به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین گردهمایی بررسی و تحلیل چالشهای زنجیره تأمین و توسعه صنعت چاپ و بستهبندی به همت اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران و اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ ایران در اتاق بازرگانی تهران برگزار شد.
در این گردهمایی که با هدف بررسی چالشها، فرصتها و راهکارهای توسعه زنجیره تأمین و صنایع چاپ و بستهبندی برگزار شد، جمعی از فعالان صنعت چاپ حضور داشتند و به طرح نکات و موضوعات خود درباره زنجیره تامین و توسعه صنعت چاپ پرداختند.
بیثباتی قیمت مواد اولیه؛ مهمترین چالش صنعت چاپ
ابتدای این نشست، بابک عابدین، با اشاره به مهمترین مشکلات فعلی این صنعت گفت: مهمترین موضوعی که امروزه صنعت چاپ با آن دستوپنجه نرم میکند، مواد مصرفی، بهخصوص در بخش سلولزی و مشخصاً کاغذ و مقواست، در بحث زنجیره ارزش و قیمت تمامشده، حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد قیمت تمامشده یک کالای بستهبندی به مواد اولیه مربوط میشود. بنابراین، چالش اصلی ما در این بخش، نبود ثبات در نرخ این کالاهاست.
عابدین با اشاره به نوسانات شدید بازار کاغذ و مقوا افزود: شرایط بازار بهگونهای شده که میتوان آن را به یک وضعیت عجیب و غیرقابل پیشبینی تشبیه کرد؛ بهعنوان مثال، ساعت حدود ۱۱ صبح، با تغییر نرخ ارز، کاغذ در بازار قیمتگذاری میشود، اما ساعت دو بعدازظهر همان کاغذ دیگر در بازار موجود نیست. گویی کاغذ تبدیل به عصا میشود و دوباره در دست توزیعکنندگان عمده قرار میگیرد تا روز بعد، با مشخص شدن دوباره نرخ دلار، مجدداً به بازار برگردد و با نرخ جدید به فروش برسد.
وی ادامه داد: این در حالی است که حتی در شرایطی که نرخ ارز مثلاً از ۲۵ به محدودههای بالاتر نزدیک شده، شاهد بودهایم که طی دو یا سه هفته، کاغذ با نرخهایی بسیار متفاوت از نرخ واقعی ارز عرضه شده است؛ بهعنوان مثال، کاغذ با نرخ دلار ۴۰۰ هزار تومان محاسبه شده، در حالی که مبنای قبلی آن حدود ۲۰۰ هزار تومان بوده است.
عابدین با انتقاد از نبود انسجام در بدنه صنعت چاپ و بستهبندی گفت: متأسفانه در بدنه صنعت چاپ و بستهبندی هنوز انسجام لازم ایجاد نشده است تا بتوانیم بهعنوان یک مجموعه واحد درباره مسائل و مشکلات این زنجیره صحبت و از منافع صنعت دفاع کنیم.
وی افزود: خیلیها صنعت چاپ و بستهبندی را صنایع پاییندستی میدانند، اما من معتقدم ما صنایع بالادستی هستیم؛ زیرا این صنعت تقاضا را در بازار ایجاد میکند. وقتی تقاضای ما وجود نداشته باشد، بسیاری از بخشهای دیگر که برای تأمین نیاز ما فعالیت میکنند نیز نمیتوانند در بازار زنده بمانند.
به گفته عابدین، در واقع، چاپ و بستهبندی در نقطه بسیار مهمی از زنجیره قرار دارد و اگر این بخش تضعیف شود، آثار آن در بخشهای مختلف زنجیره تأمین و تولید دیده خواهد شد.
انسجام در سمت عرضه و پراکندگی در سمت تقاضا
عابدین در ادامه به وضعیت بازار کاغذ و مقوا اشاره کرد و گفت: مشکلی که امروز به وجود آمده این است که در بخشی از زنجیره تأمین، یعنی واردکنندگان کاغذ، توزیعکنندگان و فعالان حوزه بازرگانی، انسجام بیشتری شکل گرفته است؛ در حالی که چنین انسجامی در بخش چاپ و بستهبندی وجود ندارد.
وی افزود: واردکنندگان عمده کاغذ و مقوا نوعی انسجام میان خود ایجاد کردهاند و قیمت کاغذ در بازار تقریباً با یک رویه مشخص عرضه میشود. بهعنوان نمونه، مقوای ایندربرد که روز گذشته حدود ۵۲۰ تا ۵۳۰ هزار تومان قیمت داشت، در مقطعی فروش آن بهطور کامل متوقف شد.
عابدین با بیان اینکه درباره کاغذ نیز امروز اختلاف قیمتها بسیار محدود است و گاهی نهایتاً با اختلاف ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان میتوان همان کالا را خریداری کرد، گفت: این نشان میدهد که در بازار کاغذ و مقوا، نوعی انسجام در سمت عرضه وجود دارد و کالا با قیمتهایی نزدیک به یکدیگر عرضه میشود.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، ما عملاً اختیار چندانی برای اعتراض یا اثرگذاری بر قیمت نداریم؛ زیرا عرضه در اختیار تعداد محدودی از فعالان است و تقاضا نیز بالاست. بنابراین، امکان تعیین نرخ روزانه برای کاغذ و مقوا وجود دارد.
تفاوت قیمت فاکتور با مبلغ واقعی پرداختی
عابدین در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نحوه قیمتگذاری و صدور فاکتور در بازار کاغذ گفت: موضوع دیگری که فکر میکنم همه دوستان در جریان آن هستند، تفاوت میان مبلغ درجشده در فاکتور و مبلغ واقعی پرداختی است، گاهی فاکتورهایی برای چاپخانهداران صادر میشود که قیمت کاغذ در آنها مثلاً به ازای هر کیلو ۱۳۰ هزار تومان ثبت شده، اما مابهالتفاوت آن تا قیمت واقعی، که ممکن است به ۵۰۰ یا ۵۵۰ هزار تومان برسد، از طریق حسابهای دیگر دریافت میشود.
او افزود: این مابهالتفاوت ممکن است به شکل افزایش وزن کاغذ در فاکتور یا دریافت مبلغی خارج از فاکتور اتفاق بیفتد و فکر میکنم بسیاری از دوستان حاضر در این جمع با چنین مسئلهای مواجه بودهاند.
عابدین تصریح کرد: اگر کاغذ با یک نرخ مشخص وارد کشور شده است، من نمیگویم سود بازرگانی و هزینه تأمین مالی و قدرت خرید بازرگان باید از بین برود؛ اما دیگر نباید کاغذ با نرخهایی معادل دو برابر نرخ ارز محاسبه شود، صرفاً به این دلیل که عرضه در اختیار تعداد محدودی است و تقاضا نیز وجود دارد.
منافع فردی در برابر منافع جمعی
وی با اشاره به رفتار برخی فعالان صنعت اظهار کرد: بسیاری از ما وقتی بهصورت فردی و انفرادی فکر میکنیم، ممکن است منافع خودمان را در اولویت قرار دهیم. برای مثال، ممکن است فردی کارت بازرگانی داشته باشد، سهمیهای برای خود ایجاد کرده باشد و کاغذ و مقوای مورد نیاز پروژههای خودش را تأمین کند.
عابدین ادامه داد: در چنین شرایطی، وقتی مواد اولیه مورد نیاز خودمان را با قیمت بازار تأمین کردهایم، ممکن است دیگر انگیزهای نداشته باشیم که برای کاهش قیمت و بهبود شرایط برای سایر فعالان صنعت تلاش کنیم.
