دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۰
سواد هنری و سیاست‌گذاری اقتصاد هنر؛ دو رکن توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور

نشست‌های تخصصی و ارائه مقالات نوبت عصر این همایش یک روزه به موضوعات «سیاست‌گذاری هنر و آموزش عالی» و «سیاست‌گذاری هنر و توسعه اقتصادی صنایع خلاق» اختصاص داشت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اولین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر در ایران به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و با همکاری فرهنگستان هنر روز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه از ساعت ۸ الی ۱۸ در سالن های گلستان هنر و صنیع الملک فرهنگستان هنر برگزار شد. نشست‌های تخصصی و ارائه مقالات نوبت عصر این همایش یک روزه به موضوعات «سیاست‌گذاری هنر و آموزش عالی» و «سیاست‌گذاری هنر و توسعه اقتصادی صنایع خلاق» اختصاص داشت.

سیاست‌گذاری هنر و سواد هنری؛ دو رکن توسعه فرهنگی و آموزشی

در پنل «سیاست‌گذاری هنر و آموزش عمومی هنر» نیز اولین سخنران، عباس صفایی‌مهر بود که به ارائه مقاله خود با عنوان «سیاست گذاری هنر و سواد هنری: رویکردی میان‌رشته‌ای به توسعه فرهنگی و آموزشی» پرداخت.

صفایی‌مهر گفت: سیاست‌گذاری هنر و سواد هنری به عنوان دو مولفه مهم در توسعه فرهنگی و آموزشی نقش بسزایی در شکل‌گیری جامعه خلاق و پویا ایفا می‌کنند. ما جزو کشورهایی هستیم که در نگارش قانون سرآمدیم و باید در این شرایط نگاهمان، هدایت استعدادها به سمت حوزه سیاست‌گذاری عرصه هنر باشد که همان هم زیر شاخه هنر است. نیازی نیست در حوزه سیاست‌گذاری هنر اهل هنر باشید.

وی افزود: این پژوهش با هدف بررسی رابطه میان سیاست‌گذاری هنر و سواد هنری، به تحلیل تاثیرات متقابل این دو حوزه بر یکدیگر و نقش آنها در ارتقای سطح فرهنگی و آموزشی جامعه می‌پردازد. ارتقای سواد هنری در نتیجه پژوهش گسترده‌تری اتفاق می‌افتد که به بررسی شکاف میان اسناد بالادستی بپردازد.

صفایی‌مهر ادامه داد: فرض کنید نوجوانی با یکی از آثار هنری، مانند فیلم یا صنایع دستی مواجه شود در واکنش می‌گوید خوب یا بد است یا بگوید خوشم نیامد. اما در حوزه تعلیم و تربیت باید ببینیم آیا توانسته‌ایم مفاهیم هنری را به کودکان و نوجوانان آموزش دهیم؟ باید به هنر در قالب مفاهیم توجه کنیم. سواد هنری، مهارت در نواختن ساز یا کشیدن نقاشی نیست. سواد هنری یعنی درک توانایی و درک تحلیل و تفسیر و ارائه معنا از پدیده هنری. نه اینکه فقط ببینیم و مواجهه داشته باشیم بلکه بتوانیم مفاهیم آن را تفسیر کنیم.

این پژوهشگر با بیان اینکه برخی معتقدند هنر کالای لوکس به حساب نمی‌آید، گفت: در جهان نوین هم سواد هنری به عنوان رکن توسعه فرهنگی محسوب می‌شود اما ما در این حوزه شکاف‌هایی داریم که با اسناد تطابق ندارند. در بحث آموزش، نهاد مدارس و آموزش‌های غیررسمی و نقش وزارت میراث را در موزه‌ها نمی‌توان منکر شد و در صورتی که این دو در برخی شرایط می‌توانند نگاه جزیره‌ای داشته باشند.

وی یادآور شد: در سند تحول آموزش و پرورش بحث تعلیم مطرح است که این سند یک موضوع آموزشی را به عنوان یک امر حاشیه‌ای اساس تربیت و خلاقیت متربیان به کار برده است. سواد هنری به عنوان ابزاری برای فهم و تفسیر آثار هنری می‌تواند به بهبود کیفیت سیاست‌گذاری هنر و افزایش مشارکت عمومی در فعالیت‌های فرهنگی کمک کند. همچنین هم‌افزایی این دو حوزه می‌تواند به ایجاد چهارچوبی جامع برای توسعه فرهنگی و آموزشی منجر شود.

