سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: قصهگویی، یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین ابزارهای انتقال فرهنگ، اخلاق و تجربه انسانی است که در طول تاریخ توانسته کودکان و نوجوانان را با ارزشهای اجتماعی و فرهنگی آشنا کند. این هنر، علاوه بر جنبه سرگرمی، به رشد ذهنی، تخیل و همدلی نسل جوان کمک میکند و بهعنوان یک ابزار آموزشی غیرمستقیم، قابلیت شکلدهی به شخصیت و نگرش کودکان را دارد. در عصر حاضر که رسانههای دیجیتال و تصویری بخش عمدهای از زندگی کودکان را در بر گرفتهاند، بازگشت به قصهگویی و احیای آن به شکل جشنوارههای تخصصی، اهمیت مضاعفی یافته است.
بیستوهفتمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با شعار «جهان! با قصه کودکان را ببین» در اصفهان برگزار شد و توانست بستری فراهم کند تا قصهگوها از نقاط مختلف کشور، با گونهها و سبکهای متنوع، هنر روایت شفاهی خود را به نمایش بگذارند. این جشنواره نه تنها به دنبال ارائه اجراهای صحنهای است، بلکه با اعزام قصهگوها به مدارس، فرهنگسراها و اجرای تماشاخانه سیار در مناطق کمبرخوردار، تلاش دارد دامنه تأثیرگذاری قصهگویی را فراتر از سالن جشنواره گسترش دهد و تجربهای عمیق و در دسترس برای همه کودکان و نوجوانان ایجاد کند.
علاوه بر جنبه رقابتی، جشنواره فضایی برای تقویت شبکههای تخصصی قصهگویی، تبادل تجربه و ارتقای مهارتهای هنری و تربیتی ایجاد میکند. از اجرای قصههای کلاسیک و سنتی تا قصههای نو، آیینی و حتی اجرا به زبان اشاره، این رویداد نشان میدهد که قصهگویی میتواند همزمان حامل میراث فرهنگی و نوآوری هنری باشد. در چنین بستر گستردهای، گفتوگوی ما با میثم بکتاشیان، دبیر این دوره از جشنواره، فرصتی است تا از نگاه راهبردی و مدیریتی او با جزئیات بیشتری نسبت به اهداف، ساختار و دستاوردهای این رویداد آشنا شویم.
شاید بتوان نخستین سؤال را از این نقطه آغاز کرد که فلسفه برگزاری جشنواره قصهگویی در سطح بینالمللی با این رویکرد دقیقاً چیست؟ جشنوارهای که مخاطب اصلیاش کودکان و نوجواناناند، چه نقش راهبردی در منظومه فرهنگی کشور ایفا میکند؟
روایت و قصهگویی بخشی از میراث فرهنگی جوامع انسانی بوده و هست. اما در بستر دنیای معاصر، که رسانههای تصویری تسلط چشمگیری بر کودکان دارند، قصهگویی شفاهی میتواند جایگاه ذهنی و عاطفی خاصی در ذهن آنها ایجاد کند که هیچ رسانه دیگری نمیتواند. قصهگویی، زمانی که به درستی انجام شود، نه فقط یک روایت است، بلکه فضایی برای تأمل، همدلی و کشف معنا برای کودک فراهم میسازد. جشنواره بیستوهفتم برای ما این امکان را فراهم کرده تا این هنر را در گسترهای وسیعتر ببینیم، از قصههای کلاسیک میراثی تا روایتهای نو و بدیع، و حتی در زبان اشاره که نشاندهنده رسالت ما در دسترسپذیر کردن قصهگویی برای همه کودکان است.

