سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مریم محمدی: کتاب «در فاصله دو صحنه:هنر تمهیدات انتقالی» با نام اصلی BETWEEN THE SCENES نوشته جفری مایکل بیز که توسط مسعود مدنی به فارسی برگردانده شدهاست از جمله کتابهای انتشارات بنیاد سینمایی فارابی است که کمتر مورد توجه قرارگرفتهاست. در ادامه تیتر کتاب آمده است آنچه فیلمنامهنویسان، کارگردانان و تدوینگران باید درباره تمهیدات انتقالی در سینما بدانند.
مسعود مدنی در ابتدای کتاب و بهعنوان کلامی در معرفی کتاب چنین نوشته است: «در نظر اول، این کتابی است درباره تمهیدات انتقالی بین صحنههای فیلم، اما موضوع کتاب فقط تمهیدات انتقالی نیست و نویسنده از آن فراتر رفته و به اهمیت خلق ضرباهنگ در ترکیب صحنهها با هم میپردازد.
به همین علت، بهنظرمیرسد عنوان کتاب بیش از حد متواضعانه انتخاب شدهاست. نویسنده میخواهد به این موضوع بپردازد که ترکیب انواع صحنهها با محتوا و ضرباهنگهای گوناگون در فیلم تنوع ایجاد میکند و از اینرو مقولهای است مهم؛ چرا که نوع پیوند میان دو صحنه با محتوای گوناگون روی ضرباهنگ کلی سکانس و در نتیجه ساختار آن بخش فیلم اثر میگذارد. از این نظر، خارجی یا داخلی بودن و اندازه نماها و سرعت تدوین ممکن است محتوای آن صحنه را تعیین کند و بر پیوند حاصل اثر بگذارد.»
این کتاب ۲۲۴ صفحهای شامل ۱۰ بخش است که اگر تیتروار به آن نگاه کنیم بخش اول به این پرسش پاسخ میدهد که انتقال سینمایی چیست؟ و به تمهیدات انتقالی نویسنده، کارگردان و تدوینگر در هرمرحله از کار نوشتن، تولید و پس تولید میپردازد.
نویسنده در بخش دوم کتابش به دو محل فیلمبرداری که با هم در تقابل هستند پرداخته و به این مهم که محل صحنهها برهم تأثیر میگذارد و از هم تأثیر میپذیرند اشاره میکند. او معتقد است محل فیلمبرداری صحنهها، در کنارهم، گاه با هم در تضاد است و گاه روی هم تأکید میگذارد.
در بخش سوم این کتاب چگونگی پیوند زدن رویدادها به هم بررسی میشود. نویسنده در این بخش تأکید دارد که شما نمیتوانید رویدادهای فیلم را همینطور اتفاقی کنارهم بگذارید و امیدوار باشید مفهومی داشته باشد. صحنههایی که کنار هم میگذارید باید بهگونهای با هم ارتباط داشته باشند. او معتقد است مجموعه رویدادهای فیلم شما باید همچون وصلههای لحاف چهل تکه خوب دوخته شده باشند.!
بخش چهارم این کتاب که با عنوان اوج عاطفی: قهرمان درحرکت نگاشته شدهاست به نقطه اوج میپردازد. این بخش درباره قرارگیری قهرمان در نقطه اوج عاطفی داستان و نشان دادن واکنش شخصیت نسبت به آن نقطه اشاره دارد. نویسنده معتقد است تماشاگران همراه داستان اوج میگیرند یعنی وقتی اتفاقی مهم روی میدهد و قهرمان داستان روی تخته شنا میپرد تا برموجهای طرح داستانی سوار شود، تماشاگرکاملا درگیر داستان میشود.
عنوان بخش پنجم این کتاب جزر عاطفی: منظره و احساس رهایی است. در این بخش از نقطه اوج کمی فاصله میگیریم اکنون میخواهیم برشروع صحنه بعد تمرکز کنیم. در این بخش آمدهاست: «به محض اینکه رویداد مهمی اتفاق میافتد، چه واکنش قهرمان داستان را دیده باشیم چه ندیده باشیم، به سبب مهارت فیلمساز، مجذوب عواطف آن لحظه در فیلم میشویم.» در این بخش نویسنده تأکید میکند باید به تماشاگراجازه دهید استراحت کند فیلم نباید پر از تنش بیوقفه باشد.
