دو نویسنده آمریکایی با انتشار کتابی درباره سقوط سهام «وال استریت» در سال 1907، به تشریح مکانیزمهای سقوط اقتصادی پرداختهاند تا از این طریق و با ایجاد آگاهی از تکرار چنین حادثهای جلوگیری کنند.
در سقوط «وال استریت» در سال 1907 و نمونههای دیگر بحرانهایی نظیر آنچه در 1929، و سالهای 1987 و 1998 (با شدت کمتری) تکرار شد، سرمایهداران با مشاهده علائم سقوط قریبالوقوع اقتصادی به وحشت افتاده و برای برای حفظ سرمایه خود سعی کردند به سرعت آن را از بازارهای بورس خارج کنند.
در پی فروش سهام این افراد (که بیشترین سهام را در اختیار داشتند) قیمت سهام به شدت کاهش يافت و باعث شد سرمایهگذارهای کوچکتر هم اطمینان پیدا کنند که شایعه سقوط اقتصادی به حقیقت پیوسته و آنها نیز سرمایههای خود را از بازار خارج کردند. در تمام این نمونهها در نتیجه واکنشهای «دومینو»وار در اندک زمانی تمام سرمایهها از بازار خارج میشد و سقوط اقتصادی که در ابتدا تنها شایعهای بود، به حقیقت میپیوست. برخی از این بحرانها مانند سقوط 1929 تبعات شديدی داشت که تا سالها جامعه آمریکا را درگیر مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی کرد.
بخشی از رکود بزرگی که پس از بحران 1929 تقریباً به مدت یک دهه گریبانگیر آمریکا شده بود، در شاهکارهای ادبی نظیر «گتسبی بزرگ» نوشته «اسکات فیتزجرالد»، «خوشههای خشم» نوشته «جان استاینبک»، و «بیلی باتگیت» نوشته «ای. ال. دکتروف» نشان داده شده است.
اکنون «برونر» و «کار» دو نویسنده کتاب «وحشت 1907» با نشان دادن نقش کلیدی افرادی مانند «جی پیریونت مورگن» در مهار کردن روند سقوط (که خودکشی بسیاری از سرمایهداران و بانکداران آمریکایی را در پی داشت) این سوال را مطرح میکنند که در دنیای امروز آمریکا که کلیه معاملات تجاری و سرمایهگذاریها به صورت الکترونیکی و از طریق رايانه انجام میشود، در صورت بروز چنین بحرانی آیا میشود آن را مهار کرد.
به عقیده نویسندگان این کتاب، پاسخ این پرسش ممکن است سرنوشت آمریکا را دگرگون کند.
نظر شما