شعار امسال جشنواره این بود: «جهان! با قصه کودکان را ببین». این شعار تا چه اندازه در شکلگیری ساختار بخشهای مختلف جشنواره تأثیر داشته است؟
این شعار از آن جمله شعارهایی است که ما را به تفکر درباره رابطه کودک و جهان پیرامونش فرا میخواند. قصهگویی تنها یک هنرِ روایت نیست؛ قصه وجهی تربیتی دارد که کودکان را به مشاهده جهان تشویق میکند، نه فقط بهعنوان مخاطب، بلکه بهعنوان مشارکتکننده در تجربههای انسانی. شعار به ما یادآوری میکند که قصهگویی باید از دیدگاه کودکان آغاز شود و از نگاه آنها به جهان بیندیشد. در نتیجه بخشهایی مانند «زبان اشاره» یا «قصههای نو»، که تمرکز بر تجربههای متفاوت و روایات خلاقانه دارند، دقیقاً در امتداد همین تفکر شکل گرفتهاند.
در این دوره جشنواره، برخلاف سالهای گذشته، آیین افتتاحیه رسمی برگزار نشد و جشنواره با اجرای قصهگوها آغاز شد. این تصمیم بر چه مبنایی اتخاذ شد؟
در مواجهه با واقعیتهای اجرایی و همچنین در شرایطی که بیشترین انتظار ما از جشنواره، تمرکز بر اجراهای قصهگویی و تعامل مستقیم مخاطب با قصهگوها بود، تصمیم گرفتیم فضا را از مراسم تشریفاتی خالی کنیم و انرژی و زمان بیشتری را به خود روایتها و اجراها اختصاص دهیم. ما معتقدیم جشنواره باید در خدمت پیوند میان قصهگو و مخاطب باشد، نه در خدمت جنبههای تشریفاتی که گاه نگاه را از موضوع اصلی دور میکنند. این تصمیم به ما کمک کرد تا از ابتدا فضای جشنواره را به قصهگویی اختصاص دهیم، نه به حواشی آن.
جشنواره امسال شامل ۹ بخش مختلف بود، از «سنتی – کلاسیک» تا «قصههای نو» و «زبان اشاره». این تنوع بخشها چه پیام و تأثیری برای جشنواره و برای خودِ قصهگوها داشته است؟
تنوع بخشها نشاندهنده این است که قصهگویی مجموعهای از گونههای مختلف است و نمیتوان آن را در یک قالب واحد محدود کرد. قصهگویی کلاسیک، مانند قصههای فولکلور و کهن، ارزش فرهنگی و تاریخی را منتقل میکند؛ قصههای نو، خلاقیت و تجربههای جدید را وارد میکند؛ و بخشهایی مثل زبان اشاره، توجه به گروههای کمصدا و کمشنیده را در کانون توجه قرار میدهند. این تنوع باعث شد قصهگوها از دستهها و رویکردهای متفاوتی در برابر مخاطبان قرار گیرند و فضای رقابتی سالم و متنوعی شکل گیرد. همچنین برای مخاطب هم فرصتی فراهم میشود تا با گستره وسیعی از روایتها، زبانها و فرمهای قصهگویی آشنا شود.

بخش «زبان اشاره» قطعاً یکی از بخشهای برجسته این دوره است، چرا که در آن قصهگوها باید قصه را با زبانی غیر از زبان گفتاری منتقل کنند. هدف از این بخش چیست؟
قصهگویی باید برای همه کودکان قابل دسترس باشد، بیهیچ تبعیضی. کودکان و نوجوانانی که از زبان اشاره استفاده میکنند، حق دارند در فضایی برابر با دیگران حضوری مؤثر در جشنواره داشته باشند. این بخش نشان میدهد که ما به تنوع نیازهای زبانی و ارتباطی کودکان احترام میگذاریم و میخواهیم قصهگویی را بهعنوان پلی میان تجربههای انسانی در دسترس همه قرار دهیم. همچنین برای قصهگوهایی که در این بخش شرکت میکنند، چالشی است برای بازاندیشی نسبت به ابزارهای بیان و انتقال معنا.
در بخشهای دیگر همچون «قصههای نو» و «آیینی سنتی»، جشنواره چگونه میتواند به توسعه قصهگویی در سطح ملی کمک کند؟
بخش «قصههای نو» فرصتی است برای قصهگوها تا از کلیشههای رایج فاصله بگیرند و روایتهایی خلق کنند که با زمانه کودک امروز پیوند دارد. این موضوع برای ما اهمیت دارد زیرا معتقدیم قصهگویی زنده و پویاست و باید در تعامل با تجربههای روزمره و کنشهای اجتماعی قرار گیرد. بخش «آیینی سنتی» هم پیوند عمیق با هویت فرهنگی ایرانی دارد و به ما یادآوری میکند که قصهگویی میتواند حامل ارزشها، باورها و تجربههای سنتی نیز باشد. این بخشها بهنوعی تنوع روایتمحوری قصهگویی را نشان میدهند و به نسل جوان و مخاطبان کمک میکنند تا با تجربههای فرهنگی مختلف مواجه شوند.
یکی از نکات مهم جشنواره، حضور قصهگوهایی از استانها و مناطق مختلف کشور است. این تنوع جغرافیایی چه ارزشی دارد؟
تنوع جغرافیایی قصهگوها به ما چهرههای متفاوتی از تجربههای زیستی و فرهنگی ایران ارائه میدهد. قصههایی که از جنوب، شمال، شرق یا غرب کشور میآیند، هرکدام بیانگر زبان، آیین و تجربههای بومی و محلی هستند. این تنوع به جشنواره میگوید که قصهگویی فقط یک هنر شهری نیست؛ بلکه تجربهای ملی است که باید از همه نقاط شنیده شود. وقتی قصهگوهایی از استانهای مختلف با روایتهایشان کنار هم قرار میگیرند، نوعی گفتمان میان فرهنگی شکل میگیرد که هم به غنای محتوا کمک میکند و هم به درک بهتر کودکان نسبت به تنوع فرهنگی ایران.
جشنواره فقط محدود به اجراهای حضوری نیست، بلکه بخشهای غیرحضوری مانند پادکست، قصههای ۹۰ ثانیهای و محیطی نیز برگزار شدهاند. این رویکرد چندوجهی چه پیامی برای آینده قصهگویی دارد؟
امروزه قصهگویی نباید فقط در قاب صحنه و سالن محدود شود. قصه میتواند در فضاهای دیجیتال، در محیطهای شهری، و حتی در قالبهای شنیداری نیز منتقل شود. بخش پادکست ما را به دنیای شنیداری مدرن وارد میکند، قصههای ۹۰ ثانیهای باعث میشود که قصهگوها بتوانند در زمان محدود و با تمرکز پیام ارائه دهند، و بخش محیطی ما را درگیر تعامل با فضاهای عمومی میسازد. این رویکرد چندوجهی نشان میدهد که قصهگویی میتواند در کانالها و فرمهای مختلف زندگی روزمره حضور یابد و از انحصار اجراهای صحنهای خارج شود.

در پایان، درباره نقش جشنواره در تربیت کودک ایرانی و نقش قصهگویی در تربیت نسل آینده چه نکاتی را میتوانید بیان کنید؟
قصهگویی یکی از ابزارهای قوی تربیتی است. وقتی کودکی قصهای را میشنود، او فعالانه در تجربهای ذهنی مشارکت میکند که پیامهای اخلاقی، انسانی و اجتماعی را در خود دارد. قصه به او کمک میکند تا خلاقیت، همدلی، و توانایی تحلیل را در خود تقویت کند. جشنواره ما میخواهد این پیام را منتقل کند که قصهگویی فقط هنر زمان جشنواره نیست؛ بلکه باید به بخشی از فرآیند تربیتی روزمره تبدیل شود، در مدارس، خانوادهها و مراکز فرهنگی. ما امیدواریم این رویداد تبدیل به پلی میان جهان قصه و زندگی کودکان شود، تا آنها بتوانند با درونیسازی ارزشهای انسانی، جهان را از منظری متنوع و انسانیتر ببینند.
نظر شما