وی گفت: حتی خود من نیز اگر در چنین شرایطی قرار بگیرم، ممکن است بگویم وقتی برای پروژههای خودم کاغذ و مقوا دارم و آن را با همین نرخ محاسبه میکنم، چرا باید برای دیگران وارد میدان شوم و تلاش کنم قیمت را پایین بیاورم؟
او تأکید کرد: به نظر من بخشی از مشکل به همین تفکر شخصی و فردی بازمیگردد؛ یعنی در شرایطی که انسجام لازم وجود ندارد، منافع جمعی فدای منافع فردی میشود.
قیمت جهانی مقوا و هزینه حمل؛ ضرورت شفافسازی قیمت تمامشده
عابدین در ادامه با اشاره به قیمت مقوای ایندربرد گفت: برای مقوای ایندربرد، قیمت حدود ۵۸۰ دلار مطرح است و در شرایط مختلف، میانگین قیمت تحویل آن حدود ۸۹۰ دلار عنوان میشود، قیمت حمل یک تراک ۲۲ تنی تا تهران نیز حدود ۵ هزار دلار است. بنابراین، وقتی هزینههای مختلف واردات، حمل، تأمین مالی و سایر هزینهها را در نظر میگیریم، باید بررسی شود که قیمت نهایی کالا بر چه مبنایی تعیین میشود.
او ادامه داد: امروز اگر قیمت را به دلار محاسبه کنیم، باید مشخص باشد که این کالا با چه نرخ ارزی وارد شده، چه میزان هزینه به آن اضافه شده و نهایتاً قیمت تمامشده آن برای مصرفکننده چقدر است.
عابدین در ادامه به فرآیند تخصیص ارز و ثبت سفارش اشاره کرد و گفت: در این بخش نیز شرایط طی سالهای اخیر تغییر کرده است. من وارد جزئیات فعالیت چاپخانهدار نمیشوم، اما در حوزه تخصیص ارز، امروز ممکن است تخصیصها با فاصلههای ۱۰، ۲۰ یا حتی ۳۰ روزه انجام شود و در مجموع فرآیند طولانیتری شکل بگیرد.
وی افزود: بسیاری از فعالان ما نیز مواد اولیه را بهصورت مدتدار خریداری میکنند؛ برای مثال، چهارماهه، پنجماهه یا ششماهه و حتی بهصورت روزشمار. در مقطعی، چکها و تخصیصها نیز بهتدریج بهروز شدند و از دورههای طولانیتر به دورههای هفتگی و روزانه نزدیک شدند.
عابدین ادامه داد: ثبت سفارش نیز در مقاطعی باز و بسته میشود، همین چند روز پیش، سهمیه باز شد و امکان ثبت سفارش فراهم شد. اما در کنار این فرآیند، افرادی نیز هستند که مانند خرید خودرو، پشت کامپیوتر مینشینند و سهمیهها را بهسرعت ثبت سفارش میکنند.
وی با اشاره به تجربه حضور در دفتر یکی از مسئولان این حوزه گفت: ما در دفتر آقای ترحمی بودیم و خود ایشان نیز در جریان فرآیند تخصیص ارز قرار داشتند. بنابراین، این مسائل در فرآیند تأمین مواد اولیه و واردات باید بهصورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد.
تفاوت نرخ ارز واردات با نرخ ارز بازار
عابدین همچنین با اشاره به نرخ ارزی که برای واردات برخی مواد اولیه مورد استفاده قرار میگیرد، گفت: بخشی از این کالاها با نرخی پایینتر از نرخ ارز آزاد وارد میشوند و در برخی موارد، نرخهایی در محدوده ۱۶۰، ۱۷۰، ۱۸۰ یا ۱۹۰ هزار تومان مطرح است؛ در حالی که نرخ ارز در بازار مبادلهای یا آزاد متفاوت است.
وی تأکید کرد: مجموعه این شواهد نشان میدهد که در نقطه تأمین کاغذ و مقوا، نوعی همبستگی و انسجام در زنجیره تأمین وجود دارد، اما در بخش چاپ و بستهبندی چنین انسجامی شکل نگرفته است.
عابدین در ادامه گفت: البته تعدادی از واحدهای تولیدی ما آنقدر قوی هستند که خودشان نیازهایشان را تأمین میکنند و توانستهاند برای مواد اولیه مورد نیاز خود راهکارهایی پیدا کنند. اما ما باید به کل صنعت چاپ و بستهبندی نگاه کنیم، نه فقط به واحدهای بزرگ و قدرتمند.
وی افزود: امروز باید توجه داشته باشیم که هرچه صنعت چاپ و بستهبندی ضعیفتر شود، همه ما در مجموع ضعیفتر خواهیم شد. در مقابل، هرچه این صنعت قویتر و پویاتر باشد، طبیعتاً امکان توسعه بیشتری نیز فراهم خواهد شد.
عابدین با اشاره به پیشنهادهای خود برای حل مشکلات صنعت گفت: من پیشنهادهایی دارم، اما نمیخواهم تمام زمان جلسه را به بیان آنها اختصاص دهم. به نظرم ابتدا باید درباره مسائل و مشکلات موجود گفتوگو کنیم تا ببینیم چه ایدهها و راهحلهایی میتوان از این نشست استخراج کرد.
وی افزود: پس از آن میتوانیم این موضوعات را در سطح کلان و با حضور تعداد بیشتری از فعالان صنعت و همچنین نمایندگان سازمانها و دستگاههای تصمیمگیر پیگیری کنیم.
او در پایان تأکید کرد: هدف این است که از چنین نشستهایی، ایدهها و راهکارهای عملی بیرون بیاید و بتوانیم با انسجام بیشتر، مسائل زنجیره تأمین، قیمت مواد اولیه و توسعه صنعت چاپ و بستهبندی را در سطوح بالاتر دنبال کنیم.

ضرورت اتحاد و همبستگی در صنعت چاپ و بستهبندی
در ادامه این نشست، علیقلی اعظمی، رئیس انجمن انجمن مدیران صنایع کارتن و ورق کشور نیز با تأکید بر ضرورت اتحاد و همبستگی میان فعالان صنعت چاپ و بستهبندی گفت: ما باید اتحاد و همبستگی خودمان را نشان دهیم تا بتوانیم به نتایج متعادل و قابل قبولی برسیم. اگر فاصله میان فعالان این صنعت بیشتر شود، در نهایت مشتریان خودمان را از دست خواهیم داد و بازار نیز از دست ما خارج خواهد شد.
وی افزود: موضوع فقط این نیست که یک فرد یا یک واحد تولیدی سود ببرد یا نبرد؛ ما باید کل صنعت را در نظر بگیریم. اگر نگاه ما صرفاً فردی باشد، در نهایت همه ما متضرر خواهیم شد.
اعظمی با اشاره به فعالیت خود در حوزه فلکسو و چاپ کارتن اظهار کرد: من در حوزههای مختلف چاپ فعالیت ندارم و کار ما فلکسو و چاپ کارتن است و طبیعتاً مشکلات عدیده و خاص خودمان را داریم، اما مسئلهای که امروز همه ما با آن مواجه هستیم، افزایش شدید قیمت مواد اولیه است.
وی با اشاره به افزایش قیمت کاغذ گفت: کاغذ در مدت حدود ۲۲ تا ۲۷ روز، نزدیک به ۲۷ درصد افزایش قیمت داشته است. یک بار حدود ۱۸ درصد افزایش قیمت داشتیم که میانگین آن حدود ۱۷.۳ درصد بود و بار دیگر نیز حدود ۹ تا ۱۰ درصد افزایش اتفاق افتاد. در مجموع، قیمت کاغذ مورد استفاده در صنعت بستهبندی در همین فاصله کوتاه حدود ۲۷ درصد افزایش پیدا کرده است.
اعظمی ادامه داد: چنین افزایشی فشار زیادی به تولیدکنندگان وارد میکند؛ زیرا ما نمیتوانیم هر بار که قیمت مواد اولیه افزایش پیدا میکند، همان میزان افزایش را به مشتری منتقل کنیم.
رئیس انجمن انجمن مدیران صنایع کارتن و ورق کشور در ادامه با اشاره به سایر مواد اولیه مورد استفاده در صنعت بستهبندی گفت: بخش قابلتوجهی از مرکبهایی که استفاده میکنیم، پایه و مواد اولیه خارجی دارند. ممکن است ما این مرکبها را از تولیدکنندگان یا فروشندگان داخلی خریداری کنیم، اما در نهایت قیمت آنها نیز بر اساس نرخ روز دلار محاسبه میشود و افزایش پیدا میکند.
وی افزود: همین وضعیت درباره نوار بستهبندی و سایر مواد مصرفی نیز وجود دارد. بنابراین، افزایش هزینهها فقط مربوط به کاغذ نیست و تقریباً تمام زنجیره مواد اولیه تحت تأثیر افزایش قیمت قرار گرفته است.
اعظمی با اشاره به آثار افزایش قیمت مواد اولیه بر بازار گفت: ما امروز واقعاً با مشکلات زیادی مواجه هستیم. وقتی قیمت کاغذ در مدت کوتاهی ۲۷ درصد افزایش پیدا میکند، بسیاری از مشتریان ما عقبنشینی میکنند.
وی ادامه داد: مشتری نمیتواند بهراحتی این افزایش قیمت را بپذیرد. از طرف دیگر، ما نیز نمیتوانیم بدون افزایش قیمت خدمات و محصولات خود، هزینههای تولید را جبران کنیم. در نتیجه، یک فشار دوطرفه ایجاد میشود که در نهایت کل زنجیره را تحت تأثیر قرار میدهد، مشتری تصور میکند چرا قیمت محصول ما ناگهان افزایش پیدا کرده است، در حالی که بخش مهمی از این افزایش قیمت ناشی از رشد هزینه مواد اولیه است؛ اما بازار همواره ظرفیت پذیرش این میزان افزایش را ندارد.
وی در ادامه به تفاوت شرایط تولیدکنندگان کاغذ با مصرفکنندگان این محصول اشاره کرد و گفت: یک کاغذساز میتواند محصولی را که تولید کرده، در انبار نگه دارد. برای مثال، ممکن است کاغذی با عرض دو متر و مشخصات خاص تولید کند و آن را در انبار نگهداری کند تا در زمان مناسب به فروش برساند.
اعظمی افزود: حتی اگر تولیدکننده انبار اختصاصی نداشته باشد، باز هم شرایط او با ما متفاوت است. ما معمولاً پیشاپیش سفارش میگیریم و براساس سفارش مشتری باید تولید کنیم. بنابراین، نمیتوانیم بهسادگی محصول را کنار بگذاریم و منتظر بمانیم تا شرایط بازار تغییر کند.
وی ادامه داد: ما کاغذ را خریداری میکنیم، آن را تبدیل به کارتن میکنیم، چاپ میزنیم و مراحل مختلف تولید را انجام میدهیم؛ اما در نهایت ممکن است مشتری بگوید چرا قیمت این محصول اینقدر افزایش پیدا کرده است. وقتی بازار کشش ندارد، مشتری نمیتواند محصول را با قیمت جدید خریداری کند و ما نیز نمیتوانیم تولید را با هزینههای قبلی ادامه دهیم.
اعظمی تأکید کرد: این اتفاق در نهایت موجب کاهش توان رقابت ما در بازار میشود. اگر قیمت مواد اولیه مرتب افزایش پیدا کند، اما بازار امکان افزایش متناسب قیمت محصول نهایی را نداشته باشد، حاشیه فعالیت تولیدکننده روزبهروز کمتر خواهد شد، مشکل فقط مربوط به یک چاپخانه یا یک تولیدکننده نیست؛ این موضوع به کل زنجیره صنعت مربوط میشود و باید همه ما آن را بهعنوان یک مسئله مشترک ببینیم.
این فعال صنعت چاپ در پایان با تأکید بر ضرورت ورود جمعی فعالان صنعت به مسائل موجود اظهار کرد: در نتیجه، باید همه ما درباره این مسائل صحبت کنیم و برای مواجهه با این چالشها وارد میدان شویم، اگر هرکدام از ما بهصورت جداگانه و فقط براساس منافع خودمان حرکت کنیم، نمیتوانیم مشکل را حل کنیم. لازم است همه فعالان صنعت در این صحنه حضور داشته باشند و درباره مشکلات مشترک خود صحبت کنند.
هدف مشترک؛ رعایت حال مصرفکننده نهایی
در ادامه این گردهمایی، مهرداد نباتچیان، فعال صنعت چاپ، با بیان اینکه ممکن است نقطهنظرهای ما در برخی موارد با یکدیگر متفاوت باشد، اما فکر میکنم هدف همه یکی است و آن هم رعایت حال مصرفکننده نهایی است، گفت: وقتی از زنجیره تأمین صحبت میکنیم، نباید آن را صرفاً زنجیره تأمین یک واحد یا یک صنف خاص بدانیم. زنجیره تأمین یک مدل بههمپیوسته است که باید با نگاه جامع و مطابق الگوهای مورد استفاده در دنیا مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به محاسبات مطرحشده از سوی بابک عابدین گفت: در محاسباتی که آقای عابدین ارائه کردند، ممکن است در برخی موارد اختلافنظرهایی وجود داشته باشد که بعداً میتوان درباره جزئیات و ظرافتهای آن صحبت کرد، اما چند نکته اولیه و اساسی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: برای اینکه بتوانیم درباره طرف دیگر این ماجرا قضاوت کنیم، باید با منطق محاسباتی آن بخش نیز بهطور دقیق آشنا باشیم. نمیتوان بدون شناخت کامل مسئله و تمام عواملی که درگیر فرآیند واردات هستند، برای آن راهکار ارائه کرد.
نباتچیان یکی از مهمترین مفاهیم در محاسبه قیمت را «نرخ جایگزینی» دانست و گفت: امروز علاوه بر قیمت تمامشده، نرخ جایگزینی نیز موضوع بسیار مهمی است.
وی توضیح داد: فرض کنید یک فعال اقتصادی ۲۰ میلیارد تومان، ۵۰ میلیارد تومان یا ۱۰۰ میلیارد تومان سرمایه در اختیار دارد. با ۲۰ میلیارد تومان امروز ممکن است بتواند ۳۰۰ یا ۴۰۰ تن مقوا خریداری و وارد بازار کند، اما شش ماه بعد با همان ۲۰ میلیارد تومان شاید فقط بتواند ۲۰۰ تن خریداری کند و مدتی بعد این مقدار به ۱۰۰ تن برسد.
او افزود: بنابراین، در محاسبات باید نرخ جایگزینی را نیز در نظر گرفت؛ اگر این موضوع را لحاظ نکنیم، ممکن است تصور کنیم قیمت کالایی که امروز فروخته میشود، بیش از حد افزایش یافته است، در حالی که تأمین مجدد همان کالا در آینده هزینه بسیار بیشتری خواهد داشت.
این فعال صنعت چاپ در ادامه درباره قیمت جهانی مقوا گفت: درباره قیمت حدود ۸۹۰ دلار، من قبول دارم که قیمت در حدود همین محدوده است؛ یعنی میتوان بازه ۸۵۰ تا ۹۰۰ دلار را در نظر گرفت. البته اعداد واقعی ثبتشده در گمرک لزوماً همیشه همین مقدار نیست و بسته به نوع واردکننده، نوع کالا و شرایط واردات ممکن است بالاتر یا پایینتر باشد.
وی افزود: همه ما از گذشته به یاد داریم که زمانی قیمت مقوا حدود ۶۰۰ دلار بود و وقتی برای ترخیص به گمرک مراجعه میکردیم، اعلام میشد که قیمت اعلامشده پایینتر از نرخ مورد قبول سامانه است و مثلاً قیمت سامانه ۷۵۰ دلار محاسبه میشود. این نرخها نیز همیشه بهروز نیستند، بنابراین، باید علاوه بر قیمت خرید کالا، زمان و هزینهای را که برای وارد کردن آن صرف میشود نیز در نظر بگیریم.
وی با اشاره به تغییر شرایط واردات گفت: در گذشته ما کالا را در حدود دو ماه وارد میکردیم و از تأمینکننده خارجی نیز اعتبار داشتیم. اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است، من خودم یک واردکننده یا تولیدکننده بسیار کوچک هستم، اما وقتی هفته گذشته در جلسهای حضور داشتیم، بزرگان این صنعت نیز حضور داشتند و اعدادی که مطرح میشد، گاهی ۱۰ یا ۲۰ برابر اعداد واحدهای کوچک بود.
وی ادامه داد: قبلاً واردکننده لازم نبود تمام پول را از ابتدا پرداخت کند، برای مثال، برای شرکت چینی یا کرهای اعتبار داشت و کالا تولید و ارسال میشد. اما امروز باید منتظر تخصیص ارز بماند، پول را به تأمینکننده پرداخت کند، سپس کالا تولید شود و در نهایت ارسال شود.
او افزود: حتی در این شرایط نیز هیچکس تاریخ دقیق تحویل کالا را به شما اعلام نمیکند. ما امروز نمونههای زندهای از این وضعیت داریم. برای مثال، به شما گفته میشود کالا در تاریخ ۱۴ جولای حمل خواهد شد، اما امروز پایان سپتامبر است و هنوز این اتفاق نیفتاده است، این شرایط موجب میشود ابزارهای واردکننده برای برنامهریزی بسیار محدود شود؛ بهخصوص در شرایطی که تحت تحریم قرار داریم و عوامل مختلفی در فرآیند واردات دخالت دارند.
وی با تأکید بر ضرورت بررسی تمام جوانب قیمت تمامشده گفت: اگر بخواهیم قیمت را بهصورت واقعی بررسی کنیم، باید تمام عوامل را در نظر بگیریم؛ از سود بازرگانی گرفته تا قیمت ارز و هزینههای جانبی، امروز ارز مورد استفاده برای این واردات، ارز دولتی نیست و مسائل جانبی نیز وجود دارد که گاهی حتی از خود خرید و فروش کالا مهمتر است.
وی توضیح داد: فرض کنید امروز مقوا را با قیمت ۸۹۰ دلار خریداری میکنید، پروفرما میگیرید، براساس تخصیصی که دریافت کردهاید کالا را ترخیص میکنید و آن را از گمرک خارج میکنید؛ اما واقعیت این است که فقط هزینه حمل یک کامیون از مرسین تا بازرگان ممکن است حدود ۸۲۰۰ تا ۸۳۰۰ دلار باشد.
او افزود: این مبلغ باید بهصورت نقدی در همان نقطه پرداخت شود. نه دولت این پول را به شما پرداخت میکند و نه بابت آن تخصیص ارزی دریافت میکنید. بنابراین، این هزینهها باید در قیمت تمامشده واقعی کالا دیده شود.
نباتچیان با اشاره به مشکلات مالیاتی این هزینهها گفت: سؤال این است که این هزینهها چگونه باید در حسابهای شرکت شناسایی شود؟ در شرایط فعلی، سازمان امور مالیاتی ممکن است این هزینهها را به شکل واقعی در قیمت تمامشده نپذیرد، ممکن است گفته شود قیمت تمامشده شما همان ۸۹۰ دلار است و هر مبلغی که بالاتر از آن فروختهاید، سود محسوب میشود. در این صورت، ۲۵ درصد مالیات نیز روی آن اعمال خواهد شد.
وی همچنین گفت: اگر نرخ دلار آزاد را مثلاً ۲۶۰ هزار تومان در نظر بگیریم و ۲۵ درصد مالیات نیز به آن اضافه شود، تازه به رقمی میرسیم که باید با نرخ امروز محاسبه شود؛ در حالی که بسیاری از هزینههای واقعی واردات در این محاسبه دیده نشده است.
وی در ادامه به فاصله زمانی میان حمل کالا و فروش آن اشاره کرد و گفت: از روزی که کالا حمل میشود تا زمانی که به انبار برسد و نهایتاً به مصرفکننده فروخته شود، کمتر از ۴۵ روز یا دو ماه زمان نمیبرد.
نباتچیان افزود: با توجه به نرخهای بهرهای که امروز در بازار وجود دارد، تأمینکننده یا فروشنده نمیتواند سرمایه خود را برای این مدت بدون هزینه در اختیار خریدار قرار دهد، بنابراین، هزینه تأمین مالی نیز به قیمت نهایی اضافه میشود و وقتی تمام این موارد را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، قیمت تمامشده واقعی مقوا در داخل انبار نمیتواند کمتر از حدود ۴۰۰ تا ۴۲۰ هزار تومان باشد.
رشد نرخ ارز در ۷۵ روز و اثر آن بر قیمت مقوا
نباتچیان در ادامه با اشاره به تغییر نرخ ارز گفت: برای اینکه ببینیم چگونه باید با این شرایط برخورد کنیم، باید کمی دقیقتر موضوع را بررسی کنیم. نرخ ارز طی حدود ۷۵ روز از ۱۸۰ هزار تومان به ۲۶۰ هزار تومان رسیده است، سرعت اتفاقات در کشور آنقدر زیاد است و هر روز با موضوع جدیدی مواجه هستیم که گاهی تصور میکنیم یک سال گذشته است، در حالی که فقط دو ماه و نیم از زمانی که نرخ ارز ۱۸۰ هزار تومان بوده، گذشته و امروز به ۲۶۰ هزار تومان رسیده است.
او ادامه داد: باید ببینیم ۷۵ روز قبل قیمت مقوا چقدر بوده است؛ آن زمان قیمت مقوا حدود ۳۱۰ تا ۳۲۰ هزار تومان بوده است. حالا وقتی نرخ ارز حدود ۴۵ درصد افزایش پیدا کرده، فروشنده نیز این افزایش را در قیمت خود لحاظ میکند.
نباتچیان با بیان اینکه اگر قیمت مقوا به محدوده ۴۵۰ هزار تومان برسد، این رقم لزوماً فاصله بسیار غیرمنطقی با قیمت قبلی ندارد، افزود: زیرا فروشنده نیز باید حاشیه سود خود را لحاظ کند، به همین دلیل، بازه ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان را باید با توجه به مجموعه عوامل مورد بررسی قرار داد.
وی در ادامه گفت: مسئله مهمتر این است که طی حدود ۱۰ سال گذشته، بهتدریج حاشیه سود فعالان بازرگانی در حوزه مقوا افزایش پیدا کرده و درصدهای مختلفی به قیمت اضافه شده است، این افزایشها در طول زمان اتفاق افتاده، اما ما در مقاطع مختلف برای اصلاح آن اقدامی نکردهایم و یکباره امروز میخواهیم با برخورد تعزیراتی مسئله را حل کنیم.
وی با طرح این موضوع که اگر بخواهیم با فشار و برخورد مستقیم عمل کنیم، ممکن است طرف مقابل بازار را ترک کند و در نهایت با کمبود مقوا مواجه شویم. بنابراین، باید به یک راهکار تدریجی و زمانبندیشده برسیم، گفت: باید برای اصلاح این شرایط در یک دوره زمانی مشخص برنامهریزی کنیم. نمیتوان انتظار داشت که همه مسائل یکشبه حل شود. باید برنامهای ششماهه یا یکساله طراحی کنیم و ببینیم با چه حمایتهایی میتوانیم این روند را کنترل کنیم.
وی نخستین موضوع مورد نیاز را نقدینگی عنوان کرد و گفت: بدون نقدینگی امکان ادامه این روند وجود ندارد. اگر سال گذشته با ۱۰۰ میلیارد تومان سرمایه میتوانستید فعالیت خود را اداره کنید، امروز ممکن است برای ادامه همان فعالیت به ۲۵۰ میلیارد تومان نیاز داشته باشید.
او افزود: اگر این نقدینگی تأمین نشود، اندازه فعالیت واحد تولیدی کوچکتر میشود و در نهایت توان آن برای خرید مواد اولیه و ادامه تولید کاهش پیدا میکند، در این شرایط باید نظام بانکی به کمک بیاید. باید بررسی کنیم چند بانک میتوانند برای تأمین این حجم از سرمایه در گردش کمک کنند. البته انجام این کار بسیار دشوار است و به یک برنامهریزی دقیق و پیگیری مستمر نیاز دارد.
وی گفت: نمیتوان انتظار داشت واحدهای تولیدی با همان میزان سرمایه سال گذشته، در شرایطی که قیمت ارز و مواد اولیه بهشدت افزایش یافته، همان حجم فعالیت را ادامه دهند.
این فعال صنعت چاپ در ادامه به یکی از مهمترین تغییرات در فرآیند تأمین مواد اولیه اشاره کرد و گفت: نکته بسیار مهم دیگری که اتفاقاً در همین سازمان نیز قابل بررسی است، زمان تخصیص ارز و رسیدن کالا به کشور است.
وی توضیح داد: سال گذشته، فارغ از اینکه میتوانستید از واردکننده کاغذ یا تأمینکننده خارجی اعتبار بگیرید، اگر تخصیص ارز انجام میشد، حداکثر ظرف دو ماه و نیم تا سه ماه کالا به ایران میرسید، اگر با سیستم سفارشگذاری ماهانه و چرخشی کار میکردید، تقریباً هر ماه مقوا به دست شما میرسید و امکان استمرار تولید وجود داشت.
وی ادامه داد: اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. سهم تخصیصی که سال گذشته مثلاً ۵ میلیون دلار بوده، امروز با همان رقم نمیتوان همان حجم کالا را تأمین کرد؛ ضمن اینکه زمان رسیدن کالا نیز حداقل به حدود شش ماه افزایش یافته است، از روزی که پول اولیه را به تولیدکننده مقوا پرداخت میکنید، عملاً امکان ندارد کالا در کمتر از شش ماه به چرخه مصرف برسد.
نباتچیان در پایان گفت: بنابراین، ما به افزایش سهمیههای ارزی نیاز داریم، همچنین باید برای آن بخش از هزینههای ارزی که در دفاتر شرکتها بهدرستی قابل شناسایی نیست، از سوی سازمان امور مالیاتی حمایت و راهکار مشخصی ارائه شود، در مسیر واردات از مبدا تا تهران، بخشی از هزینه مربوط به ارز است و بخش دیگری شامل تمام هزینههایی است که واردکننده باید جداگانه پرداخت کند. این هزینهها باید در محاسبات واقعی قیمت تمامشده دیده شود.
نباتچیان تأکید کرد: نمیتوان گفت اگر سال گذشته به یک واحد ۵ میلیون دلار سهمیه داده شده، امسال نیز با همان ۵ میلیون دلار میتواند همان میزان کالا را وارد کند. با توجه به شرایط فعلی، حداقل سهمیه مورد نیاز باید متناسب با افزایش قیمتها، زمان تأمین و سرمایه درگیر در فرآیند واردات افزایش پیدا کند.
کمبود کالا و اثر آن بر قیمت بازار
درخشانفر، دیگر فعال حوزه چاپ، نیز در این نشست با اشاره به تأثیر کمبود کالا بر قیمتها گفت: وقتی یک کالا وارد وضعیت کمبود یا همان «Scarcity» میشود، طبیعتاً قیمت آن در بازار افزایش پیدا میکند و کالا با قیمت بالاتری به بازار عرضه خواهد شد.
وی افزود: امروز اگر بخواهیم شرایط بازار مقوا را با نرخ ارز مقایسه کنیم، میبینیم که قیمت ارزی که عملاً برای خرید مقوا در بازار پرداخت میکنیم، بهنوعی با نرخهای بسیار بالاتری محاسبه میشود؛ بهعنوان مثال، اگر رقم مطرحشده را مبنا قرار دهیم، ممکن است معادل دلاری آن حدود ۴۲۰ هزار تومان باشد.
درخشانفر ادامه داد: مسئله فقط مقوا نیست. وقتی چنین اتفاقی در یک بازار رخ میدهد، نمونههای مشابه آن را در سایر کالاها نیز میتوان مشاهده کرد. برای مثال، وقتی واردات خودرو محدود یا متوقف میشود، قیمت خودروهای وارداتی در بازار داخلی به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا میکند و ممکن است خودرویی مانند تویوتا در بازار تهران با نرخ ارزی بسیار بالاتر از نرخ واقعی واردات قیمتگذاری شود.
وی با اشاره به راهکاری برای ایجاد تعادل در بازار گفت: شاید یکی از راههایی که بتوان برای این مسئله در نظر گرفت، این باشد که واحدی بهصورت مستقیم و رأساً اقدام به واردات کند و به نوعی سهمیههای موجود را تجمیع کند.
درخشانفر تأکید کرد: منظور از این پیشنهاد، جنگ یا تقابل با بازرگانان نیست؛ هدف این است که بتوانیم ساختار عرضه را تقویت کنیم و شرایطی ایجاد کنیم که کالا مستقیماً و با حجم مناسب وارد بازار شود، اگر تمام سهمیهها و ظرفیتهای واردات در کنار یکدیگر قرار بگیرد و یک واردات تجمیعی و هدفمند انجام شود، میتوان امیدوار بود که عرضه افزایش پیدا کند و بخشی از فشار موجود بر بازار کاهش یابد.
این فعال صنعت چاپ در ادامه گفت: در واقع، هدف اصلی باید این باشد که دوباره همان معادله عرضه و تقاضا در بازار شکل بگیرد. اگر عرضه به اندازه کافی وجود داشته باشد، بازار نیز میتواند به سمت تعادل حرکت کند، بنابراین، مسئله اصلی بیش از آنکه صرفاً برخورد با یک گروه از فعالان بازار باشد، تنظیم بازار از طریق تقویت عرضه و ایجاد شرایط رقابتیتر است.
درخشانفر با اشاره به دیدگاههای اقتصادی آدام اسمیت درباره سازوکار بازار افزود: وقتی عرضه یک کالا از تقاضای مؤثر آن کمتر باشد، رقابت میان خریداران افزایش پیدا میکند و قیمت بازار بالا میرود؛ در مقابل، افزایش عرضه میتواند به ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا کمک کند.
نقش سیاستهای کلان در شکلگیری مشکلات صنعت
مجید خادمی، فعال صنعت چاپ نیز در بخش دیگری از این نشست با اشاره به ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی گفت: به نظر من بخش زیادی از مشکلات را خود دولت ایجاد میکند و سیاستهای کلان کشور هم دیگر در اختیار ما نیست. اگر قرار باشد ما فعالان صنعت بتوانیم در این شرایط نقشی ایفا کنیم، همین جلسات و گفتوگوها میتواند محل نقشآفرینی ما باشد.
او تأکید کرد که برگزاری چنین نشستهایی باید با فاصله زمانی کمتری انجام شود و گفت: به نظر من این جلسه باید زودتر اتفاق میافتاد و لازم است این گفتوگوها ادامه پیدا کند.
خادمی با اشاره به پیشبینیهایی که درباره نرخ ارز در ماههای گذشته مطرح شده بود، اظهار کرد: «
یادم هست گفته میشد بهزودی دلار ۶۰۰ هزار تومانی را تجربه خواهیم کرد. اگر شش ماه پیش به این موضوع فکر میکردیم، شاید میتوانستیم پیشبینی کنیم که چنین اتفاقی ممکن است رخ دهد.
او ادامه داد: همان شش ماه پیش میتوانستیم بگوییم حداقل اطلاعات را جمع کنیم و از امکانات موجود استفاده کنیم؛ مثلاً سهمیه و امکانات را بگیریم، برویم ۱۰ هزار تن مقوا وارد کنیم و در نهایت هزینه آن را پرداخت کنیم. وقتی پول پرداخت شود، یعنی مقوا در بازار وجود دارد و واردات هم در حال انجام است.
عرضه قطرهچکانی و مدیریت بازار توسط عرضهکنندگان
این فعال صنعت چاپ در ادامه به نحوه عرضه کالا در بازار اشاره کرد و گفت: اتفاقی که در سیاستهای دولت افتاده، به بعضی افراد این امکان را داده که از شرایط سوءاستفاده کنند. اما وقتی عرضهکننده کالا را به بازار نمیآورد، در عمل عرضه را خودش مدیریت میکند، ممکن است بهجای اینکه پنج تن، پنج تن یا ۱۰ تن، ۱۰ تن کالا وارد بازار شود، عرضه به شکل خورد و قطرهای انجام شود و همین موضوع باعث شود کنترل بیشتری روی بازار وجود داشته باشد.
خادمی تأکید کرد که برای مواجهه با چنین شرایطی باید از قبل برنامهریزی کرد و افزود: «حرف همکارم درباره پیشبینی نرخ ارز هم مهم است. مطمئن باشید وقتی صحبت از دلار ۴۵۰ هزار تومانی میشود، باید به آن توجه کنیم. خاصیت یک تاجر این است که بتواند آینده بازار را پیشبینی کند.
خادمی در ادامه با اشاره به سیاستهای ارزی و اقدامات دولت گفت: من آن زمان گفتم نرخ دلار ممکن است به ۶۰۰ هزار تومان برسد. حالا همین امروز برویم ببینیم سکه را با چه نرخی پیشفروش کردند. همین سکهای که چند وقت پیش پیشفروش شد، اگر نرخهای آن را بررسی کنیم، میبینیم که خود سیاستگذار هم میداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
او همچنین به اظهارات اخیر یکی از مسئولان اقتصادی اشاره کرد و گفت: آقای همتی دیشب در مصاحبهای گفت که منابع زیادی نداریم. بنابراین اگر همین سیاست ادامه پیدا کند، باید احتمال نرخهای بالاتر را هم در نظر گرفت.
این فعال صنعت چاپ در عین حال تأکید کرد که بیان چنین پیشبینیهایی در فضای عمومی همیشه ساده نیست و گفت: شاید درست نباشد که این حرفها را همینطور جلوی دوربین مطرح کنیم، اما واقعیت این است که وقتی کشوری نفت نمیفروشد، واقعاً با محدودیت منابع روبهرو میشود و مسیرهای درآمدی و ارزی هم بستهتر میشود.
خادمی ادامه داد: در چنین شرایطی، یک تاجر درست و منطقی باید بتواند شرایط آینده را ببیند و بر اساس آن تصمیم بگیرد. بنابراین پیشبینی بازار، بخشی از ماهیت فعالیت اقتصادی است.
خادمی همچنین با تأکید بر اهمیت برگزاری چنین نشستهایی گفت: به نظر من مسیری که داریم طی میکنیم، مسیر درستی است. دوباره هم تأکید میکنم که همینکه من اینجا بنشینم و حرف همکار حرفهای خودم را بشنوم، خودش کمک است، همین گفتوگو و شنیدن تجربه و نگاه دیگر فعالان صنعت میتواند به ما کمک کند تا تصویر دقیقتری از شرایط داشته باشیم و برای مسائل موجود راهکار پیدا کنیم.

نقدینگی، تأمین مواد اولیه و نبود آمار دقیق، سه چالش اصلی صنعت چاپ است
در ادامه این گردهمایی، بیژن گلستانیان، فعال صنعت چاپ، با اشاره به چالشهای متعدد این صنعت، تأمین مواد اولیه، نوسان قیمت کاغذ و مقوا، نبود آمار دقیق از میزان مصرف و کمبود نقدینگی را از مهمترین مشکلات فعالان صنعت چاپ عنوان کرد.
وی با تشریح مشکلات موجود در این صنعت اظهار کرد: صنعت چاپ در شرایط فعلی با چند مشکل اساسی مواجه است که تأمین مقوا و مواد اولیه یکی از مهمترین آنهاست. علاوه بر مشکل تأمین، قیمت کاغذ و مقوا نیز با نوسانات قابل توجهی همراه است و این مسئله برنامهریزی و تصمیمگیری را برای فعالان این صنعت دشوار کرده است.
گلستانیان، نبود آمار دقیق از میزان مصرف را یکی دیگر از مشکلات صنعت چاپ دانست و گفت: ما واقعاً نمیدانیم میزان مصرف چقدر است و چه مقدار از مواد اولیه مورد نیاز صنعت در کشور وجود دارد یا در حال ورود است.
این فعال صنعت چاپ همچنین به جایگاه واحدهای چاپی در زنجیره تولید اشاره کرد و گفت: بسیاری از فعالان این حوزه، تولیدکننده محصول نهایی نیستند. برای مثال، یک واحد چاپی ممکن است جعبه مورد نیاز یک شرکت داروسازی یا تولیدکننده محصولات شوینده را تولید کند، اما محصول نهایی در اختیار آن واحد چاپی نیست، به همین دلیل، فعالان صنعت چاپ در واقع یکی از حلقههای زنجیره تولید هستند و هرگونه تصمیم اشتباه میتواند جایگاه آنها را در این زنجیره تحت تأثیر قرار دهد.
