سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کتاب «خروش تنگستان» نوشته ویلم فلور با ترجمه الناز بلوری فرد از سوی انتشارات نگاه منتشر شد.
قیام مردم تنگستان که در یکی از برهههای حساس تاریخ ایران یعنی سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ صورت گرفت، از جمله این حوادث است. این قیام که همزمان با تحولات جنگ جهانی اول و دامنگیر شدن مصائب آن به کشور همراه بود، در برابر اشغال ایران از سوی کشورهای بیگانه صورت گرفت که در نوشته پیش رو به شرح مختصری از این قیام و دلاوریهای مردم این خطه از کشور پرداخته میشود.

با پیدایش شهرها به شکل مدرن آن در ایران دوره قاجار، نام بسیاری از آن شهرها با تحولات سیاسی و اجتماعی عجین شد و باعث پرنگ شدن نقش شهرها در مسائل سیاسی و اجتماعی کشور شد. این تحولات در ابتدا در واکنش به استبداد پادشاهان قاجار بروز کرد. اصفهان و گیلان از دیگر شهرهایی بودند که در دوران استبداد صغیر مرکز عمده فعالیتهای آزادیخواهان و نیز جنگ میان قوای دولتی و طرفداران مشروطه بودند. گذشته از این شهرها از آنجا که محل فعالیت بازرگانان و تجار بودند، از اهمیت خاصی برخوردار بودند. بازرگانان و تجار علاوه بر فعالیتهای اقتصادی، از گروههای بانفوذ و مهم در شهرها بودند. این افراد به دلیل ماهیت شغلشان که ضرورت رابطه با تجار سایر کشورها را ایجاب میکرد، ضمن آشنایی با وضعیت آن کشورها، به آگاهی سیاسی نیز دست یافته بودند و همین موضوع در شکلگیری جنبشها و قیامهای سیاسی تأثیر بسزایی داشت.
البته در این دوره «مرکزگریزی فئودالی در کشور، رشوه خواری، اخاذی، راهزنی در جادهها و وجود نظام عوارض مناطق متعدد، مانع از توسعه عادی تجارت و ایجاد بازار یکسان داخلی در کشور بود.» با این حال هیچیک از این مشکلات از اهمیت شهرها و نیروهای فعال در آن از ایفای نقشهای سیاسی نکاسته بود. اما وجه دوم تحولات سیاسی شهرها که با فروپاشی تدریجی مشروطه و آغاز جنگ جهانی اول آغاز شد، قیام و مقابله شهرها با کشورهای بیگانه بود. قیام مردم تنگستان از جمله قیامهای مهم در این دوره است.
تنگستانیها سابقه مبارزه طولانی با انگلیسیها دارند. در سال ۱۲۷۳ ه.ق وقتی انگلیس بوشهر را اشغال نظامی کرد، برای اینکه از جانب دلیران تنگستان خطری آنها را تهدید نکند عوامل آنها به منظور تطمیع باقرخان تنگستانی پیشنهاد کردند که تا زمانی که بوشهر را در تصرف دارند حاضرند ماهیانه دویست و پنجاه روپیه به او بپردازند، اما باقرخان نهتنها این پیشنهاد شوم انگلیسیها را نپذیرفت بلکه در مقابله با آنها فرزندش احمدخان نیز به شهادت رسید.

در تاریخنگاری فارسی، اگر نگوییم همیشه، اما اغلب مبارزان دشتی و تنگستان به عنوان مردان شجاعی معرفی میشوند که برای دفاع از حقوق خود ایستادگی و با حکومت سرکوبگر و بدخواه و مقامات فاسد آن مخالفت میکنند.
هرچند گاهی در شرایط خاصی که به نفع آنها بود با حکومت ستمشاهی همکاری داشتهاند، اما از اقدامات برخی از آنها در ترانهها و شعرهای مردمی به عنوان مخالفان بیعدالتی یاد شدهاست. چنین تصویری از بهاصطلاح مدافعان عدالت، متعلق به حوزه اسطورهسازی است و با واقعیت کمی متفاوت بود. کسانی که با کتاب هابسبام در مورد شورشیان اولیه یا راهزنان بعدی او آشنا هستند، ممکن است این «شورشیان» را «راهزنان اجتماعی» معرفی کنند.
این اصطلاحی است که او ابداع کرده است. به گفته هابسبام، راهزنان اجتماعی توسط عموم مردم، جنایتکار تلقی نمیشوند، اما به دلیل سرکشی و مخالفت با دولت و نمایندگان آن به عنوان قهرمانان و انتقامجویان حقوق دهقانان تحت ستم، دیده میشوند. او همچنین استدلال کرد که راهزنی اجتماعی یک پدیده جهانی در جوامع کشاورزی است. علاوه بر این، راهزنان اجتماعی معمولی دهقانان یا کارگران بیزمین بودند که توسط مالکان و یا دولت تحت ستم قرار میگرفتند.
فعالیتهایی که اکثر «شورشیان» دشتی، دشتستان و تنگستان در آن شرکت داشتند، صرفاً اعتراضی علیه بیعدالتی نبود، بلکه بیانگر نارضایتی نخبگان روستایی بود. شورشیان از حمایت محلی برخوردار بودند، زیرا با اقدامات خشن و ظالمانه ارتش و یا ژاندارمری مخالفت میکردند و به همین دلیل در آهنگها و شعرهای مردمی مورد ستایش قرار میگرفتند. با این حال، اغلب در خارج از دهکده یا ناحیه محلی خود، همین «شورشیان» به دلیل آسیبی که به اقتصاد محلی وارد کردند و خشونتهایی که مرتکب شدند، گاهی مورد نفرین و ترس قرار میگرفتند. همچنین در این مورد، شورش توسط دهقانان یا کارگران بیزمین مانند ساختار جامعهشناختی هابسبام انجام نمیشد، بلکه بیشتر توسط مالکان و رؤسای ثروتمند محلی انجام میشد که از محدود کردن قدرت سنتیشان توسط دولت مرکزی بهویژه کنترل نیروهای مسلح، ناراضی بودند.
بنابراین «راهزنی اجتماعی» در اینجا یک مقولۀ جامعهشناختی یا ابزار تحلیلی مفید نیست، زیرا به صراحت تمام دستههایی مانند راهزنان شهری، مهاجمان قبیلهای و مالکان راهزن را که خارج از گونهشناسی هابسبام هستند، کنار میگذارد. شورشیهای دشتی، دشتستان و تنگستان مشخصاً دهقانان ستمدیده هابسبام نبودند، بلکه نمایندگان طبقه مالکان بودند و بنابراین، بنا به تعریف او، «راهزنان اجتماعی» نبودند. در اینجا حمایت و هواداری از سیاستمداران محلی و حتی ملی و همچنین همراهی گاه و بیگاه ارتش در قبال دریافت امتیازات را نمیتوان نادیده گرفت. معمولاً با آن دسته از شورشیانی که این حمایتها را نداشتند، چه از طریق حذف ایشان و چه از طریق همراه ساختنشان به سرعت برخورد میشد.
در هر دو مورد، شورشیها پایدار نمیماندند. گروهی موفق از ایشان در دشتی، دشتستان و تنگستان حتی برخی از فعالیتهای خود را با همقطاران همفکر خود با راهکارهایی از جمله اتحاد نیروهایشان برای مقابله با قوای دولت هماهنگ کردند. در همان زمان، آنها با پرداخت پول به مقامات دولتی به دنبال مصالحه بودند. حتی گاهی از آنها در سرکوب سایر «شورشیان» یا رفتار سرکشانه مردم روستایی حمایت میکردند که قدرت چانهزنی آنها را در مقابل افزایش میداد. موفقترین آنها در مقابله با دولت کسانی بودند که به اندازۀ کافی از خود مقاومت نشان دادند تا جایی که برخی از آنها مانند رئیسعلی چاهپیری (تنگستانی)، رئیسغلام رزمی (دشتی) و… را مسئول حفظ نظم و قانون در مناطق سرکش کردند. از آنجایی که روش آنها در حفظ نظم و قانون، چهارچوبی سختگیرانه داشت، مخالفت با ایشان در میان رؤسای رقیب، قویتر از اعتراض دهقانانی بود که بیشترین فشار را از پاشنه آهنین آنها احساس میکردند.
بنابراین، «شورشیان» دشتی و تنگستان به جای «راهزنان اجتماعی»، «مبارزان سیاسی» بودند که میخواستند نظم اجتماعی _ اقتصادی و سیاسی موجود و بهویژه موقعیت خود را حفظ کنند. آنها برای دفاع و حفظ حقوق خود از جمله نپرداختن مالیات، اختیار تمام و کمال بر هر آنچه انجام میدادند و حقی که به آنها اجازه میداد دهقانان خود را در چهارچوبهای مشخص خود مهار کنند، به عنوان مالکان و رؤسای سنتی جنگیدند و در واقع خواسته اصلی ایشان این بود که به روش سنتی مخصوص به خود ادامه دهند.
کتاب «خروش تنگستان» نوشته ویلم فلور با ترجمه الناز بلوری فرد در ۳۰۰ صفحه با قیمت ۶۳۵ هزار تومان از سوی انتشارات نگاه منتشر شد.
نظر شما