سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سید حسین حسینی، دانشیار فلسفه و روششناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ مطالعات روششناختی به عنوان یکی از مهمترین حوزههای علوم انسانی شناختهشده و به دلیل ویژگیهای میان رشتهای و خاصیت چند تباری آن، از یک یا چند شاخۀ تخصصی در قلمرو علوم انسانی فراتر رفته و مسایل آن جنبۀ فرا رشتهای دارد. چگونگی پیشبرد و ساختار متدیک تحقیق، نحوۀ ایجاد، آزمون و معیارهای نظریه و صورتبندی، شکل و قالب یک نظریۀ علمی از جملۀ مباحث مطرح در اینباره است.
بدون تردید نقطۀ آغاز در هر پژوهش مساله محوری در قلمرو علوم انسانی، آگاهی نظری و تسلط برفنون روش تحقیق و البته مطالعات روششناختی است که بدون آن، نمیتوان مرزبندی دقیقی بین کارهای عمومی و ژورنالیستی با فعالیتهای علمی و پژوهشی گذارد و به همین دلیل، اهتمام به این دست مطالعات روشی اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
آشنایی محققان علوم انسانی با روشهای کیفی و کمّی و مهمتر از آن، چارچوبهای مطالعات روششناختی و پیش زمینهها و پارادایمهای روشی میتواند یکی از هدفهای این نوع پژوهشها باشد چه اینکه معمولاً در پژوهشهای علوم انسانی، توجه درخوری به مرزبندی بین مطالعات متدیک با مطالعات متدولوژیک نمیشود.
علاوه بر اینکه غالباً زاویۀ نگاه به مباحث روششناختی نیز از منظر افزایش و ارتقاء توان تکنیکال نقادانه پژوهشگران نبوده و این چنین مطالعاتی لازم است درصدد جبران چنین کمبودهایی برآید. انتظار آن است که به تدریج علاقمندان به این دست فعالیتهای پژوهشی بتوانند ضرورت نگاههای روشی به مسائل گوناگون جامعه نزد اصحاب علوم انسانی کشور را افزایش داده و حساسیتهای اعضاء هیئت علمی، دانشجویان و مخاطبان عام حوزۀ علوم انسانی را جلب کرده و البته که راهی برای ترویج تکنیکهای گستردۀ «روششناسی انتقادی» بیابند. بدین ترتیب علاوه بر تمرکز در مطالعات نظری مورد نیاز جامعه و آگاهی بخشی در این زمینه، بایستی بر استفاده از فعالیتهای کاربردی روشی نیز تاکید نمود تا بتوان ذهن مخاطبان را با لوازم و چالشهای «مطالعات متدیک» درگیر کرد. طبیعتاً بحث از چیستی منطق، روشهای تحقیق، و ریشه یابی آنها و اینکه بدینوسیله، کدام تیپ از دانش و چگونه می توان آن را ابداع کرد، از جمله دغدغههای چنین مطالعاتی است.
از سوی دیگر یکی از چالشهای حوزۀ تفکر و اندیشه در جامعۀ علمی، نقصان یا فقدان نگاه روششناختی به مسائل علمی است؛ گاهی اصولاً از زاویۀ رویکردهای روششناختی به مسایل نگریسته نمیشود و از این رو به عوامفریبی علمی روی آورده و گاه، شرایط و لوازم رویکردهای روششناختی در نظاممندی و نگاه همهجانبه به مسائل، لحاظ نمیشود و هرچند زاویۀ نگاه، روششناختی است، اما با کژراهههای متدیکی همراه میشود. بدین ترتیب ضرورت مطالعات روششناختی علوم انسانی یک امر بایسته در محدودۀ مسائل گوناگون اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی جامعه خواهد بود.

