دكتر محمدرضا بهشتي در نشست بررسي كتاب «فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه» اين اثر را الگويي براي پژوهشگران كشورمان در راستاي نوشتن چنين فرهنگنامههايي در سنت فلسفيمان دانست و گفت: فلسفه كشورمان با كمبود كتابهاي آموزشي و عدم توانايي كافي در ارايه افق فكري به مخاطب مواجه است.
صابري در ابتداي برنامه با ابراز تاسف از رايج نبودن فرهنگنامهنويسي در كشورمان گفت: اين فرهنگنامه كه در شمار آثار مرجع محسوب ميشود را ميتوان پيوندي ميان انديشه و وجود دانست. پس از دوران دكارت و كانت كه فلسفه به امري ذهني تبديل شد و از وجودشناسي فاصله گرفت، در حوزه زيباييشناسي از زيبايي حسي و محسوس استقبال شد.
وي انتشار اين اثر را رخدادي فرخنده خواند و گفت: نسخه آلماني اين مجموعه سيزده جلدي از سال 1971 تا 2004 ميلادي و با همكاري هزار و پانصد دستاندركار نگارش و گردآوري شد. كتابي كه به فارسي ترجمه شد، بخشي از جلد ويژه مفاهيم فلسفي كه مربوط به فلسفه هنر است را شامل ميشود.
صابري با اشاره به بررسيهاي قابل توجه اين كتاب به لحاظ كلامي و مفهومي عنوان كرد: سير تطور مفاهيم و اصطلاحات در اين اثر به خوبي پيداست، براي مثال معناي دو واژه سوژه و ابژه پس از دكارت و بهويژه كانت به كلي دگوگون شد.
وي حوزه فلسفه و حكمت اسلامي را فاقد چنين فرهنگنامههايي دانست و ابرازي اميدواري كرد تا چنين آثاري در فضاي فرهنگي كشور نيز توليد شوند.
سپس دكتر بهشتي شرح مختصري از روند ترجمه و تدوين كتاب ارايه كرد و گفت: فرهنگنامهنويسي كار دشواري است و همكاري دستهجمعي ميطلبد. ترجمه چنين اثري بهويژه اين كه سير تطور اصطلاحات را دربر داشته باشد، دشوارتر نيز خواهد شد.
وي اين اثر را نوعي تاريخ فلسفه خواند و گفت: تاريخ فلسفه جزئي از فلسفه است نه تاريخ و لازمه انديشيدن فلسفي به شمار ميآيد. فراگرفتن تاريخ فلسفه نيز مترادف با انديشه فلسفي مستقل نيست.
استاديار دانشگاه تهران با تشكر از موسسه حكمت و فلسفه به دليل همكاري در انتشار كتاب و همچنين دستاندركاران چاپ و ترجمه آن، عنوان كرد: مشتاق شنيدن نظرات كارشناسان درباره كاستيهاي كتاب هستيم تا در چاپهاي بعدي اصلاح شود.
وي مجموعه سيزده جلدي اين فرهنگنامه را شامل 3712 مدخل برشمرد و گفت: برخي از نويسندگان اين مداخل از سرشناسترين افراد حوزههاي تخصصي خود هستند از اين ميان ميتوان گادامر كه مدخل هرمنوتيك را به نگارش درآورد را نام برد.
بهشتي اين فرهنگنامه را الگويي براي ايرانيان برشمرد تا در آينده فرهنگنامهاي در عرصه سنت فلسفيمان توليد كنند.
وي هر كار بزرگي را شامل اشتباهاتي خواند و گفت: در اين اثر نيز به هنگام ترجمه آن متوجه ايراداتي شديم كه يكي از آنها مربوط به فلسفه اسلامي است، زيرا اين انديشه همانگونه كه در قرون وسطا منعكس شده، در اين كتاب تشريح شده است.
نويسنده و مترجم آثار فلسفي ادامه داد: ترجمه اين فرهنگنامه 14 عنوان از حدود صد و شصت عنوان مربوط به زيباييشناسي را شامل ميشود. مداخل مربوط به مابعدالطبيعه در سه جلد از سوي انتشارات سمت منتشر ميشود كه يك جلد آن اكنون منتشر شده است. مداخل مربوط به خدا نيز با همكاري موسسه حكمت و فلسفه در حال انتشار است. مجلدي كه شامل مداخل اخلاقي و از حجم زيادي برخوردار است، نيز در دستور كار قرار دارد.
وي به سرانجام رساندن چنين كارهايي را نيازمند همكاري كارشناسان برشمرد و ميدان را براي ادامه چنين ترجمههايي وسيع دانست.
