سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «رهیاب دیپلماسی؛ تاریخچه سفارت» تالیف جی. آر. بریج و ترجمه امیر رفیعی سقالکساری از سوی نشر آفتاب اندیشه به بازار کتاب آمد.

سفارت نمایندگی دائم یا موقت یک کشور در کشوری دیگر است. گاهی محل اقامت سفیر یا نمایندگان دولتهای خارجی در داخل سفارت آن کشور قرار دارد. بر طبق «قرارداد وین درباره روابط سیاسی» (ماده بیست و دو، بیست و چهار و سیام) سفارت خانهها، بایگانی، اسناد این مکانها و همچنین محل اقامت مأموران از مصونیت سیاسی برخوردارند. این بدان معناست که کشور میزبان کلیه تدابیر لازم برای محافظت از اماکن دیپلماتیک در برابر تجاوز و خرابکاری را اتخاذ نماید و حافظ امنیت آنان باشد.
برخلاف باور رایج سفارت هر کشور قلمرو مستقل آن کشور نبوده و بخشی از خاک آن محسوب نمیشود و فقط از اجرای برخی قوانین محلی در محدوده خود معاف هستند، بلکه به نظر میرسد این باور اشتباه ریشه در مصونیت کامل دیپلماتیک دارد که در قرارداد وین به آنها اشاره شده است. از آن جمله میتوان به این مورد اشاره کرد که «مأمورین کشور میزبان جز با کسب اجازه از مسئول سفارت حق ورود به این اماکن را نخواهند داشت.» با وجود این حمله به سفارت یک کشور، میتواند حمله به خاک آن کشور هم محسوب شود.
مولف در کتاب «رهیاب دیپلماسی؛ تاریخچه سفارت» به این نکته اشاره دارد که «معمولا رویه دیپلماتیک کشورهای پیشرو همیشه دریچهای معقول به روی عملکرد همه خواهد بود. سفارتخانه همانند یک موسسه مسئول در برابر دولتهای مطبوع عمل مینمایند. این رویه را میتوان در رفتار سفرای اتحادیه انگلیس (بریتانیای کبیر) و پس از آن دولتهای ونیز (ایتالیا)، فرانسه و ایالات متحده مشاهده نمود. این مورد را میتوان در کتاب سفیر نوشته دونالد کولر (۱۹۶۷) که به منابع ونیزی اتکای بسیاری دارد به وضوح مشاهده کرد. کولر معتقد است: «نخستوزیر مستلزم یکنواختی عمل در بین دولتهای خارجی است» به عبارت دیگر اگر یک کشور بخواهد سفیر اسبق و در جهت حفظ منافع دولت مطبوع باشد به طور معمول سفرا در طول ماموریت خود در برخوردهای متعدد دیپلماتیک یادداشتهای خود را در گردهماییهای سیاسی هر پایتخت مقایسه و بررسی میکردند.»
از آنجایی که این کتاب در مورد سفارت است با وجود اهمیت فراوان تاریخچهای از توسعه پست کنسولی را شامل نمیشود با این وجود به طور طولانی به ویژه زمانی که آنها اساساً در بسیاری از نمایندگیهای اروپایی در کشورهای قاره آمریکا در قرن نوزدهم ماموریتهای دیپلماتیک را در برمیگرفتند، مورد بررسی قرار میدهد.
جی. آر. بریج متولد سال ۱۹۴۷ در انگلستان است. عمده شهرت وی به خاطر نظریاتی است که در حوضه دیپلماسی دارد. جی. آر. بریج در دانشگاه دورهام سیاست و اقتصاد و در ساسکس روابط بینالملل خواند. پس از دو سال تدریس در کالج آموزش کادت پلیس متروپولیتن اشفورد، در اوایل دهه ۱۹۷۰ به دورهام بازگشت تا تحت نظارت الهامبخش چارلز رینولدز در گروه علوم سیاسی، مدرک دکترا بگیرد. سپس (با رتبه ممتاز) به عنوان معلم مدرسه در گروه آموزش دورهام و چندین سال تدریس در کالج فارنبورو سیکسث فرم (همپشایر) واجد شرایط شد و در سال ۱۹۷۸ به گروه علوم سیاسی دانشگاه لستز منصوب شد.
او که در ابتدا در اقتصاد سیاسی روابط خارجی آفریقای جنوبی تخصص داشت، در اواخر دهه ۱۹۸۰ تمرکز تحقیقاتش به سمت دیپلماسی عمومی معطوف شد. در سال ۱۹۹۴، مرکز مطالعات دیپلماسی را در لستر تاسیس کرد که در پایان سال ۱۹۹۶ به دلیل شایستگی ویژه در ارزیابی رسمی تحقیقات دانشگاههای بریتانیا مورد تقدیر قرار گرفت.
کتاب «رهیاب دیپلماسی؛ تاریخچه سفارت» بعد از پیشگفتار و مقدمه عناوینی همچون آغاز، قرن پانزدهم، گسترش وظایف، خانه و ساختمان، ارتباطات پیش از تلگراف، نقطه اوج، قرن نوزدهم، ورود به قاره آمریکا، خاورمیانه و آفریقا، ترکیبات خاور دور، عقبگرد بعد از جنگ جهانی اول و موسسه سرسخت را مورد بررسی قرار داده است.
مولف در مقدمه کتاب آورده است: «دیپلماسی هنر انجام تجارت بین دولتها بدون توسل به زور، تبلیغات یا قانون است و قبل از اوایل قرن هفدهم عمدتاً در دست فرستاده ویژه بود، شخصی که برای مدت محدودی برای هدفی محدود به خارج فرستاده میشد. با این حال تقریباً در این مقطع سفارت مقیم (یک ماموریت دیپلماتیک که برای انجام وظایف عمومی و اصولاً برای مدت طولانیتری تاسیس شده بود) جایگزین نماینده ویژه به عنوان نهاد اصلی دیپلماسی شد و از آن زمان تاکنون این سمت را اشغال کرده است اگرچه پس از رسیدن به اوج خود در قرن نوزدهم با چالشهای بیشماری در قرن بیستم روبرو گردید.
ممکن است سالها طول بکشد تا یک سفارت مقیم به برتری دیپلماتیک دست یابد اما در اواسط قرن پانزدهم در جنوب اروپا در شبهجزیره ایتالیا در طول دورهای که به عنوان رنسانس شناخته میشود. به شکل مدرن ظهور پیدا کرد با این وجود نکات بسیاری در این تغییر و تحول نهفته است از جمله اولین این نشانهها مواردی بود که در خاورمیانه و در دوران باستان یافت شدهاند. برخی از آنها مربوط به مکاتبات بین پادشاهان بزرگ منطقه در اواسط قرن چهاردهم قبل از میلاد میباشد. نامههایی که بر روی لوحههای گلی به خط میخی نوشته شده بود و در المعارفه جایی در مصر امروزی در سال ۱۸۷۷ کشف و پیدا شده بود پیامرسان ساده رسانه اصلی تماس پادشاهان بودند. نامهرسانهایی که پس از رساندن پیام گاهی برای مدتهای طولانی در بازداشت قرار میگرفتند دلایل بسیاری میتوانستند باعث این امر شوند از جمله پیشگوییهای ناخوشایند مشکلات تامین تدارکات و حفاظت برای سفر بازگشت به خانه و یا تمایل میزبان برای ایجاد فشار بر فرستنده پیام، اما تاکنون هیچ مدرک قابل توجهی که نشاندهنده این موضوع که پیامرسان وظیفه دیگری غیر از رساندن پیام از جمله انجام وظایف یک سفیر را داشته باشد در دست نیست. گرچه همیشه ممکن است که آنها حداقل اطلاعات مفیدی را در وجود خود حمل میکردند تا بتوانند در نهایت و پایان وظیفه خود، به کشور بازگردند.