از این جهت متناسب با تحولات بوجود آمده در ساختار مراکز آموزش عالی و همچنین عطف به چشماندازهای ترسیمشده در اسناد بالادستی و ضرورت ارتقاء و تحول در فعالیتهای مراکز علمی علوم انسانی کشور، تأسیس گروههای پژوهشی «مطالعات روششناسی علوم انسانی» در این مقطع زمانی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. این گروههای علمی در دانشگاه و پژوهشگاههای علوم انسانی با هدف بسط و تعمیق نظریههای گوناگون در ساحت شکلگیری و رشد روششناسی علوم انسانیِ و همچنین نقد و آسیبشناسی این مطالعات در دو عرصۀ پژوهش و آموزش قادر خواهند بود با تلاش و یاری محققین و پژوهشگران این عرصه، مسیر گسترش مطالعات روششناسی علوم انسانیِ را هموار کرده و به مسائلی چون این نمونه اهداف عملیاتی، بپردازند:
پژوهش روششناختی در فلسفۀ علوم انسانی
مطالعه روششناختی پیرامون جایگاه علوم انسانی
پژوهش روششناختی پیرامون ارزیابی دستاوردهای محققان علوم انسانی
پژوهش روششناختی در باب نهادهای متولی علوم انسانی
پژوهش پیرامون رابطه فلسفه علوم انسانی، روششناسی و روش تحقیق
بررسی نقش فلسفه و روششناسی علوم انسانی در پیشبرد علوم انسانی
بررسی نسبت روششناسی علوم انسانی و علوم طبیعی
مقایسه تطبیقی روشهای تحقیق کمّی و کیفی
پژوهش در کاستیهای روشی علوم انسانی معاصر
ارزیابی روشی و انتقادی مطالعات حوزۀ علوم انسانی
ارزیابی روشی و انتقادی سیاستهای کلان کشور در عرصۀ علمی، اجتماعی و فرهنگی
افزایش و ارتقاء توان تکنیکال نقدپژوهی در حوزۀ علوم انسانی
ترویج تکنیکهای «روششناسی انتقادی» در حوزۀ علوم انسانی
ترویج ضرورت نگاه روششناختی به مسایل علمی و چالشهای جامعه.
هر آینه در همین زاویۀ مطالعاتی، مسائل صرفاً پژوهشی (و نه سیاسی و اجتماعی مطرح و متداول) مرتبط با مسألۀ روششناسی علم دینی نیز مطرح است. "علم دینی" در معنای اعم و موسّع آن عبارت است از: یک حوزه فکری و دانشی ( domain of thought) شناخته شده در سطح جهانی ( و نه یک رشته علمی یا دیسیپلین خاص) که بر اساس مبانی معرفتشناسی و فلسفی ارتباط علم با دین، از «علوم انسانیِ» متناسب و سازوار با دین سخن میگوید.
طبیعتاً نزد اندیشمندان و صاحبنظران این حوزۀ مطالعاتی، در نحوه و چگونگی نسبت این علوم با آموزههای دینی، در قالب رویکردهایی متنوع، اختلاف نظروجود دارد؛ رویکردهایی مانند: تلفیقی، تذهیبی، تاسیسی، سنتی، تفکیکی، روشی، و غیره (ر.ک: حسینی، سید حسین ،۱۳۹۷، فلسفه را گلآلود نکنیم: امکان و امتناع علم دینی، یادداشت علمی، خبرگزاری طلیعه، کدخبر ۶۵۳۴۶). از رویکردهای حداقلی ارتباط علم و دین تا رویکردهای میانه و حداکثری، می توان در این طیف دنبال کرد. بنابراین نباید تصور کنیم علم دینی برابر با یک رویۀ خاص یا یک رویکرد منحصر به فرد است، بلکه در این طیف گسترده، از رویکردهای سنّتگرا تا رویکردهای روششناختی و رویکردهای تذهیبی و پالایشی و رویکردهای تولیدی و اجتهادی و فلسفی و رویکردهای علمشناختی و سیستمی و رویکردهای تأسیسی و استخراجی و وِلایی به چشم میآید.
طبیعی است مانند تمامی حوزههای علمی دیگر، در طول زمان، رویکردهای گوناگون پیرامون علم دینی با ارائۀ ادّله و تحلیلهای خود، به احتجاج علمی میپردازند تا از میان گفتگوهای آزاد علمی، قوّت و ضعف هر مَشربی آشکار شود تا شاید جامعۀ علمی به وفاق و اِجماع نِسبی دست یابد که در چنان موقعیتی، زمینههای تبدیل یک حوزۀ دانشی به رشتههای تخصصی و دیسیپلینهای تعریف شده فراهم خواهد شد.
یکی از نیازهای مهم امروز جامعۀ علمی در خصوص موضوع علم دینی، مسأله «روششناسی علم دینی» است که در ذیل این عنوان باید مشخص کرد اصول روششناختی تولید نظریۀ علم دینی چیست؟ البته این پرسش مبتنی بر چند پیش فرض است:
۱) امکان وجود علم دینی
۲) علم دینی، امری ابداعی و ایجادی است یعنی وجود ندارد و میتواند ایجاد شود.
۳) آنچه در علم دینی، بالاخص و در علم به معنی الاعم اهمیت دارد، نقش ساختاری «نظریه» است یعنی ابداع علم بدون ایجاد و سرزدن «نظریههای علمی» بی معناست.
۴) تقدم روش بر نظریه و تقدم مطالعات روششناختی علم دینی بر مسایل علم دینی.
بدین ترتیب می توان از چیستی و چگونگی اصول روششناختی تولید نظریه علم دینی پرسش کرد یعنی برای ابداع و تولید نظریۀ علم دینی از چه اصول روششناختی می توان بهره برد؟ و آیا این اصول روششناختی همان اصول روششناختی عام برای تولید یک نظریه علمی هستند یا باید از اصول روششناختی متناسب با نظریۀ علم دینی یاد کرد؟ اگر رای به انحصار روش در یک حوزه خاص ندهیم و از تناسب و سازواری روش با موضوع و مسالۀ علمی سخن به میان آوریم، این امکان وجود دارد که به دنبال اصول روششناختی خاص ابداع نظریۀ علم دینی باشیم و در این صورت بایستی از اصول عام روششناختی گذر کرده و به اصول خاص روششناختی دست یابیم (ر.ک: همان، ۱۳۹۷، از علم دینی تا توسعۀ فرهنگی، تهران، انتشارات جامعه شناسان).
در خصوص مقالات و کتب مطالعات روششناسی و آثار منتشر شدۀ نگارنده در سالهای گذشته، به کتاب «روش - مساله - نقد» و کتاب «پرسش - نقد فلسفی» و برخی منابع زیر مراجعه فرموده و همچنین دربارۀ تجربه زیستۀ سالیان پیش و سرنوشت گروه پژوهشی روششناسی علوم انسانی اسلامی، ر.ک: همان، ۱۴۰۰، روش- مساله- نقد، تهران، انتشارات نقد فرهنگ و نیز:، همان، ۱۳۹۹، پرسش- نقد فلسفی، تهران، انتشارات نقد فرهنگ و نیز: همان، ۱۳۹۸، سرنوشت گروه مطالعات روششناسی علوم انسانیِ اسلامی، خبرگزاری مهر و نیز: همان، ۱۳۹۸، داستان حرمت انسان، خبرگزاری آنا و نیز: همان، ۱۳۹۹، سیاسی کاری در علوم انسانی، خبرگزاری انصاف نیوز و نیز: همان، ۱۳۹۹، طبیعت علوم انسانی و طبایع غیرانسانی، خبرگزاری ساعد نیوز و نیز: همان، ۱۳۹۹، نقد روششناختی سه پاره؛ ا همیت مطالعات روششناختی در نقد اندیشه، روزنامه جوان آنلاین و نیز: همان، ۱۴۰۲، تحول علوم انسانی یک پروسه است نه یک پروژه، خبرگزاری ایبنا و نیز: همان، ۱۴۰۱، شیوههای فاقد روش، روزنامه آفتاب یزد و نیز: همان، ۱۳۹۹، مسألۀ روششناسی علم دینی، روزنامه همدلی و نیز: همان، ۱۳۹۹، از تحلیل کمیک تا تحلیل متدیک؛ ۱رویداد و ۲۳ مدل تحلیلی، خبرگزاری ایکنا.
نظر شما