری از شخصیت حضرت زینب(س) بهعنوان نمونهای از بالندگی زن است.
والیزاده با اشاره به رمان «مامون و غزل و کلاغهای آغاشازده» گفت: این اثر از موفقترین نمونههای روستایینویسی معاصر است؛ رمانی که با بهرهگیری هنرمندانه از لهجه بروجردی، تصویر شاعرانهای از زیست زن ایرانی و خاطرات کودکی نویسنده ارائه میدهد. همچنین رمان «آزادی در قلمرو سبز فنچهای سپید» را اثری نمادین دانست که سرنوشت بشر ایرانی از مشروطه تا امروز را در قالب چهار پرنده در قفس بازنمایی میکند.
این پژوهشگر لرستانی تأکید کرد: نگاه بانو تاجبخش به زن، نگاهی تکمیلی و همافزا با مرد است و همین رویکرد، همراه با زبان مادرانه و اخلاقمحور او، جایگاهش را در ادبیات معاصر ایران متمایز ساخته است.
به گفته والیزاده، ۴۴ سال است چراغ انجمن غزل روشن مانده است و حضور شاعران نامدار معاصر، جایگاه ملی آن را تثبیت کرده است.

در این نشست غزل تاجبخش با بیانی صمیمی و خاطرهانگیز، از مسیر زندگی و علاقه دیرینهاش به شعر سخن گفت. او در ابتدای سخنانش با اشاره به زادگاهش بروجرد اظهار کرد: من همواره به این شهر و مشاهیری چون آیتالله بروجردی افتخار میکنم. خاطرات کودکیام در مسیر بروجرد تا دورود و ازنا و سپس مامون (مومنآباد فعلی) همیشه با من بوده است.
تاجبخش از زندگی خانوادگی و ازدواج خود نیز گفت و یادآور شد: پدر و مادرم همیشه تشویقم میکردند که شعر بخوانم. حتی در کودکی در مجالس تعزیه در مامون، با وجود سن کم، پای تماشای شعرخوانیها مینشستم و از همان زمان علاقهام به شعر شکل گرفت. با گذر زمان و تلاش مستمر، شعرهای من به چاپ رسید و به دست مردم رسید، که این خود نعمتی بزرگ بود.
تولد ««انجمن غزل» و میزبانی از بزرگان ادبیات معاصر
وی درباره فعالیتهای ادبی خود توضیح داد: با حمایت دوستان و علاقهمندان به شعر، انجمن غزل از سال ۱۳۶۰ در منزل شکل گرفت و پذیرای شاعران برجسته کشور شد.
تاجبخش گفت: در این انجمن ادبی شاعرانی همچون حسین منزوی، سیدعلی صالحی، سیمین بهبهانی و طاهره صفارزاده به طور منظم در جلسات شرکت میکردند. این انجمن فرصت مغتنمی بود تا شعر و ادب در فضایی صمیمی و متمرکز گسترش پیدا کند.
این شاعر پیشکسوت گفت: انجمن «غزل» نه تنها عرصه در شعر، بلکه بستری برای رشد هنر و ادبیات کشور شد.
ماجرای تخلص ادبی «تاجبخش» چه بود؟
وی درباره تخلص ادبی خود هم گفت: نام من در شناسنامه «قدسالملوک» است. مرحوم استاد سید ضیاءالدین سجادی، که در آن زمان به جلسات ما میآمدند، پس از شنیدن شعرهایم که بیشتر در قالب غزل هستند، پیشنهاد کرد با نام «غزل تاجبخش» فعالیت هنریام را ادامه دهم. از همان زمان، نام ادبی من «غزل» شد.
محفلهای بی قضاوت، نیاز امروز فرهنگ ماست
شهاب شهرزاد، شاعر و نویسنده نیز در این نشست با تشریح خاطرات خود از محفل ادبی غزل در دهه هفتاد شمسی، بر ضرورت وجود فضاهای فرهنگی بیقضاوت و پذیرا برای رشد و بالندگی ادبیات تأکید کرد.
وی با اشاره به نقشی که چنین محافلی در شکلگیری شخصیت ادبی ایفا کردهاند، اینگونه محافل را الگویی برای جامعه امروز ایران دانست.
شهرزاد با بیان خاطرهای از نخستین تجربه حضورش در انجمن غزل در اوایل دهه ۷۰ شمسی گفت: برای اولین بار با آقای داریوش تقیپور، آهنگساز، به محفلی دعوت شدم که تأثیر عمیقی بر من گذاشت. آن زمان بسیار جوان بودم و به همراه یکی از دوستان آهنگساز خدمت میزبان رسیدیم.
این شاعر و نویسنده فضای انجمن غزل را بسیار گرم و پر استقبال توصیف کرد و افزود: در این خانه به زحمت جا پیدا میکردیم و آنجا بود که برای اولین و آخرین بار توفیق دیدار استاد حسین منزوی را از نزدیک پیدا کردم و شعرخوانی ایشان را تجربه کردم که قدم به قدم در ذهن من نقش بسته است.
وی به شعرخوانی اساتید دیگر از جمله مثنوی بلند زندهیاد حمید عاملی، اشاره کرد که به عشق ایران خوانده بود.
شهرزاد در ادامه به ویژگی منحصر به فرد غزل تاجبخش اشاره کرد و او را «میزبان بیقضاوت» خواند و گفت: امروز در دورهای زندگی میکنیم که گاهی در سرزمین خودمان با نگاههای خیره و غضبناک روبهرو میشویم و گاهی آدم را نمیپذیرند. اما آن میزبان هرگز نمیپرسید تو اهل کجایی، عقیدهات چیست، به چه فکر میکنی، برای او فقط ادبیات و شعر اصالت داشت و من در خانه غزل اصلاً حضور سنگین هیچ کسی را احساس نکردم.
وی این تجربه را نشاندهنده نیاز امروز جامعه فرهنگی به چنین میزبانیهای بی قضاوت دانست.
این شاعر با اشاره به اینکه پیشنهاد شکلگیری یک رسانه ادبی مستقل را با برخی از دوستان ارائه دادهایم که در آن شاعران فارغ از دغدغههای دیگر، صرفاً از روی شعر دیده و شنیده و قضاوت شوند، افزود: محفل ۴۳ ساله «غزل»، رسانه و مدرسه مستقل شعر و ادب و فرهنگ است که سالها پیش وجود داشته است.

نقش مهم انجمنهای ادبی در حفظ زبان و ادبیات بومی
محمد رضا موحدی، استاد دانشگاه نیز به روایت خاطرات و تجربههای خود از انجمنهای ادبی بروجرد پرداخت و نقش این انجمنها را در حفظ زبان و ادبیات بومی برجسته ارزیابی کرد.
موحدی با اشاره به فعالیتهای مرحوم حزین بروجردی، شاعر معاصر، بیان کرد که وی از دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ شمسی یکی از نخستین انجمنهای ادبی بروجرد را پایهگذاری کرد. او افزود: این انجمن، تا پیش از انقلاب، محلی برای تجمع شاعران و ادبدوستان بود، پس از انقلاب نیز بخشی از فعالیتها توسط ارشاد تصدی شد و مدیریت انجمن به افرادی مانند آقای شریعتمدار سپرده شد. با این حال، هسته اصلی فعالیتهای ادبی و شعرخوانی همچنان ادامه داشت.
وی با یادآوری دهه ۶۰، گفت: در این دوره، جلسات هفتگی انجمن با حضور افرادی مانند آقای شریعتمدار (مدیر انجمن)، آقای کوشا، آقای محمدرضا روزبه، آقای گودرزی، آقای ذاکر و آقای حجتی برگزار میشد. تعدادی از این افراد با جدیت و عشق به ادبیات، شعر غزل و مثنوی را به زبان بروجردی ارائه میدادند و در غنیسازی واژگان محلی نقش مهمی داشتند.
موحدی با اشاره به نقش تاریخی انجمنها، افزود: واژهها و اصطلاحات اصیل بروجردی که امروز هنوز حفظ شدهاند، مدیون همین جلسات هفتگی و فعالیتهای دوستانی مانند ذاکر و حجتی است. اگر این انجمنها نبودند، بخش زیادی از زبان محلی نسلها از بین میرفت.
وی ضمن ارج نهادن به حضور خانم تاجبخش، گفت: بسیاری از جمعهای ادبی امروز در شهرهایی مانند تهران، ریشه در بستر فرهنگی و ادبی شهرستان ها دارند. حتی اگر این تأثیر مستقیم حس نشود، اثرات آن آشکار است و بر علاقهمندان جوان ادبیات تأثیر مثبت گذاشته است.

جذابیت شعر عامیانه: خالق ناشناس، ناقل زنده
علی آنیزاده، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و ادبیات مردم نیز در این نشست با اشاره به علاقه دیرینهاش به شعر عامیانه، از تأثیر فولکلور و ادبیات محلی در شکلگیری نگاه ادبی سخن گفت و این نوع شعر را حلقه پیوندی میان خلاقیت و سنت دانست.
آنیزاده با بیان اینکه در سال ۱۳۸۰ با فرهنگ مردم و ادبیات شفاهی آشنا شد، گفت: شعر عامیانه برایم جذابتر از آثار با امضا و هویت مشخص بود، زیرا در آن خالقِ شعر ناشناس است اما ناقلِ آن زنده و واقعی.
وی به ارتباط دیرینه میان شعر خلاق و شعر عامیانه از دوران فردوسی تا امروز اشاره کرد و گفت: نمونه موفق این پیوند در آثار استاد حزین دیده می شود، شاعری که برای سنگمزارهای مردم اشعار میسرود.
این پژوهشگر همچنین یادآور شد: در دوران دبیرستان، زیر نظر استاد عباس زرین — شاعر و نویسنده کتاب «بروجرد از نگاهی دیگر» — آثار سنگمزارهای قدیم بروجرد را مطالعه کرده است. زرین تصاویر و اشعار این سنگها را گردآوری کرده بود و برگی از فرهنگ و ادبیات بومی را حفظ کردهاند.