نویسنده در بخش ششم کتاب که یکی از بخشهای مهم آن است به نقش موسیقی در تمهیدات انتقالی فیلم پرداختهاست. او معتقد است موسیقی و تمهیدات انتقالی ارتباط استعاری دارند. در این بخش او به این پرسش مهم وقتی به فکر افزودن موسیقی فیلمتان هستید، اول آن را در کدام قسمت فیلم تصور میکنید؟ پاسخ میدهد.
عنوان بخش هفتم این کتاب جفتوجور کردن صحنهها با یکدیگر است. در این بخش نویسنده این مسأله مهم را مطرح میکند که صحنههای فیلم باید از نظر کثرت رویدادها و فضا متنوع باشد. صحنهها باید در کنار یکدیگرضرباهنگ ایجاد کند. البته، صحنهها باید به طور مستقل نیز تنوع داشتهباشد، اما در این بخش از کتاب بر روال کل فیلم تمرکز شدهاست؛ همان روالی که در آن صحنهها یکی پس از دیگری جریان مییابد.
در بخش هشتم کتاب با عنوان ماشین زمان نویسنده عنوان میکند: «در این بخش، بر اطلاعاتی متمرکز میشویم که از فیلمنامه حذف کردهاید و میخواهیم ببینیم اطلاعات حذف شده بر فیلمنامه چه اثری میگذارد. ایجاد توازن میان اطلاعات محذوف و موجود در داستان همواره سنگ محک تشخیص روایتگران کاربلد از نابلد بودهاست.»
کتاب «در فاصله دو صحنه: هنر تمهیدات انتقالی» بخش نهم خود را به مطالعه موردی یک فیلم اختصاص دادهاست. در این بخش فیلم سینمایی «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات به عنوان فیلمی که یکی از طولانیترین تمهیدات انتقالی که تاکنون به کارگرفتهشده را استفاده کردهاست مورد بررسی تمهیدات انتقالی قرار میگیرد. «گلادیاتور» فیلمی است که مبارزه میان دو رقیب را به تصویر کشیده؛ دو رقیب که خواستار زمامداری امپراتوری روم باستان هستند.
آخرین بخش این کتاب با عنوان تلویزیون در برابر تمهیدات انتقالی فیلم سینمایی به تفاوتهای میان فیلم و تلویزیون و تمهیدات انتقالی این دو مدیوم میپردازد. نویسنده در این بخش معتقد است اندازه پرده نمایش مهم است. امروزه اندازه پرده نمایش متفاوت است؛ از آی مکس بزرگ گرفته تا آی فون کوچک. تجربه تماشای سبک مشابه با نماهای یکسان و سرعت تدوین مشابه در هریک از این ابعاد فرق میکند.
یکی از نکات جالب این کتاب آوردن جملهها یا نقل قولهایی در اول هر بخش از زبان فیلمنامهنویسان و کارگردانان مطرح سینمایی است. کسانی چون مارتین اسکورسیزی، تیم برتون، ریدلی اسکات، دیوید لینچ و دیگران که نویسنده ازهریک متناسب با موضوع هر بخش نقل قولی را ذکر کردهاست. یکی از جالبترین این نقل قولها از مارتین اسکورسیزی در فصل اول آمده است که در عین کوتاهی بسیار آموزنده است. مارتین اسکورسیزی میگوید: «وقتی فیلم میسازم، تماشاگرم.»
این نکته که تو باید برای نقشه راه در فیلمسازی توجه به تماشاگر و تأثیری که استفاده از تکنیک هنر تمهید انتقالی بر روی احساسات او میگذارد را مدنظر داشته باشی از همین جمله گرفته میشود.
در پایان این کتاب نیز واژگان هنر تمهیدات انتقالی و درباره نویسنده پیوست شدهاست. دانستن این نکته درباره نویسنده که او پژوهشگر سینما و کارگردان و تهیهکننده رادیو است و مدرک کارشناسی ارشد در زمینه پژوهش سینمایی دارد از آن منظر جالب توجه است که میفهمیم با کتابی حاصل قلم یک پژوهشگر روبرو هستیم و یقیناً مطالبی که در آن آمدهاست جدی و قابل تأمل است.
نظر شما