به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دویستمین نشست مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب با سخنرانی و یادداشتهای محمود امیدسالار، بهرام امیراحمدیان، اکبر ایرانی، مهری بهفر، ناصرالدین پروین، علی شاپوران، و کازوئو موریموتو به گرامیداشت روز اسناد ملی و میراث مکتوب اختصاص داشت. این نشست به مناسبت ۱۹ اردیبهشت، روز اسناد ملی و میراث مکتوب، به صورت غیرحضوری، ارائه شد.
در پیام دکتر بهرام امیراحمدیان چنین آمده است: ۱۹ اردیبهشت هر سال در تقویم کشور به عنوان روز بزرگداشت میراث مکتوب ثبت شده است. این روز را به همه ایرانیان و ایراندوستان جهان تبریک میگوییم.
مولوی بلخی در دیوان شمس میفرماید:
گفتم ز کجایی تو، تسخر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان، نیمیم ز فرغانه
این سخن هوشمندانه آن است که مولانا هویت خود را نیمی در فرغانه و نیمی در ترکستان تعریف میکند. در کتاب مشهور حدود العالم من المشرق الی المغرب (تألیف سدهٔ چهارم هجری، از نویسندهای ناشناخته) دربارهٔ فرغانه — که نام دره و شهری در ازبکستان امروز است — آمده: «فرغانه درِ ترکستان است». یعنی از این نقطه به سوی شرق، ترکستان آغاز میشود و به سوی غرب، جهان ایرانی گسترده است؛ سرزمینی از ترکستان (چین) تا آسیای مرکزی (میانرودان ایرانی یا ماوراءالنهر)، شرق دریای خزر و قفقاز، آناطولی (ترکیه)، میانرودان (بینالنهرین)، شرق ایران، افغانستان، بخشی از پاکستان و کشمیر.
در این قلمرو، زبان فارسی و خط فارسی (تا پیش از ورود انگلیسیها) کاربرد داشته است. در ترکستان چین نیز واژگان فارسی در زبان اویغوری به کار میرود و در کتابخانههای کاشغر، منابع مکتوب به فارسی یافت میشود. الفبای ترکی اویغوری برگرفته از الفبای فارسی (با افزودههای صوتی) و خط نستعلیق آن برگرفته از نستعلیق فارسی است.
در جمهوریهای آسیای مرکزی (ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان) و حتی تاتارستان در کنار ولگا، آثار مکتوب ایرانی، وامواژگان فارسی و جاینامهای فارسی دیده میشود که بارزترین آنها پسوند «ـستان» در نام این جمهوریهاست.
در ترکستان چین، در مسیر جاده ابریشم میان امپراتوری چین و روم، قلمرو ایران قرار داشت و «سغدیان» (از اقوام ایرانی) ارتباط شرق و غرب را برقرار میکردند. در موزهٔ تورفان، اسناد مکتوب بسیاری به خط سغدی بر پوست آهو نگهداری میشود. زبان سغدی از خانواده زبانهای ایرانی است که امروز گویشورانی اندک در آسیای مرکزی دارد. از دیگر زبانهای این خانواده، زبان اُستی است؛ مردم اُستی در اوستیای جنوبی (گرجستان) و اوستیای شمالی-آلانیا (روسیه) خود را «ایرونی» و سرزمینشان را «ایرستان» مینامند.
در سمرقند، بخارا، خیوه، خوارزم، فرغانه، دوشنبه، خجند و مرو، گویشوران فارسی بسیارند و در معماری منطقه — مساجد، مدارس، چارسوقها، بازارها و سنگ مزارها — کتیبههای فراوان به فارسی با خط نستعلیق دیده میشود.
در قفقاز جنوبی، جمهوری آذربایجان (باکو، گنجه، نخجوان) از دوره صفوی تا برآمدن روسها در اوایل سدهٔ نوزدهم، زبان فارسی رسمی و درباری بود. سخنورانی چون نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مجیرالدین بیلقانی، خورشیدبانو ناتوان و مهستی گنجوی به فارسی سرودهاند. مورخان نیز آثار خود را به فارسی نوشتهاند؛ از جمله «گلستان ارم» از عباسقلیآقا باکیخانف.
در مسجد جامع باکو، فرمان شاه عباس کبیر به فارسی بر سنگ مرمر حک شده است. در شهر دربند (روسیه، مرز با جمهوری آذربایجان)، شهر دو هزارسالهٔ ایرانی «دربند» با مسجدی دوازدهقرنی، کتیبههای فارسی و «نارینقلعه» با دیوارهای ساسانی همچنان پاسدار میراث مکتوب ایرانی است.
در شبهقارهٔ هند (پاکستان، بنگلادش، هند) نیز آثار خط و زبان فارسی — کتابها، مینیاتورها، نقاشیها و سنگنوشتهها — فراوان یافت میشود. در تاجمحل (آگرا)، کتیبههایی با اشعار فارسی به خط نستعلیق موجود است. در «قلعه سرخ» دهلی، کتابها و کتیبههای فارسی دیده میشود.
در کلکته (بنگال غربی)، مسجد «ناخدا» در سه طبقه، کتیبهها و تابلوهایی با اشعار فارسی از بیدل و دیگران دارد و یادآور بیت حافظ است:
شکرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود
هرچند حافظ به هند سفر نکرد، اما آثارش در مسجد ناخدا ماندگار است. در ایالتهای مختلف هند، در آثار دورهٔ مغول، میراث مکتوب فارسی (کتاب، نقاشی، مینیاتور، سنگنوشته در کاخها و بناها) به وفور یافت میشود.
شاهنامه؛ شناسنامهٔ هویت ایرانی
یکی از ارزشمندترین میراث مکتوب فارسی، شاهنامه فردوسی است که پس از بیش از هزار سال، همچنان شناسنامه و هویت ایران را حفظ کرده است.
نقل است از حسنین هیکل (سردبیر روزنامه الاهرام مصر) پرسیدند: چرا مصریان پس از حمله اعراب، زبان و فرهنگ خود را از دست دادند و عرب شدند، اما ایرانیان زبان و فرهنگ خود را حفظ کردند؟ پاسخ داد: «ما مصریان مانند ایرانیان فردوسی و شاهنامه نداشتیم تا زبان ما را حفظ کند.»برای ماندگاری شاهنامه، نیاز به اشاعه آن در میان مردم است. در آسیای مرکزی، شاهنامه شناخته شده است. در قزاقستان و ازبکستان، در گذشته در جهیزیه عروسها نسخهای از شاهنامه نیز بوده است. در مرکز آلماتی (پایتخت قزاقستان)، سازه فولادین «درخت زندگی» با کرهای بزرگ به نام «سیمورک» (سیمرغ) برگرفته از شاهنامه نامگذاری شده است.
در شهر ترکستان (قزاقستان)، خانقاه خواجه احمد یسوی (معروف به پیر ترکستان) به دست معماران ایرانی ساخته شده است. دیگ بزرگ مسی خانقاه به نام «تای قازقان» اثر استاد شرفالدین تبریزی است که همراه با صنعتگران و هنرمندان به آنجا کوچانده شد. بر کوبه فلزی درِ خانقاه، اشعاری از سعدی به فارسی حک شده است:
غرض نقشی است کز ما باز ماند
که هستی را نمیبینم بقایی
مگر صاحبدلی روزی به رحمت
کند بر حال درویشان دعایی
بر روی قندیلهای برنزی خانقاه نیز نام اهداکنندگان به فارسی نوشته شده است. مزار تیمور گورکانی در سمرقند («گور امیر») در کتیبه پیشطاق ورودی نام «محمود بنای اصفهانی» را دارد. در مجموعه «شاه زنده» نیز نام استاد شیرازی حک شده است.
نام قهرمانان شاهنامه در آسیای مرکزی و قفقاز فراوان است. در سمرقند، تپه تاریخی «افراسیاب»، هتل «شاهنامه» و خیابان «ابوالقاسم فردوسی» وجود دارد. در آذربایجان (شوروی سابق)، شاهنامه دو بار با الفبای سیریلیک به ترکی آذربایجانی و یک بار با الفبای لاتین (در دو جلد) در باکو چاپ شده است.
در گرجستان، شاهنامه در سده دوازدهم میلادی (دوران ملکه تامار) به گرجی ترجمه شد. در ترکیه، دکتر نعمت ایلدریم (استاد دانشگاه آتاتورک در ارزروم) شاهنامه را به ترکی استانبولی ترجمه و در ۱۲,۰۰۰ نسخه منتشر کرده است. در تاجیکستان، دولت شاهنامه را با شمارگان بالا چاپ و به هر خانواده دو جلد از آن (با الفبای سیریلیک) اهدا کرده است.
جالب آنکه در سراسر ایران، هیچ مکان، معبر یا میدانی به نام «رستم» (قهرمان شاهنامه) نیست؛ اما در سن پترزبورگ روسیه، مسلمانان آذری باکو، رستوران خود را «رستم» نامیدهاند.
باید شاهنامه را به میان مردم برد. داستانهای آن را در کتابهایی ارزانقیمت منتشر و میان دانشآموزان شهرها و روستاها توزیع کرد. میراث مکتوب، تنها در گنجینهها حفظ نمیشود؛ بلکه در جان مردم زنده میماند.
گنجینهای از تجربههای مشترک بشری
متن پیام کازوئو موریموتو، محقق ژاپنی، به مناسبت روز اسناد ملی و میراث مکتوب و نشست غیرحضوری مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب، به این شرح است: با عرض سلام و خسته نباشید، میراث فرهنگی هر ملت، خواه مادی و خواه معنوی، گنجینهای از تجربههای مشترک بشری است و اگر بخواهیم واقعاً انسان بمانیم، باید در حفظ و پاسداری از آن بکوشیم. فعالیتهای مستمر مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در زمینه نگهداری و احیای این میراث مشترک بشریت، همواره شایسته احترام و ستایش بوده است. امید من آن است که این کانون مهم علمی و فرهنگی، با وجود شرایط بسیار دشوار کنونی، تحت مدیریت جناب آقای دکتر اکبر ایرانی نهتنها به فعالیتهای خود ادامه دهد، بلکه زمینهساز رشد و شکوفاییهای آینده نیز باشد.
نظر شما