تولید محتوای ملی معیار نقشآفرینی در سرنوشت ملت ایران است
محمدجعفر محمدزاده، نویسنده و پژوهشگر و رئیس انجمن لرستانشناسی نیز با تأکید بر اولویت دغدغه ملی و هویت ایرانی، گفت: دغدغه اصلی ما ایران است.
رئیس موسسه مطالعات فرهنگ و رسانه افزود: اگر به پژوهشهای قومی و شعر بومی میپردازیم، این مطالعات را در ذیل ایرانپژوهی میدانیم و در عین حال لرستان را بخشی از ایران میدانیم و باور داریم هر لرستانی و هر فردی از هر قومیت، به اندازهای که در تولید محتوای ملی نقشآفرین باشد، میتواند مؤثر باشد و ادعا کند عضو موثری از هویت و ملیت ایرانی است.
وی با اشاره به فعالیتهای شاخص غزل تاجبخش ادامه داد: به همین دلیل، وجود و زندگی خانم تاجبخش سرمایه ملی است؛ سرمایهای که محدود به لرستان، بروجرد یا غرب کشور نیست. این سرمایه متعلق به ایران است.
محمدزاده با اشاره به وضعیت شاعران در مناطق مختلف کشور گفت: ما شاعران بسیاری در لرستان، کردستان و دیگر نقاط کشور داشتهایم که متأسفانه یا به آنها گفته نشد، یا خودشان ندانستند که برای عضویت فعال در گنجینه شعر و فرهنگ ایران باید به زبان ملی شعر بگویند. امروز به همین دلیل اثری از آنها در تاریخ ادبیات ملی نیست.
رئیس انجمن لرستانشناسی ادامه داد: اما امروز کارنامه درخشان غزل تاجبخش، او را به عنوان یک عضو فعال ملت ایران و یک سرمایه ملی معرفی میکند. این موضوع هم برای مردم لرستان و هم برای منطقه ما افتخارآمیز است؛ چرا که ما نمایندهای در حوزه ادبیات ملی داریم، همانگونه که مرحوم مهرداد اوستا نیز چنین جایگاهی داشت.
وی با تأکید بر ارزش و جایگاه این دستاورد افزود: وقتی نام انجمن ما لرستانشناسی است این به مفهوم حداکثری نیست بلکه ما در پی نمایاندن یک بخش از ایران فرهنگی هستیم.
محمدزاده گفت: در شرایط فعلی، میتوانیم این موزاییک را بهخوبی معرفی کنیم، بهویژه در بعد ملی؛ یعنی معرفی کسانی که کار ملی کردهاند و در حوزه ملی اثرگذار بودهاند.

نادر نبوی طباطبایی، پژوهشگر تاریخ نیز در این نشست با ابراز خرسندی از حضور در جمع اهل ادب، بر استمرار و پویایی این محافل فرهنگی تأکید کرد. وی ضمن اشاره به پیشینه ادبی خانواده و نقش پدرش که سالها در انجمن ادبی بروجرد فعالیت داشته اظهار کرد: حضور و هم نشینی استادان شعر و فرهنگ انگیزه و محملی برای گسترش فضای ادبی است.
محمدزاده در ادامه آخرین سروده خود را نام «سرو هزار نبرد» در وصف ایران خواند. یدالله گودرزی، شاعر، مترجم، ترانهسرا و از فعالان و مدیران فرهنگی در این نشست با خواندن اشعار خود در وصف بروجرد قدیم از سابقه نامگذاری و اشتهار بروجرد به عنوان دیار فرزانگان بر اساس یکی از آثار خود سخن گفت و ضمن تقدیم آخرین دفاتر شعر خود به استاد غزل تاجبخش چند قطعه از سرودههای خود را قرائت کرد.
غلامرضا عزیزی نویسنده و پژوهشگر لرستانی و عضو انجمن لرستانشناسی در این نشست ضمن اهدای نسخهای از آثار خود به خانم غزل تاجبخش بر نقش تاثیرگذار این بانوی فرهیخته و شاعر لرستانی بر جریان ادبیات معاصر و ملی تأکید کرد.
در این جلسه صالح سوری، محمد حنیف، محمدتقی عینیزاده، سهراب محمودی و وحیده بهرامی نیز حضور داشتند اشعاری از غزل تاجبخش قرائت و خاطراتی از انجمن ادبی غزل بیان شد.
در پایان این نشست محمدزاده لوح سپاس انجمن لرستان شناسی را به همراه هدایایی به تاجبخش اهدا کرد. همچنین تابلوی تکچهرهای که توسط احسان نوری نجفی طراحی شده بود از طرف نشست «ایوار» به غزل تاجبخش اهدا شد.
نظر شما