سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیدحسن حسینینژاد: ادبیات داستانی معاصر در گرگان و استان گلستان، بر خلاف پیشینه کهن روایت و قصهپردازیهای شفاهی و نیز پیشینه غنی در حوزه شعر، مسیری آرام، تدریجی و کمتر رسانهای شده را در این خطه طی کرده است.
در دهههایی که مرکزگرایی فرهنگی، مجال دیده شدن را از نویسندگان شهرستانی میگرفت، شماری از نویسندگان بومی با تکیه بر تجربه زیسته، اقلیم، زبان و مسائل اجتماعی منطقه و حتی فرصت ایجاد شده برای مهاجرت، بنیانهای نخستین داستاننویسی مدرن را در گرگان و گلستان بنا نهادند.
با نگاهی به تقویم فرهنگی و منابع موجود در میان این چهرهها، نام نعمتالله قاضی (قاضی شکیب) و پروین سپهری بهعنوان ۲ تن از پیشگامان این جریان، به چشم میخورد، نویسندگانی که هر یک از زاویهای متفاوت، قلمزدهاند و بخشی از تاریخ ادبیات داستانی منطقه گرگان و دشت شدهاند.

کوششهای نخستین با پوشکین و ازدواج نذری
نعمتالله قاضی (شکیب) متولد ۱۳۰۲ و درگذشته در سال ۱۳۷۵ است. او نویسنده مجلات اطلاعات هفتگی و مدتی هم سردبیر روزنامه پُست تهران بود و بانام مستعار «شکیب» در مطبوعات و نیز برنامههای رادیویی قلم میزد.
از آثار او که نامش در کتاب فرهنگ داستان نویسان ایران (از آغاز تا امروز) اثر حسن میرعابدینی نیز به چشم میخورد و در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی بهعنوان نماینده گرگان در مجلس شورای ملی حضور داشت، میتوان به کتابهای تاریخی نقشبند راستی، خون و خورشید، تاریخ سیاسی اسلام و علل سقوط حکومت رضاشاه و رمانهای تاریخی بارگاه لرزان، تیمور ملک خجند و ایل قاجار و رمان داستانی پای طاووس و مجموعه داستان عشق و مرگ پوشکین اشاره کرد.
همچنین پروین (عشرت الملوک) سپهری متولد ۱۳۱۶ شمسی و درگذشته در سال ۱۳۸۸، از نویسندگان نسل اول گرگان محسوب میشود که اغلب داستانهایش را بهصورت پاورقی در روزنامهها و هفتهنامههای گرگان منتشر کرده بود تا اینکه در سال ۱۳۸۲ به همت انتشارات آژینه، رمانی با عنوان «ازدواج نذری» از وی روانه بازار نشر شد.
پروین سپهری را میتوان از نخستین زنان داستاننویس گرگان دانست که حضور او، صرفاً یک اتفاق فردی نیست، بلکه نشانهای از آغاز مشارکت جدی زنان در ادبیات داستانی این منطقه است.
همچنین آثار سپهری عمدتاً در قالب داستان کوتاه نوشتهشدهاند و از نظر محتوایی، بر زندگی روزمره، روابط انسانی، وضعیت اجتماعی و موقعیت زن در جامعه سنتی و در حال گذار و نیز از منظر سبکی، نثر سپهری ساده، موجز و عاری از پیچیدگیهای زبانی تمرکز دارند.

پدر ادبیات داستانی گرگان و دشت
اگر از آغاز داستاننویسی در گرگان و دشت عبور کنیم و به مرحلهای برسیم که ادبیات داستانی این اقلیم به تکامل، خودآگاهی، تداوم و اثرگذاری برسد، بدون شک نامی که در کانون توجه قرار میگیرد «سیدحسین میرکاظمی» است.
جایگاه او نهفقط در مقام نویسنده، بلکه بهمثابه کنشگری فرهنگی، پژوهشگر و پیونددهنده نسلها معنا پیدا میکند؛ کسی که ادبیات داستانی منطقه را از پراکندگی به سمت حافظهای مکتوب و قابل ارجاع سوق داد و به آن هویت تاریخی بخشید و به همین دلیل است که بسیاری از اهلقلم و پژوهشگران، از میرکاظمی بهعنوان چهرهای محوری و حتی پدر ادبیات داستانی گرگان و دشت یاد میکنند.
از سویی دیگر میرکاظمی صرفاً ادامهدهنده راه پیشینیان نبود، بلکه خود نقش تعیینکنندهای در معرفی و بازشناسی آنان ایفا کرد. او با گردآوری و انتشار آثاری از آنها به تثبیت جایگاه نویسندگان آغازگر کمک کرد که میتوان به انتشار کتاب مجموعه «داستان گلستان» که با مقدمهای روشنگرانه و درج آثاری از نعمتالله قاضی (عشق و مرگ پوشکین) و پروین سپهری (محلل) همراه بود و یا انتشار نامههای نعمتالله قاضی به میرکاظمی در شمارههای ۳۴ و ۳۵ فصلنامه «میرداماد»، نشان داد که او چگونه آگاهانه در پی ساختن یک سنت ادبی و ایجاد پیوستگی تاریخی بوده است.
در ادامه این گزارش، با تکیه بر گفتوگو با شماری از نویسندگان و پژوهشگران، به بررسی ابعاد مختلف این نقش و چرایی جایگاه ویژه میرکاظمی در ادبیات داستانی گرگان و دشت میپردازیم.

چشم انتظار روز ادبیات داستانی گلستان
سیدمحمد میرموسوی، داستاننویس گلستانی با اشاره به اینکه سیدحسین میرکاظمی را میتوان بهحق «پدر ادبیات داستانی گلستان» نامید، گفت: چون پیش از او کسی این قالب مهم ادبی را بهصورت حرفهای، هنری و با حجم بالای کار ارائه کرده است.
وی افزود: البته نعمتالله قاضی و پروین سپهری از داستاننویسان نسل اول استان گلستان هستند که در دهه ۳۰ شمسی آغاز به کار کردند و آثارشان در زمره نخستین تجربههای ادبیات داستانی در گلستان به شمار میرود اما از بسیاری از جنبهها و نقشآفرینی و تأثیرگذاریها سیدحسین میرکاظمی جایگاه مشخصتری دارد.
میرموسوی ادامه داد: به خاطر دارم در نشست هفتگی خانه ادبیات داستانی گرگان در سال ۱۳۹۸ که با حضور جمعی از فعالان عرصه داستاننویسی ویژه سید حسین میرکاظمی، داستاننویس مطرح گرگانی برپا شد، پیشنهاد نامگذاری روز ۲۷ اردیبهشت، سالروز تولد این استاد داستاننویسی، بهعنوان «روز ادبیات داستانی گلستان» در تقویم فرهنگی و هنری استان مطرح شد و پویشی در آن مقطع در فضای مجازی به راه افتاد.
وی افزود: مطرحشده بود که سبک ادبی گلستان (سرزمین گرگان) همراه با برپایی نمایشگاهی از آثار نویسندگان استان معرفی شود و هرسال کتابهای برتر برگزیده و معرفی شوند. همچنین «جایزه ادبی میرکاظمی» هم برقرار و به نویسندگان برتر جوایزی اهدا شود که متأسفانه تا اکنون محقق نشده است.
میرموسوی با تأکید بر اینکه نخستین نویسنده مشهور سرزمین گرگان سیدحسین میرکاظمی بوده و همزمان در چند حوزه کودک و نوجوان، بزرگسال، گردآوری افسانهها و مقالات و مقولات ادبی و تربیتی به تألیف و تدوین پرداخته است، گفت: نخستین اثرش را به نام «دانش و بینش در روستا» از سوی وزارت آموزشوپرورش منتشر کرد که اثری غیرداستانی و گزارش گونه و خاطراتی در زمینه مسائل آموزشوپرورش و کندوکاوی پیرامون آن است.