شاید حضور شاهزادههای خانمی که توسط یک پادشاه برای ازدواج به دربار دیگری فرستاده میشد اشاره مهمتری به عنوان یک سفارت را در بر میگرفت. این واقعیت را میتوان در تماسهایی که به عنوان بخشی از وظیفه پیامرسانها با آنها برقرار میکردند به روشنی دریافت. نمونه واقعی آن در نامههای آمارنا از خاندان تا دوحبا است. شاهزاده خانم میتانی که ابتدا با فرعون مصر آمنوفیس سوم ازدواج کرد و متعاقباً به حرمسرای آمنوفیس چهارم منتقل شد.»
فصل دوم کتاب «رهیاب دیپلماسی؛ تاریخچه سفارت» به گسترش وظایف میپردازد: «اگرچه مهمترین وظیفه سفیر مقیم جمعآوری اطلاعات، ارسال و دریافت پیامها در سریعترین زمان ممکن بود، اما همیشه سفیران توانایی انجام کارهایی بیش از این را داشتند. به عبارت دیگر، بیشتر از جاسوس بودن. آنها علاوه بر غنی بودن از نظر ارتباطات و دانش محلی، به دلیل حضور در محل برای مدت طولانی، تنها نمایندگی موجود در فواصل طولانی بین خروج یک فرستاده ویژه و ورود دیگری بودند. بنابراین اجتنابناپذیر بود که وقتی سفارت مقیم در اواسط قرن شانزدهم در پایتختهای اروپای غربی امری نادر نبود و تا نیمه دوم قرن هفدهم تا حدی گسترش یافت که روسیه را شامل میشد، دولتهای آنها به تدریج به آنها اجازه دادند تا زمان بیشتری را به سایر وظایف مهم ذکر شده اختصاص دهند.
سفیران ونیزی همیشه اشرافزاده بودند و برای مثال همه سفیران مقیم ایتالیا در توسکانی کوزیمو اول مدیچی (Cosimo I de Medicis Toscany)، از اشراف فلورانسی به خدمت گرفته شدند. این نشانهای از اهمیت فزایندهای بود که در نیمه دوم قرن شانزدهم به سفارتخانههای مقیم قائل شدند. در کشورهای دیگر نیز، مردان با تحصیلات خوب و همچنین خانوادههای دارای سطح بالای اجتماعی تمایل فزایندهای برای پذیرش قرار ملاقات با آنها نشان دادند.
مشروط بر اینکه آنها خیلی دور از دسترس نباشند و در مورد تعداد زیادی از آنها، راههایی برای اشتغال سیاسی جذابتر در داخل کشور داشته باشند. نمونه خدمات انگلیسی سرنیکلاس تروکمورتون و سر توماس شالونر بودند، اولی در فرانسه از ۱۵۵۹ تا ۱۵۶۳ و دومی در اسپانیا از ۱۵۶۲ تا ۱۵۶۵. هیچیک از آنها پیشینه اشرافی نداشتند، اما، جدای از این واقعیت که شالونر تحصیلکرده کمبریج و یک شخصیت برجسته ادبی بود، آنها روابط مشترک اولیه دربار، شوالیهها را برای نقششان در پیروزی انگلیس بر آن داشتند. اسکاتلندیها در سال ۱۵۴۷ و بیشتر به عنوان اعضای پارلمان قبل از اقامت در خارج از کشور ایستادند.
در فرانسه نیز سابقه سفرا مشابه بود. به عنوان مثال، در سال ۱۵۵۹ سباستین دوآبسپین، اسقف لیموژ، برادر وزیر امور خارجه سلطنتی و از نوادگان یک خانواده اصیل بورگوندی به اسپانیا فرستاده شد و فرانسه در سال ۱۵۵۳ آنتوان دو نوآل را به انگلستان فرستاد که در خانوادهای متوسط از اشراف استانی به دنیا آمده بود اما در زمان انتصابش شغل نظامی چشمگیری را ثبت کرده بود و نمرات زیادی از هانری دوم دریافت کرده بود.»