سیاست‌گذاری اقتصاد هنر؛ موتور محرک توسعه فرهنگی و اقتصادی

همچنین در پنل «سیاست گذاری هنر و توسعه اقتصادی صنایع خلاق» کاظم فلاحی مقاله خود را با عنوان «سیاستگذاری اقتصاد هنر و تاثیر آن بر توسعه فرهنگی و اقتصادی» ارائه کرد. فلاحی گفت: دنیای امروز ما حوزه اندیشه و فرهنگ را دچار تحول کرده است. ما در تبیین صنایع فرهنگی دچار مشکل بوده‌ایم. درس‌هایی به نام جهانی شدن فرهنگ داشتیم اما چقدر با سخت تونستیم این‌ها را در داخل چارچوب‌ها عملیاتی کنیم و به بحث چیستی آن بپردازیم. در این حوزه نیاز به یک سری از سیاست‌گذارانی داریم که در مدیریت بتوانند تسخیر قلب‌ها را انجام دهند، شوق میز ریاست نداشته باشند و با استفاده از خبرگان فرهنگ و هنر کاری انجام دهند.

وی افزود: صنعت هنر در این سال‌ها ارتباط خود را با مدیران دولتی از دست داده است. برای همین اعداد و ارقام مهم‌ترین بحثی است که در دنیا مطرح است. فارغ‌التحصیلان حوزه هنر در ایران حدود رقم ۷۰ درصد است و چه بسا این فارغ‌التحصیلان در عرصه هنر نیز فعال نیستند. من در این پژوهش اقتصاد هنر را بخشی از اقتصاد فضا در نظر گرفتم. در این مقاله تلاش کردم مشکلات و فرصت‌های موجود در سیاست‌گذاری اقتصاد هنر بررسی شود و مدل‌های موفق سیاست‌گذاری در کشورهای مختلف تحلیل شود تا راهکارهای موثر در حوزه توسعه فرهنگ و هنر شناسایی شود.

فلاحی ادامه داد: بیان مسئله ما در این پژوهش، نبود نظام آماری در این حوزه و ضعف نظام مالکیتی و سیاست فکری است. در این حوزه سال‌ها تلاش کردیم تا عضو کنفدراسیون برن شویم ولی تا امروز نتوانستیم. همچنین نظام آماری ما به شدت ضعیف است و پراکندگی آمار باعث شده ۶۲ درصد فعالیت‌های غیر رسمی هنری ما اصلاً ثبت نشود. وقتی این اتفاق می‌افتد، تصمیم‌گیری‌های ما هم زود گذر و فراموش شده‌اند.

این پژوهشگر گفت: به طور کلی، رویکردهای نوآورانه و مشارکتی در سیاست‌گذاری اقتصاد هنر می‌تواند به عنوان موتور محرک برای تحولات اجتماعی و اقتصادی در عصر حاضر عمل کند. همچنین سیاست‌گذاری مناسب می‌تواند به افزایش سرمایه‌گذاری در هنر، بهبود زیرساخت‌های فرهنگی و توسعه برنامه‌های آموزشی منجر شده و رشد پایدار اقتصاد هنر و تامین منافع اجتماعی و اقتصادی جامعه را به ارمغان بیاورد.

فلاحی یادآور شد: در این حوزه به صنف نیاز داریم تا این ارتباط را با تولیدکنندگان صنایع خلاق ایجاد کنیم. ایجاد صنعت‌ها و شهرک‌های خلاق و دیپلماسی فرهنگی کار ما را ارزشمند جلوه می‌دهد. صنایع خلاق در آینده فرهنگ و هنر ما اهمیت دارد. حوزه فرهنگ حوزه برنامه‌ریزی نیست و ما باید سیاست‌گذاری کنیم و در آن یاد بگیریم؛ این پژوهش الفبای آن بود.

سواد هنری و سیاست‌گذاری اقتصاد هنر؛ دو رکن توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور

نقش دولت و بخش خصوصی در اقتصاد موسیقی ایران

در پنل «سیاست گذاری هنر و توسعه اقتصادی صنایع خلاق» میلاد آقایی مقاله خود را با عنوان «چرخه تولید آثار موسیقای در ایران: نقش حمایت‌های دولتی، همکاری نهادهای فرهنگی و جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی» ارائه کرد.

آقایی گفت: در چرخه تولید موسیقی مهم‌ترین معضل بحران مالی است و چیزی که مسیر آن را تغیر می‌دهد، مباحث مالی پروژه‌ها است. باید بتوانیم به یک الگوی پایدار در این زمینه دست پیدا کنیم. هنرمندان و ایده‌های خوبی در این حوزه هستند ولی متاسفانه ساز و کارهای مالی مانع این قضیه است. تجربه زیسته من که بیش از ۱۰ سال در تعامل مستقیم با تولید موسیقی بوده‌ام این است که سهم دولت در تولیدات دولتی در حوزه موسیقی گسترده است.

وی گفت: برخی تولیدات، بخش خصوصی شناخته می‌شوند اما چندان خصوصی نیستند. خود دولت هم قائل نیست که از این حوزه می‌تواند کسب درآمد کند و بودجه‌ای را باید برای آن خرج کند، برای همین تولیدات متوقف می‌شود. مدیران مختلف هم می‌گویند برای این حوزه بودجه نیست و آن را تعطیل می‌کنند. به اضافه اینکه اتفاقات نویی وجود دارد که در اقتصاد موسیقی رخ می‌دهد مانند پلتفرم‌های پخش آنلاین که از آنها غافلیم.

آقایی افزود: منظر فکری من تفکر لیبرالیسم کلاسیک بوده و به نظرم لزوم حضور دولت است که گرفتاری ایجاد می‌کند. نهادهایی که تولید اثر موسیقی را مد نظر می‌گیرد از شورای عالی فرهنگستان هنر و دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه موسیقی و نهاهای مردمی در این زمینه فعالند که البته مردمی نیستند. بخش هایی در وزارتخانه‌ها نیز بر اساس نیازهایشان آثاری تولید می‌کنند. با انبوهی از نهادهایی طرفیم که توسعه دهنده هستند و از این ماجرا سهم دارند؛ مانند انجمن موسیقی و بنیاد رودکی؛

این پژوهشگر ادامه داد: منظر فکری من لیبرالیسم است به این دلیل این حضور دولت را مخرب می‌دانم. باید متوجه باشیم که این حضور گسترده دولت خلاقیتی برای هنرمند باقی نمی‌گذارد. وزارت فرهنگ و ارشاد، هنر را از ساحت انسانی خود جدا می‌کنند، نتیجه آن می‌شود تحمیل آن سلیقه دولتی که دستگاه‌ها می‌خواهند. مثل نهادهایی مانند بنیاد شهید که محصولی برای شهدا کار می‌کند، برای نیاز خود آن را تولید می‌کند و بار معنایی خود را تحمیل می‌کند. وقتی متولی تولید، دولت باشد و برای آن بودجه‌ای درنظر می‌گیرد، قطعاً در آن فساد و رانت ایجاد می‌شود. کاهش رقابت و نوآوری هم نکته دیگری است که کیفیت کنار می‌رود.

آقایی با اشاره به اهمیت حمایت از بخش خصوصی گفت: اگر بخواهیم برای موسیقی بازار آزادی قائل شویم که مثلاً پاپ با سنتی رقابت کند، عملاً راهی نیست. حمایت از بخش خصوصی با ایجاد مشوق‌های اقتصادی و معافیت‌های مالیاتی همراه است و این مراتب گسترده‌ای دارد. ما این را در ایران داریم ولی بشدت متزلزل است و در بدنه وزارت ارشاد برای آن فکری نشده است. مثلاً جشنواره «جایزه مصطفی» ساختاری دارد که در آن پروتکل‌های متعددی وجود دارد. باید از ژانرهای کم‌طرفدار حمایت شود. مهم‌ترین شیوه این است که آموزش وپروش را به نوعی گسترش داد که ذائقه عمومی جامعه به سمتی نرود که اگر از یک نوع موسیقی حمایت نشود از بین برود. تسهیل روند دیوان‌سالاری نیز بشدت گرفتارکننده است. همچنین کوچک‌سازی دولت و مدیریت منابع مالی نیز مهم است. من می‌گویم اگر بودجه را خرج تولید نمی‌کنید، کمک کنید تا بخش خصوصی بتواند آن را تولید کند و بخش خصوصی وارد عمل شود.

سواد هنری و سیاست‌گذاری اقتصاد هنر؛ دو رکن توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور

سهم آموزش دانشگاهی در توسعه اقتصاد هنر

در پنل «سیاست گذاری هنر و توسعه اقتصادی صنایع خلاق» نازبانو ترکاشوند، مقاله خود را با عنوان «تاثیر فعالیت آموزش عالی بر روند چاپ کتاب های اقتصاد هنر در ایران از ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۱» ارائه کرد.

ترکاشوند گفت: اگر هر فرد را طوری آموزش دهیم که بتواند مهارت‌محور و کاربردی عمل کند و از دانش خود درآمدزایی داشته باشد، با مشکل بیکاری مواجه نخواهیم شد. پرسش این است که آموزش عالی در این زمینه چه اقدامی انجام داده است؟ متاسفانه در مدارس چیزی به عنوان آموزش اقتصاد هنر نداریم، در حالی که در مدارس جهان این بحث را آموزش می‌دهند.

ترکاشوند افزود: در ایران باستان هنر را کار اخلاقی بر پایه استواری و نکویی تعریف کرده‌اند که قرار نیست درآمدزایی کند و هنرمند کسی است که کاری بر پایه زیبایی انجام می‌دهد که دنبال پولسازی نمی‌رود. اما کشور به تدریج صنعتی شد و حساب‌ها جدا می‌شود. دولت به هنرمندان فکر نمی‌کند چرا که یک هنرمند فقط قرار بوده تولید کند. با این حال شما با یک کالا طرفید.

وی ادامه داد: باید دید آموزش عالی و دیگر موسسات چطور بر روند کتاب های اقتصاد هنر تاثیر می‌گذارند. این سیستم، محیطی در پیرامون خود دارد که این محیط شامل افراد و فرهنگ و دارایی‌هایی می شود که به آن سیستم وارد می شوند. آنها افراد را تربیت می کنند و تحویل محیط می‌دهند. دو مدل نظام آموزشی متمرکز و غیرمتمرکز داریم. مثلاً در وزارت علوم، انتشارات سمت را داریم که برای دانشجویان کتاب چاپ می‌کند. محیط ما کشور ایران است که فعالیت‌ها از طرف نهادهای دولتی انجام می‌شود. متاسفانه آموزش اقتصادی نمی بینیم و وارد دانشگاه می‌شویم.

ترکاشوند با اشاره به اهمیت حضور هنر در سبدکالای مردم، گفت: جهش فرهنگی و تولید ثروت باید باشد و فرهنگ را هم باید جهش داده باشیم تا هنر هم در سبد کلای مردم باشد. باید در جهت تولید و ایجاد فرهنگ توانمندی وجود داشته باشد. من در حوزه اقتصاد صنایع دستی و موسیقی و نمایشگاه‌ها و اقتصاد موزه‌ها ۵۱ عنوان کتاب از سال‌های ۷۱ تا ۹۱ پیدا کردم..کتاب‌ها برایم جالب بودند. ۲۳ عنوان ازاین کتاب‌ها تالیفی بود که از سال ۹۰ شروع به کار شده بود تا ۹۴ به رشد صعودی رسیده بود. ما عادت نکرده‌ایم محصولات داخلی را خودمان استفاده کنیم. نویسنده‌های خوب ایرانی زیادی داریم ولی آخر کتاب‌ها و مقالاتمان پر از مرجع‌های خارجی است.

این پژوهشگر با اشاره به معضلات روند چاپ کتاب گفت: روند چاپ کتاب این‌گونه است که کتاب‌های ترجمه را راحت منتشر می‌کنند ولی کتاب‌های تالیفی را به راحتی چاپ نمی‌کنند. هنرمندان در جهان اکثراً گروهی کار می‌کنند، ولی ما در حوزه چاپ کتاب فردی عمل می‌کنیم. درست است که ترجمه لازم است ولی کتاب‌های تالیفی نیز بسیار مهم است. در این پژوهش آقایان بیشتر کارهای ترجمه داشتند ولی خانم‌ها تالیفی بودند.

اگر سرفصل‌های کتاب‌ها تغییر کند، خود به خود جهت‌گیری‌ها نیز درست می‌شود. در این تحقیق متوجه شدم که کتاب‌ها از کلی‌گویی به جزئی‌گویی رسیده بودند. به نظرم اگر قرار است کاری انجام شود باید سرفصل‌های درسی را تغییر دهند. کارهای گروهی هنری در کشور ما کارهای سری‌کاری است و گویا صنعت است. فرق صنعت و هنر هم در این است. در هنر شما وسلیه خاصی تولید می‌کنید که تک است و در بازیابی هنر باید به آن کالا به عنوان کالای لوکس نگاه کرد چون مصرف‌کننده خاص خود را دارد. ناشران خصوصی برای چاپ کتاب‌های حوزه هنر پیشتازند و ناشران دولتی اقبال کمتری به این حوزه دارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها