سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ محمدعلی قهرمانپور، پژوهشگر تاریخ: در روزها و شبهایی که جنگ ظالمانه بیگانگان، چهلشبانهروز بر سر ملت ایران سایه انداخت و صداهای دور و نزدیکِ انفجارْ آهنگ زندگی را از هم گسیخته بود، بسیاری برای چنگزدن به تکهای آرامش، به کتاب پناه میبردند؛ به صفحاتی که نه برای فرار که برای فهمیدن و زنده ماندن ورق میخورند.
نگارنده نیز از زمره افرادی بود که در آن ایام بیشتر و بیشتر خواند و در این میان، چهار کتاب مریم منوچهری با محوریت جنگ هشتساله با عراق عصر حزب بعث - «آمیخته به بوی ادویهها»، «آهستهآهسته برایم بخوان»، «بعضیها برنمیگردند» و «گنجشکی بر گلو» - بیش از هر اثر دیگری با حال و هوای آن مقطع همنوا بودند. شاید چون جهان آثار او دنیای آدمهایی است که جنگ را در مکانهایی ساده تجربه میکنند: در اتاقهایی کوچک، در آشپزخانههایی که بوی ادویه با اضطراب آمیخته است، در سکوت شبهایی که صدای آهسته یک لالایی را میبلعد، و در گلوهایی که از گفتن حقیقت میلرزند.

منوچهری در این آثار به زندگیهای معمولی و به لحظههایی نزدیک میشود که معمولا در تاریخنویسیها گم میشوند. روایت او آرام، دقیق و صبور است؛ روایتی که تنها ثبت میکند اما این ثبت، بیاحساس یا خنثی نیست. در سکوت نثر او، احترام عمیقی به رنج انسانی وجود دارد؛ احترامی که اجازه میدهد خواننده بدون هدایت مستقیم، خود به لایههای پنهان این تجربه نزدیک شود. همین بیداوریِ آگاهانه است که آثار او را متمایز میکند و به آنها کیفیتی انسانی و ماندگار میبخشد.
در این چهار کتاب، جنگ پایان نمییابد؛ تنها شکلش تغییر میکند. منوچهری با دقت نشان میدهد که چگونه اثرات جنگ - در سکوتهای خانوادگی، در ترسهای مبهم، در خاطرات ناگفته و در اضطرابهایی که نسل به نسل منتقل میشود - ادامه پیدا میکنند. جنگ در آثار او یک رویداد تاریخی نیست؛ یک حضور طولانی و سایهوار است که در زندگی نسلهای بعد نیز ردّی از خود باقی میگذارد. این نگاه بیننسلی، آثار او را به حوزه مطالعات حافظه و تاثیرات دیرپای رویدادهای جمعی نزدیک میکند، بیآنکه نیاز باشد این مفاهیم را بهطور مستقیم نام ببرد.
اما شاید مهمترین ویژگی آثار منوچهری، زبان او باشد؛ زبانی در ظاهر ساده اما در لایههای زیرین پر از پیچیدگی فنی. نثر او موجز است هرچند این ایجاز نه حاصل حذف که نتیجه انتخابهای دقیق و حسابشده است. او از استعارههای سنگین و زبان پرطمطراق پرهیز میکند اما در همین سادگی، چندلایگی میسازد. تصاویر حسی او - بوی ادویه، لرزش گلو، صدای آهسته و سکوت خانه – در عین ساخت فضا به سازوکار حافظه و تجربه زیسته نیز اشاره دارند. این زبان کمادعا، قدرتی آرام و ماندگار دارد؛ قدرتی که به جای فریاد، در زمزمه اثر میگذارد. پیچیدگی فنی نثر او در همین توانایی نهفته است: ساختن عمق از دل سادگی، و خلق معناهای چندگانه بدون نمایشگری زبانی.
در مجموع، چهار کتاب منوچهری سهمی مهم در بازتعریف روایتهای مربوط به جنگ دارند. او تجربهای را ثبت میکند که معمولا گم میشود برای همین است که این آثار نه تنها برای خوانندگان علاقهمند به ادبیات معاصر که برای پژوهشگران حوزه حافظه، جامعه و فرهنگ نیز منابعی ارزشمند و قابل تاملاند؛ آثاری که نشان میدهند چگونه میتوان از دل سکوت، حقیقتی انسانی را بیرون کشید.
نظر شما