در بخشی دیگر میخوانیم: «جنگهای مذهبی نیمه دوم قرن شانزدهم و نیمه اول قرن هفدهم بین دولتهای پروتستان و کاتولیک به طور جدی توزیع جغرافیایی سفارتخانههای مقیم را مخدوش کرد. این به این دلیل بود که قاعدتاً هر یک ماموریتهای دیگری را، در بهترین حالت صرفاً خانههای جاسوسی و براندازی میدانستند و دیگر مورد استقبال قرار نمیگرفتند. حتی روابط دیپلماتیک تجاری پایه مابین دولتهای ونیز و انگلیس رو به سردی نهاد. در عوض، تبادل ماموریتهای مقیم در ایالتهای همدینان متمرکز بود و در مواردی که استثنائاتی وجود داشت، برای مثال در مورد مبادله سفارتخانهها با قدرتهای پروتستان توسط فرانسه کاتولیک اما عملگرا، وظیفه کلیدی سفرا در جمعآوری اخبار به دلیل محیط خصمانهای که در آن قرار داشتند، به شدت مانع شد. افرادی که دارای نفوذ بودند، میگفتند: «حاضر نیستم با چنین نمایندگان برجستهای از دین اشتباه صحبت کنم.» پیامدهای آن وابستگی بیش از حد آنها به اخبار به داستانهای رنگارنگی بود که با اشتیاق مخالفان محلی ارائه میکردند و انگیزهای که این امر به آنها کمک کرد تا در گزارشهای خود از سیاستهای خارجی قاطعانه حمایت کنند. در مجموع، طبق معمول زمانی که ایدئولوژی در درجه اول قرار دارد، در جنگهای مذهبی، دیپلماسی با کاهش روابط روبرو بود.
با این وجود، مسئولیت همه ماموریتهای مقیم مهم قبل از شروع این جنگها گسترش یافته بود و در ایالتهای همدینان پس از شروع آنها ادامه یافت. به طور خلاصه، اینها همچنان شامل جمعآوری اخبار، حفظ دوستی، به حداکثر رساندن اعتبار شاهزاده خود، لابی در حمایت از اهداف او و حتی ارائه مشاوره در مورد سیاستهای عالی در مورد سفیری مانند مندوزا بود که بسیار مورد توجه فیلیپ دوم بود. از جمله وظایف جانبی، نظارت بر کنسولهای منصوب شده توسط دولت و حمایت از فرستادگان ویژهای بود که برای افزودن زرق و برق موقت به ماموریت خود فرستاده شده بودند. با این حال، در اوایل قرن هفدهم، نه تنها معمولاً زمان بیشتری به وظایفی غیر از جمعآوری اخبار اختصاص مییافت، بلکه وظایفی که قبلاً منحصراً به فرستادگان ویژه اختصاص داشت، نیز به عهده میگرفتند. اینها شامل نمایندگی در برخی مناسبتهای تشریفاتی و مهمتر از همه مذاکره در مورد توافقهای رسمی بود و با گذشت سالها بیشتر و بیشتر آشکار شد.»
در کل کتاب «رهیاب دیپلماسی؛ تاریخچه سفارت» (Outposts Of Diplomacy A History OF The Embassy) اثر جی. آر. بریج به بررسی تاریخچه و تحول سفارتها و نقش آنها در دیپلماسی بینالمللی و تحلیل ساختار و عملکرد سفارتها، تاثیر آنها بر روابط بین کشورها، تحلیل چالشها و تغییرات در دیپلماسی مدرن، از جمله تاثیر فناوری و جهانی شدن بر روی فعالیتهای دیپلماتیک میپردازد. بریج با بررسی تاریخچه سفارتها در فرهنگهای مختلف و چگونگی تطبیق آنها با شرایط سیاسی و اجتماعی، مسیر ایجاد و تشکیل سفارت و سیر تحولات در طی زمان را مورد ارزیابی قرار داده است.
کتاب «رهیاب دیپلماسی؛ تاریخچه سفارت» تالیف جی. آر. بریج و ترجمه امیر رفیعی سقالکساری از سوی نشر آفتاب اندیشه به بازار کتاب آمد.
نظر شما