سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ تا دو، سه دهه پیش، خواندن اشعار شاعران بزرگ فارسی مثل حافظ، خیام، سعدی و مولانا در موسیقی پاپ کاری نشدنی و محال بود. برخی خوانندگان موسیقی سنتی با نگاهی متعصبانه عقیده داشتند نباید اشعار کلاسیک ایرانی که قدمتی چند صد ساله دارند را با موسیقی نو و جدیدِ پاپ ترکیب کرد.
از نگاهِ محافظهکارانه آنها، اشعار شاعران بزرگ زبان فارسی فقط بر روی موسیقی سنتی جواب میداد و خواندن اشعار این شاعران در قالب موسیقی پاپ، اشتباهی بزرگ و نابخشودنی بود. اما دنیای هنر، دنیای مرزبندی و خطکشیهای خشک نیست و جهان هر چه جلوتر میرود، ترکیب و تلفیق هنرها در یکدیگر پررنگتر و تنیدهتر میشود.
روحالله خالقی در کتاب «نظری به موسیقی» مینویسد که «بشر از قدیم به خوبی متوجه بوده که ھر گاه شعر و موسیقی با هم آمیخته شود اثرش بیشتر خواهد شد و شاعرانی که از دورههای قدیم موسیقی میدانسته و اشعار خود را با نغمات و الحان توأم میکردهاند بیشتر در دل شنوندگان تأثیر داشتهاند. در کشور ما نیز همیشه شعر و موسیقی دوش به دوش یکدیگر داده و هیچگاه از هم جدا نشدهاند. حتی امروز هم عموم مردم از ساز و آواز به شرطی لذت میبرند که با هم توأم باشند. اینک چون نظر به تاریخ افکنیم میبینیم که از دیر زمان این دو هنر با هم آمیخته شده و موسیقیدان حقیقی اغلب به کسی گفته میشد که این دو هنر را دارا بود.»
در دنیای مدرن، خطکشیهای سختگیرانه در حال کمرنگ شدن است و جایش را به ورود اندیشههای نو داده است. تنها گذشت چند دهه کافی بود تا به کسانی که به شکلی متعصبانه به موسیقی سنتی و اشعار کلاسیک فارسی نگاه میکردند، ثابت کند، اشعار کلاسیک ایرانی بر روی موسیقی پاپ چه زیبا مینشیند.
شعر سنتی فارسی در موسیقی پاپ
محمد اصفهانی، علیرضا عصار و علیرضا افتخاری، نخستین تلاشها در زمینه خواندن اشعار شاعران بزرگ فارسی در موسیقی پاپ را رقم زدند و پس از آن سایر خوانندگان از راه رسیدند. در نسلهای بعدی خوانندگان پاپ، محسن چاوشی سرآمدترین خواننده است که در آهنگهایش به وفور از اشعار مولانا، حافظ و سعدی استفاده کرده است.
درکِ بالای چاوشی از اشعار این شاعران بزرگ و توانایی او در آهنگسازی، نشان داد این اشعار چقدر خوب و درست بر روی موسیقی پاپ مینشیند و با این اشعار میتوان آهنگهایی شنیدنیِ متناسب با فضای روز موسیقی ساخت.
تمام قطعات آلبوم «امیر بیگزند» چاوشی از غزلیات مولانا بود و او با هنرمندی تمام این آلبوم را ضبط کرد. چاوشی در مسیر تجربهگرای خود، چند سال بعد آلبوم «بینام» را با اشعاری از مولانا، سعدی، وحشی بافقی و فصیح الزمان شیرازی منتشر کرد.
نشستن اشعار حافظ و مولانا و سایر شاعران کلاسیک زبان فارسی فقط به ژانر موسیقی پاپ محدود نشد و برخی گروهها و خوانندگان از این اشعار در موسیقی راک استفاده کردند. این اشعار در آن قالب هم جواب داد و بعضی گروههای تلفیقی مثل «اوهام» در چندین آهنگشان از اشعار مولانا و حافظ استفاده کردند.
خوانندگان راک از راه رسیدند
گروه «اوهام» از اواخر دهه ۷۰ کارش را شروع کرد و آن زمان سبک موسیقی راک در بازار موسیقی ایران، سبکی نو و تازه بود و بابت آن سختگیریهای زیادی وجود داشت. گروه اوهام به خاطر دریافت نکردن مجوزها مجبور شد به شکل غیرقانونی قطعاتشان را منتشر کنند.
