سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عبدالحسین آذرنگ، در کتاب «مبانی نشر کتاب» در تعریف ناشران «مخاطبگرا» آورده است؛ «براساس نوع مخاطبان میتوان ناشران را تقسیم کرد. ناشران مخاطبگرا، یا مخاطبمحور، سعی دارند مخاطبان خاص خود را خوب بشناسند، حفظ کنند و برشمار آنها بیفزایند.
تعیین کردن مخاطب یا مخاطبان مشخص، در عین حال تصمیمگیری درباره ماده و موضوع کار نیز هست؛ برای مثال، ناشرانی که برای کودکان، زنان، قشرهای خاصی از جامعه، آسیبمندان، اقلیتهای قومی، فرهنگی، زبانی، کتاب منتشر میکنند، هم مخاطباننشان و هم تا حدود زیادی منابعی که باید منتشر کنند، مشخص است.
اگر ناشری مخاطبان خود را خوب و درست بشناسد موفق است، زیرا چنین شناختی مبانی مناسبی برای سیاستگذاری، برنامهریزی و مجموعهسازی است.
ناشرانی که سعی دارند با تصمیمگیریهای درست و انتخابهای بجا، مخاطبان واقعی خود را علاقهمند و پابرجای نگاه دارند، هدفمند و برطرفکننده کاستیها و برآورنده نیازها هستند.
شناخت درست مخاطب، معمولاً به سالها کوشش، و گاه نیز آزمون و خطاهای بسیار نیاز دارد. این شناخت اگر به دور از پیشداوری حاصل شود و مبنای آن واقعیتهای بازار نشر باشد، برای ناشر مفید و موثر است.
اما تقسیمبندیهای تصنعی، دستهبندی مخاطبان بر پایه معیارهای ایدئولوژیک، سیاسی، رویدادهای گذرا و مانند آنها، شناخت درستی به ناشر نمیدهد. ناشرانی که یکباره احساس میکنند مخاطبان خود را از دست دادهاند و سراغی از آنها ندارند و بدون خواننده مانده است، همانهایی هستند که برپایه برآورد نادرست ازمخاطبان، کتاب منتشر کردهاند.
سلیقهها و پسندهای مخاطبان، بهویژه در نشر عمومی، درحال تغییر است و ناشرانی که نتوانند این تغییر را تشخیص دهند و علت آن را دریابند، مخاطب خود را از دست میدهند. مخاطبشناسی و آشنایی با اصول و روشهای آن، از ضرورتهای کار نشر است.»
نظر شما