سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حسین عبدالملکی، پژوهشگر و فعال حوزه خط بریل: «نادیده انگاری»، «به رسمیت نشناختن»، «توجه ناکافی»، «اهمیت ندادن»، «عدم باورپذیری»، «پذیرش بسیار سخت و دشوار از سوی جامعه» و... عمدتاً از گزارهها و مؤلفههایی است که کمابیش با فرآیند ورود خط بریل به کشورهای درحالتوسعه عجین بوده است. از اینرو، متأثر از همین مؤلفههای فوقالذکر، روایت دقیق، مستند و معتبری از ابعاد ورود بریل به این کشورها صورتبندی نشده است.
چراکه اساساً تصور و تجسم فرد نابینایی در حال نوشتن و خواندن آن هم در بیش از یکقرن پیش و با توجه به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی کشورهای درحالتوسعه قابلهضم نبود.
بهراستی چگونه میشود؟ فردی با گرفتن چیزی همانند درفش در دست، که «قلم» مینامندش، و سوراخسوراخ کردن کاغذی قرارگرفته در میان یک «صفحه مشبک»، و سپس درآوردن و برگرداندن آن، و لمس نقطههای پُرشمارِ برجستهای که بیش از هر چیز به سمباده میمانند، بهسان سایر افراد بنویسد و بخواند! باآنکه چشمانش سویی ندارد!
آن هم فردی که تا پیش از ورود بریل بهواسطه ندیدنش و کلیشهها و تصورات قالبی که درباره او وجود داشت، در بیشتر موارد هیچ حسابی رویش نمیشد.
البته ذکر این نکته پُر بیراه نیست که نباید عدم صورتبندی یک روایت مستند و متقن در زمینه ورود بریل را صرفاً به رویه کلی ترسیمشده و مؤلفههای مطروحه در بالا، تقلیل داد. بلکه عواملی دیگری چون:
- تلقی نابینایان بهمثابه جزئی از اقشار پایین جامعه؛
- عدم اطلاع کافی حیات اجتماعی نسبت به این قشر؛
- اهمیت نداشتن مسائل و حوادث مترتب بر این افراد؛
- سیطره یابی روش شفاهی و نقل سینهبهسینه در میان این افراد و درنتیجه، عدم امکان ثبت وقایع مربوط به این قشر بهصورت مکتوب برای خود نابینایان، به دلیل نداشتن توانایی خواندن و نوشتن قبل از ورود بریل؛
و... در تثبیت و قوام بخشی به این رویه کلی نقش مهمی را ایفا کردهاند.
ورود بریل به ایران و بهتبع آن، ایجاد «بریل فارسی» نیز از این رویه کلی مستثنی نبوده و روایت دقیق، معتبر و مستندی بهویژه درباره زمان ورود آن به کشور وجود ندارد. چنانکه علیرغم وحدت نظر در زمینه «مکان» و «عاملیت»ِ ورود بریل به ایران و بهتبع آن، ایجاد بریل فارسی، و حتی «مقارن دانستن ورود کریستوفل با ورود بریل به ایران»، حداقل سه تاریخ مختلف برای «زمان» وقوع آن طرحشده است.
اهمیت زمان ورود بریل به ایران ازآنجاست، که به دست دادن یک روایت منسجم و متقن از آن، در ارتباطی مستقیم با چگونگی تفسیر و تشریح رویدادهای بعدی در حوزه بریل فارسی است. رخدادهایی که بعضاً همچنان حوزه بریل فارسی بعد از یک قرن متأثر از پیامدها، کژ کارکردها و برخی نتایج ناخواسته آنهاست.
قبل از بررسی این سه زمان طرحشده، نباید یک نکته مهم را ازنظر دور داشت؛ در موازات دلایل عمومی که در بالا ذکر شد، نبود یک روایت متقن، جامع و مستند درباره زمان ورود بریل به ایران دارای یک عامل مهم مختص به خود نیز هست. «خارجی بودن»، «مسیحی» و فراتر از آن «کشیش بودن» ارنست جی کریستوفل، و نگرانی از رویکرد تبشیری وی باعث ایجاد یک نگاه سلبی و بدبینانه نسبت به او و کارش گردید.
چنین نگاهی چه در یادداشتها و نامههای پراکنده بهجای مانده از کریستوفل، و چه از اظهارنظرها و مکاتبات انجامشده از سوی مسئولین درباره تأسیس مدرسه نابینایان توسط وی کاملاً مبرهن است. بارها به امکان (به گمراهی و ضلالت کشانیدن اطفال کور) توسط مسیونر آلمانی بهانحاءمختلف در چنین مکاتباتی اشارهشده و خودِ کریستوفل نیز در نامههایش، ضمن گلایه از نگاه منفی به وی، لحنی انتقادی و فاصلهمند نسبت به برخی از مردم و بهویژه افراد مذهبی دارد.
