به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در تبریز، این کتاب تألیف مشترک احد نژادابراهیمی و محمد شیخالحکمایی، توسط دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال ۱۴۰۳ منتشر شده است.
احد نژادابراهیمی یکی از نویسندگان این کتاب در گفتوگو با خبرنگار ایبنا در تبریز، با اشاره به موضوع این کتاب پژوهشی گفت: این حوزه، علیرغم نقش بنیادین خود در شکلگیری زیستجهانهای معنوی، آموزشی و اجتماعی ایران اسلامی، در تاریخنگاری معماری عمدتاً در حاشیه مانده و بیشتر از منظر تاریخ تصوف یا مطالعات متنی نه با رویکرد کالبدی و تحلیل فضایی مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: این کتاب با هدف جبران فقدان مطالعات جامع معماری خانقاهها، میکوشد نهاد خانقاه را نه صرفاً بهعنوان بنایی مذهبی، بلکه بهمثابه الگویی مستقل و چندوجهی در تاریخ معماری ایران بازخوانی کند؛ الگویی که منطق شکلگیری، سازمان فضایی و تحولات آن از قرن چهارم تا اوایل قرن دهم هجری قمری، بازتابی از پیوند پیچیدهی معنا، فضا و قدرت در بستر تاریخ فرهنگی ایران است.
محمد شیخالحکمایی دیگر نویسنده این کتاب نیز در این مصاحبه با اشاره به رویکرد پژوهشی بین رشتهای در این پژوهش نیز گفت: در کتاب حاضر تلاش شده با اتخاذ رویکردی بینرشتهای و مبتنی بر تاریخ فرهنگی، از یکسو به تحلیل مفاهیم، واژگان و شیوههای زیست صوفیان و کارکردهای اجتماعی خانقاه پرداخته و از سوی دیگر، با واکاوی عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و جهادی مؤثر بر شکلگیری و گسترش این نهاد، زمینههای تاریخی پیدایش خانقاه را تبیین کنیم.
به گفته وی، در این چارچوب نظری «خانقاه» نه بهعنوان فضایی تکعملکردی، بلکه بهعنوان نهادی مرکب با کارکردهای مذهبی، آموزشی، اقامتی، خدماتی و اقتصادی فهم شده؛ نهادی که در متن شهر، پیرامون راهها و در بطن مناسبات قدرت و معرفت شکل گرفته است.

نژاد ابراهیمی نیز با اشاره به زوایای مختلف این پژوهش خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای کتاب، تمرکز بر زندگی و فعالیتهای ابواسحاق کازرونی (۳۵۲–۴۲۶ هـ.ق) و طریقت مرشدیه و برای نخستینبار، مستندسازی و تحلیل معماری خانقاههای منتسب به این طریقت است.
مرشدیه فاقد مطالعهای منسجم در حوزه معماری بوده است
این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: مرشدیه، با گسترهای جغرافیایی از فارس تا آناتولی، هند و حتی چین، علیرغم نفوذ گسترده خود، تاکنون فاقد مطالعهای منسجم در حوزه معماری بوده از این رو این خلأ پژوهشی، محور اصلی کتاب حاضر را شکل میدهد.
شیخالحکمایی در بخش دیگری از این گفتوگو گفت: در این کتاب پژوهشی تلاش کردهایم با بررسی معماری خانقاههای شاخص از قرن چهارم تا اوایل قرن دهم هجری قمری در گستره ایران بزرگ ـ بهویژه در دورههای ایلخانی و تیموری ـ و با تمرکز ویژه بر منطقه کازرون بهعنوان مرکز طریقت مرشدیه، ابعاد متنوع کالبدی و فضایی این بناها را واکاوی کنیم.
به گفته وی در بخش اختصاصیافته به مرشدیه، ۲۳ خانقاه منتسب به این طریقت ( شامل نمونههای باقیمانده و خانقاههای تخریبشدهای که اطلاعات آنها در منابع تاریخی در دسترس بوده) مورد مطالعه قرار گرفته است.
نژادابراهیمی نیز با اشاره به اینکه روش پژوهش کتاب مبتنی بر تلفیق منابع تاریخی، متون معماری و مطالعات میدانی حاصل از مستندنگاری خانقاههاست، گفت: بر این اساس، فضاها، عناصر معماری و الگوهای سازماندهی کالبدی خانقاهها توصیف و تحلیل شدهاند تا ویژگیهای معماری خانقاههای باقیمانده در ایران، بهویژه خانقاههای مرشدیه در کازرون، بهدقت بازشناسی شود.

وی با اشاره به نتایج به دست آمده در این پژوهش تصریح کرد: این کتاب نشان میدهد که خانقاهها واجد مجموعهای از فضاهای اصلی مذهبی، آموزشی، اقامتی، خدماتی و مستغلات بوده و از منظر کالبدی در چند الگوی کلی مجموعهای، ارسنی و منفرد قابل طبقهبندیاند.
نژادابراهیمی همچنین افزود: یافتهها همچنین حاکی از آن است که خانقاههای مرشدیه در حوزه کازرون، اگرچه از نظر اجزای فضایی با دیگر نمونهها همخوانی دارند، اما با سازماندهی سادهتر و کمپیرایهتری شکل گرفتهاند؛ ویژگیای که میتواند بهعنوان شاخصی مهم برای شناسایی و تمایز معماری این طریقت در مطالعات آتی بهکار رود.
«اهمیت کتاب از صفّه تا مرشدیه در تاریخ معماری ایران، تنها در گردآوری و تحلیل دادههای پراکنده خلاصه نمیشود بلکه در ارائه چارچوبی نظری برای فهم معماری خانقاه نهفته است.» محمد شیخالحکمایی با بیان این مطلب خاطرنشان کرد: این اثر با پیوند دادن تاریخ تصوف به تحلیل کالبدی و فضایی، گامی اساسی در بازتعریف جایگاه خانقاه در سیر تحول معماری ایران برمیدارد و افق تازهای برای پژوهشهای تطبیقی در قلمرو ایران، آناتولی و شبهقاره میگشاید؛ افقی که در آن، فضا نه صرفاً ظرفی خاموش، بلکه بازتابی از معنا، سلوک و زیست تاریخی انسان ایرانی است.
نظر شما