سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ملوک هاشمی، متولد ۱۳۵۴ در ایلام، کارشناس ارشد روانشناسی است و بیش از ۲۸ سال سابقه قصهگویی، قصهپژوهی و تدریس این هنر برای علاقهمندان و مربیان و آموزگاران و والدین را دارد. وی بخشی از تجربیاتش را در این حوزه در کتابی با عنوان «تأثیر قصه و قصهگویی بر هوش نوجوانان» منتشر کرده و کتابی دیگر درباره این موضوع زیر چاپ دارد.
حضور در نخستین جشنواره قصهگویی کانون از سال ۷۶ تاکنون به عنوان قصهگو، مدرس و داور، برگزیده برگزیدگان جشنوارههای ملی، حضور در جشنوارههای بینالمللی و برگزیده بازآفرینی دومین جشنواره بینالمللی، برگزیده جشنوارههای استانی و منطقهای، داوری جشنوارههای ملی، منطقهای و استانی، بخشی از تلاشهای فرهنگی اوست. قصهپژوهی و تألیف کتاب در حوزه قصهگویی، انتشار مقالات تخصصی، دبیری و مدیریت اجرایی چندین دوره جشنواره قصهگویی، تدریس دورههای آموزش قصهگویی از سوابق اوست.

خبرنگار ایبنا در ایلام با او در مورد هنر قصهگویی گفتوگو کرده است.
انتخاب متن برای قصهگویی از چه جایگاهی برخوردار است و چه متونی برای قصهگویی مناسب است؟
قصهگویی که میخواهد قصهاش بر دل و جان و روح و روان و اندیشه و ذهن مخاطب و شنونده اثر بگذارد و ماندگار باشد و مفاهیم تربیتی و اخلاقی و اعتقادی را با استفاده از هنر قصهگویی به مخاطب منتقل کند، باید در انتخاب موضوع و متون برای قصهگویی همت و تلاش ویژهای داشته باشد. معمولاً متون مذهبی با توجه به ویژگیهای خاص خود و تکرار در قالبهای کتاب، سینما، کارتن، روخوانی کتاب، فلش کارت، نرم افزارهای مذهبی، الواح فشرده و… برای مخاطبان، آشنا و ملموس است و موضوعات آن معمولاَ اندکی لو رفته است پس ضروری است که قصهگو با دقت در متون و مطالعه عمیق و دقیق آنها، قصههایی را انتخاب کند که احتمال تکراری بودن موضوع آن برای مخاطبان به حداقل رسیده باشد و از طرفی شناسایی نوع نیاز مخاطب، رعایت تناسب سنی متن با گروه سنی مورد هدف را در نظر داشته باشد.
به نظر شما قصهگویی از افسانههای عامیانه، چه تاثیری در تعلیم و تربیت جامعه هدف دارد؟
افسانههای عامیانه آئینه تمام نمای تجربههای زندگی، سنتها و رفتارهای مردم در برابر تاریخ هستند. میتوان گفت، بیم و امیدها، کشمکشهای انسان با طبیعت، با انسانهای دیگر و با خود، در این قصهها بازتاب پیدا کرده است. کودکان و نوجوانان با شنیدن افسانههای عامیانه با فراز و نشیبهای اساسی زندگی و راههای روبهرو شدن با آنها آشنا میشوند. گرچه امروز افسانهها را خیال میپندارند، اما روزگاری آنها بخشی از باورهای حقیقی انسان بودهاند که درونمایه این افسانهها حاوی ریزترین و ژرفترین مسائل تربیتی است. وقتی افسانهها با رعایت بایدها و نبایدها، انتخاب سوژههای مناسب در آنها و سوق دادن آن به سمت و سوی مسائل تربیتی مسیر داده شوند، توانستهاند نتیجه مثبت بگیرند و تاثیری مطمئن بر مخاطبان بگذارند.
قصههای تاریخی چه نقشی در تقویت تعلیم و تربیت مخاطبان دارند؟
قصههای تاریخی به مخاطب کمک میکند تا آنان مفهوم بُعد زمان را بهتر و عمیقتر درک کنند و همچنین به او کمک میکند تا با تاریخ گذشته زندگی انسان و مردم کشورش، نحوه زندگی مردمان گذشته و تفاوت زندگی امروز خود با آنها بهتر آشنا شود و دریابد انسان در طول تاریخ دراز زندگی خود چه رنجها برده و چه تلاشها کرده تا توانسته به زندگی امروزی برساند. قصههای تاریخی و تعریف آنها با آگاهی که از زندگی گذشتگان و فراز و نشیبهای آن به کودک و نوجوان میدهند، میتوانند نوعی عبرت ویژه را برای او به ارمغان بیاورند تا در مراحل مختلف عمر از تکرار اشتباهات گذشتگان بپرهیزند و در مسیر زندگی فردی و اجتماعی خود راه را از چاه بازشناسند.

