كتاب «سيري در صحيحين (بررسي دو كتاب و مدرك مهم اهل سنت: صحيح بخاري و صحيح مسلم)» (ويرايش جديد) نوشته آيتالله محمدصادق نجمي، از سوي موسسه بوستان كتاب تجديد چاپ شد.\
الجامع الصحيح (تاليف محمدبن اسماعيل بخاري، متولد 196قمري) و نيز كتاب ديگري با همين نام (تاليف محمدبن مسلم نيشابوري، متولد 206قمري) دو كتاب بسيار مهم حديثي در ميان همه مذاهب اهل سنت است. آنان در واقع فقط احاديث شش كتاب (صحاح سته) را معتبر ميدانند كه از آن ميان، صحيح مسلم و صحيح بخاري، اعتبار بيشتري دارند؛ به طوري كه هركس از مطالب اين دو كتاب آگاه باشد همه اعتقادات اهلسنت را درخواهد يافت.
بيترديد، احاديث صحيحي در اين دو كتاب موجود است، اما روايتهاي فراواني نيز هست كه با اصول مسلم قرآني و نيز احاديث صحيح ديگر در تضاد است.
علامه سيدمرتضي عسكري(ره) در مقدمه خود با نگاهي به سرگذشت حديث، مينويسد: «رسول خدا(ص) رحلت فرمود و دو ميراث گرانبها را ميان ياران خويش به جا گذارد: قرآن(كتاب خدا) و عترت(خاندان پيامبر)، و به امت خويش فرمان داد كه بدانها پيوسته، هرگز از آن جدا نشوند.
آن حضرت در دوران حيات خود، تبيين حقايق قرآني را برعهده داشتند و به صورت حديث، تمامي علوم اسلامي، از عقايد و معارف و احكام را در ميان پيروان آيين خود منتشر ساختند، ايشان درباره نقل حديث چنين ميفرمودند: "خداوند خرم بدارد بندهاي را كه سخن مرا بشنود و دريابد و به ديگران كه نشنيدهاند، برساند. چه بسيارند كساني كه دانش و علم را براي داناتر و فهميدهتر از خود بازگو مينمايند".
حال بنگريم افراد جامعه اسلامي، پس از رحلت آن حضرت با قرآن و اهلبيت چه كردند و در برابر احاديث پيامبر چه نقشي را ايفا نمودند؟
ايشان خاندان پيامبر را از متن جامعه طرد نموده، خانهنشين ساختند و با آنان، آنگونه رفتار نمودند كه زبان را ياراي برشمردن آنها نيست و آنگاه كه در توطئه كنار زدن پاسداران اسلام راستين، از صحنه اجتماع پيروز شدند، توانستند ميان قرآن و احاديث كه بيانكننده مفاهيم راستين آن بود جدايي افكنند و كتاب خدا را براساس خواسته خويش تفسير و تاويل نمايند.
ابتدا ابوبكر بر آن شد كه اين سلاح را به انحصار خويش درآورد و بدين منظور، تا 500 حديث از پيامبر اكرم(ص) جمعآوري و تدوين كرد، ليكن پس از مدتي دريافت كه بهرهاي از اين كار خود نخواهد برد، زيرا امكان انحصار وجود نداشت و در نتيجه تمام آن احاديث را در آتش سوزانيد.
بيترديد در آن زمان، امكان نداشت كه مردم را از نقل و نوشتن حديث بازداشت و آنها را تنها به استفاده از احاديثي كه ابوبكر جمع كرده بود مجبور نمود، لذا چاره را در اين ديد كه مطلقا احاديث پيامبر(ص) را ممنوع نمايد تا دست مردم از اين سلاح نيرومند، كوتاه گردد. بر اين اساس، خليفه، مسلمانان را از بازگويي احاديث پيامبر منع نموده، دستور داد: "از پيامبر حديث نقل نكنيد و به قرآن مشغول باشيد".
آري، تنها به قرآن! زيرا قرآن جداي از احاديث پيامبر(ص) را ميتوان به دلخواه تاويل نمود.»
ياران پيامبر(ص) و تابعين و ديگر دستپروردههاي اسلام در دوران 25 سال حكومت سه خليفه، در چنين فشاري به سر ميبردند تا سرانجام طاقتشان به سرآمد و با يك قيام عمومي، بنيان خلافت عثمان را در هم كوبيده، وي را كشتند و سپس به علي(ع) روي آورده، وي را به اصرار فراوان به خلافت برگزيدند.
امام(ع) زماني به خلافت رسيد كه مسلمانان يك ربع قرن، با روش خلفاي گذشته سركرده و رفته رفته با آن خو گرفته بودند.
