دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۲
یک ضرورتِ بنیادین برای اعتباربخشی به علوم انسانی

آنچه از رصد فضای آکادمیک اروپا برمی‌آید این است که فلسفه علوم اجتماعی در غرب، یک رشته «لوکس» نیست؛ بلکه یک ضرورتِ بنیادین برای اعتباربخشی به علوم انسانی محسوب می‌شود.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیده معصومه محمدی؛ به تازگی پژوهشی درباره وضعیت رشته «فلسفه علوم اجتماعی» در دانشگاه‌های اروپایی انجام شد که نشان می دهد این حوزه هرچند در قالب یک عنوان مستقل کمتر دیده می‌شود، اما در بنیان فکری و آموزشی بسیاری از دانشگاه‌های پیشرو نقشی اساسی دارد.

در انگلستان، دانشگاه‌هایی مانند London School of Economics (LSE)، The Open University و University of York این حوزه را به‌عنوان بخشی محوری از آموزش فلسفه و علوم اجتماعی دنبال می‌کنند.

در LSE، دوره کارشناسی ارشد Philosophy of Economics and the Social Sciences در دپارتمان فلسفه، منطق و روش علمی ارائه می‌شود؛ جایی که دانشجویان با روش‌شناسی تحقیق در علوم اجتماعی، فلسفه اقتصاد و پرسش‌های اخلاقی علم در جامعه و سیاست آشنا می‌شوند. این برنامه، الگوی برجسته‌ای از پیوند فلسفه با سیاست‌گذاری، داده‌کاوی، اخلاق فناوری و اقتصاد است.

در دانشگاه آزاد انگلستان نیز مدرک میان‌رشته‌ای BA (Honours) Social Sciences (Philosophy) ترکیبی است از ماژول‌های علوم اجتماعی و مباحث فلسفی درباره معرفت، اخلاق، و ماهیت تحقیق اجتماعی.

افزون بر آن، دانشگاه یورک در چارچوب رشته Philosophy with Sociology درس «فلسفه علوم اجتماعی» را به طور ویژه تدریس می‌کند؛ درسی که مباحثی همچون تبیین در علوم اجتماعی، ساخت اجتماعی واقعیت و نقش ارزش‌ها در پژوهش را به شکل تحلیلی بررسی می‌کند.

در آلمان، فلسفه علوم اجتماعی عموماً ذیل عنوان گسترده‌تر Philosophy of Science قرار می‌گیرد و در برنامه‌های فلسفه علم، منطق، تاریخ و مطالعات علم گنجانده می‌شود.

در دانشگاه مونیخ (LMU Munich)، دوره بین‌المللی M.A. Logic and Philosophy of Science با محوریت مرکز فلسفه ریاضیاتی مونیخ (MCMP) برگزار می‌شود و به تحلیل منطقی و صوری نظریه‌های علمی، از جمله در حوزه علوم اجتماعی، می‌پردازد.

دانشگاه بیله‌فلد در برنامه History, Economics and Philosophy of Science / Interdisciplinary Studies of Science نگاه چندرشته‌ای تاریخ، جامعه‌شناسی و فلسفه علم را در کنار هم قرار داده و رابطه علم و جامعه را محور آموزش خود قرار داده است.

در هانوفر، رشته‌ی M.A. Philosophy of Science با رویکردی پژوهش‌محور، به پرسش‌های نظری و اخلاقی در علوم طبیعی، انسانی و اجتماعی می‌پردازد. همچنین دانشگاه بوخوم با برنامه History and Philosophy of Science and Logic، دانشجویان را برای نقد و تحلیل جایگاه علم در فرهنگ و اجتماع آماده می‌کند.

مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد که در انگلستان، رویکرد غالب در فلسفه علوم اجتماعی بیشتر کاربردی و هنجاری است؛ مسائلی مانند سیاست عمومی، عدالت اجتماعی، اخلاق داده و نقش علم در تصمیم‌گیری اجتماعی در مرکز توجه قرار دارد.

در آلمان، تمرکز بر جنبه‌های تحلیلی، تاریخی و صوری فلسفه علم است؛ از بررسی ساختار تبیین و مدل‌سازی گرفته تا رابطه میان علم، جامعه و ارزش‌ها.

به این ترتیب، می‌توان گفت فلسفه علوم اجتماعی در فضای دانشگاهی معاصر اروپا حضوری زنده و تأثیرگذار دارد؛ چه به عنوان بخشی از فلسفه علم، و چه در قالب پیوندی میان فلسفه، جامعه‌شناسی و مطالعات سیاست علم.

این حوزه با تمرکز بر پرسش‌هایی درباره روش، تبیین و ارزش در علوم اجتماعی، نقشی اساسی در فهم انتقادی دانش و کنش‌های علمی در دنیای امروز ایفا می‌کند.

در میان مباحث نظری، گاهی این پرسش مطرح می‌شود که دیسیپلین فلسفه علوم اجتماعی (Philosophy of the Social Sciences) در عالی‌ترین سطوح آکادمیک جهان چه جایگاهی دارد؟ آیا صرفاً یک گرایش حاشیه‌ای است یا زیربنای نظریه‌پردازی‌های کلان محسوب می‌شود؟

بررسی‌های دقیق از وضعیت این رشته در دو قطب علمی اروپا، یعنی انگلستان و آلمان، حقایق قابل توجهی را درباره اعتبار و کارکرد این حوزه نشان می‌دهد.

۱. انگلستان؛ تمرکز بر متدولوژی و سیاست‌گذاری

در نظام آکادمیک بریتانیا، فلسفه علوم اجتماعی جایگاهی کاملاً تثبیت‌شده و «استراتژیک» دارد. دانشگاه‌های پیشرویی مانند LSE (مدرسه اقتصاد لندن) و کمبریج، این رشته را نه به عنوان بحثی انتزاعی، بلکه به عنوان ابزاری برای «سنجش عیار علمی» در اقتصاد، علوم سیاسی و جامعه‌شناسی ارائه می‌دهند.

در اینجا، نگاه غالب «تحلیلی» است. فارغ‌التحصیلان و پژوهشگران این حوزه، وظیفه دارند منطقِ پشتِ سیاست‌گذاری‌های عمومی و مدل‌های آماری را نقد کنند. به عبارت دیگر، در انگلستان، فیلسوف علوم اجتماعی کسی است که خطاهای روش‌شناختی را پیش از اجرای سیاست‌های کلان شناسایی می‌کند.

۲. آلمان؛ میراث‌دار نظریه انتقادی و جامعه‌شناسی فلسفی

در آلمان، وضعیت کمی متفاوت و بسیار عمیق‌تر است. با تکیه بر سنت‌هایی مثل مکتب فرانکفورت، این رشته با «نظریه اجتماعی» و «نقد فرهنگ» گره خورده است. در دانشگاه‌هایی مانند مونیخ یا فرانکفورت، مرز بین جامعه‌شناسی نظری و فلسفه بسیار باریک است.

پژوهشگران این حوزه در آلمان، جایگاهی روشنفکرانه دارند و اغلب به بررسی مبانی هنجاری جامعه، اخلاق در کنش‌های اجتماعی و نقد ساختارهای مدرنیته می‌پردازند. برخلاف نگاه صرفاً فنی، در آلمان بر «فهم» (Verstehen) و تفسیر پدیده‌های اجتماعی تأکید می‌شود.

جمع‌بندی و چشم‌انداز

آنچه از رصد فضای آکادمیک اروپا برمی‌آید این است که فلسفه علوم اجتماعی در غرب، یک رشته «لوکس» نیست؛ بلکه یک ضرورتِ بنیادین برای اعتباربخشی به علوم انسانی محسوب می‌شود.

امروزه حتی حوزه‌هایی نوین مانند اخلاق در هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های کلان (Big Data) در اروپا، به شدت به تخصص فیلسوفان علوم اجتماعی نیاز پیدا کرده‌اند تا بتوانند سوگیری‌های پنهان در الگوریتم‌های اجتماعی را کشف کنند.

این جایگاه نشان می‌دهد که تسلط بر مبانی فلسفیِ علوم اجتماعی، نه تنها در بازخوانی نظریات کلاسیک، بلکه در فهم دقیق‌ترین مسائل جهان مدرن، ابزاری بی‌بدیل است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها