به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کیانیان در ادامه با اشاره به فضای «سپنج» عنوان کرد: «سوالهای شما در این برنامه عمیق است و هر کسی میتواند با توجه به تجربههای خودش به آن پاسخ دهد، اینکه پاسخهای مختلف داده میشود نقطه قوت است و بهتر است علاقهمندان به همه این پاسخهای متنوع که مانند رنگینکمان میمانند توجه کنند، از آنجایی که آدمهای متفاوتی هستیم پاسخهای متفاوت به پرسشهای یکسان داریم، اما واقعیت این است که همه ما در زندگی مشترک هستیم، به راستی چه کسی در این زندگی برنده است و از آن لذت میبرد؟»
خوشبخت کیست؟
او ادامه داد: «کسی که از آنچه که هست رها میشود و به خودآگاهی میرسد برنده است، از حدود نوجوانی چشم ذهن باز میشود و فرد با کودکی خودش مخالفت میکند چراکه دوست دارد برعکس غریزه دوره کودکی در مواجهه با امور آگاه باشد، نخستین قدم نوجوانها ساختارشکنی است چراکه میخواهند بگویند من هستم، اما از آنجاییکه میان کودکی و جوانی در نوسان هستند حرفهای متضاد میزنند، یک روز میگویند قصد دارند خلبان شوند، روز بعد میگویند میخواهند دکتر یا معلم شوند، دائم میگردند تا اینکه پیدا کنند میخواهند چهکاره شوند، اگر خانواده، محیط، آموزش و پرورش کمک کند چیزی را انتخاب میکند که دوست دارد، دقیقاً از همین جاست که احساس رضایت و خوشحالی میکند. بنابراین خوشبخت کسی است که به چیزی که میخواهد برسد، یکی ممکن است برای رسیدن به چیزی که میخواهد هزینههای زیادی بدهد، دیگری هم ممکن است شانس بیاورد خانوادهاش این امکان را فراهم کنند که مسیر خودش را پیدا کند.»
کیانیان در پاسخ به پرسش مجری برنامه سپنج درباره اینکه خودآگاهی چیست گفت: «آگاهی به آن چیزی که من میخواهم، باید بفهمم که من چهکسی هستم که چنین چیزی را میخواهم، و قبلتر از آن باید بفهمم که آیا من هستم یا نیستم؟»
خانوادهام مخالف بودند بازیگر تئاتر شوم
او ادامه داد: «کلاس دوم بودم که مدرسه برای پایان سال تحصیلی برنامهای تدارک دیده بود، در برنامه یک تئاتر بود و به من هم نقش کوچکی داده بودند، من وقتی آن نقش را بازی کردم و تماشاگرها را دیدم که برایم دست میزنند احساس کردم هستم، آنجا بود که احساس کردم پدر و مادرم راضی هستند، دوستانم من را تحویل میگرفتند، همانجا بود که نمایش را دنبال کردم، البته به دلیل مخالفت خانوادهام شرایط سختی داشتم، شرایط اجتماعی هم برای فعالیت کردن در تئاتر مساعد نبود، درست وقتی که من خواستهام را دنبال کردم و به آن رسیدم احساس خوشحالی و شادی کردم و بعد چیزهایی که یاد گرفتم را به دیگران هم یاد دادم.»
تکرار هدر دادن زندگی است
این نویسنده تئاتر درباره مواجهه با تکرار امور به درستکار گفت: «هنر دنبال این است که مواجهه با تکرار سخت نباشد، برای همین همیشه هنرهای نو و مدرن ایجاد میشود، تکرار در کار هنری به شدت ضد ارزش است، هنرمند یا بازیگری که مرتب کلیشه خودش را تکرار میکند ارزش هنری را کسب نمیکند، تکرار، هدر دادن زندگی است، ما اگر در هر لحظه چیز جدید یاد نگیریم در واقع زندگی نکردیم، خلاقیت برای این ایجاد شده که ما خودمان را تکرار نکنیم، اگر جز این باشد فرد افسرده میشود و انگار دلیلی برای زندگی وجود ندارد، ما به این نیاز داریم که مرتب نو شویم و اگر کسی به این نیاز پاسخ ندهد مانند زندهای است که در واقع مرده است، تعامل با دیگران و آدمهای جدید این نو بودن و تجربه متفاوت را به ما میدهد اما اگر حرکت نکنیم در اتاق خودمان بمانیم و ارتباطها را قطع کنیم دچار تنهایی و روزمرگی میشویم که نوعی مرگ است.»
او اضافه کرد: «حتی خواندن کتابهای جدید سبب میشود که ما زندگیهای جدیدی را تجربه کنیم، به آن واقف شویم و حتی اگر دوست داریم آنگونه زندگی کنیم، حتی سوال اساسی این است، ما چگونه زندگی کردیم که این زندگی بتواند به درد آدمهای دیگر هم بخورد؟ اگر زندگی زیسته شما به درد آدمهای دیگر نخورد، معلوم است که کاری نکردید، یعنی شما خودتان به درد خودتان نخوردید، چگونه میتوانید به درد دیگری بخورید؟ این موضوع هم در تعاملات و گفتوگوها به وجود میآید، اما متاسفانه جوامع، روز به روز بیشتر در تنهاییشان غرق میشوند. تئاتر این کار را انجام میدهد، این برنامه هم چنین کاری انجام میدهد یعنی دعوت به گفتوگو حالا آثاری که ماندگار شدند، دقیقاً چنین کاری انجام دادند، یعنی دعوت به گفتوگو و ارائه دیدگاههای تازه. چرا آثار شکسپیر ماندگار است؟ چون در آن به موضوعاتی میپردازد که دغدغه جهانی است و به نوعی با آن درگیر هستیم.»
انسان ناملایمات را با هنر برطرف میکند
کیانیان در پاسخ به این سوال که آدم چه قیمتی دارد بیان کرد: «آدم قیمت ندارد، هر قدر که شما روی انسان قیمت بگذارید، او را بی ارزش کردهاید. نمیدانم، اما واقعیت این است که انسان خیلی با ارزش است.»
او با اشاره به اهمیت تئاتر گفت: «من یک معلم بودم و زمانی که تئاتر را با معلمی ترکیب کردم متوجه شد که بچهها بسیار از آن لذت میبردند. من در سالهایی که برای تئاتر کودکان و نوجوانان کار میکردم دائم به این فکر میکردم که شیوهای را پیاده کنیم تا کودکان به شیوه خودشان به تئاتر علاقهمند شوند. اینکه تئاتر را به شیوه بزرگترها بنویسیم و اجرا کنیم که برای بزرگترها است، پس بچهها چه میشوند؟ به همین دلیل هم یازده شیوه را پیدا کردم که برای تئاتر نوین کودکان و نوجوانان کاربرد دارد و اگر دو دسته به این یازده مورد توجه داشته باشند کار برایشان راحتتر است. یکی آنهایی که تئاتر را آموزش میدهند و دیگری تولیدکنندگان تئاتر کودک و نوجوان است که اگر آگاهانه این اصول را بشناسند میتوانند تئاتری را تولید کنند که کاربردی باشد. در سال ۱۳۶۸ به پنج مورد پی بردم و در سال ۱۳۷۰ به هفت مورد رسیدم و پیش خودم گفت که اگر این فرضیه درست باشد باید جواب دهد.»
کیانیان یادآور شد: «برای ارزیابی این فرضیه توفیق پیدا کردم که سال ۱۳۷۳ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این اصول را بیازمایم. اسم نمایش هم «خروسک پریشان» بود و این نمایش هزار و ۷۰۰ اجرا رفت. در آن زمان چهرههای بازیگری مثل امین زندگانی در این اثر ایفای نقش میکردند ما بر اساس آن اصول اجراها را پیش بردیم و نمایش را به صورت سیار به استانهای مختلف بردیم که سبب شد اجراها به بیش از دو هزار برسد.»
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوانیم در چاله ملال ناشی از روزمرگی نیفتیم گفت: «این کار با تعامل، گفتوگو و زندگی با دیگران، با طبیعت، تاریخ و جامعه رخ میدهد، چیزهای زیادی هست که ما باید بدانیم و نمیدانیم. وقتی به کتابخانه میرویم کتابهای بسیاری هست که همه آنها تجربه آدمهاست که باید بدانیم اما نمیدانیم.»
او خاطرنشان کرد: «تمام ناملایمات و ناهمواریهایی که وجود دارد سبب شده انسان با هنر، فلسفه و علم آن را برطرف کند. در واقع انسان با آگاهی سبب رشد آن فضا و موقعیت شده است.»
نظر شما