وی ادامه داد: اولین اثر داستانی وی آلامان (در زبان ترکمنی به معنی تاختوتاز) نام دارد که مجموعه داستانهایی از روستا و صحرا است که برخی از آنها کاملاً پرداخت داستانی نشده و در حد طرح باقیمانده است و به گفتۀ نویسنده تیغ سانسور آن را ناقص کرده بود و به نظر میرسد وسوسه رمان «یورت» از همان زمان در اندیشه میرکاظمی بوده است.
میرموسوی با اشاره به برخی دیگر از آثار میرکاظمی همچون کفچهمار، داستان کبک دری و کبکها، چه کسی باور میکند من فوتبالیست بزرگی هستم، گفت: میرکاظمی در داستان چه کسی باور میکند ...، نخستین بار سبک جدید تداعی گذشته، واگویه درونی، حرف زدن با خود و پیش بردن فضای داستان را در ادبیات کودک ارائه کرده و در آن دوران چنین شیوهای معمول نبوده است.
میرموسوی افزود: همچنین داستان «مثل عاشورا» میرکاظمی در زمینه داستان مذهبی از آثار تازه و کمیاب آن روزگار است و نویسندگان و قشر روشنفکر آن روز به نوشتن داستانهای مذهبی تمایل و یا اعتقادی نداشتند و گاهی آشکارا چهرۀ غیرمذهبی داشتند و غیرمذهبی بودن یکی از عناصر اصلی روشنفکری بود.
وی ادامه داد: اما میرکاظمی چهره ضد مذهبی به خود نگرفته و شاید به همین خاطر به این اثر خوب و یادماندنی آن روزگار روی خوشنشان ندادند و تعداد کسانی که آن روزها به کار مذهبی میپرداختند، جوهرۀ نویسندگی مقبولی نداشتند. مثل عاشورا را اکنون هم میتوان با ویرایش جدید منتشر کرد و به کودکان و نوجوانان ارائه داد.
قلم زدن در زمانه انقلاب تا فرهنگ عامه
میرموسوی سپس گفت: بعد از پیروزی انقلاب او با تشکیل «کانون نویسندگان و شاعران گرگان» و انتشار چهار شماره از «کتاب فصل گرگان» فضای ارائه آثار گروهی و همدلی و پاتوق فرهنگی هنری را پایهگذاری کرد و در نوع خود قابلتأمل بود و اگر ادامه مییافت شاعران و نویسندگان بیشتری معرفی میشد.
وی افزود: در همان سالهای آغازین داستانهای «گندم شورا» و «قصههای ترکمن» را منتشر کرد که گندم شورا قیام روستاییان ترکمن علیه اربابان وابسته به دربار و تصاحب املاک خویش از ید آنها است و با توجه به دوران پرشور آن روزگار، اثر پر از شور و شعار و هیجان است و گاهی جانبداری یکطرفه به نفع روستائیان میشود و در آن زمان موضوع این اثر استعداد نوشتن رمان را داشت.
میرموسوی گفت: نخستین داستان انقلاب ۱۳۵۷ گرگان بهویژه حماسۀ ۵ آذر هم توسط او نگاشته شده و با نام کشتار در کتاب فصل گرگان جلد چهارم چاپشده و بعدها به نام «روز گرگ» تغییر نام یافت. وی همچنین رمانی با موضوع انقلاب و به نام گودال محلۀ گداخته را آغاز کرده بود و بخشی از آن در فصل گرگان دوم و سوم چاپشده و همانطور از بخش چاپشده داستان پیداست موضوع آن به مبارزات مردم در دوران رژیم پهلوی و اذیت و آزار و دستگیری دستگاه حکومتی و ساواک به مردم است و بعدها ادامه نیافت.