سپس بهمن پازوكي، ويراستار ديگر اثر، به عنوان انتخابي كتاب (فلسفه هنر) اشاره كرد و گفت: از ميان معاني مختلفي كه وجود داشت اين واژه را برگزيديم، اما واضح است كه براي نشاندادن سير تطور معني واژه، نميتوان تنها از يك كلمه استفاده كرد. آنچه از انتخاب فلسفه هنر براي عنوان كتاب در نظر بود، هنري به معناي امروزي است.
وي با اشاره به معناي هنر از ديدگاه ارسطو تصريح كرد: از سير تحول در معناي هنر ميتوان دو برداشت ارايه كرد، يكي اين كه سير تحول معاني بدون انقطاع انجام ميشود و مفاهيم بدون اين كه با آغاز جديد به كار برده شوند، تغيير يافتند. تفسير ديگر اين كه دگرگوني معاني اين گونه نيست كه سير مداوم داشته باشد، بلكه در مقاطعي متوقف شده و با آغاز جديدي به كار برده شده است. در هر دو حالت مفاهيم از يك هسته اصلي معنايي برخوردارند.
پازوكي به ذكر نكاتي درباره اين اثر پرداخت و گفت: اين كتاب موضوعي نيست و بر اساس الفبا تنظيم شده است. همچنين اينگونه نيست كه هر كتاب از مجموعه آن به يك موضوع اختصاص داشته باشد.
سپس مصطفوي در مقام نقد اثر، ابتدا با توصيف ويژگيهاي آن پرداخت و گفت: عنوان كتاب «فلسفه هنر» انتخاب شده، اما اغلب موضوعات كتاب در حوزه زيباييشناسي جاي ميگيرند و مفهوم زيباييشناسي نيز با هنر متفاوت است. البته در تاريخ فلسفه اين دو واژه به جاي هم استفاده شدهاند.
وي توضيحاتي درباره زيباييشناسي ارايه و سيري اجمالي از اختلاف نظرها درباره تعريف هنر ذكر كرد و گفت: بزرگترين چالش در فلسفه هنر، تعريف هنر است، بر همين اساس تعريفهاي متفاوتي از هنر وجود دارند كه ميتوان هر يك از آنها را پذيرفت، زيرا هر كدام وجهي از هنر را تعريف ميكنند كه در نوعي از هنر وجود دارد.
پازوكي ادامه داد: از هنگامي كه «بامگارتن» استاتيك (زيباييشناسي) را وارد هنر كرد، زيبايي به لذتهاي بصري و حسي فروكاهيد كه البته وي دقيقا چنين قصدي از ارايه نظريهاش نداشت.
وي چند نقد يا به زعم خود پيشنهاد درباره كتاب ذكر كرد و گفت: هنر انتزاعي كه در اين كتاب مدخلي براي آن انتخاب شده جزيي از هنر مدرن است و اين در حالي است كه در ميان مداخل انتخابي، مدخلي براي هنر مدرن ذكر نشده. همچنين مدخلي از اين كتاب به موضوع «هنر شعر و شعرسرايي» اختصاص يافته، در حالي كه فرهنگنامه موضوعات كلي زيباييشناسي را شامل ميشود و ادبيات موردي جزيي است. پيشنهاد ميكنم جلد دومي نيز براي كتاب در نظر گرفته شود كه به هنرهاي گوناگون به طور خاص بپردازد. همچنين منابع معرفي شده در كتاب نيز به زبان آلمانياند، پيشنهاد ميكنم براي استفاده استادان و دانشجويان از اين منابع، عناوين انگليسي آنها نيز درج شود.
سپس بهشتي گفت: انتخاب از ميان 160 مدخل كار دشواري بود و اين كار توسط گروهي از كارشناسان انجام گرفت كه مبناي آنها نياز استادان و دانشجويان بود، البته در اين انتخاب با محدوديت نيز مواجه بوديم. درباره اين كه چرا به ساير هنرها به طور خاص نپرداختيم و تنها شعر را ذكر كرديم، بايد گفت كه كار معادليابي براي هنرها دشوار است و همكاري كارشناسان متخصصتري را ميطلبد.
وي در پاسخ به اين نقد مصطفوي كه چرا واژه استاتيسك (زيباييشناسي) در برخي موارد ترجمه نشده است، گفت: اصل اين واژه به معناي حس است و در انديشه بامگارتن، علم الحس تعبير ميشود. به تعمد در برخي موارد واژه استاتيك ترجمه نشد و در موارد ديگري معاني مختلفي از آن كه منطبق با بخش مورد نظر بود به كار گرفته شد.
نظر شما