هرچند رویکرد کریستوفل و میزان اولویتبخشی وی به نگاه تبشیری و چگونگی عمل به آن درباره نابینایان در ایران در حوزه موضوع و حوصله این یادداشت نمیگنجد؛ اما، این بدبینی دوسویه در عدم ایجاد یک روایت مستند، متقن و جامع از «آنچه کریستوفل کرد» و آنچه بهویژه در زمینه «ورود بریل به ایران» و «ایجاد بریل فارسی» به بار نشاند، در کنار عوامل عمومی مطروحه در بالا بسیار نقش داشته است.
و اما سه زمان طرحشده در زمینه ورود بریل به ایران:
- (۱۲۹۹ه.ش)که در بسیاری از کتابها، مقالات و گزارشهای تدوینشده درباره «بریل»، «آموزش نابینایان»، «آموزشوپرورش کودکان استثنایی»، «آثار مربوط به حوزه افراد دارای معلولیت» و... درباره «زمان ورود کریستوفل»، «زمان ورود بریل» و «زمان ابداع بریل فارسی» ذکرشده است و درواقع، در بسیاری منابع بهمثابه قول و روایت معتبر مورد تأکید قرار میگرفت.
- (۱۳۰۴ ه.ش)، که در بعضی از کتابها و گزارشها بهویژه در یک دهه اخیر به آن، بهعنوان زمان ورود بریل به ایران اشارهشده و با این احتساب، هماکنون (بریل فارسی) صدسالگی خود را میگذراند.
- (۱۳۰۵ یا ۱۳۰۶ه.ش)، که هرچند در آثار و منابع مربوط به این حوزه چندان طرح نشده، اما در آنچه میتوان «تاریخ شفاهی بریل» نامید، وجود داشته و بیشتر به شکل نقل سینهبهسینه و در قالب خاطرات و روایات شفاهی برخی از پیشکسوتان حوزه بریل به آن میپردازند.
اما دو قول اصلی همان (۱۲۹۹ و ۱۳۰۴) است که هیچیک بنابر منابع موجود، دارای پشتوانه استنادی و یک عقبه علمی مستند و متقن نمیباشند و هیچ دلیل مستند و دقیقی برای ترجیح یکی بر دیگری در کتابها و مقالات و... معطوف به این حوزه وجود ندارد. چراکه مبتنی بر ادلهی منابع مزبور، هیچ سند دستاولی دال بر تائید هر یک از این دو تاریخ، قابلارائه نیست.
در این میان، در طی بررسیهایم در چند سال اخیر در حوزه بریل فارسی با سندی مواجه شدم؛ سندی کاملاً دستاول، مهم و قابلاتکا، که با ابتنا بر دادههای مطروحه در آن، میتوان به شکلی قاطع و بهاصطلاح بدون هیچ حرفوحدیثی «سال ۱۳۰۴» را زمان ورود کریستوفل و به طبع، زمان ورود بریل به ایران قلمداد نمود و برخلاف تمامی گزارشها، مقالات و کتابهایی که سال ۱۲۹۹ را بهمنزله ورود بریل به ایران و ابداع بریل فارسی دانسته بودند، این تاریخ اعلامی و البته غیر مستند را با خدشهای جدی مواجه ساخت.
این سندِ نویافته، نامهای است نسبتاً مطول به تاریخ سال «۱۳۵۳»، از طرف «سازمان نابینایان کریستوفل» به «استانداری اصفهان» و حاوی گزارشی کامل، جامع و رسمی از شرایط کلی و کم و کیف فعالیتهای این سازمان. درواقع، از فحوای نامه چنین برمیآید که استانداری اصفهان برای برگزاری جشنی جهت روز نابینایان (۱۵ اکتبر) از سازمان نابینایان کریستوفل دعوت نموده، و سازمان مزبور نیز در پاسخنامه، ضمن ابراز سپاس از این دعوت (سازمان نابینایان کریستوفل افتخار دارد عالیترین احترامات و تعارفات خود را بحضورتان تقدیم داشته و بخاطر دعوت جهت شرکت در کمیته امروزی سپاسهای خود را تقدیم دارد)، گزارشی از تاریخ و فعالیتهای خود را ارائه نموده است.
حال؛ چرا این سند دستاول محسوب میشود؟ و چگونه تاریخ ورود بریل به ایران را به شکلی مستند نشان میدهد؟
نخست آنکه؛ همانطور که در بالا گفته شد، سند مورداشاره، نامهای است رسمی، از طرف سازمان نابینایان کریستوفل به استانداری اصفهان.