وی افزود: میرکاظمی همچنین آثاری مختلفی را با محوریت افسانهها و قصههای ترکمن و شمال کشور منتشر کرده است تا جایی که میتوان او را یکی از گردآورندگان بزرگ افسانههای شمال نامید و هریک از این مجموعههایش پیش گفتارهایی زیبا و خواندنی درباره شکل و جهان افسانهها دارد که با جمعآوری آنها کتابی مستقل و پژوهشی به بار خواهد نشست و برای گردآورندگان این وادی درسنامۀ خوبی خواهد بود.
وی ادامه داد: معروفترین اثر او رمان «یورت» است که رمانی تاریخی، حماسی و عاشقانه است که یک نقطه و نکته تاریخی را در ادبیات داستانی برش داده و به تصویر کشیده است. نثر فخیم و تصویری و استفاده بهجا از آرایههای ادبی و قلمرو زبانی و ایجاد تعلیق مناسب آن را متمایز و برگزیده کرده و در جشنواره ادبی گردون برگزیدهشده بود.
میرموسوی با اشاره به اینکه میرکاظمی همواره از آموزگار خود توران میرهادی (خمارلو) به نیکی یاد میکند و او را میستاید و شناخت ادبیات کودکان و راهیابی خود به این وادی را مدیون او میداند، گفت: میرکاظمی همچنان مشغول خلق آثار جدید بوده و مورد احترام محافل فرهنگی استان گلستان است.

میرکاظمی؛ سرآمد نویسندگان سرزمین گرگان
همچنین علی بایزیدی، نویسنده و پژوهشگر گلستانی با اشاره به اینکه سید حسین میرکاظمی تنها یک نام که زاده ۲۷ اردیبهشتماه ۱۳۲۱ درگذر دباغانِ محله سرپیر گرگان نیست، گفت: او آموزگار و دبیر مشهور بازنشسته، نویسنده، داستاننویس، پژوهشگر فرهنگ و ادبیات فولکلور، شاعر، گردآورنده داستانها و افسانههای عامیانه، نقاش، ناشر، کتابفروش سابق، قصهگوی کودکان و نوجوانان، منتقد ادبی و البته جریده نگار نامدار استان گلستان و شمال کشور است.
همچنین او خواهرزاده نعمتالله قاضی (نویسنده و از دبیران رادیو ایران، سردبیری روزنامه پُست تهران، نماینده گرگان در مجلس شورای ملی در دوره بیست و چهارم و بانی رادیو گرگان در سال ۱۳۳۸) و نوه محمد اسمعیل مجتهد قاضی، مشروطهخواه و فقه اصول، فلسفه و حکمت تدریس میکرد، صاحب دیوان و غزل عارفانه میسرود و تخلصش «بحری» بود.
وی افزود: تا پیش از به وجود آمدن نسلهای جدید نویسندگان فارس و ترکمن در سالهای پس از شکلگیری استان گلستان به سال ۱۳۷۶، سید حسین میرکاظمی، سرآمد و تنها نویسنده مطرح سرزمین گرگان در سطح ایران بوده است.
بایزیدی ادامه داد: همچنین تا پیش از خودش از نظر سن و سالی محمد قاضی و پروین سپهری و حتی چهرهای چون علیاصغر معززی (متولد ۱۲۹۹ خورشیدی) با خلق اثری با عنوان «درویش حسن» و ترجمه داستان جنایی رهزن دل از زبان فرانسه به فارسی تجربههایی داشتند، اما نقش و تأثیر و... سید حسین میرکاظمی پُر رنگ و غیرقابل کتمان است.

کتابفروشی آژینه؛ چراغی روشن برای نویسندگان
بایزیدی سپس گفت: جا دارد اشاره کنم که حضور وی در کتابفروشی آژینه از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۹۶ به مدت ۲۳ سال نیز سبب شد تا بسیار از نویسندگان و نوقلمان جوان و نوجوان در دورههای مختلف به کتابفروشی او مراجعه کنند و او بارویی گشاده و از سر حوصله راهنمای تازهکاران بود که این موضوع نیز بسیار قابلتوجه است.
وی افزود: همچنین از نویسندگان مطرحی که از میرکاظمی تأثیر پذیرفتند یا از او آموختند یا شاگردی کردند و ... میتوان به افرادی چون ابراهیم حسن بیگی، یوسف قوجق و عبدالصالح پاک اشاره کرد.
بایزیدی در ادامه با اشاره به اینکه میرکاظمی در نوشتن نیز سبک ادبی مخصوص به خود را دارد که به قول خودش از ادبیّت خاص او نشأت میگیرد، گفت: میرکاظمی در ۶ دهه اخیر هرگز از پا ننشسته و همواره در حال تولید آثار مختلف فرهنگی ادبی هنری است. او در حدود یک دهه اخیر به نقاشی نیز علاقهمند شده و در این حوزه نیز آثار خاص خود را تولید کرده است.
پژوهشگر گرگانی همچنین عنوان کرد: حالا که بحث نقاشی شد به نظرم برای مخاطبان شما قابلتوجه باشد که خانم کورا هایس، بانوی هنرمند نقاش و تصویرگر کتاب کودکان و عضو انجمن نویسندگان و تصویرگران کتاب با همراهی جمعی از هنرمندان و دوستداران فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جایی حوالی «میدان جورج فلوید» در شهر مینیاپولیس، در سال ۱۴۰۰ اقدام به نقاشی فهرستی از کتابهای داستانی از نویسندگان مختلف از سراسر دنیا بر روی دیواری کردند که تصویری از کتاب حماسه گوراوغلو و قیراتم و سیوسه قصه از سرزمین ایران، هر دو از میرکاظمی در این میان به چشم میخورد.
وی سپس گفت: جا دارد به دو موضوع قابلتوجه از تأثیرگذاری و منش میرکاظمی حتماً نیز اشاره کنم؛ نخست آنکه زمانی که بهعنوان سپاهی دانش راهی روستای نیتپه از توابع فندرسک شد؛ دست به اقداماتی زد که پیشرفت و توسعه روستا را به همراه داشت و نیز فعالیتهایش را در قالب کتابی با عنوان «دانش و بینش در روستا» به سال ۱۳۴۳ توسط آموزشوپرورش منتشر کرد که شامل ۱۱ اقدامش برای پیشرفت روستا بود که بابتش به او از سوی مسئولان و در مراسمی به او یک دستگاه رادیو جایزه دادند که او آن را در همان مراسم به اهالی روستا تقدیم کرد که این اقدامش در یادها مانده است.

شبهای شعر و قصهای که زود خاموش شد
بایزیدی ادامه داد: موضوع بعدی در کنار نامههای ابراهیم گلستان به میرکاظمی و خویشاوندی سببیاش با خانواده احمد شاملو و راهاندازی کانون نویسندگان و شاعران گرگان و انتشار مجله کتاب فصل که قابلتوجه و بحث است، برپایی شبهای شعر و قصه کانون با حضور پرشور اهالی قلم و مهمانان ملی بود که بسیار قابلتوجه و پر از خاطره است که خود گفتوگویی مفصل را میطلبد.
وی افزود: کانون با بنیانگذاری میرکاظمی در اسفندماه ۱۳۵۷ بدون پیروی از خطمشی جمعیتها، احزاب و یا سازمانهای سیاسی چه مستقل و چه وابسته و تنها مبتنی بر اهداف اساسنامهاش کارش را آغاز کرد. تأسیس کانون اقدامی بیسابقه، نهتنها در گرگان و سایر شهرستانهای شمال کشور بلکه در سطح شهرستانهای کل تیران، منهای تهران برای نخستین بود.
بایزیدی ادامه داد: اولین شبشعر و قصه کانون در تاریخ ۶ مردادماه ۱۳۵۸ در ساعت شب در تالار دکتر علی شریعتی گرگان با مجریگری خود میرکاظمی و با حدود یکصد نفر برپا شد.
وی در پایان گفت: دومین شبشعر و قصه کانون در ۱۸ شهریورماه ۱۳۵۸ ویژه جلال آل احمد و سومین شب در چهارم آذرماه ۱۳۵۸ ویژه شهدای واقعه پنجم آذر گرگان و چهارمین شب کانون در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۳۵۸ به مناسبت سالمرگ نیما یوشیج و با حضور دکتر اسماعیل خوئی برپا شد اما کانون تنها مجال برپایی چهار شبشعر و قصه را پیدا کرد و غنیمتی پیش نیامد که شاهد پنجمین و یا شمار بیشتری باشد که دلایلش را تاریخ شاهد و راوی است.

نظر شما