شهرام شعرباف خواننده و مسئول گروه تلفیقی «اوهام»، در گفتوگویی دلیل انتخاب اشعار حافظ و چگونگی ساختن ملودی برای آن را چنین توضیح میدهد: «همیشه میگفتم چرا وقتی میخواهند شعرهای کلاسیک حافظ و مولانا را میخواهند بخوانند، چرا فقط یک نوع وجود دارد و فقط همان حال حماسی که همیشه بوده و خیلی هم خوب است ولی مشکل این است که نسلها عوض میشوند و جوانها می آیند و نمیتوان با همان ضرب آهنگ، همان حرفها را به آنها منتقل کنیم.
به همین دلیل است که دارد نسلش منقرض میشود و کتاب به وسیلهای روی طاقچه برای فال گرفتن تبدیل شده است. خواستم ببینم جوری دیگری میتوان اینها را خواند یا نه. همین طور که گفتید میدانستم موزیک راک، موزیک پاپ، ریتم دارد و سریع است و شما نمیتوانید کلمات را آنگونه که سنتی خوانده میشود، بکشید. چون موزیک مورد علاقه خودم، موزیک راک بود و موزیکی که جوانها هم دوست داشتند، راک بود، میدیدم که این ریتم باید بتواند درشت شود تا با آن شعر بتواند هماهنگ شود.
خیلی از بچهها بودند که در همان دوره با موزیک راک همین اشعار را کار کردند ولی شاید سبک خواندنهایشان همان گونه قدیمی بود. اینکه چگونه این اتفاق افتاد را نمیتوانم بگویم، چون مثل ساخته شدن موزیک و سایر اجزایش، یک اتفاق غیرارادی احساسی است که از درونتان میآید ولی به هر حال یک مقدار بالانس کردن ریتم این دو (شعر کلاسیک و موسیقی راک) سخت بود ولی خب، جوابش را هم داد و یک اثر خاصی از آب درآمد.»
ساختارشکنی و کلیشهزدایی گروه اوهام باعث شد تا سایر خوانندگان سبکهای موسیقایی دیگر جذب اشعار کلاسیک فارسی شدند. به گونهای که کُلدپلی (Coldplay) به عنوان یک گروه موسیقی راک انگلیسی از شعر معروف سعدی با شاهبیت «بنی آدم اعضای یک پیکرند» در یکی از آهنگهایش استفاده کند.
جالب اینجاست که کریس مارتین خواننده گروه راک «کلد پلی» پس از جدایی از همسر مشهورش، گوئینت پالترو، دچار احساس افسردگی شد و برای جلا دادن روحش و برای فرار از حس افسردگی شروع به خواندن اشعار مولانا کرد. او کمی بعد، از بیتهای مولانا در یکی از آلبومهایش استفاده کرد.
با گذشت زمان و فاصله گرفتن از تفکرات کلیشهای و سنتی درباره شعر فارسی، خوانندگان زیادی در شبکههای اجتماعی با رفتن سراغ شعر خیام و حافظ و مولانا، قطعاتِ دلنشینی را در سبک موسیقی راک خلق کردند. در لیست شاعران بزرگ، نام فردوسی کمتر به چشم میخورد و داریوش پیرنیاکان، محقق موسیقی کلاسیک ایرانی، بیرون ماندن فردوسی از این لیست خوانندگان را اینچنین توضیح میدهد: «اشعار فردوسی تغزلی نیست و به همین دلیل کمتر از سوی آهنگسازان مورد استفاده قرار گرفته مگر در زمانی که بخواهیم موسیقی حماسی بسازیم. اما حافظ، سعدی، مولانا و عطار شاعرانی هستند که بیش از سایر شعرا مورد توجه آهنگسازان قرار گرفتهاند چون اشعار هر کدام از این شعرا ویژگیهای منحصر به فردی دارد که آنها را از سایر شعرا متمایز کردهاست.»
پدیدهای به نام نامجو
محسن نامجو، یکی از مطرحترین خوانندگانی است که با تلفیق موسیقی سنتی، پاپ، راک، جاز و بلوز و با بهره گرفتن از اشعار خواجوی کرمانی، حافظ، مولانا و باباطاهر، قطعات ماندگاری را در موسیقی ایران خلق کرد.
زمانی که آلبوم «ترنج» در میانه دهه ۸۰ منتشر شد، خیلی از کارشناسان موسیقی و آهنگسازان نسبت به این آلبوم و خوانش تازه اشعار شاعران بزرگ موضع گرفتند ولی گذشت زمان ارزشهای هنری «ترنج» را نشان داد. نامجو همان سالها در پاسخ به انتقادها درباره خواندن اشعار به شیوه جدید چنین گفته بود: «این طرز خواندن اشعار حافظ و سعدی کار جدیدی بود که سالها بر روی آن کار کرده بودم. هم آگاهانه بود و هم ناآگاهانه. هنگامی که در استودیو بر روی این اشعار نعره میزدم، قصدم این نبود که موسیقی ایران را متحول کنم. یک درد شخصی داشتم. در ضمن نعرههای من آگاهانه نبودند. این نبود که حتماً با دانش قبلی چنین بکنم.»
سنتشکنی نامجو و خوانده شدن شعرهای کلاسیک در سبکهای موسیقی مختلف، راه را برای هنرمندانِ آوانگاردتر در سالهای بعد باز کرد. امروز در شبکههای اجتماعی خوانندگان گمنام و تجربهگرایی را میبینیم که به خواندن اشعار بزرگان ادب فارسی در سبکهای مختلف موسیقایی علاقه نشان میدهند و قطعاتی را در این زمینه خلق کردهاند. یکی از این خوانندگان با خواندن این رباعی خیام «چون بلبل مست راه در بستان یافت/ روی گل و جام باده را خندان یافت/ آمد به زبان حال در گوشم گفت/ دریاب که عمر رفته را نتوان یافت» نشان میدهد این رباعی در موسیقی راک چقدر زیبا و شنیدنی میشود.
اتفاقی عجیب به نام موسیقی رپ
اما اتفاق هیجانانگیز را باید در این روزهای موسیقی جستوجو کرد. خوانندگان موسیقی رپ به قابلیتهای شعر کلاسیک فارسی در موسیقی رپ پی بردهاند و از بیتهای شاعران بزرگ ایرانی در موسیقیهایشان استفاده میکنند.
تا پیش از این کمتر کسی تصور میکرد چنین چیزی شدنی باشد، ولی رپخوانهای جوان، ویژگیهای تازهای از شعر فارسی را کشف کردهاند و متوجه قدرتِ زبانی و آهنگین شعرها شدهاند. این خوانندگان فهمیدهاند شعر فارسی سنتی بر پایه وزن عروضی و قافیههای منظم ساخته شده است و این نظام به نوعی موسیقی درونی و ملایمت زبانی متکی است، درست مثل موسیقی رپ که بر ضرب و ریتم گفتار طبیعی سوار است.
بسیاری از شعرهای کلاسیک فارسی، بهویژه آثار مولانا، سعدی و حافظ، به خاطر انرژی زبانی و ریتم تندشان، به طرز شگفتانگیزی قابلیت خوانش رپگونه دارند. شعر کلاسیک فارسی نه تنها میراث ادبی که گنجینهای ریتمیک، اعتراضی و تصویری است. از وزن کوبنده رباعیات تا زبان طعنهآمیز غزل، بسیاری از عناصر بنیادین رپ، از ریتم و تکرار تا اعتراض اجتماعی در آثار شاعرانی چون مولانا، حافظ، سعدی و خیام ریشه دارد.
مثلاً این بیت از مولانا «بشنو از نی چون حکایت میکند/ از جداییها شکایت میکند» دارای ضرب تکراری و ریتمی نزدیک به فلو رپ است. اگر روی میزانهای ۴/۴ بنشیند، میتوان آن را در قالب رپ آرام اجرا کرد. یکی از این خوانندگان با خواندن قصیدهای از سعدی که با این بیت شروع میشود «بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار/ خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار» شنونده را متوجه هماهنگی شعر سعدی با موسیقی رپ میکند. نمونههایی از این دست در شبکههای اجتماعی و در میان خوانندگان نسل جوان بسیار است.
همچنین این خوانندگان معتقدند شعر سنتی و کلاسیک فارسی به لحاظ محتوایی قابلیت تطبیقپذیری بالایی با موسیقی رپ دارد و آن را به گزینهای جذاب و ایدهآل تبدیل میکند. موسیقی رپ معمولا به زبان اعتراض، خودشناسی و تجربه درونی شناخته میشود و این مفاهیم درست همان مضامینی است که مولانا، حافظ و سعدی در اشعارشان جستوجو میکنند. شعرهای آنها در سطح محتوایی میتوانند با موسیقی رپ پیوند بخورند.
با اینکه هنوز بخشی از جامعه ادبی و هنوز نسبت به خوانشهای تازه و متفاوت اشعار کلاسیک فارسی مقاومت نشان میدهد، برخی از کارشناسان ادبی معتقدند نباید در این مورد حساسیت نشان داد و همگام با تحولات جامعه حرکت کرد. آنها معتقدند با توجه به تغییر ذائقه موسیقایی نسل جوان، آنها از طریق سبکهای جدید با اشعار بزرگان آشنا میشوند و چنین اتفاقی به هیچ عنوان نمیتواند چیزی بد و منفی باشد.
نظر شما