صبح دیروز (پنجشنبه ۲۹ مرداد) سايه ميثمي، نويسنده و پژوهشگر حوزه فلسفه در مؤسسه معرفت و پژوهش درباره موضوع «فلسفه ادبيات» سخنراني كرد. وی در این سخنرانی میان حوزههایی چون «فلسفه و ادبیات»، «فلسفه در ادبیات» و «فلسفه ادبیات» تمایز قایل شد.
وي در ابتداي بحثش دليل انتخاب اين موضوع را تازهبودن بحث فلسفه ادبيات معرفي كرد و گفت: بحث «فلسفه ادبيات» جزو حوزههاي تازه و جوان فلسفه است و در ايران هم تا به حال ترجمهاي در اين حوزه نداشتيم. لذا فكر ميكنم در كنار شاخههاي متعدد فلسفي مثل فلسفه ذهن، فلسفه علم و... بحث در اين موضوع بي فايده نباشد.
ميثمي گفت: اصليترين نكتهاي كه من در خلال بحثم به آن ميپردازم بررسي مسئله «صدق» يا حقيقت فلسفي در بخش فلسفه ادبيات است كه افرادي چون پيتر كيوي، لامارك و اولسن هم به اين موضوع پرداختهاند.
وي در ادامه به لزوم تفكيك «فلسفه در ادبيات» و «فلسفه و ادبيات» از «فلسفه ادبيات» تاكيد كرد و گفت: «فلسفه در ادبيات» بدين معناست كه در بسياري از آثار ادبي جهان تمهاي فلسفي وجود دارد؛ مثل كارهاي ويليام جيمز. «فلسفه و ادبيات» هم شامل آثار فيلسوفان جهان درباره هنر و ادبيات است؛ اما «فلسفه ادبيات» هيچ يك از اينها نيست.
نويسنده «معنا و معرفت در فلسفه كواين» در تعريف فلسفه ادبيات گفت: مهمترين ويژگي فلسفه ادبيات رويكرد تحليلي در اين فلسفه است؛ از نظر فيلسوفان ادبيات كار فيلسوف اين است كه به مثابه فيلسوف به ادبيات نگاه، مفاهيم آن را تحليل و مرزهاي آن را از ساير حوزههاي ديگر جدا كند.
ميثمي افزود: فلسفه ادبيات در كنار ديگر فلسفههاي مضاف موقعيت پيچيدهتري دارد و اين شايد به دلیل خصلت پيچيده ادبيات است؛ اما غير از اين دليل دو علت عمده ديگر براي اين پيچيدگي وجود دارد.
وي در توضيح دو دليل پيچيدگي فلسفه ادبيات گفت: اول اينكه اكثريت فيلسوفان، فلسفه ادبيات را زير شاخه فلسفه هنر قرار مي دهند و دوم اينكه تشخيص تفاوت نظريه و ديدگاههاي ادبيات با فلسفه ادبيات كار مشكلي است؛ چرا كه با رشد نظريهپردازيهاي ادبي، ادبيات و فلسفه ادبيات افول كرد -- زيرا اين نظريهها اجازه رشد ادبيات را به مثابه امر مستقل ندادند.
مترجم «تسلاي فلسفه» گفت: دغدغه فيلسوف ادبيات حفظ استقلال ادبيات و دوري از هرگونه تقليلگرايي است. فرانك سيبلي جزو فيلسوفاني است كه بر دوري از تقليلگرايي تاكيد میكند و معتقد است براي اجتناب از تقليلگرايي بايد از شهود، فرماليسم محض و تلقي ادبيات به مثابه امري مستقل از فلسفه، اخلاق و هرمنوتيك دوري كنيم.
ميثمي در ادامه بحثش به مفاهيم فلسفه ادبيات اشاره كرد و گفت: مفاهيمي از قبيل مؤلف كيست؟ خواننده كيست؟ ادراك هنري در برابر فهم معنا، ادراك هنري در برابر تجربه لذت خواننده از جمله مفاهيم مطرح در اين حوزه است.
وي پس از بيان مباحث كلي فلسفه ادبيات به مبحث اصلي بحث خود يعني مفهوم «صدق» پرداخت و گفت: به نظرم فلسفيترين بخش فلسفه ادبيات پرداختن به موضوع «صدق» يا همان truth است و اينكه صدق يا كذب يك اثر هنري در تعيين ملاك ارزش ادبي مؤثر است يا خير؟
ميثمي افزود: در تعريف مفهوم صدق دو دسته فيلسوف وجود دارند؛ دسته اول معتقدند مفهوم صدق در فلسفه ادبيات با صدق در ساير حوزهها متفاوت است. اما دسته دوم معتقدند صدق يك مفهوم واحد دارد و آن هم تطابق يك موضوع با عالم خارج است.
وي گفت: اساس بحث من بر پايه گروه دوم است؛ مبحث اصلي اين دسته از افراد اين است كه صدق در يك اثر با ارزش ادبي نسبت دارد مثلا اگر نويسندهاي رمان تاريخي مربوط به قرن 18 بنويسد اما در فضاسازي و ادبياتش از ادبيات قرن 20 استفاده كند، ما اين اثر را تكذيب میكنيم و اين كذب از ارزش ادبي اثر ميكاهد.
ميثمي گفت: البته برخي از آثار هنري اينگونه نيستند. مثلا فيلمي ساخته ميشود كه آن كذب است و با عالم واقعيت تطابق ندارد؛ اما چون زيباست هميشه ماندگار و قابل توجه ميماند.
وي در پايان گفت: از نظر ويليام جيمز يكي از مهمترين ارزش هاي ادبي ارائه فرضيههاي زنده است به معناي فرضيههايي كه ايجاد دغدغه ميكنند؛ به عبارتي ما از يك اثر توقع پيداكردن حقيقت و دنبال كردن يك جستار را داريم و اين جستار را نمیتوان حذف كرد.
ميثمي در پايان یک كتابشناسي از سخنرانیاش ارائه داد و گفت: براي اين سخنراني از منابعي چون «فلسفه ادبيات» نوشته پيتر لامارك، «فلسفه ادبيات» كريستوفر نيو، «فلسفه هنر» پيتر كيوي و «تجربه خواندن» كه آخرين اثر منتشر شده از همين نويسنده است استفاده كردهام.
نظر شما