سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ گاهی مرگ، درست در لحظهای میرسد که صدا هنوز در هواست و آرشه از حرکت بازنایستاده. استپان گریگوری سانوسیان، نوازنده ویولن ارکستر سمفونیک تهران، از آن دست هنرمندانی بود که زندگیاش را در دل اجرا معنا کرد، تا جایی که پایان راهش نیز بر صحنه رقم خورد.
استپان گریگوری سانوسیان نوازنده ویولن در ارکستر سمفونیک تهران در سن ۵۹ سالگی در هنگام اجرای کنسرت در اثر سکته قلبی درگذشت اما آن روزها رسانهها خبری از مرگ او را مخابره نکردند.
سانوسیان در سال ۱۳۰۲ در تبریز به دنیا آمد، پس از گذراندن دوره متوسطه، به خاطر علاقهای که به موسیقی داشت، تحصیل را رها کرد و به آموختن فن موسیقی پرداخت.
او آموزش ابتدایی موسیقی را در تبریز و به تشویق مادرش به طور خصوصی از استاد شاوارش باغداساریان فرا گرفت و از آن پس به آموختن جدی ویولن، ساز مورد علاقهاش نزد روبیک گریگوریان مشغول شد.
اگرچه استپان سانوسیان در رشته موسیقی از تحصیلات آکادمیک برخوردار نبود، اما عشق بیش از اندازهاش به موسیقی، سبب مهارت او در نواختن ویولن شد.
با تاسیس اولین هنرستان موسیقی در تبریز، به عنوان استاد به تعلیم موسیقی پرداخت و مدتی بعد، رهبری گروه کری را که به همت جامعه ارامنه تبریز در باشگاه آرارات تشکیل شده بود به عهده گرفت.
استپان گریگوری سانوسیان در سال ۱۳۴۲ از تبریز به تهران آمد و بلافاصله به عنوان نوازنده ویولن با ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون به همکاری پرداخت. دو سال بعد به ارکستر سمفونیک تهران پیوست و تا آخرین روز زندگی نیز در کنار دیگر نوازندگان این ارکستر باقی ماند.
او در تمامی برنامههای ارکستر سمفونیک تهران شرکت داشت، چه آنها که در داخل اجرا میشد و چه برنامههایی که در خارج از ایران به اجرا در میآمد. اما جدا از اینها، او نوازندگی همه سرودهایی را که بعد از انقلاب در میادین شهر و در جبهه به اجرا درآمد، به عهده داشت.
او به موسیقی عشق میورزید و بیشتر اوقاتش را صرف آموزش و تعلیم میکرد به همین خاطر با آنکه خستگی ناشی از تلاش بیش از اندازهاش به وضوح در چهرهاش نمایان بود، اما هیچگاه فرصت را از دست نمیداد. چرا که میدانست دنیای موسیقی بیانتهاست و باآنکه صبح روز مرگ نیز این خستگی جایش را به آشفتگی سپرده بود اما او مصمم بود تا باز هم آرشهاش را بر سیم ویولن که سالها همراه و همدلش بود؛ نوازش دهد.
برنامه قرار بود به مناسبت تولد حضرت محمد (ص) و تولد حضرت مسیح در تالار وحدت به اجرا درآید. قطعاتی که نواخته میشد عبارت بودند برنامه قرار بود بهمناسبت تولد حضرتمحمد (ص) و تولد حضرتمسیح در تالار وحدت به اجرا درآید قطعاتی که نواخته میشد عبارت بودند از: سرود جمهوری اسلامی ایران، سرود میلاد مسیح- کانتات دومینو (در وصف خدا از جوانی کروچه) وداع با جنگلها (در وصف فلیکس مندلسون) اورتور پرمتئوس بتهوون-کنسرتو ویولن چایکوفکسیکاوالریا روستیکانا و سرود الله اکبر-اما تلاش بیحد، خستگی -آشفتگی، همه و همه او را از پای درآوردند، در پایان قطعه دوم حال اسپتان دگرگون شد و ساعتی بعد در بیمارستان چشم از جهان فروبست.
استپان، انسانی شوخ طبع و ظریف و علاقهمند به مطالعه، مخصوصاً در مسائل فلسفی و روانشناسی بود. او در میان آهنگسازان معروف جهان، به یوهان سباستیان باخ، بیش از هر آهنگساز دیگری توجه شد و آثارش را با دقت و اشتیاق گوش میداد.
در رابطه با موسیقی بر آن بود تا برای معرفی موسیقی کلاسیک به اهل ذوق، روزی بدعتی بر پایههای خطوط اصلی آن بگذارد، از این رو با تلاشی پیگیر و همه جانبه سعی در معرفی آنچه آموخته بود میکرد و سرانجام در سهشنبه چهاردهم دی ماه سال ۱۳۶۱ بر این راه جان باخت.
استپان گریگوری سانوسیان، بیآنکه فرصتی برای خداحافظی داشته باشد، همانگونه رفت که زیست؛ با ویولن در دست و گوش سپرده به نغمهای که سالها در آن نفس کشیده بود. او نه ستاره رسانهها بود و نه اهل جلوهگری، اما رد آرشهاش بر سیمهای موسیقی ایران باقی ماند؛ در ارکستر سمفونیک تهران، در کلاسهای درس، در سرودهایی که روزگاری در میدانها و جبههها طنینانداز شدند.
مرگ خاموش او، بیش از آنکه پایان یک نوازنده باشد، یادآور سرنوشت نسلی از هنرمندان متعهد است که زندگیشان در سکوت گذشت و هنرشان بیادعا ماند. امروز، هر بار که ویولن در ارکستر سمفونیک تهران به صدا درمیآید، میتوان رد آن نوازنده تبریزی را شنید که باور داشت موسیقی بیانتهاست و تا واپسین نفس، باید به آن وفادار ماند.
نظر شما