نگاهي اجمالي به كتاب «احزاب سياسي و گروههاي ذينفوذ»
وقتي احزاب، گروههاي ذينفوذ را به دنبال خودشان ميكشند
چاپ نخست كتاب «احزاب سياسي و گروههاي ذينفوذ» به قلم احمد نقيبزاده از سوي نشر قومس چاپ و منتشر شد.\
بر اساس مطالب كتاب، احزاب جديد كه با عنصر قوي سازمان از همگنان پيشين خود متمايز ميشدند، در فضاي كاملا بدبينانه و تنها بنا بر يك ضرورت فني مرتبط با برگزاري انتخابات قدم به عرصه نهادند، اما شتابان به بنگاههاي قوي سياسي تبديل شدند و بر تمامي زندگي سياسي جوامع مدرن پنجه افكندند. بحثهاي مربوط به خوب و بد بودن اين بنگاهها با اين جمله ماركس وبر كه گفت «احزاب فرزندان منحوس، اما ضروري دموكراسي هستند» پايان پذيرفت و از آن پس توجهات به عملكردهاي آشكار و پنهان آنها معطوف شد.
در بخشی از مقدمه اين اثر آمده است: «عملكرد احزاب در شفافسازي فضاي سياسي و استمرار حاكميت ملي و تضمين دموكراسي از يكسو و نقش آنها در تنظيم رابطه نظام سياسي و پيرامون آن، بويژه نقش مشروعيتبخش آنها، بيشترين سهم را در ماندگاري اين بنگاههاي سياسي (اصطلاحي كه وبر بكار ميبرد) داشتند. حتي زماني كه جنبشهاي اجتماعي در دههاي 1960 و 1970 احزاب را پشت سر گذاشتند و پس از آن كه در دهه 1980 دموكراسيها و نظام نمايندگي به شدت زير سوال رفته بود و گمان ميرفت به پايان تحزب رسيده باشيم، باز هم بديلي براي احزاب پيدا نشد. آنها همچنان يكهتاز عرصه سياست هستند و گروههاي ذينفوذ را به دنبال خود ميكشند.»
اين اثر در هفت فصل با عنوانهاي «پيدايش احزاب سياسي»، «گونهشناسي احزاب»، «جامعهشناسي درون حزبي»، «كارويژه احزاب»، «نظامهاي حزبي»، «حزب در جهان سوم و ايران» و «گروههاي فشار يا ذينفوذ» تدوين شده است.
به عقيده نويسنده اين اثر، اگر مفهوم حزب را به معناي عام و وسيع آن در نظربگيريم، پديدهاي است همزاد جوامع سياسي كه در آن افرادي براي كسب قدرت دست به ايجاد نوعي گروه عملياتي ميزنند. احزاب جديد يعني بازيگران صحنه سياست در نظامهاي دموكراتيك است. قدمت اين پديده تنها يكي دو قرن اخير برميگردد. همانطور كه «ليپست» و «ركان» تصريح كردهاند، شكلگيري نظامهاي حزبي آخرين مرحله از فرآيند توسعه سياسي جوامع اروپايي محسوب ميشود. آنها در تاريخ توسعه اروپايي غربي سه مرحله را از هم تفكيك ميكنند كه عبارتاند از؛ مرحله ساخت مركز سياسي، مشاركت مردمي و پيدايش نظامهاي حزبي.
در بخشي از اين اثر با عنوان «ضعف نخبگان سياسي» آمده است: «بعضي از نويسندگان ملهم از ماركسيسم مانند فراتس فانون يادآور ميشوند كه نخبگان سياسي دولتهاي جديد جهان سوم كه فاقد پايگاه اجتماعي ـ اقتصادي محكمي هستند و هيچ جامعه مدني نيز در اختيار ندارند، ناچارند براي اسقرار سلطه خود و ايجاد يك مركز حكومتي به اعمال وسيع زور، فساد و كارهاي غير قانوني متوسل شوند.»
از ديگر مباحث اين اثر ميتوان به برداشت توسعهگرايانه از احزاب، روند پيدايش، وضعيت كلي احزاب در دوره كنوني، حزب و طبقه، حزب و ايدئولوژي، نظام چند حزبي، ضعف فرهنگ سياسي و گونهشناسي گروههاي فشار اشاره كرد.
چاپ نخست كتاب «احزاب سياسي وگروههاي ذينفوذ» در شمارگان 1000 نسخه، 147 صفحه و بهاي 30000 ريال بر پيشخان كتابفروشيها قرار گرفته است.
نظر شما