یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۹
اعتقاد به فطرت، محل اختلاف روان‌شناسان غربي و اسلامي

نويسنده كتاب «نظريه‌هاي انسان سالم به نگرش به منابع اسلامي» گفت: نظريه‌پردازان غربي اعتقادي به فطرت در شكل‌گيري شخصيت سالم ندارند و تنها متكي بر تجربه‌اند، در حالي كه اسلام دست‌يابي به شخصيت سالم را منوط به شكوفايي فطرت مي‌داند.\

حجت‌الاسلام محمدصادق شجاعي، نويسنده اين اثر، در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،‌ هدفش از نوشتن اين كتاب را ارايه و تبيين نظريه‌هاي فلسفي، اخلاقي و روان‌شناسي انسان سالم و مدل‌سازي و تبيين ديدگاه‌هاي اسلام درباره اين موضوع برشمرد.

صادقي ضمن اشاره به برخي تشابهات نظريه‌هاي انديشمندن غربي و ديدگاه‌هاي اسلامي اظهار داشت: نظريات اين انديشمندان را نمي‌توان بي‌بهره از جنبه‌هاي مثبت دانست و يكسره آنها را نفي كرد.

وي تفاوت اصلي اين دو نگرش را در مباني انسان‌شناختي آنها دانست و گفت: انديشمندان غربي انسان را منفعل و تحت تاثير عوامل جبري محيطي دانسته، نقش اختيار و معنويت انسان در تنظيم رفتار وي را ناديده مي‌گيرند، اما اسلام علاوه بر توجه به عقل كه از جايگاهي اساسي در شكل دادن به شخصيت برخوردار است، معنويت را نيز به عنوان محور شخصيت افراد در نظر مي‌گيرد. به اين ترتيب، شخصيت انسان در نگاه اسلامي از دريچه عقل، معنويت و ارتباط با خدا بررسي مي‌شود.

وي در پاسخ به اين سوال كه «جايگاه فطرت در انديشه انديشمندان غربي در رابطه با نظريه‌هاي شخصيت انسان سالم چيست؟» گفت: رفتارگرايان اعتقادي به فطرت ندارند و تنها متكي بر تجربه‌اند و تنها اسلام است كه فطرت و توانايي بالقوه را سلامت اوليه و معياري براي شخصيت سالم مي‌پندارد.

صادقي ادامه داد: نگرش اسلامي، رسيدن به شخصيت سالم را منوط به شكوفايي فطرت با استفاده از تربيت صحيح و آموزه‌هاي ديني دانسته، راه‌حل‌هايي را پيش پاي بشر مي‌نهد كه از طريق آنها شخصت افراد در مسير صحيح رشد قرار گيرد.

وي تصريح كرد: كتاب «نظريه‌هاي انسان سالم به نگرش به منابع اسلامي» در بخشي كه به مفهوم عقل مي‌پردازد، نگاهي روان‌شناسانه به آن دارد و تفسير علماي اخلاق و فلاسفه از اين مفهوم را به كار نمي‌بندد. اين بررسي در پي مشخص كردن نقش عقل در تنظيم رفتار و كاركردهاي آن در به‌كار بستن آموزه‌هاي منتج از آيات و روايات بوده است.

اين نويسنده درباره بخش‌هاي مختلف كتابش اظهار داشت: اين كتاب ابتدا به بحث درباره بهداشت رواني پرداخته، به همين منظور از نظريه انسان‌گرايي مدد مي‌گيرد، اما مباحث به همين نقطه ختم نشده، از محدوده روان‌شناسي فراتر مي‌روند. به اين ترتيب ابتدا مباني فلسفي و جامعه‌شناختي و سپس ديدگاه‌هاي اخلاقي درباره انسان سالم بررسي شده‌اند.

وي افزود: روان‌شناساني نظير فروم و فرويد و همچنين رفتارگراها نيز نظرياتي درباره شخصيت انسان سالم ارايه داده‌اند كه اين كتاب به بررسي آنها نيز پرداخته است. البته اين بخش از كتاب تنها ذكر نظريات نيست و تا حد ممكن آنها را به نقد مي‌كشد.

صادقي بخش ديگري از كتابش را بررسي ديدگاه اسلام درباره شخصيت انسان سالم و واكاوي مباني انسان‌شناختي شخصيت از نگاه اين دين برشمرد و گفت: براي اين كار آيات و روايات مربوط به موضوع كتاب مطرح شده‌اند. محيط و نوع پرورشي كه به شكل‌گيري يك شخصيت سالم منجر مي‌شود نيز از ديگر بخش‌هاي كتاب است.

اين پژوهشگر ادامه داد: دو الگو در كتاب ارايه شده‌اند كه يكي از آنها شخصيت سالم و بهنجار است كه ويژگي‌هاي شناختي و رفتاري و اخلاقي خاص خود را دارد و ديگري، شخصيتي نابهنجار است. ارايه اين الگوها كمك مي‌كند تا نگرش كاملي به شخصيت سالم پيدا و به‌خوبي آن را درك كنيم.

وي افزود: در يكي از بخش‌هاي اين كتاب جنبه معنوي شخصيت مورد بررسي قرار گرفته است تا نقش آن در كنترل رفتار انسان مشخص شود. همچنين فهرستي از اختلالات رواني نيز بر مبناي نگاه ديني دسته‌بندي شده است.

كتاب «نظريه‌هاي انسان سالم به نگرش به منابع اسلامي» از سوي موسسه آموزش پژوهشي امام خميني(ره) منتشر شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها