یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۷
دانتـه در بهشت چه می‌گوید؟

بخش سوم کمدی الهی دانته قرن‌هاست در سایه دوزخ مانده، اما ترجمه‌ای تازه و محاوره‌ای از «پارادیزو» می‌کوشد این متن دشوار و الهیاتی را برای خواننده امروز زنده و خواندنی کند؛ تلاشی که یادآور خودِ انتخاب دانته برای نوشتن به زبان زنده مردم است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از آتلانتیک، کمدی الهی با بیش از ۱۴ هزار سطر در سه بخش نوشته شده، اما همیشه این دوزخ بوده که توجه خوانندگان را ربوده است. از قرون وسطا تا امروز، مخاطبان ترجیح داده‌اند در میان گناهکاران رنگارنگ و هیولاهای هراس‌انگیز سرگردان شوند تا اینکه به کمال آرام و انتزاعی بهشت برسند. حتی گوستاو دوره، تصویرگر نامدار فرانسوی، در میان ۱۳۵ تصویر خود از این اثر، ۹۹ تصویر را به دوزخ اختصاص داد.

اما سفر دانته با خروج از دوزخ پایان نمی‌یابد. او پس از عبور از کوه برزخ و دیوار آتش تطهیر، در همراهی با بئاتریچه وارد بهشتی می‌شود که نه زمینی است و نه آسان. دانته برای توصیف این گذار واژه‌ای تازه می‌سازد: «فراانسان‌شدن». جهانی که در پارادیزو ترسیم می‌شود، سرشار از موسیقی الهی، فرشتگانی همچون کندوی زنبورها، و نوری است که عقل انسانی به‌سختی تاب درکش را دارد.

همین دشواری سبب شده پارادیزو برای بسیاری «خوانده‌نشده» باقی بماند. اریک بولسن، منتقد ادبی، در مقاله‌ای تازه یادآوری می‌کند که دانته خود از این خطر آگاه بود و در آغاز بخش دوم بهشت هشدار می‌دهد اگر خواننده راه را گم کند، کاملاً سرگردان خواهد شد. با این حال، دانته با تصویرهایی شگفت‌انگیز از عقابی ساخته‌شده از ارواح تا نقطه‌ای که هم مرکز جهان است و هم محیط آن تجربه‌ای را روایت می‌کند که تی. اس. الیوت آن را بی‌همتا در تاریخ شعر می‌دانست.

این اوج تخیل در حالی نوشته شد که دانته در تبعید می‌زیست؛ دور از فلورانس، محکوم به مرگ در صورت بازگشت، و سرگردان میان دربارها. قرن‌ها بعد، در میانه جنگ داخلی آمریکا، هنری وادزورث لانگ‌فلو با ترجمه کامل کمدی الهی کوشید پیام امید و وحدت دانته را به جامعه‌ای زخمی منتقل کند. ترجمه او به دلیل انتخاب وزن آزاد و پرهیز از قافیه‌بندی سخت ایتالیایی، بسیار محبوب شد.

امروز، ترجمه‌ای متفاوت بار دیگر توجه‌ها را به پارادیزو جلب کرده است. مری جو بنگ، شاعر آمریکایی، با زبانی محاوره‌ای و ارجاع‌هایی معاصر، می‌کوشد بهشت دانته را برای خواننده قرن بیست‌ویکم قابل لمس کند. او می‌پرسد دانته اگر امروز انگلیسی آمریکایی حرف می‌زد، چگونه می‌نوشت. نتیجه، متنی است که از زبان زنده، شوخ‌طبعی، و حتی ارجاع به فرهنگ عامه بهره می‌گیرد؛ رویکردی که برخی آن را جسورانه و برخی دیگر بدعت‌آمیز می‌دانند.

بولسن تاکید می‌کند که هر ترجمه‌ای ناگزیر بخشی از شگردهای زبانی دانته را از دست می‌دهد، اما در عوض می‌تواند درهای تازه‌ای بگشاید. در نگاه او، پیام نهایی پارادیزو نه فقط رستگاری دینی، بلکه دعوتی انسانی است: بالا رفتن از هیاهوی جهان، دیدن کوچکی زمین، و درک اینکه انسان با همه ناچیزی‌اش تنها نیست.

هفت قرن پس از آنکه سیزده سرود پایانی پارادیزو به‌طرزی افسانه‌ای پیدا شد، این بخش بار دیگر در حال «یافته‌شدن» است؛ این بار نه در شکاف دیوار، بلکه در زبانی که شاید بالاخره خوانندگان را به خواندنش ترغیب کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها