مسعود ملكياري در نشست نقد و بررسي رمان "قفس" گفت: بيشتر آثاري كه در حوزه ادبيات دفاع مقدس نگاشته شدهاند، قهرمان داستان را داراي ويژگيهاي فرا انساني معرفي ميكنند. اما رمان "قفس" با استفاده از عنصر واقعيت، انسانهاي با خصلتهاي زميني معرفي ميكند.\
اين نشست با خواندن بخش كوتاهي از رمان "قفس" توسط نويسنده اثر آغاز شد و محمد حنيف به رمان جدید خود با عنوان "آخرين آسايشگاه شماره شش" كه با موضوع اسراي جنگي به نگارش درآمده، اشاره كرد. اين اثر همزمان با بيستوچهارمين نمايشگاه بین المللی كتاب تهران به بازار کتاب آمد.
سپس مسعود ملكياري به وضعيت فعلي نقد در ايران اشاره كرد و گفت: در حوزه مباحث نظري ادبيات كارهاي زيادي انجام شده است. اما پيرامون نقد و شكل نقد كتاب، اثري در دست نيست.
این منتقد افزود: اين مساله معرف نياز ضروري نهضت ترجمه است تا ما را از اين نقد آشفته برهاند. زيرا مشابه اين وضعيت براي داستان كوتاه وجود داشت كه با ورود به مباحث ترجمهاي، مشكل شكل و ساختار داستان كوتاه برطرف شد.
وي در ادامه به جايگاه ادبيات دفاع مقدس بعد از انقلاب اشاره كرد و گفت: بيشتر آثاري كه در حوزه ادبيات دفاع مقدس نگاشته شدهاند، داراي يك مشكل مشتركاند كه دشمن را فردي ضعيف و احمق جلوه ميدهند و قهرمان داستان داراي ويژگيهاي فرا انساني است.
اين منتقد با اشاره به كتاب "قفس"، آن را اثري قابل قبول در اين حوزه خواند و گفت: مولف از عنصر واقعیت بهره ميگيرد.
ملكياري در ادامه، درباره استفاده از "حوادث غير طبيعي" در تولیدات ادبيات دفاع مقدس تصريح كرد: روايت حوادث غير واقعي مانند برملا شدن يك راز بر اساس اتفاقي تصادفي يا ديالوگ بازرس سازمان ملل با انوش (شخصيت اصلي رمان قفس)، داستان را به سوي كليشه نويسي نزديك كرده است.
وی فضاي خاكستري در این داستان را نقطه قوت قلمداد كرد و گفت: داستان به دو بخش سياه و سفيد تقسيم نشده است و نويسنده با كاراكترهاي مناسب توانسته فضايي خاكستري خلق كند. اين كاراكترها داراي حركات مشخصند كه ميتوان براي آن ها شناسنامه ترسيم كرد. اين موضوع باعث ميشود كه خواننده در نهايت تصويري از كاراكترهاي انساني زميني را شاهد باشد.
محمدرضا گودرزي نیز در نشست نقد و بررسي رمان "قفس" سخنرانی کرد و پس از تقسيم داستانهاي جنگ به 2 بخش "دفاع از ديدگاه رسمي" و "نقد ديدگاه رسمي"، گفت: داستانهاي جنگ ما در اين 2 قالب نيستند و براي خود قالبي جدا دارند. بين اين دو ديدگاه قرار ميگيرند و با حفظ ديدگاههای مولف، نظر خود را بيان ميكنند.
وي ادامه داد: نويسنده كتاب "قفس" نيز از اين روش بهره گرفته است. انتخاب نام انوش به عنوان شخصيت اصلي داستان ديدگاهي بيطرفانه را مطرح ميكند كه در عين دارا بودن هويت ايراني، رسمي نيست.
گودرزي افزود: اين كتاب داراي دو روايت موازي است كه رمزهاي روايت اول را در روايت دوم پاسخ ميدهد و فضايي جذاب را فراهم ميآورد. تغيير و تحولات روحي در شخصيتهاي داستان به علت برخورد با حوادث مختلف يكي ديگر از نكات مثبت داستان است.
وي "قفس" را داستاني بلند خواند و گفت: اين اثر بيشتر شبيه به داستان بلند است تا رمان. در 3 فصل حكايت حمله عراق به ايران را به حمله مغولان پيوند ميدهد و به شيوهاي غير مستقيم از تكرار وقايع تاريخي و پيروزي ايرانيان سخن به ميان ميآورد.
گودرزي به گونه شناسي اثر اشاره كرد و افزود: گونه داستان، واقع گرا، اجتماعي و سياسي است. اما نكته قابل توجه بحث روانشناختي شخصيتها در موقعيتهاي اجتماعي و سياسي مختلف و تاكيد بيش از اندازه بر آن است.
وي گفت: البته نويسنده بيش از اندازه به روايت روانكاوي انوش (شخصيت اصلي رمان قفس) پرداخته است و اگر آن را كم ميكرد به قدرت داستان افزوده ميشد.
این منتقد در ادامه به زمان در این داستان اشاره كرد و افزود: داستان در روايت درونی از شخصیت اصلی، كند ميشود و خارج از آن فضا تند ميشود. اين زمان بندي حكايت از توازن در داستان دارد. همچنین تعليق گنگ داستان به كمك تكنيك تاخير، اطلاعات را به خواننده منتقل مي كند. در واقع شخصيتهاي داستان به انسانهاي مدرن نزديكاند.
رمان "قفس" به زندگی اسيران ايراني در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران پرداخته و سال 88 توسط نشر عروج به چاپ رسیده است. این کتاب به دلیل اشارات ظریف و دقیق از استقامت آزادگان در دهمین جشنواره کتاب شهید غنی پور برگزیده شد.
نظر شما