چگونه میتوان از قرآن به عنوان اصلیترین منبع قصههای دینی در انتخاب متن و قصهگویی استفاده کرد؟
قرآن کریم از هنگام نزول تاکنون، سرچشمه پیدایش و سرمایه پرورش بزرگترین و پاکترین روحها و زیباترین و بدیعترین آفرینشهای بشری بوده است. این کتاب آسمانی میخواهد به انسانها آداب و اصولی را آموزش دهد تا بر اساس آن زندگی بهتری پیش رو داشته باشند. برای هدایتش از علم، تاریخ و از مسائل دیگری نیز استفاده میکند که یکی از آنها، قصه است. نقل قصه در طول تاریخ مورد علاقه و توجه بشر و برای او از جذابیت و کششی خاص برخوردار بوده است. قرآن نیز به این نیاز بشر و گرایش او به قصه توجه نشان داده و با تأکید بر علایق طبیعی انسان، بسیاری از مباحث ظریف اعتقادی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و… را در قالب زیباترین داستانها طرح و ارائه می کند.
در سوره یوسف خدا خود را قاص (قصهگو) میخواند و خطاب به پیامبر (ص) میگوید: «ما بر تو قصه میخوانیم، بهترین قصهها را». قصههای قرآن به دلیل داشتن ریشه وحی، بیان زیبا و جاذبههای محتوایی، مهمترین منبع برای آموزش معارف دینی کودکان و نوجوانان به شمار میروند. بر این اساس در نقل قصههای قرآن، ضمن به کارگیری شیوه مناسب باید سیر رشد تفکر دینی کودکان و نوجوانان و ویژگیهای آنان را در نظر گرفت و با توجه به اهمیت هر قصه، بسیاری از ارزشهای دینی را مطرح کرد.
متون مذهبی برای قصهگویی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ وظیفه قصهگو چیست؟
یکی از راههای پرداختن به دین و موضوعات دینی، قصهگویی است. میتوان در قالب قصهگویی مباحث دینی و تربیتی مورد نظر خود را به مخاطب انتقال داد. یکی از وظایف قصهگو، پاسداشت حریم مقدس فضاها، مکانها، زمانها، حوادث، شخصیتهای مذهبی قصههاست. قصهگو نباید عنوان و متن مذهبی را بازآفرینی کند و تغییر دهد که مغایر با سندیت آن باشد. متون مذهبی از حساسیتی ویژه برخوردارند و انتخاب متون برای قصهگویی تابع ضوابط و مقرراتی است که همه قصهگویان باید آن را رعایت کنند. قصههای مذهبی را کسی نمیتواند دستکاری کند ولو اینکه هدفش انتقال پیام مذهبی به مخاطبانش باشد. حریم قصههای مذهبی را باید با صداقت، تعهد و پایبندی حفظ و از دستکاریها و تغییرات جلوگیری کرد، البته نمیتوان تغییرات جزئی و اندک در برخی از متون که تأثیری منفی بر اصل قصه و متن قصه ندارد، را در نظر نگرفت. جابهجاییها و تغییرات اندک و جزئی در برخی قصهها لازم است زیرا این لزوم را قصهگو تشخیص میدهد تا در انتقال مفهومی به مخاطب به او کمک کند. بسیاری از کودکان و نوجوانان ممکن است به مطالعه دین و تاریخ علاقه نشان ندهند اما این وظیفه قصهگویان، مربیان، معلمان و اولیاست که آنها را به جامه قصه درآورد تا جذابیتی خاص پیدا کنند.
نقش و وظیفه قصهگو در بیان قصههای تاریخی که با آیین و مذهب همراه و به نوعی در هم تنیده شدهاند، چیست؟
تعریف قصه تاریخی میتواند وسیلهای مناسب و دلنشین برای تعمیق آگاهیهای کودکان و نوجوانان از تاریخ، تبدیل شود. قصههای تاریخی مذهبی، مملو از قهرمانانی هستند که هریک در وجهی از شخصیت خود، نمونه و مثالی عالی در میان مردم در تمام طول تاریخ هستند. تقوای حضرت یوسف (ع) در عین زیبایی شگفت انگیزش، صبر بیمانند ایوب (ع) در اوج ابتلا به بیماری با شکرگزاریش، پاکی حضرت مریم و مقامش نزد پروردگار، حسادت قابیل، حکایت فرعون و… این گروه قصهها، علاوه بر آنکه کودک و نوجوان را با یکی از بزرگترین میراثهای فرهنگی و ادبی بشری آشنا میکند، کلیدهایی برای گشایش بسیاری از رازهای متون کهن ادب فارسی و درک و فهم هرچه بهتر آن و بردن حظ و فایده هرچه بیشتر از آنها برای این گروههای سنی به شمار میروند. با توجه به اهمیت این مقوله در تعلیم و تربیت، ضروری است که تعریف قصههای تاریخی مذهبی پررنگتر شود و امیدوارم تلاشگران تعلیم و تربیت به این مهم بیشتر توجه کنندتا کودکان و نوجوانان از دین و تاریخ اطلاعات بیشتری کسب کنند.
دفاع مقدس و وقایع جنگ را چگونه باید به کودکان و مخاطبان به زبان قصه بیان کرد؟ شیوهها و روشهای روایتگری در دفاع مقدس را چگونه ارزیابی و بررسی و تحلیل می کنید؟
ادبیات مقاومت و پایداری بخشی از درخت گرانبار و کهنسال ادبیات ملی است. اینکه در تاریخ ایران باستان جنگ و مبارزه و مقابله با متجاوزان به عنوان مسئلهای مهم در ذهن هر فرد ایرانی بوده، جای شکی نیست، ایرانیان، همواره مدافع صلح و دوستی بوده و هیچگاه آغازکنندهای برای جنگ و تهاجم نبودهاند. اما هرگاه سرزمین ایران مورد حمله و یورش دشمنان واقع میشده به جدیت تمام از آب و خاک اجدادیشان دفاع میکردهاند. جنگ به عنوان بخشی از تاریخ معاصر ایران جایگاه ماندگاری در ذهن و اندیشه انسان معاصر ایرانی داشته است.
جنگ تحمیلی به بیان دیگر هشت سال دفاع مقدس، برای اولین بار در غرب ایران زمین و در میان دشتها و کوهستانهای بلند و بلوط زارهای انبوه این مناطق و نیز نیزارهای شکرین، در همسایگی چاههای نفت آغاز شد. غرب و جنوب غرب ایران خاستگاه این واقعه بوده است. ادبیات دفاع مقدس خود در ژانرهای مختلفی همچون: شعر، داستان و خاطرهنگاری و زندگینامهنویسی، متجلی شده است. این ژانرها بر اساس تجربیات و درک این واقعیت بزرگ تاریخی و اجتماعی برای مخاطبانی که طعم جنگ و بمباران و دفاع و شهادت را نچشیدهاند، بسیار جذاب، گیرا، خواندنی و شنیدنی بوده که در همین راستا نویسندگان و شاعران و پژوهندگان بسیاری در فرصتها و موقعیتهای بسیار در آفرینش و خلق آثاری زیبا خواندنی به وجود آوردهاند. روایت و بیان اتفاقات خاطرات و تجربیات ملموس در بیان جریان دفاع مقدس از نظر ارائه به مخاطبان را میتوان به دو گروه سنی: کودکان و نوجوانان و بزرگسالان تقسیمبندی کرد. دفاع مقدس با توجه به ماهیت آن و با توجه به میزان درک و دریافت مخاطب باید به زبان مناسب بیان کرد. ادبیات دفاع مقدس تنها به مرزها و نقاط صفر مرزی خلاصه نمیشود. دفاع مردم از شهر و حضورشان در نبردهای تن به تن با حداقل امکانات موجود دلیریها و رشادتها، شهادت طلبیها و از جان گذشتگیهای بسیار خود میتواند بهترین منبع برای تبدیل شدن به قصهگویی باشد. قصهگو در بیان قصههای جنگ باید از تحریف واقعیت و جابهجایی وقایع و حقایق به شدت پرهیز و در انتخاب شخصیتها و قهرمانان دقت کند.
نظر شما