سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - بهاره گلپرور: رمضان تنها موسم تلاوت قرآن نیست، بلکه فرصتی برای تعمیق پیوند با قرآن کریم و تأمل در جلوههای معنوی و هنری آن است. در این میان، هنر خوشنویسی و کتابت قرآن کریم جایگاهی ویژه دارد؛ هنری که از نخستین روزهای نزول وحی با خط کوفی آغاز شد و در گذر قرنها، با همت کاتبان عاشق، به اوجهای زیباییشناختی رسید. در فرهنگ اسلامی، نوشتن قرآن تنها ثبت یک متن مقدس نبود، بلکه عملی عبادی، هنری و معنوی به شمار میرفت و برای آراستن کلام وحی در شایستهترین صورت ممکن تلاش میکردند. ذوق لطیف و نگاه زیباییشناسانه ایرانیان هنرمند، سبب شد که به استقبال تجربههای نو بروند و حتی قرآن کریم را با خط نستعلیق کتابت کنند.
در ماهی که قرآن نازل شده، بازخوانی این سنت دیرینه یادآور آن است که کتابت قرآن، هنری است که خاک را زر میکند و کاتب را در مسیر تهذیب و تعالی قرار میدهد. با امیر عاملی، خوشنویس، شاعر و استاد دانشگاه، درباره جایگاه هنر کتابت قرآن و خوشنویسی ایرانی گفتوگو کردیم.
کتابت قرآن به صورت خوشنویسی از چه زمانی مرسوم و متداول شد؟
کتابت قرآن از زمان نزول قرآن مرسوم بوده و به خط کوفی مکتوب میکردند. در آن زمان خط کوفی به زیبا کنونی نبود. هفت نفر در آن زمان از جمله حضرت علی (ع) و عثمان خوشخط بودهاند که قرآن را تمام و کمال و به زیبایی کتابت میکردند. آثاری هم از ان دوران بازمانده که بسیار زیباست. این کتابت تاکنون ادامه پیدا کرده است. از قدیم قرآن را به دلایل اعتقادی و ثواب آن کتابت میکردند و همزمان یک اثر هنری هم خلق میشد.
در آن زمان چه خطوطی متداول بوده؟ کوفی و عثمانی و… متداول بوده یا هنوز در دستهبندی نبود؟
اولین کتابتهای قرآن با خط کوفی اولیه بوده که پیش از ظهور اسلام هم متداول بوده است. بعد از آن با هر خطی که پدید میآمد قرآن را نگارش میکردند. از زمان یاقوت مستعصمی یعنی ۸۰۰ سال پیش تا به امروز قرآن را به خط خوش مینوشتند و تا امروز که نستعلیق و شکسته و ثلث و… سایر انواع خطوط را مینویسند. ولی به طور کلی خط قرآن با خط نسخ سازگارتر است. حتی این کتابهای قرآن که امروز در دست ماست به خط عثمان طاهاست که در حال حاضر پر تیراژترین قرآن موجود در جهان است.
این خطوط که دستهبندیهای مختلفی هم دارد و نام بردید در زیباییشناسی خوشنویسی چه تفاوتی با هم دارند؟
قاعدتاً خود خوشنویسی یک امر زیباییآفرین است و زمانی که کلمات قرآن به شکل خوشنویسی درمیآید زیبایی مضاعفی به آن میدهد. گویا خوشنویسی ظرفی میشود برای مظروف خط و معنا. مانند آب و لیوان. آن روح کلام وحی که ظرف است میتواند خط نسخ یا ثلت یا کوفی، محقق یا ریحان باشد. هر خطی که به وجود آمده با آن قرآن هم کتابت شده است.
هنر ایرانی چطور وارد کتابت قرآن شد؟
هنر ایرانی با خط نستعلیق وارد کتابت قرآن شد. اگرچه خط نستعلیق سازگاری چندانی با قرآننویسی ندارد ولی از ۸۰۰ سال پیش عبدالرشید و مالک دیلمی قرآن را با خط نستعلیق نوشتهاند تا زمان ما که استاد حسین میرخانی دو جلد قرآن با خط نستعلیق نوشت. شعری درباره کتابت قرآن دارم که در آن آمده است: «خط زیبا خاک را زر میکند / کار مولا و پیمبر میکند»
در ادامه این شعر گفتهام: «کاتب قرآن نمیسوزد به حشر» مردم از قدیم اعتقاد داشتند که اگر ما قرآن را کتابت کنیم از آتش جهنم در امان خواهیم بود؛ بیشتر جنبه اعتقادی داشته است. غیر از قرآننویسی، جلدسازی و صحافی و تذهیب و تشعیر همه اینها در زیبایی خلق یک قرآن موثر بوده است.
این خطوط چطور وارد خط ایرانی میشود؟ خط کوفی و نسخ و ثلث تا به ایران برسند چه تاریخچهای داشتند؟
یاقوت مستعصمی که اقلام سته (خطوط ششگانه) را اختراع میکند، یکی از آن خطوط، خط نسخ است. پس از آن «نسخ» با «تعلیق» ترکیب میشود و خط نسختعلیق یا نستعلیق را بوجود میآورد. این موضوع در زمان میرعلی تبریزی ۵۵۰ سال پیش همزمان با دوره صفوی ایجاد میشود. یعنی از دوره تیموری تا صفوی. اوایل دوره قاجار هم احمد نیریزی بهترین نسخنویس ایران بوده و قرآن هم کتابت میکرد. پس از آن عبدالله عاشور رنانی ۱۱۰ قرآن در طول عمرش کتابت میکند. تقریباً همه خوشنویسان بزرگ ایرانی مانند استاد احمد نیریزی، میرزا احمد قمی قرآن را مینویسند. پروسه قرآننویسی پروسه بسیار سختی است ولی خوشنویسان به استقبال آن میرفتند؛ یا سفارش میگرفتند یا برای دل خودشان مینوشتند. ولی در عین حال هنرنمایی هم میکردند. در واقع در قرآننویسی بود که عیار خوشنویسان مشخص میشد.
چرا خط کوفی به عنوان خط معیار برای کتابت قرآن تبدیل شده بود؟
چون خطی بود که در آن زمان مرسوم بوده است. البته نقطه و اعراب نداشته و شخصی به نام ابوالاسود دوئلی به دستور حضرت علی برای اولین بار این خطوط را اعرابگذاری و نقطهگذاری میکند. همچنین قرآن دستنویسی که اخیراً در بیرمنگام پیدا کردهاند نقطه و اعراب ندارد، مربوط به همان دوران است. بعدها برای اینکه در خواندن آن اشتباه نشود برای آن اعراب گذاشتند.
آیا به نظر شما میتوان خوشنویسی و صفحهآرایی قرآن را به نوعی معماری معنوی بدانیم؟
بله. حتی میتوانیم خوشنویسی را موسیقی بصری نیز بدانیم. یعنی چشمها از ریتم و آهنگ آن میتوانند استفاده کنند. تذهیبکار، کاغذساز، جدولکش و کتابآرا همانند یک سمفونی مینوازند تا یک صفحه قرآن چشمنواری کند.
صفحه خوشنویسی قرآن برای مخاطبان غیرعرب و غیرمسلمان نیز زیبایی بصری دارد. چه عناصری این حس تعالی زیبایی شناختی را در مخاطب بیدار میکند؟
بله. ما میبینیم که در حراجهای ساتبیز و کریستیز که از معتبرترین و مشهورترین حراجهای جهان هستند نیز از گرانترین اشیایی که به مزایده گذاشته میشود، صفحاتی از قرآن است که روی پوست یا روی کاغذ هستند. جنبه معنوی آن جدا، جنبه هنری پیدا میکند. البته دیوان حافظ و سعدی را نیز مینویسند ولی روی قرآن بیشتر کار میکردند.
هنرمندان و خوشنویسان ایرانی چه تاثیری بر کتابت قرآن گذشتهاند؟
تاثیر زیادی داشتهاند. چون با خط نستعلیق و شکسته به استقبال نوشتن قرآن رفتهاند. البته در خط نسخ عربی هم ایران برای خود سبک خاصی دارد. عربها چندان خط نسخ ایرانی را قبول ندارند. ولی خط نسخ ایرانیها از یک انعطاف و زیباییشناسی خاص خودش برخوردار است.
گفته می شود که کاتب قرآن باید مطهر باشد و این موضوع را در شعرم هم گفتهام. به طوری که در سوره واقعه آمده است: «لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» یعنی به قرآن دست نزنید مگر اینکه مطهر باشید. اگر کسی از درون صاف نباشد و صیقل داده نشده باشد نمیتواند قرآن را زیبا بنویسد. اگر لفظ را کتابت و معنا را خود قرآن در نظر بگیریم، رابطه تنگاتنگی میان معنا و لفظ وجود دارد. همچنین از نظر هندسه خط، افلاطون میگوید: «خط هندسهای روحانی است». کلماتی در قرآن است که خط را پخته میکند؛ اگر کلمات بسیار سخت را مانند «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» خطاط بتواند خوب بنویسد کلمات دیگر برایش ساده میشود. البته به طور استثنا سوره حمد و بسمالله با همه خطها خوب نوشته میشود و هندسه آن طوری است که با هر خطی آن را بنویسید زیبا میشود، خطوط ایرانی، ترکها که خطاطهای بزرگی دارند یا عربها ولی ایرانیها در زمینه کتابت قرآن بیشتر هنرنمایی کردهاند.
در بحث زیباییشناسی خط ایرانی چه المانهایی وجود دارد که در کتابت قرآن تاثیرگذار بوده است؟
در میان کاتبان خط گفته میشود که خط نستعلیق عروس خطوط است و ما هر معنایی اعم از شعر حافظ، مولانا یا قرآن و حتی شعر معاصر را با نستعلیق بنویسیم بسیار زیبا درمیآید. اگرچه استقبال نشده که قرآن با خط نستعلیق در سطح وسیع چاپ شود. اما همان تک نوشتههایی که عبدالرشید دیلمی، شاگرد میرعماد نوشته هنرنمایی فوق ممتازی است. هنر ایرانی جایگاهی برتر از هنر جهان دارد. بیهوده نگفتهاند که «هنر نزد ایرانیان است و بس». نه اینکه بخواهیم کارهای دیگران را نادیده بگیریم، آنها هم زحمات خودشان را کشیدهاند. ولی طبیعت ایرانی دارای لطافتی است که در همه آثار هنری به ویژه خط نستعلیق و شکسته جلوهگر است. اگر سراغ خطوط عربی و عثمانی رفتهاند آنها را هم با خود همراه کردهاند و قوسها و انحناها را بیشتر کردهاند.

نظر شما