بعد از درگذشت کریستوفل در اردیبهشت ۱۳۳۴، مجموعه مدرسه، پرورشگاه و سایر اماکن وابسته به آن به احترام فعالیتهایش، «سازمان نابینایان کریستوفل» نام گرفت. بنابراین در قالب یک نگاه نهادی، نگارنده و تدوینگر نامه (سند مورداشاره) صرفاً نام کریستوفل را یدک نکشیده، و درواقع، همان نهاد معطوف به وی است که بر سر ورود بریل به ایران و ابداع بریل فارسی توسط وی اتفاقنظر وجود دارد. از این حیث، با نظرداشت نگارنده و تدوینگر نامه، این سند، سندی «دستاول» بهحساب میآید.
دوم، نامه یک گزارش رسمی از سوی یک نهاد مشخص به عالیترین نهاد رسمی دولتی در استان (استانداری اصفهان) است و همین امر بر اعتبار و رسمیت داشتن دادههای مطروحه در آن میافزاید. مضاف بر اینکه، ارائه آمارهای مختلفی چون «تعداد دانشآموزان در هر مقطع»، «تعداد فعالان در کارگاه»، «تعداد افراد تحت پوشش»، «تعداد دانشآموزان تحت پوشش»، «تعداد کارکنان»، «تعداد کارکنان نابینا» و... مؤید مستند بودن مطالب و دادههای ارائهشده در نامه است و تطبیق این دادهها با شرایط کلی سازمان کریستوفل در زمان تدوین این گزارش، بر قابلاتکا بودن و معتبر بودن دادههای معطوف به آن مهر تائید میزند.
بنابراین، ما با سندی مواجهیم که از یکسو، از طرف نهاد معطوف به خود مبدعِ «بریل فارسی» (کریستوفل) در قالب یک گزارش رسمی نگارش یافته، و از سوی دیگر، آمارهای دقیق و قابلاتکا و مستندی را به یکنهاد رسمی دولتی ایران ارائه مینماید.
و اما سوم، در سطور آغازین این نامهِ گزارش گونهِ مفصل –که مستند بودن و قابلاتکا بودن آن در بالا رفت- آمده است: «سازمان نابینایان کریستوفل که قدیمیترین سازمان نابینایی در آسیا میباشد از ۴۹ سال پیش کوشش نموده است به نابینایان ایرانی خدمات خود را عرضه نماید...»
بر این مبنا، ازآنجاکه نامه متعلق به سال «۱۳۵۳» است و «۴۹ سال» از آغاز فعالیت کریستوفل و سازمان متبوعش در ایران مستند بر این سند میگذرد، پس، زمان ورود کریستوفل به کشور و آغاز فعالیتش برای آموزش نابینایان و بهتبع آن، ورود «بریل» و ابداع «بریل فارسی» به سال «۱۳۰۴ هجری شمسی» (۴۹ منهای۱۳۵۳) بازمیگردد.
نکته مهم آنکه، درباره زمان آغاز فعالیت کریستوفل در ایران ضمن اینکه در این نامه از قیدهایی چون تقریباً، حدوداً و... استفادهنشده است، بلکه درج دقیق عدد «۴۹» و نه مثلاً «۵۰ سال» یا «نیمقرن» بیانگر دقت نظر، اتقان و مستند بودن آن است.
با این حساب و مبتنی بر این سند، در حال حاضر «۱۰۰ سال» (۱۴۰۴-۱۳۰۴) از ورود «بریل» به ایران و ابداع «بریل فارسی» میگذرد؛ خطی که در این صدسال فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده و امروز در نقطهای ایستادهایم که بازخوانی کارنامه تاریخی و وضعیت کنونی آن ضرورتی دوچندان یافته است.
سندی که در این نوشتار مبنای استدلال قرار گرفت، در خلال چند سال جستوجو و بررسی در منابع مرتبط با تاریخ بریل فارسی به دست آمد و -تا آنجا که نگارنده آگاهی داردـ در آثار و گزارشهای پیشین این حوزه مورد استناد قرار نگرفته است. ازاینرو، میتوان آن را قرینهای قابلاعتنا در بازنگری تاریخ ورود بریل به ایران دانست.
در همین راستا، نگارنده کوشیده است در دو یادداشت مستقل با عناوین «اکنونِ بریل در ایران: از خطی برای خواندن تا یک مسئله سیاستی» و «صدسال بریل در ایران و ضرورت بازاندیشی در زیستبوم بریل فارسی» ضمن مروری کوتاه بر تحولات این خط صدساله در ایران، برخی چالشها و آسیبهای موجود در این حوزه را از دو منظر «مسئله سیاستی» و «زیستبوم بریل فارسی» مورد تأمل قرار دهد.
نظر شما