گلستانیان با اشاره به وضعیت واردات مواد اولیه گفت: بخشی از محمولههای مواد اولیه در مرزها قرار دارند و فعالان صنعت منتظر ورود آنها هستند. به گفته وی، تغییر قیمت مقوا نیز در برخی موارد تحت تأثیر ورود محمولههای جدید و عرضه تولیدکنندگان و واردکنندگان قرار میگیرد.
وی با تأکید بر اهمیت دسترسی به اطلاعات دقیق اظهار کرد: ما حتی آمار دقیقی از گمرکات نداریم که بدانیم چه کالایی در راه است و چه محمولههایی قرار است وارد کشور شود. اگر این اطلاعات را داشته باشیم، میتوانیم تصمیمهای دقیقتر و بهتری بگیریم.
این فعال صنعت چاپ، نقدینگی را یکی از مهمترین مشکلات فعلی این صنعت دانست و گفت: اگر وضعیت واحدهای چاپی بررسی شود، بخش قابل توجهی از سرمایه آنها به دلیل فرآیند تولید و مطالبات، نزد مشتریان باقی مانده است، بخشی از منابع مالی واحدهای چاپی نیز در ماشینآلات سرمایهگذاری شده و در کنار آن، بدهیهای بانکی، تعهدات مربوط به تأمین اجتماعی و مالیات، فشار مضاعفی بر نقدینگی این واحدها وارد کرده است.
گلستانیان همچنین تأکید کرد: حل مشکلات صنعت چاپ نیازمند توجه همزمان به تأمین مواد اولیه، ثبات قیمتها، دسترسی به آمار و اطلاعات دقیق و همچنین رفع مشکلات نقدینگی است و در این میان، زمان تصمیمگیری و اقدام نیز اهمیت زیادی دارد.
نوسانات روزانه بازار، امکان برنامهریزی را از فعالان صنعت چاپ گرفته است
عطیه سجاد، دیگر فعال صنعت چاپ، نیز با اشاره به پیچیدهتر شدن شرایط بازار گفت: وضعیت صنعت چاپ هر روز دشوارتر میشود و فعالان این حوزه حتی امکان تصمیمگیری برای یک هفته آینده را ندارند.
وی با تأکید بر فاصله میان زمان تصمیمگیری و زمان اجرای تصمیمات اظهار کرد: «هر تصمیمی که امروز بگیریم، از هر نوع خرید یا ائتلاف گرفته تا سایر تصمیمات، در نهایت قرار است نتیجه آن چند ماه بعد مشخص شود؛ در حالی که شرایط بازار بهصورت روزانه تغییر میکند و ما نمیتوانیم حتی برای هفته آینده برنامهریزی کنیم.»
این فعال صنعت چاپ در ادامه با اشاره به نوسانات شدید قیمت کاغذ، نمونهای از تجربه اخیر خود را تشریح کرد و گفت: حدود دو تا سه هفته پیش، پنجشنبه عصر، کاغذ گلاسه ۹۰ گرم را از یکی از تأمینکنندگان به قیمت حدود ۳۷۰ هزار تومان خریداری کردم. اما همان روز، بدون آنکه فاکتوری صادر شود، اعلام شد قیمت قرار است افزایش پیدا کند.
وی افزود: روز شنبه همان کاغذ را با قیمت حدود ۴۲۰ هزار تومان خریداری کردیم و در فاصله کوتاهی نیز صحبت از رسیدن قیمت به ۴۵۰ هزار تومان بود. به گفته وی، این تغییرات در فاصله زمانی بسیار کوتاهی رخ داده و برای فعالان صنعت قابل پیشبینی نبوده است.
سجاد با انتقاد از نحوه قیمتگذاری در بازار گفت: در پاسخ به اینکه چه عاملی باعث این افزایش قیمت شده، گفته میشد کالا وجود ندارد و عرضه محدود است؛ در حالی که ما میدانستیم محمولههای جدید کاغذ در راه است، در چنین شرایطی، این تصور در بازار ایجاد میشود که کالا در حال تمام شدن است، محمولههای بعدی هنوز نرسیده یا در مرزها و مسیر واردات متوقف شدهاند و همین مسئله میتواند موجب شکلگیری موج خرید و افزایش قیمت شود.
این فعال صنعت چاپ با بیان اینکه چنین اتفاقاتی برنامهریزی تولیدکنندگان را مختل میکند، گفت: ما هر تصمیمی که میگیریم باید توجه کنیم که در واقع برای چند ماه آینده تصمیم میگیریم، در حالی که سرنوشت کسبوکار ما در همین چند روز و تحت تأثیر اتفاقاتی که در بازار رخ میدهد، تعیین میشود.
وی در پایان با اشاره به تأثیر تحولات ارزی بر بازار مواد اولیه، بر ضرورت توجه به نوسانات کوتاهمدت بازار و آثار آن بر تصمیمات و برنامهریزی فعالان صنعت چاپ تأکید کرد.
وزارت ارشاد تأمین مواد اولیه صنعت چاپ را پیگیری میکند
علیرضا تقیقلعهنو، معاون دفتر چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این نشست با اشاره به مشکلات مطرحشده در حوزه تأمین مواد اولیه گفت: بخشی از مشکلات از سوی اتحادیهها و تعاونیها به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتقل میشود و در خصوص تأمین مواد اولیه نیز جلسات متعددی برگزار شده است.
وی با اشاره به پیشنهاد مطرحشده درباره ایجاد سازوکاری مشترک میان فعالان این حوزه اظهار کرد: این پیشنهاد قابل بررسی است و میتواند در زمینه ثبت سفارش و پیگیری امور، به عملکرد بهتر فعالان صنعت چاپ کمک کند.
قلعهنو افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این زمینه حمایتهای لازم را انجام خواهد داد. بنده در این جلسه به نمایندگی از آقای زارع حضور دارم و به نمایندگی از ایشان و معاونت فرهنگی اعلام میکنم که مکاتبات و پیگیریهای لازم با نهادهای ذیربط، از جمله بانک مرکزی، وزارت صمت و سایر دستگاههای مرتبط، برای حمایت از واردات مواد اولیه انجام خواهد شد.
معاون دفتر چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین درباره یکی از موارد مطرحشده درباره تضییع منابع مالی گفت: اصل موضوع صحت دارد، اما این موضوع مربوط به یک مورد بوده که به مراجع مربوط ارجاع شده و از نظر حقوقی نیز مراحل لازم را طی کرده است.
وی ادامه داد: امیدواریم بتوان دستکم بخشی از مبالغی را که به این شکل از بیتالمال تضییع شده است، بازگرداند؛ البته پیگیری این موضوع با توجه به پیچیدگیهای موجود، کار آسانی نیست.
قلعهنو با اشاره به اینکه بخشی از مسائل و تأخیرهای موجود ممکن است مربوط به دولتهای پیشین باشد، گفت: برخی از این موارد مربوط به این دولت نبوده است و در خصوص ثبت سفارشها نیز مواردی وجود دارد که در حال پیگیری است.
وی در پایان با اشاره به شرایط موجود در کشور تأکید کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این حوزه در کنار فعالان صنعت چاپ خواهد بود و تلاش میکنیم وظیفه خود را در حمایت از این بخش بهدرستی انجام دهیم.
تشکیل کنسرسیوم خرید کاغذ و مقوا برای کاهش فشار بازار
عابدین، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بستهبندی ایران، در بخش پایانی این نشست با قدردانی از رویکرد تعاملی مسئولان با فعالان صنعت چاپ، بر ضرورت تداوم این تعامل تأکید کرد و گفت: در حداقل ۲۰ سال گذشته، کمتر شاهد چنین سطحی از تعامل و عزم برای انجام اقدامات عملی در حوزه صنعت چاپ بوده است.
وی با اشاره به جلسهای با حضور واردکنندگان اصلی کاغذ و مقوا در اتاق بازرگانی تهران اظهار کرد: در آن جلسه که با حضور تعداد زیادی از فعالان و واردکنندگان این حوزه برگزار شد، آمار واردات کاغذ و مقوا مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس آمار ارائهشده، در ۹ ماهه نخست آن سال، میزان واردات نسبت به سال قبل کاهش نداشته و حتی بیشتر شده بود، اما همزمان قیمت مقوا در بازار افزایش پیدا کرده بود.
عابدین با تأکید بر نقش عرضه و تقاضا در تعیین قیمت کالاها افزود: عرضه و تقاضا قطعاً در روند قیمتها تأثیرگذار است، اما آنچه در بازار کاغذ و مقوا مشاهده میکنیم، در برخی مواقع عرضه محدود و قطرهچکانی است و نمیتوان تمام افزایش قیمتها را صرفاً به عرضه و تقاضای واقعی نسبت داد.
وی ادامه داد: در شرایطی که یک کالا در ساعت مشخصی در بازار عرضه میشود و پس از مدت کوتاهی اعلام میشود که موجودی آن به پایان رسیده، اما روز بعد دوباره همان کالا با قیمت بالاتر عرضه میشود، باید سازوکار عرضه و نحوه قیمتگذاری مورد بررسی قرار گیرد.
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بستهبندی ایران با اشاره به تجربه تلاشهای قبلی برای ساماندهی بازار گفت: در مقطعی، پیگیریهای مشترک فعالان صنعت توانست برای مدت کوتاهی به کاهش و ثبات نسبی قیمتها کمک کند، اما حوادث و شرایط بعدی مانع از ادامه این روند و تداوم جلسات و همکاریها شد.
عابدین همچنین درباره موضوع نقدینگی اظهار کرد: نقدینگی در صنعت وجود دارد، اما بخش زیادی از خریدها بهصورت نقدی یا با پرداخت مستقیم انجام میشود و تأمینکنندگان نیز برای فروش کاغذ و مقوا شرایط مالی مشخصی دارند.
وی اظهار کرد که برای حل این مشکل، باید واقعیتهای اقتصادی بازار و هزینه تأمین مالی را در نظر گرفت و نمیتوان صرفاً بر اساس شرایط ایدهآل برای صنعت تصمیمگیری کرد.
عابدین در ادامه، طرحی را برای تجمیع خرید کاغذ و مقوا ازسوی مصرفکنندگان عمده مطرح کرد و گفت: پیشنهاد این است که تعدادی از واحدهایی که مصرف قابل توجهی دارند، دور یک میز جمع شوند و میزان مصرف خود را برای یک دوره مشخص، مثلاً یک فصل یا شش ماه، بر اساس نوع، گرماژ، سایز و مقدار مصرف مشخص کنند.
به گفته وی، پس از مشخص شدن میزان نیاز و بودجه قابل تخصیص هر واحد، میتوان یک گروه نمایندگی از میان این مجموعه انتخاب کرد تا فرآیند مذاکره با تأمینکنندگان و واردکنندگان را دنبال کند.
وی پیشنهاد کرد این فرآیند با نظارت تشکلهای صنفی و دستگاههای مرتبط انجام شود و افزود: میتوان برای این مجموعه یک هیئت امنا یا گروه ناظر تعیین کرد تا دریافت پیشفاکتورها، انتخاب تأمینکننده، تعیین مبالغ، پرداخت پیشپرداخت و سایر مراحل خرید بهصورت شفاف انجام شود.
عابدین یکی دیگر از ظرفیتهای قابل استفاده برای تأمین مواد اولیه را ارز حاصل از صادرات دانست و گفت: در صورت فراهم نشدن تخصیص ارز مورد نیاز از مسیرهای رسمی، میتوان ظرفیت صادرکنندگان را برای تأمین ارز واردات کاغذ و مقوا مورد استفاده قرار داد.
وی با اشاره به وجود صادرکنندگان متعدد در کشور اظهار کرد: برخی صادرکنندگان حاضرند ارز خود را با نرخی پایینتر از قیمت بازار در اختیار واردکنندگان مواد اولیه قرار دهند و میتوان با شناسایی صادرکنندگان معتبر و ایجاد ارتباط میان آنها و مصرفکنندگان، از این ظرفیت استفاده کرد.
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بستهبندی ایران با تأکید بر اینکه هدف، ورود یکباره حجم بسیار زیادی از کالا به بازار نیست، گفت: ما نیاز نداریم در یک مرحله ۵۰ یا ۱۰۰ هزار تن وارد بازار کنیم. میتوان کار را با حدود پنج هزار تن کاغذ و مقوا آغاز کرد و آثار آن را در بازار مشاهده کرد. ورود مرحلهای و مدیریتشده مواد اولیه میتواند علاوه بر اثرگذاری بر عرضه واقعی، بر فضای روانی بازار نیز تأثیر بگذارد.
وی با اشاره به اهمیت «بعد روانی بازار» افزود: بازار تنها تحت تأثیر عرضه و تقاضای واقعی نیست و انتظارات و فضای روانی نیز بر رفتار خریداران و فروشندگان تأثیر میگذارد. بنابراین، ایجاد یک سازوکار منظم برای تأمین مواد اولیه میتواند در این بخش نیز اثرگذار باشد.
نظارت بر فرآیند تأمین تا تحویل
عابدین، در ادامه بر ضرورت نظارت بر کل فرآیند تأمین تأکید کرد و گفت: از زمان حمل کالا تا رسیدن آن به بنگاه، تمام هزینههای مرتبط، از جمله هزینههای احتمالی در مسیر، گمرک و ترخیص باید مشخص و شفاف باشد و فرآیند تحت نظارت هیئت امنا انجام شود. در نهایت، هر واحدی که در این فرآیند مشارکت مالی داشته باشد، متناسب با میزان مشارکت خود مواد اولیه دریافت میکند و میتواند آن را برای مصرف خود مورد استفاده قرار دهد.
وی در پایان تأکید کرد که این طرح هنوز نیازمند بررسی و تکمیل است و قطعاً در مسیر اجرای آن موانع و چالشهایی وجود خواهد داشت، اما میتوان با همکاری تشکلهای صنفی و فعالان صنعت، این موانع را شناسایی و برطرف کرد.
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ ایران گفت: هدف اصلی این است که با ایجاد یک اتحاد و سازوکار مشترک میان فعالان صنعت چاپ، بخشی از مشکلات تأمین مواد اولیه و نوسانات بازار کاغذ و مقوا مدیریت شود.
عابدین بیان کرد: بنابراین، اگر بتوانیم با تجمیع ظرفیتها و سهمیههای وارداتی، عرضه کالا را افزایش دهیم، میتوانیم به جای تمرکز صرف بر برخورد با قیمت، از مسیر تنظیم عرضه و تقاضا برای ایجاد تعادل در بازار استفاده کنیم.
نظر شما