امام(ع) برنامه كار خويش را چنين ترتيب داده بودند كه بر وفق روش پيامبر(ص) و برخلاف رويه خلفا عمل كنند. به ويژه در مساله حديث، براي محو كردن آثار خلفا، مبارزهاي پيگير و دامنهدار انجام دادند.
قريش كه رفتار حضرت را مخالف منافع دنيوي خويش ميديدند، به مخالفت با ايشان برخاستند، در جنگهاي جمل و صفين، خونهاي فراواني ريخته و دشمني خويش را با آن حضرت تا آنجا دنبال كردند كه پس از چهار سال و اندي ايشان را در محراب عبادت به شهادت رساندند.
بر اساس مطالب كتاب، چيزي نگذشت كه معاويه، دشمن خدا و رسول، با نيرنگهاي فراوان بر تخت خلافت تكيه زد و در گفتوگويي كه با مغيرةبن شعبه داشت سياست خويش را چنين اظهار كرد: «... نام آن مرد هاشمي (رسولخدا"ص") را روزي پنجبار در سراسر جهان اسلام با صداي بلند اعلام ميكنند: "اشهد ان محمد رسولالله"، با وجود اين، نام چه كسي باقي خواهد ماند اي بيمادر؟!
نه، به خدا سوگند! تا اين نام را از روي زمين بر نيندازم از پاي نخواهم نشست!» بدينسان همه نيروي خود را براي نابودي نام و نشان پيامبر(ص) و خاندانش به كار گرفت، و براي رسيدن به هدف خويش، دستگاههاي گوناگون حديثپردازي به راه انداخت و كار را بدانجا رساند كه ابوهريره بيش از 5300 حديث، و عبداللهبن عمر، زياده از 2000 و سرانجام امالمومنين، عايشه و انسبن مالك هريك بيش از 2300 حديث به دروغ به پيامبر(ص) نسبت دادند!
اينان و ديگر همكارانشان از صحابه، براي جلب رضايت طبقات حاكم، در جعل حديث بر يكديگر سبقت ميجستند و جز خدا، هيچكس آگاه نيست كه در اين دوره تا چه اندازه حديث پرداخته و به پيامبر(ص) نسبت داده شده است. و در اثر همين كار، همه چيز اسلام را مسخ و وارونه كرده، و در نتيجه اسلام راستين و حقيقي را به اسلامي مسخ شده و قابل توجيه با دستگاه خلافت تبديل كردند.
گروه حاكم نيز تنها اين اسلام را به رسميت شناختند و اين اسلام واژگونه كه شالودهاش در زمان معاويه ريخته شد تا امروز به عنوان اسلام حقيقي، باقي است تا جايي كه در عصر ما، نشان دادن اسلام راستين يعني ديني كه پيامبر اسلام(ص) به جهانيان عرضه كرد، به كساني كه با اسلام رسمي خو گرفتهاند بسي دشوار و برايشان باور نكردني است. چه، آنان كه با اسلام رسمي، يعني آنچه در عصر معاويه پرداخته شد، خو گرفتهاند، اسلام را از دريچه كتبي كه مجموعهاي از احاديثي است كه به دروغ به پيامبر(ص) نسبت داده شده، شناختهاند.
نسلهاي بعد از قرن چهارم تا امروز نيز به تقليد كوركورانه از ايشان بسنده كردند و در نتيجه، امروزه جز شاگردان و پيروان مكتب اهلبيت، همگان اسلام را همان اسلام رسمي ساخته دست حديثپردازان مزدور خلفا ميدانند و بدينخاطر در زمان ما، نيرومندترين سدي كه بر سر راه شناخت اسلام اصيل و هدايت گمراهان قرار دارد همين احاديث ساختگي در زمينه معارف و احكام و سيره و تاريخ ميباشد و بر اين مبناست كه ضرورت دارد دانشمندان جهان اسلام در اين مورد به بررسي و تحقيق پرداخته، اسلام حقيقي را كه فقط در مكتب خاندان پيامبر(ص) ميتوان يافت به دست آورند.
كتاب حاضر در هشت بخش، علاوه بر مروري بر صحيح بخاري و مسلم، سير تدوين حديث را مورد بررسي قرار داده است.
در انتهاي اين اثر، نمايهاي از آيات، روايات، معصومان(عليهمالسلام) و اعلام نيز درج شده است.
چاپ چهارم كتاب «سيري در صحيحين (بررسي دو كتاب و مدرك مهم اهل سنت: صحيح بخاري و صحيح مسلم)» در شمارگان 700 نسخه، 584 صفحه و بهاي 98000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما