سه‌شنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۰ - ۱۱:۳۴
انتشار اثری جدید از یاسمینا خضرا در ایران

رمان «نویسنده» نوشتۀ «یاسمینا خضراء» رمان‌نویس پرمخاطب الجزایری در فرانسه به همت «مسعود سنجرانی» ترجمه و ازسوی انتشارات «نگاه» چاپ و منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در خراسان رضوی، این رمان زندگی‌نامه خودنوشت افسری الجزایری به نام «محمد مولسهول» است که چون نمی‌خواست به سانسور نظامی تسلیم شود، نام همسرش «یاسمینا خضراء» را برای خود برگزید. او با این نام مستعار، رمان‌های پلیسی زیادی نوشت که در عمق تراژدی الجزایر استعمارزده، گواهی بود بر وحشتِ دوران. چرا نمی‌خواهیم حقیقت را بشنویم؟ او ارتش را پس از پایان خدمت نظامی‌اش ترک می‌کند و هویت خود را آشکار می‌سازد، هرچند نام مستعاری که او را به شهرت رساند، نگه می‌دارد.

«نویسنده» حکایت ماجراجویی‌های کودکیِ این سرباز وطن است که در سال 1964، وارد مدرسه نظام مِشوار در شهر وهران می‌شود. پدرش که خود افسر ارتش است، رؤیاهایی بلندپروازانه برای او در سر دارد: «اگر بخواهم تصویری از پریشانی ترسیم کنم، بی‏‌شک تصویر پدرم خواهد بود. برای شوربختی نیز ‏همین‏طور. پدرم عادت داشت اگر بخت به او روی آورد، به‏ جای آنکه آن را سخت در میان دستانش بفشارد، احمقانه انگشتانش را می‏‌گشود تا از آن بگریزد. پدر بازنده‌ای بزرگ بود.»

با این‌ همه، این عضو ارتش و سرباز نمونه آینده، در دوران خدمتش، استعدادهایی شگرف در خود کشف می‌کند. اما سربازی شیفته تئاتر و ادبیات که خواب دیگران را آشفته و آن‌ها را متهم می‌سازد، سوءظن فرماندهانش را برمی‌انگیزد. «نویسنده» ماجرای تکوین نویسنده‌ای بزرگ و ستایش شکوه‌مند ادبیات است. «ایو ویولیه»، منتقد هفته‌نامه فرانسوی زندگی، «نویسنده» را: «رمان کودکی الجزایری که مهربانی و حقیقت را بر می‌انگیزد» نامیده است. در سال 2004، نیوزویک او را به عنوان «یكی از نویسندگان نادری كه قادر به معنای خشونت امروز در الجزایر است» تحسین كرد.
 

 
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
« از آنجا که نه بهشت و نه جهنمی در دسترس است و نمی‌دانیم اتفاق کجا پایان می‌‏پذیرد و تقدیر کجا آغاز می‌‏شود، تمایل به بخشش داریم. چند بار به بهانه اینکه خوبی مرا می‌خواهند، باعث رنجم شده‌‏اند؟ من وسواس‌‏گونه سعی می‏‌کردم در برابر زخم حاصل از نوازش دیگران ناله نکنم و در برابر اقدامات سحرآمیز شلاق‏‌زنندگانم فریب آنان را نخورم. بعدها، بسیاری غم‏زده خواهند گفت چرا و چطور نتوانسته‌‏اند پشت لبخند «رضایت‌‏آمیز»م درد و رنجم را بفهمند؛ آنان می‌دانند که میان رنج خودم و رنج دوستی که به ‏اشتباه فکر می‏‌کند ندانسته باعث آزارم شده است، من رنج خودم را ترجیح می‏‌دهم. ما آدم‌‏ها در زندگی مادرمان را انتخاب نمی‏‌کنیم، دوستانمان را نیز. گمان می‏‌کنیم دنیای خودمان را می‏‌سازیم، درحالی‏‌که به آنچه هست راضی می‏‌شویم. هرگز چیزی جز ابزاری برای خیال واهی خود نیستیم. خواه تسلیم بشویم یا لذت ببریم، دلگیری‏ زمستان مانع رسیدن بهار شاد نخواهد شد. انسان فرزانه برای دگرگونی ناگهانی فصل‏‌ها فلسفه‏‌ای دارد. آن‏کس که فرزانگی ندارد، نمی‌‏تواند هیچ‌چیز را تغییر دهد. برای ساختن دنیا، از هرچیزی کمی لازم است و نیز شجاعت بسیار تا خللی در آن وارد کند. شاید به این دلیل بود که در آن صبح پاییز در گوشه‏‌ای پناه گرفته بودم، درحالی‏که ماشین پژو زمان را می‏‌شکافت و به جلو می‏رفت.»

رمان «نویسنده» را مسعود سنجرانی، مترجم و مدرس زبان و ادبیات فرانسه در مشهد، ترجمه و مؤسسه انتشارات نگاه در ۲۶۲ صفحه چاپ و منتشر و با قیمت 75 هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها