به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از هندو، در روزگاری که دادهها جهان را قبضه کردهاند و علوم انسانی زیر سایه فناوری ایستادهاند، دومین کنگره ادبیات تلگو در دانشگاه عثمانیه حیدرآباد هند صحنه دفاعی صریح از ادبیات بود؛ دفاعی که آن را نه یک سرگرمی فرهنگی، بلکه ضامن بقا و ارزشهای انسانی معرفی کرد.
دشاپاتی سرینیواس، رهبر حزب BRS و عضو شورای قانونگذاری پارلمان هند، در سخنرانی خود تاکید کرد که تاریخ و علوم اجتماعی زمان و مکان را ثبت میکنند، اما این ادبیات است که به زیست انسانی معنا میدهد. به باور او، اگر ادبیات به حاشیه رانده شود، جامعه به تدریج از احساس، فرهنگ و ارزشهای بنیادین خود تهی خواهد شد. او پژوهشگران را به پرداختن به مضامین جهانشمول فراخواند و از نویسندگان خواست ریشههای گسست اجتماعی را واکاوی کنند.
در ادامه، مولگارام کومار، رئیس دانشگاه عثمانیه، بر ضرورت سازگار کردن زبان تلگو با فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی، تبدیل گفتار به متن و پردازش زبان طبیعی تاکید کرد. او با اشاره به تجربه مهاراشترا در آموزش مهندسی به زبان مراتی، ابراز امیدواری کرد تلگو نیز بتواند سهم پررنگتری در تولید محتوای دیجیتال، سینما و هنرهای بومی داشته باشد.
وی. نیتیاناندا رائو، رئیس دانشگاه، در عین حال نسبت به افراط در مدرنیته هشدار داد و گفت شکاف میان نسلها و سستی روابط انسانی از پیامدهای آن است. او بازگشت به ارزشهای فرهنگی، نظام غذایی سنتی و احترام متقابل را برای سلامت اجتماعی ضروری دانست.
سخنرانان دیگر نیز از گسترش جهانی زبان و ادبیات تلگو سخن گفتند و بر گنجاندن آموزش نویسندگی خلاق در برنامههای دانشگاهی تاکید کردند.
در این سخنان، بیش از آنکه دغدغه زبان تلگو مطرح باشد، نگرانی عمیقتری درباره وضعیت انسان معاصر به چشم میآید. جمله سرینیواس که «بدون ادبیات، انسانیت ارزشهای خود را از دست میدهد» در واقع یادآور این حقیقت است که ادبیات نه حاشیه فرهنگ، بلکه حافظه پنهان آن است.
تاریخ وقایع را ثبت میکند، اما ادبیات تجربه زیسته را. تاریخ میگوید چه رخ داد؛ ادبیات میپرسد آن رخداد چه بر سر دلها آورد. اگر جامعهای فقط به ثبت دادهها بسنده کند و روایتها را از دست بدهد، به تدریج به آرشیوی سرد بدل میشود؛ انباشته از اطلاعات و تهی از معنا.
در عین حال، تاکید بر پیوند زبان با هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، پرسشی دوگانه پیش میکشد: آیا ادبیات میتواند در جهان الگوریتمها دوام بیاورد؟ یا باید خود را بازتعریف کند؟ شاید پاسخ در همین کنگره نهفته باشد: ادبیات زمانی زنده میماند که هم ریشه در سنت داشته باشد و هم جرئت ورود به زبانهای تازه را پیدا کند.
در نهایت، آنچه در حیدرآباد مطرح شد، صرفا دفاع از یک زبان محلی نبود؛ دفاع از این باور بود که انسان بدون روایت، بدون شعر، و بدون تخیل، هرچند پیشرفته، اما ناقص خواهد بود.
نظر شما