پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
مشکلات رمان‌های مذهبی، شعارزدگی است

قم- یک داستان‌نویس و منتقد با اشاره به مشکلات رمان‌های مذهبی بیان کرد: مشکلات رمان‌های مذهبی، شعارزدگی است اما نویسنده در کتاب «رسوایی در قلعه» از شعار و پیام‌های گل‌درشت دست برداشته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، علی باباجانی، داستان‌نویس و منتقد در شصت و چهارمین جلسه عصرانه‌ داستان که به نقد و بررسی کتاب «رسوایی در قلعه» نوشته زینب صباغی درباره این کتاب گفت: اثر، اطلاعات تاریخی خوبی دارد و البته این اطلاعات بطور متوازن در فصل‌ها پخش شده است. شخصیت داستان باورپذیر است و تلاش نویسنده این بوده که جایی از تاریخ تحریف نشود.

وی افزود: قهرمان داستان همیشه موفق می‌شود و بسیار بزرگسال و آگاهانه عمل می‌کند. بهتر است که قهرمان، یک یا چند نقطه ضعف هم داشته باشد و اشتباهاتی انجام دهد.

باباجانی تاکید کرد: یکی از مشکلات رمان‌های مذهبی، شعارزدگی است اما اینجا نویسنده دست از شعار و پیام‌های گل‌درشت برداشته است.

در بخش دیگری از این برنامه زینب صباغی درباره ایده اولیه داستان خود بیان کرد: من ابتدا یک داستان کوتاه کودک برای مجله پوپک نوشته بودم، اما مدیر مجله، آقای ملامحمدی گفت که این بیشتر یک طرح رمان است و می‌توان آن را گسترش داد.

وی اضافه کرد: من منتظر برگزاری دوره طرح رمان بودم که دچار بیماری سختی شدم. قبل از بیماری، کلاس‌های مهدویت هم شرکت می‌کردم. خانم زینعلی، مدرس کلاس، متوجه غیبت من شدند و پیگیر احوالم شدند. وقتی وضعیتم را دیدند، پژوهش‌های خودشان در حوزه مهدویت را به من دادند تا بتوانم رمانم را بنویسم.

مشکلات رمان‌های مذهبی، شعارزدگی است

صباغی تصریح کرد: من هم امیدوار شدم و با نوشتن، خودم را بهبود دادم. نیت کردم که برای حضرت مهدی عجل الله بنویسم تا اثری از من بماند. البته کار بارها بازنویسی شد. در مسیر نوشتن، خانم‌ سفانه الهی هم بسیار کمکم کردند.

رویا حسینی مجری کارشناس، با بیان خلاصه داستان، گفت: عبدالله هفده ساله، از همدان به سامرا آمده تا نامه‌ها و سکه‌های خمس شیعیان را به نماینده‌ امام، بشر بن سلیمان تحویل دهد و اگر فرصتی فراهم شود، امام را از نزدیک ملاقات کند.

وی ادامه داد: او از کاروانش جدا می‌شود تا زودتر به شهر برسد و خودش کار را انجام دهد ولی آهنگری بشر که در ورودی شهر بوده، خراب شده و خبری از او نیست. به هر کسی هم نمی‌شود اعتماد کرد. پس در سامرا سرگردان می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها