سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۲
«ناصر ترک»؛ شاعر نابینایی که ۳۱ سال روزنامه «ناصر» را در یزد چاپ کرد

یزد - محمدحسین ناصرترک، شاعری نابینا بود که روزنامه «ناصر» را در یزد چاپ می‌کرد. او که خود روزگاری به دنبال معرفی مفاخر یزد بود، حالا سرگذشتش به عنوان یکی از مفاخر یزد در کتاب «مشاهیر یزد» به چاپ رسیده است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): استان یزد از دیرباز به واسطه تاریخ، قدمت و مشاهیر خود به عنوان یکی از شهرهای ماندگار در کشور مطرح بوده و آوازه آن در کشور و حتی جهان پیچیده است.

علاوه بر قدمت تاریخی و بناهای قدیمی که در این شهر وجود دارد، حضور و وجود مفاخر و مشاهیر بزرگی نیز نقطه قوت بزرگی برای یزد بوده است. برخی از این مفاخر در کتاب «مشاهیر یزد» معرفی شده‌اند که نقش آن‌ها را در تاریخ این شهر کهن بازگو کرده که از آن جمله می‌توان به ناصر ترک اشاره کرد.

محمدحسین ناصرترک، شاعر نابینای یزدی است که با وجود نابینا بودنش توانسته هفته‌نامه ادبی اجتماعی با عنوان «ناصر» را به چاپ برساند.

انتشار نخستین شماره‌ هفته نامه‌ ادبی اجتماعی «ناصر» در یزد هر سه‌شنبه چاپ می‌شد. چاپ این هفته نامه به مدت ۳۱ سال و تا اول اسفندماه ۱۳۵۹، سه سال پس از درگذشت ناصر ترک ادامه یافت.

محمدحسین ناصرترک، شاعر نابینای یزدی شاعر خوش نوا و توانای یزد در سال ۱۲۷۰ در محله بعثت یزد پا به عرصه وجود گذاشت. وی فرزند آیت‌الله میرزا عباس جوانشیر قفقازی و نسبش از طرف مادر به مرجع عالی‌قدر زمان زندیه، میرزا سلیمان نائینی می‌رسد.

ناصر در چهار سالگی از فیض وجود پدر محروم شد و تا ۱۲ سالگی خواهر و دو برادر خود را از دست داد. ابتدا چند سال زیر نظر معلم سر خانه و سپس در مصلّی یزد ادبیات عرب، فقه، جغرافیا، ریاضی و نجوم را نزد استادانی که زمانی از شاگردان پدر و پدربزرگش بودند از جمله آمیرزا محمد کاظمینی و آسید محمد آیت اللهی فرا می‌گیرد.

«ناصر ترک»؛ شاعر نابینایی که ۳۱ سال روزنامه «ناصر» را در یزد چاپ کرد

وی همزمان با تحصیل مدتی هم به عنوان مدرس، مقدمات عربی را در مصلّی آموزش می‌داد. مرحوم ناصر ترک، مدتی نیز در مدرسه خان واقع در بازار پنجه علی به تحصیل اشتغال داشته است.

در هفت سالگی در یک رؤیای شبانه، استعداد نهفته شاعری در وجودش متجلّی می‌شود و از همان زمان به سرودن شعر می‌پردازد که مورد توجه عموم قرارمی گیرد. اشعار وی در آن زمان بیشتر جنبه مذهبی و در ارتباط با اهل بیت بود که موجود نیست و تنها شعر ۱۶ سالگی او مربوط به سعدی و حافظ و فردوسی اینک در دسترس ماست ضمنا اشعار آن مرحوم بیشتر سبک سعدی و حافظ داشته و علاوه بر جنبه مذهبی، بیشتر حاوی مضامین عاشقانه، عرفانی و گاه سیاسی است.

سروده‌هایی در ارتباط با ضعف دولت قاجار، خشکسالی بهار ۱۳۰۲، سرنوشت فرخی یزدی و نیز ابیاتی مربوط به بعد از سال ۱۳۰۰ و حوادث یزد که در بیداری مردم شهر بسیار مؤثر بود، از جمله آنهاست.

گردآوری اشعار مرحوم ناصر توسط مرحوم میرسّیدحسن صدر(معروف به مؤتمن الشریعه) پدربزرگ محمود صدر، ابوالقاسم نوابی، جلال گلشن و فرزندان خودش: شادروان نصرت خانم و آقایان احمد و محمد ناصر ترک صورت می‌گیرد.

متأسفانه دفتری که محتوی حدود ۲۰۰ غزل و قصیده و رباعی از این شاعر بوده، نزد مرحوم میرسیّدحسن صدر برای بازنویسی و چاپ قرار داشت که با فوت‌ وی، مفقود و بنا به اظهار بازماندگان، توسط موریانه از بین رفته است.

مرحوم ناصر ابتدا در سال ۱۳۰۰ در اداره دارایی یزد مشغول به کار می‌شود، اما از تهران بازرسی برای بررسی امور دارایی به یزد می‌آید که رفتارش مرحوم ناصر را خشمگین کرده، بطوری که وی عصبایت خود را به صورت شعر به تهران تلگراف‌زده و استعفا می‌دهد. با اینکه شادروان ناصر در ۴۰ سالگی نابینا می‌شود اما به لحاظ دانش و استعداد فوق‌العاده، فضل و آگاهی و خوشنویسی به کار در وزارت کشور مشغول و از طرف حکمران وقت یزد به سِمت نایب الحکومه بافق و بهاباد و بعداً کذاب و ندوشن منصوب می‌شود.

ناصر ترک، با وجود نابینایی، محدودیت گروه نویسندگی و امکانات چاپ، از پا ننشست و امتیاز روزنامه ناصر را در سال ۱۳۲۸ دریافت کرد و در ۳۰ سال آخر عمر به کار روزنامه‌نگاری در کنار دانشمندانی چون عبدالحسین آیتی، سید صالح شهرستانی، خان بابا طباطبایی نائینی، صادق نشأت، ابوالقاسم قلم‌سیاه، یحیی نواب، محمود علومی، ابوالقاسم هاشمی، ولی آقا رشتی، سرتیپ سیدمصطفی سجادی رئیس شهربانی وقت یزد، سیدعلی اکرمی، رضا پاکنژاد، علی لغوی، حسین رضوانی، محمد عبادزاده، سیدحسن نقیب‌زاده نائینی، سیدحسن حکمت، حاجی میرزا محمدآیت‌اللهی، رئیس ثبت وقت یزد (که بعداً شغل وکالت را برگزید)، سید ضیاء‌الدین روحانی و فرزندانشان زنده یاد نصرت خانم و آقایان احمد و محمد ناصر ترک به مبارزه با ارتجاع داخلی و استعمار اجنبی می‌پردازد، انتشار این هفته نامه تا اسفند ۱۳۵۹ ادامه داشت.

این مرد بزرگ پس از ۸۶ سال زندگی پر بار، در اثر سکته مغزی در هجدهم دی ماه ۱۳۵۶ دار فانی را وداع گفت و در امامزاده سیدجعفر محمد به خاک سپرده شد. در روز تشییع وی، با وجود وزش شدید باد و سوز و سرمای بیش از اندازه هوا، مردم قدرشناس در مراسم تدفین و ختم وی، حضور گسترده‌ای داشتند و نشان دادند که تا چه حد خدمتگزاران صدیق و صمیمی خود را گرامی می‌دارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها